چهارشنبه, ۲۳ خرداد, ۱۴۰۳ / 12 June, 2024
مجله ویستا

روانپریشی فرهیختگان


هفته قبل همایش جالبی به ابتكار مركز پژوهش های علمی دانشجویان و معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشكی تهران در بیمارستان امام خمینی ره تهران برگزار شد كه محور آن را بررسی وضعیت سلامت روان دانشجویان علوم پزشكی تشكیل می داد. این همایش یك روزه نخستین همایشی بود كه موضوع فوق العاده حاد و مهم سلامت روانی را بین دانشجویان پزشكی كشور مورد بررسی قرار می داد. گرچه خیلی دیر، ولی به هر حال همین همایش دیرهنگام هم نشان می دهد كه بالاخره این قضیه آنچنان وضعیت بدی پیدا كرده است كه مسوولان به فكر تحلیل و بررسی این مشكل افتاده اند.بیایید از اینجا شروع كنیم كه اصولا در جامعه ما توجه به سلامت روانی اهمیت بسیار پایینی دارد و هیچ وقت به طور جدی و اصولی مدنظر قرار نگرفته است. مردم جامعه ما به خصوص در شهرهای بزرگ و به ویژه در تهران، فوق العاده اعصاب ضعیفی دارند و با كوچكترین تحریكی از كوره در می روند و داد و فریاد به راه می اندازند. شاید تقصیری هم نداشته باشند. فشارها و استرس های زندگی آنقدر سنگین و وحشتناك است كه برای مقاومت در برابر آنها به چیزی فراتر از اعصاب فولادین نیاز داریم. مشكلات كمرشكن اقتصادی، ترس و ابهامات شغلی، نارسایی های اجتماعی و ... عمده ترین مشكلاتی است كه از دهان مردم می شنوید.یكی از مهمترین اقشار جامعه دانشجویان هستند كه جدا از تمام مشكلات كلی فوق، مشكلات جزیی ولی به مراتب فرساینده تری به استرس های محیطی شان افزوده می شود كه متاسفانه بسیاری از مشكلات نه تنها حل نمی شوند، بلكه به محض ورودشان به جامعه، این مشكلات ابعاد مضاعفی پیدا می كنند كه می تواند به فروپاشی شخصیتی هر انسان منتهی شود.
از بین تمام رشته های دانشگاهی، پزشكی وضعیتی به مراتب حساس تر از بقیه رشته ها دارد. پزشكان به طور مستقیم با جان انسان ها سروكار دارند و تصور كنید مشكلات روحی و روانی یك پزشك می تواند به چه نتایج اسفباری منجر شود.نگرش جامعه ایران نسبت به پزشكان مدت هاست كه تغییر كرده و خود پزشكان و دانشجویان پزشكی با نگاهی سرسری به وضعیت همكاران خود می توانند نظرات ناخوشایند مرتبط با حرفه شان را دریابند، ولی تحصیل در این رشته شوخی بردار نیست. درس های رشته پزشكی بی نهایت سنگین و زیاد است كه باید بدون راه گریز تمام آنها را آموخت. در عین حال تحصیل در این رشته ۷ سال طول می كشد كه از تمام رشته های دانشگاهی دیگر بیشتر است. ۷ سال مداوم درس خواندن برای هر كسی دشوار است. از اواسط دوره، كارهای بیمارستانی هم آغاز می شود كه حتی تعطیلات تابستانی تمام دانشجویان را از دانشجویان پزشكی می گیرد. كشیك دادن های متعدد و متوالی، مواجهه مستقیم و بی واسطه با بیماری های خطرناك و واگیردار، برخورد با مقوله مرگ و فشارهایی از این دست، استرس كشنده ای به دانشجویان پزشكی وارد می كند كه استرس های ثابت و همه گیر اجتماعی را تشدید می كند. حال به تمام این استرس ها، تاریك بودن واضح آینده شغلی، مشكلات مالی مرتبط با این رشته ، توقع بالا و تغییرناپذیر اجتماع و ناتوانی در پاسخگویی های آتی به آنها را بیفزایید تا شاید تصوری باز هم ناواضح از یك دانشجوی پزشكی یا پزشك تازه فارغ التحصیل به دست آورید. بنابراین شاید بروز مشكلات روانی در دانشجویان پزشكی چندان هم دور از ذهن نباشد. این شاید چیز تازه ای نباشد، ولی می توان پرسید برای حل این مشكل تاكنون چه راهكاری ارایه شده است؟ پاسخ متاسفانه واضح است؛ هیچ.
یكی از اصلی ترین دلایل بروز این مشكلات به مدیریت غلط دانشكده های پزشكی بازمی گردد كه بدون توجه به این شرایط ناخوشایند، ساز بدآهنگ همیشگی خود را كوك و وضعیتی به مراتب بدتر برای دانشجویان ایجاد می كنند.همایش یك روزه بررسی مشكلات روانی دانشجویان اعلام كرده است كه حدود ۱۷ درصد دانشجویان ورودی به دانشگاه ها دچار اختلالات رفتاری یا مشكلات اعصاب هستند. خودتان فرض كنید كسانی كه با چنین پس زمینه روانی وارد دانشگاه می شوند، قرار است با چه اوضاع و احوالی فارغ التحصیل شوند؟طبق اعلام دكتر ظفرقندی، آمار شیوع مشكلات روانی در بین دانشجویان گروه پزشكی در برخی آمارها حتی ۱۰ برابر رشته های دیگر اعلام شده است. بنابراین می توان فرض كرد كه چه حجم عظیمی از فارغ التحصیلان رشته پزشكی با مشكلات حاد عصبی و روانی فارغ التحصیل می شوند و این اوضاع در مواجهه با استرس های خاص محیطی تا چند برابر افزایش می یابد. قرار است این پزشكان چه كنند؟ پاسخی وجود ندارد.توجه به یك نكته دیگر هم خالی از لطف نیست. به گزارش ایسنا، وزارت بهداشت و درمان اخیرا اعلام كرده است كه ۲۸ میلیون نفر از افراد كشور تحت پوشش طرح كنترل بیماری های روانی قرار دارند. شما این رقم تكان دهنده را به سادگی ۲ برابر كنید تا شمای كوچكی از واقعیت سلامت و در واقع عدم سلامت روانی جامعه ایرانی را به دست آورید، چون معمولا به همان اندازه عدد آمارهای رسمی در ایران، عدد غیر رسمی هم وجود دارد.میانگین سن خودكشی در ایران پایین تر از كشورهای غربی است ولی آمار خودكشی هم سیری صعودی داشته است.وقتی وضعیت فرهیختگان و افراد تحصیلكرده جامعه ایرانی بر طبق مطالب قبلی تا این حد بد باشد، شاید انتظار از افراد عادی جامعه امری خنده دار به حساب آید.بی توجهی به امر بهداشت روانی در جامعه ایران كم كم دارد عوارض ترسناك خود را نشان می دهد و به خصوص شیوع مشكلات روانی در اقشار اصطلاحا سطح بالا، ولی در واقع نه چندان سطح بالا نظیر پزشكان و سایر تحصیلكردگان، عمق این مشكلات را نشان می دهد.ثبت نام داوطلبان كنكور سال بعد مدتی است كه به پایان رسیده است. از میان این افراد چند نفر با اختلال روانی وارد دانشگاه می شوند و چند نفر آدم تقریبا سالم، بیمار بیرون می آیند تا درصد روانپریشی جامعه ما افزایش یابد.
منبع : خبرگزاری فارس