چهارشنبه, ۲۳ خرداد, ۱۴۰۳ / 12 June, 2024
مجله ویستا


شادی‌ها و غم‌هایم را با تو تقسیم می‌کنم


شادی‌ها و غم‌هایم را با تو تقسیم می‌کنم
عشق چیست؟ به نظر می رسد سؤال بسیار ساده ای مطرح شده است اما آیا واقعا این طور است؟همه ما در مورد عشق صحبت می كنیم، در مورد آن كتاب های زیادی خوانده ایم و این كلمه را بسیار زیاد به كار می بریم.
وقتی كسی عاشق می شود چه تغییری در رفتارش ایجاد می شود؟نگاهش رویایی و بیشتر اوقات لبخند بر لبانش ظاهر می شود، در تنهایی ها زمزمه های عاشقانه دارد، برای دیدن معشوق لحظه شماری می كند، انجام كارها را به سرعت پایان داده، قدم ها را سریع برمی دارد، نبضش تندتر می زند و برای ملاقات با او شتاب می كند. چشم هایش می درخشد و مشتاقانه به لحظات با معشوق بودن فكر می كند. اما عشق چیست؟
تقریبا بیشتر افراد در پاسخ به این سؤال جملات مشابهی را می گویند از جمله این كه «او عزیزترین فرد است در قلب من.» «خیلی برایم ارزش دارد.» «زندگی بدون او غیرممكن است.» «اگر اتفاقی برایش بیفتد من می میرم.» «وقتی با او هستم احساس خوبی دارم.» اما هیچ كس دقیقا نمی گوید عشق چیست؟عشق احساسی است كه دو نفر را به هم مرتبط می كند و قابل توصیف نیست. افراد عاشق فقط به فكر شاد كردن معشوق هستند و در عشق های عمیق حتی برای زمان كوتاه هم نمی توانند از هم دور باشند. هر نوع رابطه دیگر را به خاطر عشق خود فراموش كرده و فدا می كنند. حاضرند برای هم بمیرند و مواردی هم دیده شده كه این كار را انجام داده اند.
عشق احساسی غیرقابل توصیف است. فقط باید آن را تجربه كرد. آیا می توانید مزه شكر را برای كسی كه تا به حال هیچ ماده شیرینی را نچشیده است توضیح دهید؟ هرگز قادر نخواهید بود. بلكه آن فرد باید شكر را بچشد. عشق هم همینطور است باید عاشق شد تا معنی عشق را درك كرد.
ازدواج یكی از آداب و رسوم قدیمی است. نمی توان به راحتی توضیح داد چگونه دو نفر علاقه دارند با هم ازدواج كنند. آیا فقط به خاطر این كه در كنار هم زندگی می كنند؟ ازدواج در فرهنگ ها و مذاهب مختلف ارزش بالاتری دارد.
در اكثر خانواده ها در ابتدای ازدواج عكس های زیبای شب عروسی و عكس هایی از شادی ها به چشم می خورد ولی پس از گذشت چند سال گویی شادی ها هم كمتر شده، علت چیست؟ از بین رفتن عشق و علاقه؟
چگونه زوجین می توانند پیوندی بین قلب هایشان به وجود آورند تا شادی ها برای همیشه باقی بماند؟
چطور پیوند زناشویی به پیوند قلب ها تبدیل می شود؟وقتی دو نفر احساس نزدیكی زیادی با هم داشته باشند، مراقب شریك زندگی خود خواهند بود. افكار و دیدگاهشان یكی می شود.
در تمام غم ها و شادی ها با هم هستند، در این خانواده هیچ خطری وجود ندارد آنها سازش نمی كنند. زندگی كه همواره با سازش دوام پیدا كند چه لذتی خواهد داشت؟ به زندگی اطرافیان خود دقت كنید بیشتر آنها در حال سازش با یكدیگرند. با هم بودن تنها با پیوند قلب ها امكان پذیر است. چطور می شود ازدواج را به پیوند قلب ها تبدیل كرد؟
در قدم اول باید خیلی شفاف در مورد همه چیز برخورد كرد. به همسر خود بگویید چه احساسی دارید (نسبت به او نسبت به خودتان). همه ما لحظاتی با خود خلوت كرده و درد دل می كنیم. ما با خودمان شفاف هستیم زیرا نگرانی در مورد عكس العمل خود نداریم. با همسرمان هم باید این گونه باشیم. شفافیت در صحبت كردن دو منفعت دارد «آگاهی همسر از نقطه نظرها و علائق شما و صداقت.» وقتی همه چیز را برای او بازگو می كنید مهم ترین پیام شما صداقت خواهد بود. «من كاملا به تو اعتماد دارم.» «من كاملا با تو راحت صحبت می كنم.» «من هیچ چیز را از تو پنهان نمی كنم.» اما شما در برابر برخورد شفاف همسرتان چه عكس العملی دارید؟ در ابتدا ممكن است غافل گیر شوید. اما از او تشكر كنید. و این طور فكر كنید كه اولا چه كسی با من صحبت می كند؟ ثانیا آیا شخص مهم تر است یا آنچه مطرح شده؟ آیا من قاضی خوبی هستم؟ آیا فقط من تعیین می كنم چه چیز خوب و چه چیز بد است؟ به این ترتیب كسی برای حفظ زندگی مجبور به مهار شخصیت خود نیست. با گفتگو یكدیگر را بهتر درك خواهید كرد.
قدم بعدی احترام گذاشتن به فرد مقابل و عقاید اوست. البته اگر در موردی احساس بدی دارید آن را با احترام مطرح كنید و اجازه دهید همسرتان متوجه شود كه شما علاقمندید بعضی از امور تغییر كند.
متأسفانه در بیشتر خانواده ها تا مدت های طولانی طرفین از عقاید یكدیگر بی اطلاع هستند. هر دو خود را مهار كنند تا شاید بتوانند زندگی مشترك را حفظ كنند. این زندگی لذتی نخواهد داشت.
ما برای هم ساخته شده ایم؟
یك زوج جوان دست در دست هم در پارك قدم می زنند. به نظر می رسد رابطه صمیمی بین آنها برقرار است. اما آیا آنها واقعا برای هم ساخته شده اند؟ چه وقت دو نفر برای هم ساخته شده اند؟ آیا باید عقاید و سلیقه های كاملا یكسانی داشته باشند؟ یا به عكس چنانچه در علم فیزیك آمده كه دو بار مخالف یكدیگر را جذب می كنند زوجین دارایی عقاید مخالف می توانند نسبت به هم علاقمند شوند؟ یا بر سر اختلاف سلیقه ها همیشه جنگ و دعوا خواهند داشت؟
می توان گفت حداقل در بیشتر خانواده ها اختلاف سلیقه امری طبیعی است. وقتی می گوییم دو نفر برای هم ساخته شده اند یعنی هر یك شخصی مناسب برای دیگری است. هیچ شخص دیگری در دنیا به جز او وجود ندارد كه بتواند برای همسرش زوج بهتری باشد. آنها هنگام با هم بودن بهترین ساعات را در كنارهم می گذرانند و شادی دلپذیری تمام وجودشان را در بر می گیرد.
یكی بودن عادات، طرز لباس پوشیدن و هوای مورد علاقه تنها عوامل موثر در نزدیك شدن دلها نیست. بلكه دوست داشتن به خاطر دیگری، احساس تعلق به جسم و روح و قلب و كلمات فرد مقابل، احساس رضایت عمیق در زمان با او بودن است كه نشان می دهد این هر دو برای هم ساخته شده اند.
هدف اصلی در زندگی مشترك طرف مقابل را خوشحال كردن و خوشحال نگه داشتن است.
با دقت به رابطه مادر و كودك در می یابیم آنها با هم یك حلقه ارتباطی بسیار قوی ایجاد كرده اند و هیچ كس شك نمی كند كه آنها برای هم ساخته شده اند. اگر زوجین هم چنین حلقه ارتباطی را با هم داشته باشند زندگی موفقی دارند.
آیا فراموش كرده اید كه تصمیم داشتید همسرتان را خوشحال كنید؟«من در جوانی عادت داشتم نقاشی كنم، به سالن بدنسازی بروم، روزهای تعطیل به كوه بروم و... هنوز هم به این امور علاقه دارم ولی بعد از ازدواج به دلیل اشتغال زیاد همسرم و یا به این دلیل كه او علاقه چندانی به این امور نشان نمی دهد این ها را فراموش كرده ام.»
این حالت به روابط بسیاری از خانواده ها صدمه می زند. انتظار می رود زوجین بیشتر به علایق هم توجه داشته باشند. متاسفانه بسیاری از تمایلات مخصوصا در خانم ها در همان ابتدای ازدواج سركوب شده و اجازه بروز پیدا نمی كند. و این مسئله روابط خانوادگی را خدشه دار می كند.
البته مردانی هم هستند كه به برآورده كردن مطالبات همسرشان اهمیت می دهند ولی افرادی كه خود مختار هستند روز به روز شرایط را سخت تر می كنند. البته بعضی از خانم ها خود این مسئله را دامن می زنند و به جای مطرح كردن مطالبات خود، آن را پنهان می كنند آنها نگرانند كه مبادا دردسری ایجاد كنند. در حالی كه اگر از ابتدا با همسرشان صحبت می كردند چه بسا راهی برای رفع نیازهای خود می یافتند. آنچه مسلم است سكوت راه حل مناسبی نیست.
هر انسانی نیازمند آزادی است و باید در جهت احیاء آن تلاش كند.
آیا از آنچه به آن عشق می ورزید مراقبت هم می كنید؟آیا نگران از دست دادن چیزی هستید كه از معشوق بدست می آورید؟ و یا نگران صدمه دیدن معشوق خود می باشید؟
كسانی كه از عشق خود مراقبت می كنند زندگی موفقی خواهند داشت. اگر شما واقعا به كسی عشق بورزید از او مراقبت می كنید، زیرا عشق یعنی مراقبت. شما چگونه عاشقی هستید؟
اجازه دهید مثالی بزنیم: همسر شما چند روزی است دیر به منزل می آید چه فكری می كنید: افكار شما در مورد عشقتان پاسخ های زیادی می دهد آیا شك دارید كه ممكن است او عاشق فرد دیگری شده؟ یا این كه فكر می كنید نكند اشكالی پیش آمده كه همسرم را مشغول كرده؟ اگر جواب شما جواب آخر نیست باید در مورد رابطه خود با همسرتان تجدیدنظر كنید در این رابطه عشقی وجود ندارد.
مادری كه فرزندش دیر به منزل می آید هرگز تصور نمی كند او مادر دیگری برای خود پیدا كرده باشد.دوست داشتن یعنی بخشیدن و از خود گذشتن. لازمه عشق این است كه شما معشوق را خوشحال كنید. عشق یعنی از صمیم قلب در تمام مراحل زندگی یكی شدن با كسی كه دوستش می دارید.
در غیر این صورت عشقی وجود ندارد بلكه تظاهر به عشق ورزیدن و عاشق بودن است. اگر عاشق هستید باید مراقب خوبی برای عشق خود باشید.
آیا عشق به تنهایی برای تداوم زندگی كافی است؟عشق یك راه انتقال است. جذابیت های روحی و لذتهای حاصل از آن زود از بین می رود مهم تر از آن این است كه شما بدانید همسرتان از شما و شما از اویید. شما باید با هم سفر كنید.
وقتی عشق از بین می رود چه اتفاقی می افتد؟ زوجین به دلیل احساس وظیفه در كنار هم زندگی می كنند و زندگی بدون عشق را ادامه می دهند.
اگر به عقب برگردیم در چند دهه گذشته زوجین بیشتر از یكدیگر مراقبت می كردند و اسم آن را عشق می گذاشتند در واقع اساس رابطه آنها مراقبت بود. مادر از كودك مراقبت می كند چون مسئولیت دارد و كودك به او تعلق دارد. مشابه این رابطه در زوجین موفق است. آنهایی كه مراقب هم باشند زندگی مشترك آنها تداوم بیشتری دارد.
افكاری نظیر «من می خواهم آزاد باشم.» «من اشتباه كرده ام». «من خوشحال نیستم.» «باید با كسی ازدواج می كردم كه بهتر از این بود.» و افكاری مشابه این ها زندگی را به جدایی ختم می كند. این نوع تفكر یعنی «خودمحوری» آنچه مورد مراقبت و توجه است «خود» است نه دیگری. اگر این طور فكر كنم كه همسرم هم به من تعلق دارد و باید مراقب او باشم. این فكر باعث تداوم زندگی است.
منبع : روزنامه کیهان