جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا


موزه ای در حال تخریب


موزه ای در حال تخریب
شکل فعلی این پل که در گزارش ثبتی آن متعلق به دوره سلجوقی دانسته شده است، نشانگر قدمت آن نیست. بلکه با توجه به کلیه شواهد و مدارک موجود، می توان اساس آن را متعلق به دوره ساسانی دانست. وجود هسته سنگی و همین طور راهدارخانه ای در کنار آن، و همچنین نام خود پل (پل دختر) و موقعیت سوق الجیشی آن، و عریض شدن بستر رودخانه کرج بعد از این نقطه، که امکان زدن پل دیگری را بر روی آن با مشکل مواجه می کند، همه نشان دهنده قدمت آن است که بحث آن در اینجا نیست. (برای توضیح بیشتر رجوع کنید به مقاله پل کرج در سفرنامه ها، مجله آباد بوم، شماره ،۲۳ شهریور ،۱۳۸۳ به قلم همین نگارنده) اما در متون تاریخی موجود، از زمان سلجوقی به این سو، همواره از پل کرج نام برده شده است. حمد الله مستوفی، (متوفی به سال ۷۵۰ ه . ق _ دوره سلجوقی) می نویسد: «... پل دارای یک تاق بوده و به آن پل خاتون گفته اند و چنان که گفته اند، به یادبود زبیده، زن هارون الرشید، به این اسم نامیده شده است...» (۱) (البته واژه خاتون یا دختر اشاره به آناهیتا، ایزدبانوی آب در ایران باستان است، نه زبیده).
پیترو دلا واله نیز (در ژانویه ۱۶۱۷ م / ۱۰۲۶ ه .ق) به تشریح این پل می پردازد. با شرح وی، مشخص می شود که شاه نشین بین دو دهانه پل، در زماه شاه عباس صفوی، و به دستور وی ساخته شده است: «... شاه غروب پنج شنبه حرکت کرد و ما نیز عازم شدیم. بعد از یک شب، راه پیمایی، به رود بزرگی رسیدیم که بر روی آن پل بسته بودند. این آب«کرحرود »(رود کرج که سابقاً کرحرود خوانده می شد و در کنار آن دهکده بزرگی واقع شده که همین نام دارد.) من که هفت فرسنگ را پیموده بودم و می دانستم که اردو به این زودی ها نخواهد رسید، در اتاق زیبای جدید تمیزی که شاه دستور داده بود برای استراحت مسافران، قدری بالاتر از آب در پایین پل بر روی رودخانه بسازند و اطراف آن باز است، به خواب خوشی فرو رفتم...» (۲)
اوژن فلاندن نیز، در دوره قاجار (۱۸۴۱ م / ۱۲۵۷ ه . ق) به تشریح پل پرداخته و در عین حال، تصویری که وی از پل کشیده است، قدیمی ترین تصویری است که از آن در دسترس است: «... چون از قزوین بیرون شدیم، از پلی آجری که برروی رود کرج زده شده و آبش از البرز سرازیر می شود، گذشتیم. این پل در وسط، دهانه ای مرتفع و بزرگ دارد که پایه هایش بر روی صخره هایی قرار گرفته و همین که فصل باران می گردد و آب از کوه سرازیر می شود، بدین رود وارد شده، از دهانه این پل می گذرد. دو طرف این دهانه بزرگ، دو دهانه کوچکتر است که به همان وضع و هیأت است، ولی پایه هر یک مرتفع تر و برای آن است که جریان آسان تر انجام گیرد...»(۳)
میرزا حسین فرهانی (دوره قاجار) نیز می نویسد:
«... از مهمانخانه شاه آباد به حصارک می رود و چهار فرسخ است. دو فرسخ که رفت به پل کرج می رسد، کرج پنج چشمه، بنا آن از قدیم است. بانی معلوم نیست... »(۴)
اما ناصرالدین شاه از فردی به نام« حاجی عبدالکریم »نام می برد، که احتمالاً آخرین مرمت ها را بر روی پل انجام داده است:« ... از پلی گذشتیم که حاجی عبدالکریم در روی پل کرج ساخته بود...»(۵)
مراد از آنچه در بالا آورده شد، این است که اهمیت بنا، به عنوان موزه معماری کرج که شامل دوره های گوناگون تاریخی می شود، بر خواننده معلوم شود.
هیچ بنای دیگری در این منطقه، با این قدمت وجود ندارد. کاروانسراهای موجود نیز، حداکثر متعلق به دوره صفویست. تپه های باستانی هم، هیچ یک شامل بناهایی با چنین قدمتی نیستند.
اما در حال حاضر، تاق اصلی پل در حال فرو ریختن است. دلیل آن، با توجه به نوع شکاف قابل رؤیت به نظر می رسد که مربوط به حرکت در پایه های پل باشد. آب بر مثلثی شکل آن نیز تخریب شده و پایه میانی آن در معرض خطر مستقیم آب بردگی قرار دارد.
آن چه ضروری به نظر می رسد، عملیات رفع خطر، برگرداندن موقت جریان آب به دهانه کوچک پل و مرمت آب بر مثلثی آن است تا در فرصت مناسبتری، مطالعات آسیب شناسی دقیقی بر روی پی و پایه های پل انجام گرفته و براساس نتایج آن، طرح مرمت ریخته شود.
اما متأسفانه، اداره میراث فرهنگی کرج، با تمام تلاش خود نتوانسته است بودجه لازم را (حتی برای عملیات رفع خطر) فراهم کند و خطر فروریختن پل و نابودی این موزه تاریخ معماری منطقه، هر روز، بیش از پیش می شود.
از این رو، از تمامی دست اندرکاران شهر و ارگان های مربوطه نیز نظیر فرمانداری، شهرداری و...، و همین طور تمامی فرهیختگان و دوستداران میراث فرهنگی و تمامی مردم فرهنگ دوست کرج درخواست می شود، تا دیر نشده، به یاری فرهنگ و تمدن منطقه و یکی از قدیمی ترین بناهای در معرض خطر تمدن کهن ایرانی برخیزند. هرچه زودتر، هرچه زودتر.
پانوشت ها:
۱- لسترنج: جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، انتشارات بنگاه ،ترجمه و نشر کتاب، تهران ،۱۳۳۷ ص ۲۳۵
۲- پیترو دلاواله: سفرنامه، ترجمه دکتر شجاع الدین شفا، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران ،۱۳۷۰ صص ۲۸۸ و ۲۸۹
۳- اوژن فلاندن: سفرنامه، ترجمه حسین نور صادقی، به نقل از کتاب سرزمین قزوین تألیف دکتر پرویز ورجاوند، صص ۶۳ و ۶۴
۴- میرزاحسین فرهانی: سفرنامه، به اهتمام حافظ فرمانفرماییان، انتشارات مرکز تحقیق و مطالعه تمدن و فرهنگ ایران و خاورمیانه دانشکده ادبیات، تهران ،۱۳۴۲ ص ۶
۵- ناصرالدین شاه: شهریار جاده ها، یادداشت های روزنامه ناصرالدین شاه در سفر عتبات، به کوشش محمدرضا عباسی و پرویز بدیعی،انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، ،۱۳۷۲ ص ۹

مهندس سیاوش درودیان
منبع : روزنامه همشهری