شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا

بان کی مون روی صندلی داغ


بان کی مون روی صندلی داغ
«بان کی مون»، وزیر امور خارجه سابق کره جنوبی در حالی دبیرکل سازمان ملل متحد شد که بسیاری از تحلیلگران نسبت به توانایی های وی در اداره امور این سازمان تردید داشتند.
هنوز هم با وجود اینکه نزدیک به دو ماه از تصدی بان کی مون به سمت دبیرکلی سازمان ملل گذشته منتقدان وی همچنان حاضر نیستند از موضع انتقادی خود کوتاه آمده و او را لایق این منصب بدانند.
زمانی که ابتدای ماه بان کی مون در ژانویه سال جاری کار خود را در سمت دبیرکلی آغاز کرد، مطبوعات آمریکایی منتقد، بان کی مون نوشتند کره جنوبی با صرف میلیاردها دلار و دادن امتیازهای کلان به کشورهای آلمان و ژاپن تلاش کرد حمایت ها را برای دبیرکلی شدن بان کی مون افزایش دهند، کره ای ها تصور می کردند، با دبیرکل شدن وزیر امور خارجه شان فضای سیاسی جهان به نفع آنها تغییر کرده و خواهند توانست امتیازهای بسیاری از این فضا کسب کنند.
● اولویت های «بان کی مون» در سازمان ملل
نخستین دغدغه «بان کی مون» همانطور که همگان تصور می کردند، اهمیت دادن به مسئله کره شمالی و چالش های موجود میان همسایگان رو کرده بود. از همان ابتدا «بان کی مون» اعلام کرد، دغدغه نخستش فعالیت های هسته ای کره شمالی است. وی همچنین اعلام کرد، تلاش می کند، روابط تعلق مانده دو کره را دوباره زنده کرده و مذاکرات عادی سازی روابط میان کره شمالی و کره جنوبی را از سر گیرد.
موضع بان کی مون درباره اتحاد دو کره تاکنون به وضوح بیان نشده است. از یک سو دبیرکل سازمان ملل ابراز امیدواری کرده که بتواند زمینه ای برای اتحاد دو کره ایجاد کند اما وی از سوی دیگر در یک گفت وگوی خصوصی گفته بود اگر کره جنوبی بخواهد با کره شمالی متحد شود، متحمل خسارت های بسیار سنگینی خواهد شد. این موضوع نشان می دهد که «بان کی مون» در یک موضع دوگانه تنها به دنبال ایجاد رابطه با کره شمالی است. این دیدگاه، نقطه نظر دولت کره جنوبی نیز هست.
دولت کره جنوبی معتقد است که ایجاد رابطه با کره شمالی از تهدیدهای احتمالی و خطرات ناشی از دولت کمونیستی این کشور نسبت به کره جنوبی می کاهد. به ویژه اینکه کره شمالی تا به حال بارها همسایه جنوبی را تهدید نظامی کرده و موشک های مهلک اش را در مرزهای خود با این کشور مستقر کرده است. تصمیم گیران مسوول دقیقا به همین دلیل خواستار برقراری رابطه با کره شمالی هستند.
یکی از دلایل اهمیت «بان کی مون» نزد سیاستمداران کره جنوبی نیز دقیقا همین است. به اعتقاد مقام های عالی رتبه کره جنوبی، دبیرکل شدن وزیر امور خارجه آنها باعث تقویت جایگاه این کشور در مجامع بین المللی می شود و در پی آن کره جنوبی خواهد توانست، فشارهای بیشتری را بر کره شمالی وارد کرده و بسیاری از خودسری های کره شمالی را به کمک مجامع بین المللی کنترل کند.
اولویت دوم «بان کی مون» همانطور که وی بارها اعلام کرده، مسئله دارفور است. به اعتقاد وی فاجعه دارفور بزرگ ترین فاجعه کنونی جهانی است که «بان کی مون» قبل از انتخاب به دبیر کلی سازمان ملل، در نشست مدیران ارشد سازمان ملل همچنین با انتقاد از شرکت های نفتی و برخی کشورهای قدرتمند جهانی گفته بود، زمانی که شرکت های نفتی به مقام های عالی رتبه کشورهای قدرتمند گوشزد می کنند که منابع نفتی غنی در سودان دفن شده، جنجال ها بر سر دارفور اوج می گیرد. اما همان افراد هنگامی که متوجه می شوند، دستیابی به منابع نفتی سودان چندان آسان نیست، فاجعه دارفور را فراموش می کنند و هیچ اقدامی در جهت رفع این بحران نمی کنند.
«بان کی مون» حتی در آن جلسه از مقام های ارشد سازمان ملل خواسته بود، فاجعه دارفور را به عنوان یک فاجعه جهانی که نیاز به کمک مبرم و زودرس مجامع بین المللی دارد، اعلام شود.
«بان کی مون» در ابتدای ژانویه هنگامی که دبیرکل سازمان ملل شد، رسما اعلام کرده پایان دادن به بحران کره شمالی و حل و فصل فاجعه دارفور در اولویت فعالیت های این سازمان است.
اما آنچه ناظران بین المللی را شگفت زده کرده موضع گیری بان کی مون در بحران عراق است. بسیاری انتظار داشتند، از آنجایی که کره جنوبی خود در جنگ عراق درگیر است و با آمریکا در عراق مواضع متحد دارد، به همین دلیل «بان کی مون» نیز باید به بحران عراق اهمیت ویژه ای دهد. گرچه بارها از بحران امنیتی عراق ابراز ناخرسندی کرده و فعالیت های تروریستی در این کشور را محکوم کرده اما طرح یا برنامه ای برای پایان دادن به خشونت های عراق پیشنهاد نداده است.حتی در جریان دیدار «بان کی مون» با «جورج بوش» رئیس جمهوری ایالات متحده چندان به موضوع عراق پرداخته نشد. موضوعی که انتقادهای بسیاری را متوجه بان کی مون کرد.
● انتقادها به بان کی مون
قبل از آغاز به کار «بان کی مون» در سمت دبیرکلی سازمان ملل انتقادها نسبت به انتخاب وی بالا بود.
روزنامه واشنگتن پست در یک مقاله انتقادی به تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۶ نوشت که «بان کی مون» با یک بی خبری کامل از اتفاق های دنیای کنونی به سمت دبیرکلی سازمان ملل خیز برداشته است. ایشان نه به درستی می داند فعالیت های نظامی روسیه که به زودی تبدیل به یک تهدید بزرگ جهانی می شود، در چه مرحله ای است، نه برنامه ای برای پایان دادن به بحران های دارفور دارد و نه اطلاعات دقیقی از روند کنونی عراق می داند.
در زمانی که بان کی مون به دبیرکلی سازمان ملل انتخاب شد در ابتدای ژانویه کار خود را آغاز کرد و به طور رسمی اولویت های خود را متمرکز به فعالیت های هسته ای کره شمالی و بحران دارفور اعلام کرد، انتقادها نسبت به وی افزایش یافت. نخستین سوالی که بسیاری از کارشناسان از وی می پرسیدند این بود که آیا دبیرکلی جدید، فکری برای عراق خونین، لبنان آشفته، فلسطین بحرانی و روابط پرتنش روسیه با دنیای غرب نکرده است؟!
«کولوم لنیچ» نویسنده روزنامه واشنگتن پست در یک مقاله کاملا انتقادی خطاب به دبیرکلی سازمان ملل نوشت، بسیار واضح است که دولت کره جنوبی تنها برای قوت بخشیدن به منافع خود، بان کی مون را به منصب دبیرکلی سازمان ملل رسانده است.
ایشان هیچ اطلاعی از دنیای غیر از دو کره ندارد، به همین دلیل اولویت های خود را نیز تنها به کره شمالی و دارفور محدود کرده است. اگر ایشان اظهارنظری درباره بحران دارفور می کند به این دلیل است که به همراه کوفی عنان سفرهایی به این منطقه بحران زده داشته است. اگر این سفرها نبود ایشان هیچ چیز در چنته خود درباره دارفور نداشتند.»
«بنی آونی» سردبیر روزنامه «نیویورک سان» نیز در سرمقاله ای به تاریخ ۲۵ دسامبر ۲۰۰۶ نوشت، درحالی که خاورمیانه غرق در بحران های شدید سیاسی است و اتفاق های لبنان، فلسطین و اسرائیل به گونه ای است که هر آن احتمال یک جنگ داخلی تمام عیار در منطقه وجود دارد آقای «بان کی مون» اولویت های خود را به بحران کشور همسایه زادگاهش و دارفور متمرکز کرده است.
گویا ایشان به این خاطر دبیرکل بزرگ ترین مجمع بین المللی جهان شده که تنها مشکل کشور متبوع خود را حل کند. اما انتقادها زمانی علیه «بان کی مون» پررنگ تر شد که وی از اعدام صدام حسین رئیس جمهوری مخلوع عراق استقبال کرد و آن را یک اقدام مثبت برای اجرای عدالت در حق یک دیکتاتور منفور دانست.در اعتراض به این گفته «بان کی مون»، روزنامه ایتالیایی پالرمو به نقل از مشاور «رومانو پرودی» نوشت، نباید زیاد از گفته های آقای «بان کی مون» تعجب کرد، ایشان تازه کار هستند و هنوز با بسیاری از اصول سازمان ملل آشنا نیست. آقای بان کی مون هنوز نمی داند که نباید اعتقادات شخصیش را هنگامی که درمسوولیت عالی سازمان ملل بسر می برد، ابراز کند.اما با تمام این انتقادها، می توان به مثمرثمربودن فعالیت های «بان کی مون» امیدوار بود.
نباید فراموش کرد، مصالحه «پیونگ یانگ» با مجامع بین المللی در زمان دبیرکلی بان کی مون به وقوع پیوسته و افزایش فشارهای فعلی بر دولت سودان برای پایان بخشیدن به فجایع دارفور نیز ماحصل تلاش های «بان کی مون» است.
اظهارات وی درباره اعدام صدام نیز اگرچه با واکنش شدید غربی ها مواجه شد اما تاثیرات بسیار مثبتی بر عرصه سیاسی عراق گذارد و باعث شد تا حمایت ها از دولت و حکومت کنونی عراق افزایش یابد. بنابراین هنوز این احتمال وجود دارد که وی بتواند تا پایان دوران چهارساله اش کارنامه قابل قبولی از خود به جای بگذارد.
سیدعلی موسوی خلخالی
منبع : روزنامه کارگزاران