دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

رهبری عامل حفظ تعادل جمهوریت و اسلامیت نظام


رهبری عامل حفظ تعادل جمهوریت و اسلامیت نظام
● مقدمه
زمانی که این سطور توسط حقیر نگاشته می‌شود هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم در یک زمان کوتاه موفق به دیدار روی مبارک رهبر فرزانه انقلاب شوم. شعف و شادمانی این دیدار آنچنان انگیزه در من ایجاد نمود که وصف آن از عهده قلم خارج است. امید است این قلیل نگارش‌ها ادای دینی باشد برای اسلام و انقلاب ولو اندک. در این مقال می‌خواهم به این نکته بپردازم که کارکرد رهبری در حفظ نظام و ایجاد یک ثبات و تعادل پایدار بین اسلامیت و جمهوریت چگونه است. لذا این مهم بر اساس مطالعه سیر تاریخی انقلاب و بر مبنای ۶ عامل مهم و اساسی مورد بررسی و کنکاش قرار می‌گیرد.
انقلاب اسلامی در یک فرآیند نسبتا طولانی و بر اساس روشنفکری ملی، رشد ظرفیت‌های اجتماعی و انتخاب خودخواسته مردم سالاری توام با دینداری از سوی توده‌های مردم شکل گرفت. این روند تدریجی که به دست ملت بزرگ و محترم ایران با رهبری حکیمانه پیر جماران امام امام خمینی به سر منزل مقصود رسید را می‌توان نمونه استثنایی از اجتماع عوامل و فاکتورهای مهم و تاریخی ذیل تحلیل کرد :
۱) تصمیم بر اساس رشد فکری و بلوغ سیاسی یک ملت
۲) مشارکت همه جانبه مردم در یک تحول عظیم سیاسی
۳) روند تدریجی و تکاملی بر اساس روش آزمون و خطا
۴) همگامی دین و دینداران و علمای دینی در عصر فرار از دینداری
۵) رهبری حکیمانه و خردورز
۶) تلفیق دین و سیاست
اکنون جا دارد که به طور خلاصه و مختصر به بررسی این عوامل پرداخته و محصول آن که مردم سالاری دینی در قالب حکومت جمهوری اسلامی است مورد بازبینی قرار دهیم:
۱) تصمیم بر اساس رشد فکری و بلوغ سیاسی یک ملت
پس از شکل گیری تحولات عظیم سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی در غرب و حرکت به سوی مدرنیته و خروج از جهان قدیم، امواج این جریان سراسر جهان را فراگرفته و ملت‌ها به سمت رشد و تکامل امروزی رهنمون ساخت. مهاجرات ایرانیان در واپسین دهه‌های قرن گذشته و سال‌های آغازین قرن جاری شمسی و آشنایی با علوم جدید و دنیای نیمه مدرن آن روز موجب شد که رشته‌های جدید علوم و فنون در کشور با سرعت بیشتری راه‌اندازی و دانشگاه‌های مدرن، قوانین مدنی و مظاهر رشد و ترقی نظیر اتومبیل، قطار، سینما و امثالهم وارد کشور شده و سرمنشأ بسیاری از تحولات گردد. به آرامی مردم در سراسر کشور با این مسائل آشنا شده و خو گرفتند. تاثیر این موضوعات در زمینه‌های گوناگون اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... موجب بروز حوادث تازه‌ای گردید. از انقلاب مشروطه، شکست استبداد صغیر، انتخاب رضا پهلوی به عنوان رئیس جمهور، تاسیس بانک‌های ایرانی و بیمه‌های ملی، تاسیس دانشگاه تهران تا نهضت ملی شدن نفت، توجه به سخنان و روشنگری‌های امام خمینی (ره) از مراجع نوظهور حوزه علمیه قم، قیام ۱۵ خرداد و غیره از جمله بخش‌های این مسیر رشد و ترقی فهم و شعور ملت ایران می‌باشد.
در آخرین دهه از عمر منحوس رژیم ظالم پهلوی یعنی حدفاصل سال‌های ۱۳۵۷-۱۳۴۷ مظاهر رشد و توسعه یافتگی بیشتری در کشور بروز کرد. از جمله می‌توان به رشد سینما، تلویزیون، موسیقی، کتابخوانی، مطالعه، تحصیلات دانشگاهی، حمل و نقل مدرن هوایی و زمینی اشاره نمود. به سرعت ملت ایران در این عصر گام‌های پیشرفت و توسعه را در عرصه‌های داخلی و ملی تجربه کرده و این رشد مادی با ارشادات آیت الله سید روح الله موسوی امام خمینی از نجف همراه می‌شود. ملت نیمه بیدار ایران کاملا هوشیار و بیدار و مطالبات بیشتری از جنبه‌های مادی را از حکومت وقت خواستار است. اما حاکمان زمانه از سر نادانی و کج فهمی این ترقی و رشد ملی را مغایر و متضاد با منافع خود و کشور تعبیر کرده و کمر همت سرکوب مردم می‌بندد، غافل از اینکه این رشد و توسعه اجتماعی و فکری قابل خاموشی و فراموشی نیست.
با حساسیت نشان دادن حکومت وقت، قاطبه مردم تحریک شده و آن دسته از اقشاری که نسبت به موضوع بی‌تفاوت بودند نیز سعی در آگاهی یافتن و سرانجام همراهی با این روشنگری عمومی نمودند. در نهایت این سیر تکاملی منجر به عزم و تصمیم ملی بر اساس رشد و بلوغ سیاسی در جهت تشکیل یک حکومت غیر دیکتاتوری و مردم سالارانه در ایران شد.
۲) مشارکت همه جانبه مردم در یک طرح تحول عظیم سیاسی
در این مقال جای بحث در باب تعاریف واژه‌های سیاسی نظیر اصلاحات، انقلاب، کودتا و امثالهم نیست اما بنا به ضرورت پیرامون واژه انقلاب یادآور می‌شود که اساس آن تغییر کامل حکومت، تشکیل حکومت جدید و سرنگونی حاکمیت جاری است.
شاید بتوان در این جریان سه نسل متفاوت را شمرد. نسل اول افرادی که نهضت مشروطه را شکل داده و به سرانجام رسانید. نسل دوم گروهی که نهضت ملی شدن صنعت نفت را کلید زد و نسل سوم جمعیتی که از سال ۱۳۴۱ و ۴۲ با حکومت درگیر و گام‌های پایانی انقلاب را به همراه سربازان در گهواره پیر جماران برداشتند.
اما نکته‌ای که حائز اهمیت است در جریان اقدام نسل اول فرآیند انقلاب بیشتر نخبگان سیاسی و قومی درگیر بودند تا عموم توده‌های مردم که انحراف مشروطیت خاصه پس از مرحوم مدرس ناشی از همین عدم همراهی ملی تعریف می‌شود.
نسل دوم که با همراهی بیشتری از مردم همراه بود به واسطه عدم وجود یک رهبری کامل و فراگیر نهایتا دچار تفرقه و دلسردی شده و مردم از دور انقلابیون متفرق شدند. این جدایی نهایتا منجر به شکست در اهداف بلندمدت شده و تنها هدف کوتاه‌مدت که ملی شدن نفت بود، محقق می‌گردد. نکته‌ای که در اینجا قابل توجه است، آن‌‌که انفکاک در رهبری دینی و سیاسی درسی تاریخی برای ملت ایران شد تا آنجا که نسل سوم به پشتوانه تجربیات قبلی و رهبری موثر حضرت امام سیری ۱۵ ساله را آغاز و به منزل مقصود می‌رساند. مهمترین بخش در عملکرد نسل سوم حضور یکپارچه و مشارکت همه جانبه توده‌های مردمی در شکل‌گیری این تحول عظیم سیاسی است.
۳) روند تدریجی و تکاملی بر اساس روش آزمون و خطا
به طور کلی انقلاب‌ها به دونوع انقلاب‌های کلاسیک و انقلاب‌های مدرن تقسیم می‌شود. هر انقلاب مستلزم زمان تدریجی و شیوه خاص به خود است. به طور مثال انقلاب‌های کلاسیک توام با اعمال زور و خشونت به قصد ایجاد تغییرات اساسی در نظام حاکم یک جامعه می‌باشد اما انقلاب‌های مدرن بر یک سری از اصلاحات اساسی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و غیره با استفاده از روش‌های علمی و آکادمیک است.
ملت سرافراز ایران بهای این عزت و عظمت را آنچنان که مقام عظمای ولایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظله العالی در فرمایش خود مورخ پانزدهم آبان‌ماه سال جاری (۱۳۸۷) در جمع کارگزاران حج بیان فرمودند، به طور ساده و اتفاقی به دست نیاورده است. با نگاهی اجمالی به تارخ معاصر و بررسی سیر تدریجی حوادثی که منجر به پیروزی انقلاب می‌گردد این نکته اثبات می‌شود که ملت ایران با استفاده ناخواسته از روش آزمون و خطا و پس از تجربه حوادث و وقایع تلخ و شیرین فراوانی به موضوع شکل گیری انقلاب می‌رسد و با آگاهی و درایت کامل و به دور از هرگونه شتابزدگی دست به تشکیل نظام جمهوری اسلامی با رای بی‌نظیر در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ می‌زند. شروع این وقایع انقلاب مشروطه ارزیابی می‌شود که به طور مشروح‌تری مورد بازبینی قرار می‌گیرد.
از اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار نارضایتی مردم از ظلم وابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید. نوشته‌های روشنفکرانی مثل حاج زین‌العابدین مراغه‌ای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینه‌های مشروطه خواهی را فراهم آورد. سخنرانی‌های سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا می‌کرد. نشریاتی مانند حبل المتین و چهره‌نما و حکمت و کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر می‌شدند نیز در گسترش آزادیخواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.
کشته شدن ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطع ریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه‌خواهی را سبب شد.
اگر چه از مدتی قبل شورش‌ها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ داده بود، اما شروع جنبش را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر می‌کنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دو نفر سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تائید عین الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و هواداری از مشروطه و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عین الدوله و عزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد.
عده‌ای از مردم و روحانیان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظیم رفتند. مظفرالدین شاه وعده برکناری صدراعظم و تشکیل عدالتخانه را داد. هنگامی که به وعده خود عمل نکرد، علما از جمله آقا سید محمد طباطبائی و آقا سیدعبدالله بهبهانی به قم رفتند و تهدید کردند که کشور را ترک می‌کنند و به عتبات عالیات خواهند رفت. عدهای هم در سفارت انگلیس متحصن شدند.
عین الدوله با گسترش ناآرامیها در شهرهای دیگر استعفا کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظم شد. بالاخره مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ امضا کرد. علما و دیگرانی که به حضرت عبدالعظیم و قم رفته بودند بازگشتند و تحصن در سفارت انگلیس پایان یافت. مردم صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفتند.
▪ کودتای ۲۸ مرداد
بریتانیا پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ایران، منابع بسیاری را در منطقه و به ویژه ایران از دست داده بود، با قطع امید از رسیدن به توافق، وارد مطالعه طرح یک کودتای نظامی شد.
▪ ۱۶ آذر ۱۳۳۳
از مهمترین حرکت‌های سیاسی و دانشجویی در تاریخ ایران، اعتراض دانشجویان در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به ورود معاون رئیس جمهور آمریکا، ریچارد نیکسون، به خاک ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. دانشجویان دانشکده‌های فنی، حقوق و علوم سیاسی، علوم‌، دندانپزشکی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود تظاهراتی علیه رژیم کودتا برپا کردند. روز ۱۵ آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و مأموران در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند. این درگیری‌ها منجر به مرگ سه تن از دانشجویان به دست مأموران حکومت پهلوی شد.
▪ ۲ فروردین ۱۳۴۲
حمله به مدرسه فیضیه قم در روز ۲ فروردین ۱۳۴۲ شمسی مطابق با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) روی داد. پس از این که نظام سلطنتی پهلوی لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نیز لوایح شش‌گانه و انقلاب سفید (شاه و ملت) را مطرح کرد، برخی روحانیون و در رأس آنها امام خمینی (ره) نسبت به برخی موارد آن همچون حق رای دادن زنان که شاه به زنان ایرانی اعطا کرده بود، اعتراض کردند. امام خمینی نوروز سال ۴۲ را عزای عمومی اعلام کرد.
▪ ۱۵ خرداد۱۳۴۲
در سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ماموران امنیتی به خانه امام خمینی در قم حمله کردند و او را که روز پیش از آن در روز عاشورا در مدرسه فیضیه قم، سخنانی بر ضد حکومت گفته‌بود، دستگیر و به زندانی در تهران منتقل کردند. چند ساعت پس از حادثه، گروهی از طرفداران امام در قم و تهران به خیابان‌ها ریختند و دست به تظاهرات زدند. در این روز تعدادی از تظاهرکنندگان کشته شدند.
▪ ۴ آبان ۱۳۴۳
امام خمینی در این روز بر ضد تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در شهر قم به سخنرانی پرداخت، وی در این سخنرانی سعی کرد ضمن تبیین نظرات خود در مورد لایحه مذبور خطر آن برای مردم و استقلال و تمامیت ارضی کشور را گوشزد کند.
در طی این سخنرانی، ایشان بارها به آمریکا و شخص شاه حمله لفظی کرد.
▪ ۱۳ آبان ۱۳۴۳
در پی سخنرانی آیت‌الله امام خمینی (ره) در روز ۴ آبان علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون، حکومت وقت تصمیم به تبعید ایشان به ترکیه گرفت، در روز ۱۳آبان ۱۳۴۳ ماموران ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) امام خمینی را در قم دستگیر و به وسیله هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید کردند.
▪ ۲۰ مهر ۱۳۵۰
جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در تخت جمشید و با حضور سران و سفرای بسیار از کشورها در ۲۰ مهر ۱۳۵۰ آغاز شد.
به عقیده بسیاری از ناظران، هدف محمدرضا شاه پهلوی از برگزاری این جشن‌ها، یادآوری قدرت و ابهت باستانی ایران، به رخ کشیدن ثبات، امنیت و قدرت فعلی (به ویژه برای همسایگان عرب) و همچنین تاریخ پربار ایران با صرف پول‌های هنگفت و ریخت و پاش‌های وحشتناک بود.
▪ ۱۱ اسفند ۱۳۵۳
در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ محمدرضا پهلوی دستور تشکیل حزب سراسری و واحد رستاخیز را اعلام کرد، این نخستین بار در تاریخ نوین سیاسی ایران بود که این کشور به روش تک‌حزبی اداره می‌شد.
▪ ۲۵ اسفند ۱۳۵۴
در آخرین روزهای سال ۱۳۵۴ دو مجلس سنا و ملی طرح تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی را مطرح و تصویب کردند، این امر ظاهراً در راستای سکولاریزه کردن حکومت برداشته می‌شد ولی عملا آتش خشم مومنین را برافروخت و مخالفت‌هایی را نیز برانگیخت.
اما مهمترین وقایع که در آخرین سال سلطنت پهلوی یعنی سال ۱۳۵۷ همزمان با بهار انقلاب شکل گرفت، بدین شرح است:
▪ ۱۰ فروردین
در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد طی اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت رهبران انقلاب(در راس آن‌ها امام خمینی)شدند.
▪ ۲۵ اردیبهشت
در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیری‌های مردم با عوامل رژیم پهلوی‎‎، دولت جمشید آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوب‌ها دستور شدت عمل داد.
▪ ۱۵ خرداد
به مناسبت سالگرد قیام خونین ۱۵ خرداد، در تهران و شهرستان‌ها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.
▪ ۲۱ مرداد
درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.
▪ ۲۵ مرداد
اعلام حکومت نظامی توسط دولت جمشید آموزگار.
▪ ۲۸ مرداد
جنایت وحشیانه آتش سوزی در سینما رکس آبادان.
▪ ۵ شهریور
سقوط دولت جمشید آموزگار و تشکیل دولت شریف امامی.
▪ ۱۷ شهریور
این روز (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) بعدها به جمعه سیاه مشهور شد، در این روز راهپیمایی و اعتراضات مردم در میدان ژاله (شهدای فعلی) تهران به خشونت کشیده شد و عده زیادی از هموطنان شهید و مجروح شدند.
▪ ۲ مهر
منزل امام خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید.
▪ ۳ مهر
حزب رستاخیز که توسط حکومت پهلوی تأسیس شده بود، منحل گردید.
▪ ۱۰ مهر
به دلیل افزایش فشارها در عراق، امام خمینی تصمیم به ترک این کشور و ورود به کویت گرفت، اما دولت کویت به وی مجوز ورود نداد.
▪ ۱۳ مهر
در پی جلوگیری از ورود امام خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت وی به نجف، با تقاضای دولت وقت شاهنشاهی، امام خمینی به فرانسه تبعید می‌شود.
▪ ۱۷ مهر
تغییر مکان امام خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو. همزمان با اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آ‎غاز گردید.
▪ ۲۹ مهر
اعتصاب کارکنان صنعت نفت.
▪ ۸ آبان
آیت‌الله طالقانی (یکی از رهبران انقلاب) از زندان آزاد شد.
۱۰ آبان
ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.
▪ ۱۳ آبان
تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.
▪ ۲۳ دی
به دستور امام خمینی (ره) شورای انقلاب تشکیل گردید.
▪ ۲۶ دی
محمدرضا شاه پهلوی ظاهراً به منظور معالجات پزشکی از کشور فرار کرد.
وی در آخرین مصاحبه خود در خاک ایران (در فرودگاه مهرآباد) چنین گفت:
محمد رضا پهلوی: یک مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم؛ ضمنا هم گفته بودم تا خیالم راحت بشود و دولت مستقر بشود، بعد مسافرت خواهم کرد.
خبرنگار: اعلی‌حضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
محمد رضا پهلوی: بستگی به حالت مزاجی من می‌توانم بگویم دارد.
خبرنگار: نخستین نقطه‌ای که اعلی حضرت تشریف‌فرما می‌شوند کجا خواهد بود؟
محمد رضا پهلوی: فکر می‌کنم به آسوان (مصر) برای استراحت برویم و اولین نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.
▪ ۳ بهمن
شورای سلطنت که برای حفظ نظام سلطنتی در ایران تشکیل شده بود، منحل گردید.
▪ ۴و۵ بهمن:
دولت بختیار به منظور جلوگیری از حضور امام خمینی (ره) در کشور به مدت سه روز فرودگاه‌های کشور را بسته اعلام کرد.
▪ ۹ بهمن
فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.
▪ ۱۲ بهمن
امام خمینی در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده می‌شوند، ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه امام خمینی پس از پانزده سال تبعید وارد ایران شدند.
فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راهپیمایی و تظاهرات را برای ۳ روز آزاد اعلام کرد.
نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.
امام خمینی در بهشت زهرا حضور یافتند و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب به سخنرانی پرداختند.
مسیر تقریبی امام خمینی از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا(قبرستان اصلی تهران)۱۶ بهمن
بختیار گفت: هر کس اکثریت داشت، حکومت می‌کند.
آیت الله طالقانی گفت: ما رهبران اسلامی داعیه حکومت نداریم.
▪ ۱۷ بهمن
بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند. دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.
▪ ۱۹ بهمن
نیروی هوایی ارتش با امام خمینی پیمان بستند.
▪ ۲۰ بهمن
طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.
ساعت ۹ شب سربازان گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران(خیابان دماوند) حمله نمودند.
▪ ۲۱ بهمن
دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت ۴ بعدازظهر اعلام نمود.
امام خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمود.
▪ ۲۲ بهمن
با اعلام بی‌طرفی تمامی نیروهای نظامی، حکومت سلطنتی ایران (پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.
آنچنان که در این سیر تاریخی مشهود است، نظام مقدس جمهوری اسلامی ما با تحمل سختی‌ها و مرارت‌های فراوانی به دست آمده و در این روند پر فراز و نشیب، تصمیم ملت بر اساس شواهد و تجربیات تاریخی با به‌کارگیری نا ژمشهود و ناخواسته روش آزمون و خطا بوده است. چنانکه گاهی ملت به سمت مشروطه می‌رود گاهی مشروعه. گاه با مصدق و کاشانی است، گاه دیگری. روزی مجاهدت‌های موتلفه اسلامی را می‌بیند روزی نظاره‌گر مجاهدین خلق و انحرافات درون سازمانی آنهاست؛ و از این دست حوادث بسیار.
علی رضایی میر قائد
منبع : سایت تابناک