چهارشنبه, ۳ مرداد, ۱۴۰۳ / 24 July, 2024
مجله ویستا


خلاقیت و نوآوری


خلاقیت و نوآوری
۱) مقدمه
آرامش زندگی در گرو برآوردن نیازهاست. نیازها به طور كلی به ۵ گروه تقسیم می‌شوند:
▪ نیازهای فیزیولوژیكی
▪ نیاز به امنیت
▪ نیازهای اجتماعی
▪ نیاز به احترام
▪ نیاز به خودیابی
كه بترتیب نیازهای اولی نیازهای رده پایین و نیازهای آخری نیازهای رده بالا به حساب آمده و نیاز به خودیابی حد بالای نیازهاست.
برآورده شدن مناسب نیازها شرط لازم برای بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال یك فرد گرسنه و آواره هرگز به فكر پرواز بر فراز كوهها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند كه خلاقیت در نیاز متولد می‌شود همانگونه كه بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشكلی خاص بلكه برای برآورن نیازی خاص به وجود آمده‌اند.
۲) اصول اولیه خلاقیت
به طور كلی خلاقیت فرایندی است كه طی زمان ادامه داشته و ابتكار، انطباق‌پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می‌آیند و می‌تواند جوابگویی برای مشكلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده‌اند: اول اینكه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آنكه احتمال وقوع آن بسیار كم باشد. اما باید توجه داشت كه نو بودن و اصالت با آنكه شرط لازم خلاقیت است اما كافی نیست. زمانی یك پاسخ را می‌توان بخشی از یك فرایند خلاقیت به شمار آورد كه تا اندازه‌ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد. دوم خلاقیت باید گره‌ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد. سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتكاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد. در جمله‌ای كوتاه می‌توان اینگونه بیان كرد «خیلی‌ها ایده‌های خوب دارند اما عده كمی آنها را عملی می‌كنند». همچنین یكی از عواملی كه معمولاً با خلاقیت مربوط می‌دانند موضوع هوش است.
۳) وجوه هوش
یك مبنای طبقه‌بندی، نوع فرایند و یا نحوه عملكرد خاصی است كه انجام می‌گیرد. این نوع طبقه‌بندی شامل ۵ گروه اصلی از توانشهای هوشی می‌باشد كه عبارتند از عوامل
▪ شناخت
▪ حافظه
▪ تفكر همگرا
▪ تفكر واگرا و
▪ ارزشیابی.
شناخت، كشف و یا كشف دوباره و بازشناسی است. حافظه عبارت از حفظ آن چیزی است كه درك شده است. در تفكر واگرا ما در جهات متفاوت تفكر می‌كنیم، گاهی به تفحص می‌پردازیم و گاهی در جستجوی تنوع هستیم در حالی كه در تفكر همگرا اطلاعات به یك جواب درست و یا به بهترین جواب شناخته شده و قراردادی منتج می‌گردد. واضح است كه یكی از توانشهای تفكر واگرا گوناگونی پاسخهایی است كه تولید می‌شود. این نوع تولید تماماً زاده اطلاعات ارایه شده نیست. در اینجاست كه مبحث انعطاف‌پذیری در تفكر پیش می‌آید كه از مباحث اصلی خلاقیت به شمار می‌آید.
با این حال در بررسی افراد خلاق این نتیجه به دست آمده است كه اگر چه داشتن حد معینی از هوش لازم است ولی شرط كافی نیست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده‌اند در حالی كه افراد با هوش متوسط می‌توانند افراد خلاق برجسته‌ای باشند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اكتسابی باشد تا فطری و می‌توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد.
۴) خصوصیات افراد بسیار خلاق
از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه شده است. البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه اینكه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد:
▪ تمایل به تعریف و تمجید از خود دارند
▪ اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پیچیدگی و حتی بی‌نظمی در دریافتهای خود هستند بدون آنكه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند. این بدان معنی نیست كه آنان فی نفسه بی‌نظمی را دوست دارند بلكه پرمایگی موجود در بی‌نظمی را به كم مایگی نظم ترجیح می‌دهند. تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.
▪ كارهای آنها با اظهار نظر اینكه از موضوع پرت هستند مشخص می‌شود. شوخ‌طبعی و بذله‌گویی از صفات بارز این افراد است. باید به این افراد كمك كرد كه بدون اینكه كینه‌توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ كنند.
۵) عوامل باز دارنده خلاقیت
▪ تلاشهای قبل از بلوغ برای حذف خیالبافی
▪ محدودیتهای بازدارنده قوه تدبیر و كنجكاوی كودكان
▪ تكیه بیش از حد به نقش جنسیت؛ تفكر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی كاملاً زنانه) و وابستگی به غیر و اتكای به خود (خصلتی كاملاً مردانه) است. از همین رو یك پسر بسیار خلاق نسبت به سایر همجنسان همسال خود بیشتر دارای صفات زنانه به نظر می‌رسد.
▪ تاكید زیاد بر پیشگیری (نحوه پاسخگویی كودكان به مسایلی كه مستلزم چاره‌اندیشی فرد هنگام قرار گرفتن در وضعیتی بن‌بست است نشان می‌دهد كه تأكید بر پیشگیری قوه تصور بسیاری از كودكان را از رشد باز داشته است).
▪ القای ترس و كمرویی
▪ تاكید بر مهارتهای كلامی.
خطری كه استعداد خلاق فرد را تهدید می‌كند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلكه پیشداوری است كه به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی‌یابند. خطری كه آموزشهای معمول چه در خانه و چه در مراكز آموزشی در بردارند این است كه نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود و بیش از اندازه مورد انتقاد قرار می‌گیرند.
۶) عوامل تشدیدكننده خلاقیت و نوآوری
حس درونی تفكر، انسان را قادر می‌سازد شرایطی را كه وجود خارجی ندارند، ‌در درون ذهن شبیه‌سازی نماید و‌ به وی این امكان را می‌دهد تا در امكانات یكسان با سایرین برای خود فرصتهای بهتری بیافریند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اكتسابی باشد تا فطری و می‌توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد. مجموعه عواملی كه باعث تشدید و ترغیب فرد به نوآوری می‌گردند به عوامل تشدیدكننده تعبیر می‌گردند كه خود به دو بخش كلی انگیزه‌ها و ابزارها تقسیم می‌شوند كه در اینجا توضیح داده می‌شوند.
ـ ۶-۱- انگیزه‌ها
انگیزه‌های ترغیب كننده به نوآوری، می‌توانند به خصوصیات و زندگی خصوصی افراد مربوط باشد و یا اینكه به اجتماع محل سكونت فرد بستگی داشته باشد كه ما در اینجا دلایل بروز هر یك را بررسی می‌كنیم.
ـ ۶-۱-۱- انگیزه‌های بیرونی
به همه انگیزه‌هایی كه از جامعه به فرد القاء می‌گردند گفته می‌شود كه خود بر اثر موارد زیر ناشی می‌گردند:
▪ بحران‌های جامعه: می‌دانیم سرچشمه خلاقیت نیاز است. اغلب مواقع اگر نیازی در زندگی بشر مشاهده نشود، الزامی به خلاقیت وجود نخواهد داشت. نیازهای بشر معمولاً به طور یكنواخت بروز می‌یابند مگر در شرایطی استثنایی مانند بحران‌های مختلف از جمله بحرانهای طبیعی چون سیل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنین بلایایی كه خود انسان مسب آنهاست كه بارزترین آنها جنگ است. نوع و دلیل بروز یك بحران در اینجا مد نظر نیست و آنچه حائز اهمیت است هجوم سیل عظیمی از نیازها پس از وقوع بحران است كه می‌تواند در جامعه سبب یك انقلاب فكری در نزد افراد گوناگون گردیده و به شكل نوآوری و خلاقیت بروز نماید.
▪ سطح توقعات جامعه: جامعه‌ای كه در آن سیر صعودی پیشرفت حاكم باشد، هر روز از طرف تك تك اعضای خود شاهد خلاقیت و نوآوری است. در این جامعه نوآوری به قشر متفكر و اندیشمند محدود نگردیده و همه مردم را شامل می‌شود بطوریكه حتی تبهكاران نیز در این جامعه هر روز به فكر خلق روشی نو در روند كاری خود می‌باشند.
ـ ۶-۱-۲- انگیزه‌های درونی
انگیزه‌هایی كه از درون شخص، منشاء می‌گیرند را انگیزه‌های درونی می‌نامند كه شامل موارد زیر می‌باشند:
▪ اسعتداد ذاتی فرد: این امر حتی بدون وجود هر گونه محرك خارجی ممكن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد و با داشتن هوشی متوسط و آموختن راه‌های افزایش تفكر خلاق، كاملاً قابل دسترسی برای همه نیازهای زندگی می‌باشد.
▪ نیازهای درونی: گاهی اوقات افراد در خود نیرویی احساس می‌كنند كه همواره آنان را وا می‌دارد كه در جهت كمك به دیگران و ارتقای سطح زندگی در جامعه، دست به نوآوری بزنند. این افراد از هر جنس و سن و شغلی می‌توانند باشند. به عنوان مثال خانمی در آمریكا كه از آگهی های تجاری تلویزیون ناراضی بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً می‌نوشت.
▪ بحران‌های شخصی‌: بحران‌های شخصی نیز مانند بحران‌های جامعه، می‌توانند محرك بسیار قوی در امر نوآوری برای شخص باشند.
ـ ۶-۲- ابزار ها
برخی فاكتورهای تعیین‌كننده برای دستیابی به تفكر خلاق و جود دارند كه می‌توان از آنها به عنوان ابزارهای نوآوری یاد كرد. این ابزارها عبارتند از:
▪ اراده
▪ اعتماد به نفس
▪ كمیت
▪ شبیه سازی
▪ استمداد از دیگران
▪ مجاورت / تشابه / تباین
▪ تغییر دادن
▪ فعالیتهای جنبی و . . .
منبع : روزنامه تفاهم