سه شنبه, ۵ تیر, ۱۴۰۳ / 25 June, 2024
مجله ویستا

شرکای دیروز، رقبای امروز


شرکای دیروز، رقبای امروز
شاید آن زمان که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین با قیمومیت مجمع روحانیون با نام بردن از خاتمی بر گزینه "یا خاتمی یا هیچکس"تأکید می کردند، گمان نمی بردند که دیدگاه آنها با مخالفت و واکنش صریح اصلاح طلبانی روبرو شود که بیشترین تأثیر را در انتخاب رییس جمهور سابق داشتند.
دعوت حزب اعتمادملی از مهدی کروبی به عنوان سزاوارترین گزینه اصلاح طلبان برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری و حمایت تعدادی دیگر از گروههای اصلاح طلب از این موضوع که این روزها نقل محافل سیاسی شده، تنها یک روی سکه است.
در حقیقت رویگردانی اصلاح طلبان از خاتمی منوط به تصمیم اعتماد ملی نیست. حمایت های تلویحی و غیر تلویحی دیگر احزاب این جریان مانند همبستگی، مجمع نیروهای خط امام، حزب آزادی و... از کاندیداتوری کروبی که با تعبیرات خاصی نیز مطرح می شود، دلالت بر این ادبار دارد.
اگرچه تمام شواهد حاکی از آن است که اختلافات مبنایی میان اصلاح طلبان که شکاف و گسست عمیقی بین آنها ایجاد کرده، راه را بر اجماع گروههای موسوم به اصلاح طلب بسته است که به اعتراف منتسبین به این جریان، عمده این اختلاف ها نیز به تعریف آنها از اصلاحات بر می گردد، اما آنچه که در این میان مورد غفلت قرار گرفته و روی دیگر سکه انتخاب کروبی است، رویگردانی جمع کثیری از اصلاح طلبان از خاتمی است؛ آنها که نقش محوری در زایش دوم خرداد داشته و خاتمی بیش از هرکس ریاست جمهوری خود را مدیون آنهاست.
در انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری، آن زمان که هنوز حزب مشارکتی در کار نبود، مجمع روحانیون مبارز به دبیر کلی مهدی کروبی بزرگترین حامی خاتمی به حساب می آمد. با این حال محل تأمل است که چرا این حامی وفادار دیگر خاتمی را برنمی تابد و اصرار دارد اگر خاتمی هم بیاید کار خودمان را می کنیم. سؤالی که خاتمی پاسخ آن بهتر از هرکس دیگری می داند.
زمانی که راه چمنی، رییس شورای عالی حزب همبستگی که ریاست سازمان بهزیستی در زمان خاتمی را بر عهده داشت و از نزدیکان وی به شمار می آید، از کروبی به عنوان چهره محوری اصلاحات یاد کرده و نامزدی او را باعث خشنودی اصلاح طلبان می خواند و در نهایت حضور او در صحنه انتخابات ریاست جمهوری دهم را عامل اجماع حداکثری اصلاح طلبان (بیش از ۷۰ درصد) عنوان می کند؛
یا وقتی عارف، معاون اول خاتمی بدون سر و صدا با تشکیل ستاد، فعالیت های انتخاباتی خود را آغاز کرده است.
یا حسین کمالی، دبیرکل حزب اسلامی کار و وزیر کار خاتمی با اعلام اینکه تشکل‌های کارگری و حزب اسلامی کار به وی پیشنهاد کرده‌اند که نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود، برای حضور در انتخابات جدی است؛
یا حسین شریف زادگان وزیر رفاه دولت خاتمی در نامه ای خطاب به دبیرکل حزب مشارکت تأکید می کند دغدغه های امروز مردم دیگر مسائلی مانند توسعه سیاسی و جامعه مدنی نیست بلکه این مطالبات به حوزه معیشتی و اقتصاد تغییر جهت یافته و بنابراین کاندیداتوری خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری به صلاح نیست؛
یا اسحاق جهانگیری، وزیر صنایع خاتمی و عضو حزب کارگزاران به او پیشنهاد می کند به جای آنکه به رسالت خود به عنوان کاندیدا فکر کند، باید به نقش محوری در انسجام اصلاح طلبان فکر کند.
یا...
این همه حکایت تلخی است برای خاتمی که می بیند که روز به روز محبوبیت او در میان اصلاح طلبان کاهش یافته و تنها کسانی برای سوت و کف می کشند که چند ماه پیش و در دور اول انتخابات مجلس هشتم نقش خاتمی را در پارچه هایی بزرگ حک کرده و با عنوان "یاران خاتمی" در خیابان های شهر جولان دادند اما همین که از عدم اقبال مردم اطمینان پیدا کردند، در در دور دوم انتخابات و در چر خش ۱۸۰ درجه ای با عبور از خاتمی، عنوان "یاران خاتمی" را از تبلیغات خود حذف کردند. همان کسانی که به تعبیر خاتمی تنها به دنبال منافع و پست خود هستند.
افول محبوبیت خاتمی در میان طرفداران باوفایش آن هم به دلیل افراطی گری و زیاده خواهی بخشی از همان اطرافیان، قابل انکار نیست و اعلام مکرر عدم حضور در رقابت های انتخاباتی نیز که با واکنش شتابزده تندروها مکرر تکذیب می شود، از واهمه ای بر پایه بی رغبتی گروه های سیاسی اصلاح طلب در اجماع بر کاندیداتوری خاتمی و شکست همین ته مانده موقعیت و اعتبار فعلی نشأت می گیرد.
خاتمی اما چه بخواهد و چه نخواهد، اعتبار ۷۶ را چه در میان توده ها و چه در بین نخبگان باخته است. با این حال، چه خوب می شود اگر وی به قواعد بازی و رقابت تن دهد و میدان وزن کشی ۲۲ خرداد ۸۸ را خالی نکند.

جواد حجتی
منبع : دیلم نیوز