جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

جشن تیرگان


جشن تیرگان
این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و روز سیزدهم تیر شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را «تیر و جشن Tiru-Jashn » می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاك نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراك های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاكیزه نموده و بامدادان شست و شو می كنند و خواندن دو نیایش « خورشید نیایش» و «مهرنیایش» از اوستا را بسیار نیكو می دانند. دو سرود بزرگ "خورشید نیایش" و "مهر نیایش" از نیکوترین سرودها در این عید به شمار می روند که چندین بار آن ها را می خوانند.
می گویند وقتی افراسیاب به ایران تاخت، منوچهر شاه را در تبرستان به محاصره درآورد. این محاصره مدتی دوام پیدا كرد، چنان که شاه و سپاهیانش از نظر خوراک در تنگنا قرار گرفتند. شاه ایران پیشنهاد کرد که جهت تعیین مرز به اندازه مسافت پرتاب یک تیر از سوی تیراندازی از سپاهش موافقت شود و سرکرده تورانیان پذیرفت. امشاسپند "سپندارمذ" به شاه ایران پیام داد که کمانی با ویژگی های لازم بسازد و پرتاب کننده اش که آرش بود را نیز معرفی کرد. ( داستان آرش در اوستا یشت هشتم آمده است) به دستور شاه, کمان حاضر شد و آرش نیز آماده شد. منوچهرجهت را به آرش نشان داد. آرش لباسش را درآورد و به شاه و مردمان گفت که پیکر من را ببینید که از هر زخمی منزه است, می دانم که چون با تمام نیرو تیری بیاندازم ، پیکرم پاره پاره خواهد شد و خواهم مرد ولی این کار را می کنم. آرش کمان را با نیرویی که اهوره مزدا به او داده بود برداشت و زه را آن چنان کشید، که تا نهایت باز شد و تیر را رها ساخت. آن گاه همان طور که گفته بود بدنش تکه تکه شد و جان سپرد. به فرمان اهوره مزدا، باد آن تیر را از کوه رویان به دورترین نقطه خراسان جایی میان فرغانه و تبرستان برد و تیر به درخت بزرگ گردویی اصابت کرد. مسافت چنان بود که گویند هزار فرسنگ می شد و منوچهر و افراسیاب بدین مرز صلح کردند.
جشن تیرگان سالروز و یادواره این شجاعت آرش كمان گیر است. شاید « تیر و جشن» یكی از شادترین جشن های كهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی كه به مچ دست می بستند در كوچه ها و خانه ها و بام ها می دویدند ، ترانه می خواندند و كنار نهرها و جوی ها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند. از مهم ترین چیزهایی كه در این جشن تدارك می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ كه با رشته ای از سیم زرین و نازك می بافتند. این بند را « تیر و باد Tiru-Bad » می نامیدند. در این روز كله قند را در كاغذهای سبز رنگ بسته بندی كرده و دور آن «تیروباد» می بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیش كش می فرستادند. از روزهای پیش از جشن «تیروباد» درهمه خانه ها مهیا می شد. بامداد روز جشن از كوچك و بزرگ - به ویژه كودكان - این بند را به مچ دست یا به دكمه لباس و جایی از پوشاك می بستند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن یعنی باد روز با خود داشتند. آن گاه در روز مذكور به دشت یا بام خانه رفته ، بند را باز كرده و با فریاد و بانگ شادمانی به باد می سپردند.
این كردار اشاره ای به عمل آرش كمانگیر دارد كه تیر را رها كرد و مرز ایران زمین معین شد. جنگ و ستیزی طولانی پایان یافت و به فرمان خداوند، باد یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد كه باد آن بند را به یاد حادثه مذكور به دورها می برد. به همین جهت است كه مبدا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند. براساس این اندیشه كه تیر در روز باد، پس از ده روز از حركت ایستاد. از دیگر آداب این جشن میان زرتشتیان، فال كوزه است. مقدمه فال كوزه در روز دوازدهم برگزار می شود، به این طریق كه در مجلسی كه از پیش كسانی در آن دعوت شده اند، دختر نابالغی كوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هركس به نیتی كه دارد چیزی در آن می اندازد و سپس كوزه را در جایی می نهند كه زیردرخت باشد و پارچه سبزی روی كوزه می كشند و آیینه ای روی آن می گذارند. آن گاه عصر روز تیر و جشن، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و كشتی نو می كند و كوزه را برداشته و باج می گیرد. یعنی ساكت و خاموش می ماند و سرگذر در محله می نشیند. مهمانان روز پیش، كه هریك با نیت چیزی در كوزه افكنده بودند می آیند. هر كس شعری می خواند و دختر دست در كوزه كرده ، چیزی بیرون می آورد. صاحب آن شی، نیت خود را با شعری كه خوانده شده سنجیده و بدان فال گرفته و آنرا شگون می داند.
منبع : مرکز فرهنگی و علمی دانشجویان ایران