دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا


مکتب آنال و علوم اجتماعی


مکتب آنال و علوم اجتماعی
همانطور که از عنوان این نوشته بر می‌آید، در این فرصت کوشش خواهیم کرد تا تصویری از مکتب تاریخ‌نگاری آنال ارائه دهیم که تعاملات این رویکرد تاریخی با علوم اجتماعی هرچه بیشتر آشکار شود. برای این منظور ابتدا تاثیراتی را که اندیشمندان آنال از دانشمندان علم اجتماعی ازجمله دورکیم، مارسل موس و ماکس‌وبر برگرفته‌اند را برشمرده‌ایم و در ادامه دو کتاب کلاسیک از تاریخ‌نگاران آنال را با توجه به قرابت آنها با علوم اجتماعی معرفی نموده‌ایم و در پایان گرایش‌های جدیدی که در میان تاریخ‌نگاران آنال وجود دارد را معرفی خواهیم کرد.
آنال را می‌توان سنتز دو گرایش پیشین در میان تاریخ‌نگاران دانست. در یک سو فلاسفه تاریخ قرار داشتند که در تلاش برای فهم تاریخ بودند ولی درگیر پیش‌فرض‌های متافیزیک باقی ماندند. در سوی دیگر تاریخ‌نگاران پوزیتویست قرار داشتند که بر پژوهش تجربی صرف بر روی وقایع تاریخی تاکید داشتند.
هانری بِر، یکی از پیشگامان مکتب آنال در بیان این سنتز به تعریف دقیق از نظریه نزدیک شد. او برخلاف پوزیتویست‌ها بر تقدم نظریه تاکید کرد و در انتقاد از فلاسفه تاریخ بیان کرد که «نظریه‌ای که با روش‌شناسی معتبر و دقیقی همراه نباشد و به بررسی شرایط ملموس و عینی نپردازد، بی‌حاصل است»(پیران، ۱۳۷۲).
نظریه در نزد اندیشمندان آنال با آنچه فلاسفه تاریخ به آن می‌پرداختند نیز تفاوت داشت. اندیشمندان آنال کمتر به تفکرات متافیزیکی در مورد تاریخ می‌پرداختند و در جستجوی نظری، بیشتر بر اندیشه‌های مطرح در علوم هم‌جوار به ویژه جغرافیای انسانی، علوم اجتماعی، اقتصاد و البته فلسفه توجه داشتند. به‌طوریکه نظریه در نزد اندیشمندان آنال اغلب سنتزی از تفکرات تاریخی و نظریات و دست‌آورد‌های علوم هم‌جوار است. بنابراین متقابلاً یافته‌های تاریخ‌نگاران آنال در علوم همجوار تاثیر قابل توجهی خواهد داشت.
در سال‌هایی که آنال در آن متولد شد، سالنامه جامعه‌شناسی که امیل دورکیم آن را منتشر می‌ساخت، محبوب‌ترین و پرنفوذترین مجله در صحنه روشنفکری فرانسه و یکی از مهمترین کانال‌های دسترسی اندیشمندان آنال به دست‌آوردهای علوم اجتماعی بود. همچنین آنال جغرافیا نیز از مجلات محبوب اندیشمندان آنال به‌شمار می‌آمد.(پیران، همان).
دورکیم به نقد سنت تاریخ‌نگاری و تاریخ سطحی پرداخت. وی با تفکری که جامعه‌شناسی و تاریخ را دو رشته جدا از هم می‌دانست به مبارزه پرداخت. او معتقد بود که این دو به یکدیگر نیازمند هستند. جامعه‌شناسی بدون توجه به تاریخ نمی‌تواند ادعای شناخت جامعه را داشته باشد و تاریخ بدون توجه به علت‌های ناخودآگاه (علت‌هایی که عاملان تاریخی خود از آنها اطلاع نداشته‌) و روح جمعی که موضوع جامعه‌شناسی است، تنها می‌تواند به یک تاریخ‌نگاری سطحی و بی‌مایه نایل شود. از نظر دورکیم مورخ باید برای شناخت نهادها، اعتقادات، دین، آداب و رسوم، عرف و شناخت استخوانبندی جامعه بکوشد و علاوه بر علل و عوامل خودآگاه موجود در اسناد و مدارک، علل و عوامل ناخودآگاه را نیز مورد توجه قرار دهد، در غیر این صورت به شناخت رویدادهای تاریخی و دگرگونی‌های آن نایل نمی‌آید(بهرامی،۱۳۸۶؛۳۱-۳۰).
مهمترین آموزه‌ای که اندیشمندان آنال از دورکیم برگرفتند مفهوم «شعور جمعی» یا همان «وجدان جمعی» بود. این مفهوم به ایشان کمک می‌کرد که علل کنش‌های اجتماعی تاریخی را شناسایی کنند. نمونه کلاسیک تاثیر دورکیم را می‌توان در کتاب مارک بلوخ با عنوان «لمس سلطنتی، شاه متبرک و خنازیر در انگلستان و فرانسه» مشاهده کرد. بلوخ در این کتاب می‌خواهد ذهنیت و جو فکری حاکم بر قرون وسطی را مطالعه کند. او می‌خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چه ذهنیت و تفکری در میان عموم مردم باعث به این اعتقاد می‌شد که پادشاهان قدرت شفابخشی بیماری‌ها را از طریق لمس کردن دارند. شاهان مدعی شفادهی بیماران بودند و رعایای ایشان نیز در این باور جمعی شریک بودند. در پاسخ به این سئوال، مارک بلوخ می‌کوشد با تبعیت از امیل دورکیم، با مطالعه باورها و شناسایی «شعور جمعی»، دریابد که چرا شعور جمعی چنین تصور باطلی را پذیرفته است و کدام نیروهای اجتماعی چنین باوری را به شعور جمعی تحمیل کرده‌اند(پیران، همان).
همانطور که اشاره شد توجه به یافته‌ها و نظریات سایر علوم انسانی موقعیتی میان‌رشته‌ای به تاریخ‌نگاران آنال داده است. همین رویکرد باعث شده است که ایشان در مطالعات خود وجوه و ابعاد مختلف موضوع را مورد بررسی قرار دهند. به عبارت دبگر ایشان با تجزیه‌ تاریخ به تخصص‌هایی مثل تاریخ سیاسی، تاریخ اقتصادی، تاریخ اجتماعی، تاریخ ادیان و... مخالف هستند و می‌کوشند تاریخ را در کلیت خود مورد توجه قرار دهند.
در بیان ریشه‌های اهمیت حفظ کلیت در نزد مورخین آنال زمینه‌های متعددی را برمی‌شمارند. یکی از این زمینه‌ها آموزه‌های مارسل‌موس است(جهانگرد،۱۳۷۸؛۳۷ و۴۰). مارسل‌موس از انسان‌شناسان فرانسه و ادامه دهنده راه دورکیم است. موس در علوم اجتماعی از «واقعیت اجتماعی تام» سخن به‌میان آورد. او معتقد بود در مطالعه واقعیت اجتماعی می‌باید وجوه مختلف آن مورد توجه باشد. «این پدیده‌ها همزمان حقوقی، اقتصادی، مذهبی، زیبائی‌شناختی و مانند اینها هستند»(Mauss,۱۹۵۴ ، نقل از اسملسر،۱۳۷۶؛۹۲)
ماکس وبر را نیز می‌توان از جامعه‌شناسانی دانست که منشا تحولاتی در تفکر تاریخ‌نگاری سنتی و اندیشه تاریخ‌نگاران آنال شد. اساساً در آلمان جامعه‌شناسی به عنوان نوعی تاریخ اجتماعی و عکس‌العمل در برابر تاریخ وقایع‌نگارانه ظهور کرد. تعریف سنتی از تاریخ آن را محدود به حوادث خاص، منفرد و تکرار نشدنی می‌کرد. در مقابل، ماکس‌وبر «جامعه‌شناسی را همانند رشته‌ای از تاریخ مقایسه‌ای و توجیهی مطرح ساخت»(بهرامی،۱۳۸۶؛۳۲).
آثار ماکس‌وبر دو تاثیر مستقیم بر مکتب آنال داشت. تحت تاثیر کتاب ارزشمند وبر با عنوان «اخلاق پروتستان و روحیه سرمایه‌داری»، فرنان برودل «تاریخ روحیات» را ابداع کرد و بعداً در میان شاگردان وی بررسی تاریخ روحیات و ذهنیات به عنوان یکی از گرایشات غالب در میان مورخان آنال درآمد. از سوی دیگر آثار فراوان وبر در اقتصاد و جامعه و جامعه‌شناسی سیاسی هم در رویکرد جامعه‌شناسان به تاریخ و هم در تحول دیدگاه تاریخ‌نگاران، خصوصاً در روش و اندیشه تاریخ‌نگاران آنال اثرگذار بود(همان،۳۳-۳۲).
مفهوم «تاریخ روحیات»، همانطور که ذکر شد تحت تاثیر وبر و ابداع برودل بود اما قبل از برودل، لوسین‌فوِر (از اولین اندیشمندان مکتب آنال) تحت تاثیر دورکیم و ماکس وبر متوجه روحیه جمعی شده بود(همان۶۱). فِور در دو کتاب جداگانه شخصیت مارتین لوتر و رابله را مورد برررسی قرار می‌دهد. او می‌کوشد از طریق بررسی شخصیت مارتین‌ لوتر و یا رابله متن اجتماع محیط بر این شخصیت و مختصات زمان او را مورد مداقه قرار دهد. البته نباید این اقدام او را بازگشت به «تاریخ مردان بزرگ» قلمداد کرد بلکه نظرات منسوب به فردی مشخص را ملاک و مقیاسی قرار داده است تا روح زمانه و جو فکری عصری خاص را بازسازی کند. برای فور افکار رابله اهمیت خاصی ندارد بلکه مهم رابطه تفکرات یک انسان و جو فکری و اعتقادی حاکم بر جامعه او بوده است(پیران، ۱۳۷۲).
پس از فور، مارک بلوخ نیز در کتاب «جامعه فئودالی» به بررسی روحیات جامعه فئودالی می‌پردازد اما توجه جدی به «تاریخ روحیات» در آثار یکی از شاگردان بوردل با نام ژاک لوگوف صورت گرفت. او در تاریخ روحیات به نقش روحیه دینی در جنگ صلیبی و بررسی روحیه حاکم بر جامعه فئودالی و قرون وسطی و سرمایه‌داری و روحیات مربوط به آن پرداخته است(بهرامی،۱۳۸۶؛۱۰۸).
کتاب «جامعه فئودالی» که در بالا از آن نام بردیم اثر مارک بلوخ و یکی از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌های مکتب آنال در سطح جهان است که به فارسی نیز ترجمه شده است. علت ذکر ویژه از این کتاب در اینجا بدان سبب است که بلوخ در این کتاب موضوعی را مورد بررسی قرار می‌دهد که می‌توان آن را به عنوان یک کتاب جامعه‌شناسی تاریخی نیز قلمداد کرد. کتاب «جامعه فئودالی» دو بخش دارد. بخش اول با عنوان «رشد پیوندهای وابستگی» به انسجام اجتماعی می‌پردازد و بخش دوم با عنوان «طبقات اجتماعی و سازمان سیاسی» ساخت اجتماعی و نیروهای تغییر اجتماعی را برمی‌شمارد.
بلوخ در «جامعه فئودالی» می‌کوشد تا «علاوه بر شناخت اجتماع فئودالی، چگونگی روند رشد و تحول تبدیل و تغییر طبقات اجتماعی این جامعه را در بستر تاریخی‌اش مشخص کند؛ این‌که چگونه راه ظهور طبقه نوین بورژوازی همراه شد؛ چگونه احیاء و تجدید حیات حاکمیت دولت و قدرت مرکزی صورت گرفت و جامعه فئودالی در چه مسیری به سوی انحطاط گرایید. در حقیقت به دنبال آن است که نشان دهد جامعه فئودالی چگونه تولد یافت، چگونه به اوج رسید و چگونه رو به زوال نهاد»(بهرامی،۱۳۸۶؛۷۱).
دیگر کتاب ارزنده و جهانی مکتب آنال مجموعه سه جلدی اثر فرنان برودل با عنوان «تمدن‌های مادی، اقتصادها و سرمایه‌داری» است. بخش اول این کتاب با عنوان «سرمایه‌داری و حیات مادی» به فارسی نیز ترجمه شده است. مساله اصلی برودل در این مجموعه چگونگی گذار از جامعه ایستای کشاورزی به دنیای جدید که اغلب از آن با عنوان سرمایه‌داری یاد می‌کنیم، است. او همانند وبر زمینه‌های ظهور سرمایه‌داری را در تمدن‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد اما با روشی دقیق‌تر و با اشرافی بیشتر بر وجوه تاریخی. به‌علاوه گستره زمانی مورد بررسی برودل بسیار بیشتر از دوره‌ای است که وبر مورد بررسی قرار می‌دهد. وبر بیشتر به تفسیر اسناد اکتفا می‌کند اما برودل ویژگی‌های مادی و جغرافیایی گسترده‌ای را در تحلیل خود به خدمت می‌گیرد. همچنین برودل همزیستی همزمان الگوهای اقتصاد کشاورزی، تجارت سنتی و سرمایه‌داری را در کنار هم نشان می‌دهد و معتقد به گسستی ناگهانی حتی در غرب نیست.
سه مفهوم کلیدی که این کتاب را شکل داده‌اند «حیات مادی»، «حیات اقتصادی» و «سرمایه‌داری» است. برودل در اشاره به «حیات مادی» آن بخش از زندگی انسان را مورد نظر دارد که بیشتر عادات و زندگی روزمره نامیده می‌شوند؛ آن جنبه‌هایی از زندگی که بدون اینکه ما از وجودشان آگاه باشیم کنترلمان می‌کنند. اعمال موروثی و بیشمار که بی‌نظم و ترتیب روی هم انباشته شده و تا همین امروز به‌طور مستمر تکرار شده‌اند. اعمال، انگیزه‌ها و الگوهای عملی که گاه به دیرینه‌ترین تاریخ نوع بشر برمی‌گردند. درواقع بخش ناخودآگاه تاریخ بشر یعنی تاریخ همه انسان‌های فراموش شده تاریخ. «داستان ناگفته و نیمه فراموش شده مردمان و واقعیت‌های جان‌سختی که فوق‌العاده پر اهمیت بودند اما صدایی نداشتند»(برودل، ۱۳۷۲؛۱۲ و ۱۳۸۰؛۶-۴۴).
برودل «حیات اقتصادی» و «سرمایه‌داری» را بخش دوم اثر خود می‌داند و در مورد این بخش می‌گوید: «به پیروزمندان و ساختار حیات اقتصادی، به دستاوردهای فنون سرمایه‌داری و تجددی خواهیم پرداخت که غالباً غافلگیرکننده بوده است، زیرا نه‌تنها از سیر وقایع پیشتر می‌رفت بلکه گاهی، هرچند به ندرت، حتی از امکانات پذیرفته شده هم جلوتر می‌افتاد»(برودل،۱۳۷۲؛۱۲).
برودل «حیات اقتصادی» را مربوط به انسان‌هایی می‌داند که «از مرز ورود به بازار ابتدایی بگذرد»:
«هر چیز خارج از بازار صرفاً «ارزش مصرفی» دارد، هر چیز که از دروازه تنگ به درون محل بازار راه یابد «ارزش مبادله‌ای» کسب می‌کند. در آنچه من حیات اقتصادی نامیده‌ام تا در تضاد با حیات مادی قرارش دهم و در ضمن از سرمایه‌داری متمایزش سازم، فرد، یا «واسطه» فقط وقتی به حساب می‌آید که از مرزِ ورود به بازار ابتدایی بگذرد»(برودل،۱۳۸۰؛۵۴).
برودل سرمایه‌داری را وضعیتی از بازار می‌داند که بازار شفافیت خود را از دست می‌دهد. بازار سرمایه‌داری با بازار سنتی که قیمت تولید کالا، سهم واسطه و قیمت فروش مشخص است، تفاوت اساسی دارد. در بازار سرمایه‌داری این واسطه است که بسیار مهم می‌شود. قیمت خرید و قیمت فروش را واسطه تعیین می‌کند و فقط دلال از شرایط واقعی بازار خبر دارد. در بازار سرمایه‌داری زنجیره‌ای از دلال‌ها به پشتوانه پولی که در اختیار دارند بیشترین سود را به خود اختصاص می‌دهند. پیامد این شکل از بازار گسترش مبادلات بین‌المللی و البته ظهور تجار بزرگ بود.(برودل،۱۳۸۰؛۷۸-۶۸).
تصویر برودل از سرمایه‌داری متفاوت از تصویری است که ماکس وبر ارائه می‌دهد اما مهمترین تفاوت در آن است که برودل همان‌طور که همچنان تداوم «حیات مادی» را در دنیای توسعه‌یافته امروز و در کنار سرمایه‌داری نشان می‌دهد. نمونه‌هایی از سرمایه‌داری را در قرون وسطی و در تمدن اسلامی و تا حدودی در هند نشان می‌دهد. با این حال برودل دوره زمانی مطالعه خود را سال‌های ۱۸۰۰-۱۴۰۰ انتخاب می‌کند تا چگونگی گسترش و تفوق همه‌جانبه سرمایه‌داری را نشان دهد.
در ذکر تاریخچه مکتب آنال، اشخاص و کتاب‌هایی را که در بالا از آنها نام بردیم، نسل اول و دوم مکتب آنال برمی‌شمارند. هانری بِر را از پیشگامان و زمینه‌سازان اندیشه آنال می‌دانند. لوسین فوِر و مارک بلوخ را متعلق به نسل اول آنال و فرنان برودل را متعلق به نسل دوم معرفی می‌کنند. رهبران نسل سوم آنال علایق متعددی را در این مکتب دامن زدند. در دهه‌های اخیر پنج گرایش عمده در مکتب آنال قابل تشخیص بوده است(پیران،۱۳۷۲):
۱) مطالعاتی مربوط به تاریخ روستایی و تاریخ محلی بر پایه پژوهشهای جغرافیایی و منطقه‌ای.
۲) بررسی‌هایی در تاریخ اقتصادی، جمعیت‌شناختی و جغرافیایی از طریق تجزیه و تحلیل‌های کمی هدایت شده توسط نظریه و در جهت اثبات آن نظریه‌ها.
۳) مطالعات انسان‌شناختی فرهنگ‌های غیر اروپایی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین.
۴) پزوهش‌های مربوط به زندگی روزمره در گستره تاریخ و توجه به عادات و الگوهای زندگی به‌ویژه آداب مربوط به غذا خوردن؛ چه از نظر زیست شناختی و چه از نظر رفتارهای اجتماعی.
۵) تحقیقاتی در زمینه دیدگاه‌ها و جهان‌بینی‌ها با تاکید بر تفکرات جمعی، شعور عمومی، فلکلور و تجزیه و تحلیل ساختاری اسطوره‌ها و افسانه‌ها.
از میان رهبران نسل سوم آنال مارک فرو، ژاک لوگوف و ژاک برگ سبب تقویت انسان‌شناسی و قوم‌شناسی در مقالات «آنال» شده‌اند(پیران،۱۳۷۲ و بهرامی،۱۳۸۶؛۸-۱۰۷).
محمد حسین زاده
منابع:
اسملسر، نیل.جی ۱۳۷۶ جامعه‌شناسی اقتصادی، ترجمه محسن کلاهچی، انتشارات کویر.
بهرامی،روح‌الله ۱۳۸۶ «مکتب آنال، جامعیت فکر تاریخ‌نگاری» انتشارات نوید شیراز.
برودل، فرنان ۱۳۷۲ «سرمایه‌داری و حیات مادی» ترجمه بهزاد باشی، نشر نی.
برودل، فرنان ۱۳۸۰«بازنگری در تمدن مادی و سرمایه‌داری» ترجمه فیروزه مهاجر، نشر دیگر.
پیران، پرویز ۱۳۷۲ مقدمه بر«سرمایه‌داری و حیات مادی»، ترجمه بهزاد باشی، نشر نی.
جهانگرد، نسرین۱۳۷۸ «مکتب آنال، روش تحقیق در تاریخ و تاریخ‌نگاری»، انتشارات جامی
منبع : انسان شناسی و فرهنگ