چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
فریدون،شاعر <رها>یا نویسنده <التفاصیل>؟

اقامت او در تهران تا سال ۱۳۲۸ به درازا کشید. در اواخر همین سال به شیراز منتقل شد و به کار اداری خود ادامه داد. به سال ۱۳۳۲، پس از کودتای ۲۸ مرداد، بار دیگر به تهران عزیمت کرد، اما این بار نه به دستور اداره و نه به دلخواه خود، بلکه از بیم جان و زیر فشار کارگزاران حکومت استبداد به تهران رفت و در حقیقت به تهران گریخت و مدتها متواری زیست.
زندگی فریدون در کارهای اداری و زندگی خصوصی و خانوادگی خلاصه نمیشد. او انسانی تکساحتی نبود. زندگیاش چهرههای دیگر و ساحتهای دیگری نیز داشت. نمایانترین و برجستهترین ساحتهای زندگیاش ابعاد سیاسی و هنری آن بود. <فریدون> از آغاز جوانی در این دو زمینه، مجدانه به کار پرداخت. او از سویی مرد سیاست بود و از دیگر سو قهرمان شعر و نویسندگی. نخستین مقاله طنزآمیز فریدون که عنوان <التفاصیل> یافت، از بارزترین و عالیترین نمونههای طنز فارسی است. این مقالات طنزآمیز در روزنامه <فروردین> که پس از ماجراهای شهریور ۱۳۲۰ به صاحبامتیازی شادروان عبدالله عفیفی و سردبیری جعفر ابطحی منتشر میشد، انتشار یافت. در حقیقت <التفاصیل> فریدون طنز عمیق و پرمایهای است که آیینه تمامنمای مسائل سیاسی - اجتماعی سالهای پرفراز و نشیب جوانی این هنرمند بزرگ است. برای نمونه هر قطعهای از این طنزها تحت تاثیر واقعه سیاسی - اجتماعی خاص پدید آمده است. مثلا <اسکناس> تصمیم بیرویه دولت را در انتشار اسکناس بهطنز میکشد.
در اواخر ۱۳۲۵ قطعه <ذیمقراط> را در اعتراض به حزب دموکرات <قوامالسلطنه> در جرائد کثیرالانتشار زمان منتشر ساخت که بیش از پیش به شهرت و اعتبار خود نیز افزود. در سال ۱۳۲۶، توللی بنا به دلایلی همراه جمعی از بزرگان ادب و سیاست از جمله خلیل ملکی، جلال آلاحمد، انور خامهای و رسول پرویزی از حزب جدا شد. در نتیجه جبهه تازهای برای مبارزات فریدون ایجاد شد و در قطعه <گلبانگ> حزب را به زیر تیر باران طنز خود گرفت. بهقول دکتر مهدی پرهام، فریدون علیه سه جبهه شاه و دربار، دولت وقت، قوامالسلطنه و گردانندگان حزب به مبارزه برخاست.
توللی سالهای بعد نیز از پا ننشست و مقالات خود را در <صدای شیراز> منتشر ساخت و از ملیشدن صنعت نفت حمایتها کرد. بارها جانش بهخطر افتاد اما اندیشه مبارزه را از سر به در نکرد تا اینکه همانگونه که گفته شد، بعد از کودتا به تهران گریخت و حامیان رژیم مغولوار به خانهاش درآمدند و هر چه توانستند بردند، سوزاندند و رفتند.
توللی تا سال ۱۳۳۸ در تهران ماندگار شد. سپس بار دیگر به شیراز بازآمد و تا سال ۱۳۴۴ سمت مدیریت کل باستانشناسی فارس را بهعهده گرفت و در همین سال بهعنوان مشاور در دانشگاه شیراز بهکار مشغول شد. از عوارض کودتا یکی هم آن بود که شماری از روشنفکران به انزوا گراییدند و دست از مبارزات سیاسی و علنی خود شستند. از آن میان فریدون نیز بههمین سرنوشت دچار شد؛ یاس و ناامیدی فراگیر او را هم منزوی ساخت. از بیرون به درون گرایید و از جامعه به خانه درغلتید و اگر سخنی هم داشت، طرح علنی آن برایش امکان نداشت. دلزدگی و یاس، او را در مسائل خصوصی و فردی غرق ساخت و گروهی بر نقاط ضعف این سالهای فریدون انگشت نهادهاند و سالهای پرتلاش او را به کلی از یاد بردهاند.
محمد بهمنبیگی یکی از دوستان فریدون میگوید: <بهعنوان یک دوست، بهعنوان یک رفیق، بهعنوان یک همکلاسی، او را بزرگ میدانم. بزرگ هم هست و چیزی اگر خیلی کم در جهت مغایر با عقاید قبلی خودش گفته باشد، من به دل نمیگیرم. به فریدون نمیتوان به این دلیل تاخت. باید توجه داشته باشیم که انسان موجود ناتوان و مفلوکی است. همیشه نمیتواند مقاوم باشد. هیچکدام از ما مصون از این معایب نیستیم و حق نداریم به دیگران بتازیم؛ بهخصوص اگر کسی در چنان حالاتی قرار گیرد. آری فریدون با دیگران فرق داشت. شجاع بود، متکبر بود، زیر بار نمیرفت، از حادثه نمیهراسید و همان بود و شد که دیدیم و شناختیم.>
فریدون از کودکی به کار شعر میپردازد و بنا به گفته خود او پس از مطالعات شایان توجه تا ۱۹ سالگی به شیوه قدما شعر میسراید و از آن پس، از تقلید و تکرار بیزاری میجوید و با آنکه به <افسانه> نیما و برخی از قطعات آن شاعر شهیر توجه میکند، راهی جز راه نیما در پیش میگیرد و ذوق شیرازی سرشت او آن شیوه تازه را نمیپسندد.
فریدون در سال ۱۳۲۹ اولین مجموعه شعر خود <رها> را منتشر میسازد. در این مجموعه توللی معروفترین و شاید زیباترین تغزل خود را به سبک جدید خویش، بهنام <مریم> در سن ۲۵ سالگی میسراید که با استقبال کمنظیر در <سخن> منتشر میشود:
در نیمههای شامگهان، آن زمان که ماه
زرد و شکسته میدمد از طرف خاوران
استاده در سیاهی شب، مریم سپید
آرام و سرگردان
از قطعه <مریم>
دکتر شفیعی کدکنی مقدمه <رها>ی توللی را مانیفست شاعران رمانتیک میداند و بعد از توضیحاتی میافزاید که <جز نیما و چند تن دیگر، اکثریت قریب به اتفاق شعرا تحت تاثیر آن قرار گرفتهاند.> و بدینسان نبض شعر آن زمان در <رها> تپیدن گرفت. به قول استاد خانلری، <در این زمان شاعر کمکم راه خود را یافته و به شیوه خاصی از بیان عواطف عاشقانه رسیده بود که حاصل کارش را از آثار دیگران متمایز میکرد.> توللی در مقدمه <رها> از تکرار مضامین و ترکیبهای قدما بهکلی بیزاری میجوید و بر آن است که آن بزرگان، در زمان خود مبتکر و نوآور بودند. بزرگانی همچون حافظ، سعدی، مولوی و نظامی نوابغی بودهاند که به اعتراف کهنهسرایان، کسی به قلمرو شیوه کار آنان دست نیافته است. بهنظر توللی، تکرار افکار و صور خیال و الفاظ آنان، پرنده خوشخوان سخن را به بند میکشد. مقید شدن به صنایع بدیعی نیز شاعر را از تفکر آزاد بازمیدارد.
اگر بزرگان پیشین با نبوغ خود این آرایهها را بر چهره زیبای شعر خود مینشاندند، در نهایت مهارت و استادی از عهده برمیآمدند، اما اکنون تقلیدها، تقلیدهایی ناقص و بیاندام است و با این آرایهها کاری از پیش نمیرود. بنابراین استقبال شاعران در انجمنهای ادبی به پیروی از قدما و آویختن به اوزان و قافیه آنان نیز کارگشا نتواند بود. شاعران مقلد بهگونهای شعر میسرایند که گویی در قرون گذشته به سر میبرند. آنان نه تنها مسائل زمان خود را بازنمیگویند، حتی به مکان و جغرافیای خویش نیز بیتوجهند. شاعران کنارههای خلیجفارس و سواحل شمال بر اثر پیروی از قدما، بهار را یکسان در شعر به تصویر میکشند. خیل مقلدان هرگونه تغییر و تحولی را خطا میشمارند، اما نظریهتوللی که با نظریه قدما در مقدمه <رها> به تفصیل آمده و عقاید آنان را مردود دانسته، تازگیهای قابلتوجهی دارد که مجملی از آن را در اینجا میآوریم.
۱) هماهنگی دقیق اوزان و حالات
۲) تازگی مضامین و تشبیهات و استعارات
۳) مقید نبودن گوینده به کاربرد صنایع بدیعی
۴) پرهیز از آوردن سکته در اشعار
۵) پرهیز از آوردن قوافی و ردیفهای دشوار
۶) ایجاد ترکیبات تازه و خوشآهنگ و استفاده از لغات تازهای که به دست فراموشی سپرده شده است.
۷) شناسایی و انتخاب بهترین کلمات
۸) خودداری از پوشالگذاری در بحور
۹) توصیف دقیق حالات و مشاهدات
فریدون در <رها> خواهان تحول در شعر فارسی است. درباره کوتاهی و بلندی مصراعها بر آن است که چنین کاری با توجه به قالب <مستزاد> دارای سابقه دیرینه است، اما این کوتاه و بلندیها باید ظریف، زیبا و دقیق در قالب شعر بگنجد و آزاد بودن شاعر در انتخاب موقعیت قافیه را در خدمت درونمایه و محتوای شعر میداند. به شاعران معاصر و پیروان نیما این انتقاد را وارد میداند که آنان اندیشههای زیبا و بلند را در الفاظ نازیبا بیان میکنند؛ به علاوه آنان را به عدم رعایت قواعد دستور زبان فارسی منسوب میداند. بنابراین نوآوریهای فریدون در <رها> شایان توجه فراوانی است که متاسفانه مخالفان شعر فریدون، متعصبانه یا به دلیل ناموجه دیگری آن همه را نادیده انگاشتهاند.
درخشش و موفقیت <رها> به عللی چند وابسته است که مهم ترین آنها عبارتند از:
۱) وجود موسیقی لطیف و غنی در اشعار مجموعه <رها.>
۲) زبان توللی در مجموعه <رها> فصیح و بلیغ است
۳) قدرت تخیل شاعر تصاویری میآفریند که زیبا و تازه است: <جغد میخواند و کابوس شب از وحشت خویش/ چشمها دوخته بر شعله شمعی بینور/ باد میغرد و میآورد آهسته به گوش/ ناله جانوری گرسنه از جنگل دور.>
۴) وجود قالبهای نور در مجموعه <رها> از ویژگیهای برجسته آن است. در <رها> گاهی از قوالب کهن هم استفاده شده است. موفقترین کار فریدون در این قلمرو تضمینهای اوست. <کارون> که تضمینی از دوبیتیهای باباطاهر است، مشهورتر از آن است که نیاز به آوردن ابیاتی از آن باشد، اما <ناپایدار> که ناشناختهتر از <کارون> است، تضمین زیبایی است که در نوع خود بیهمانند است. این شعر چنان با سخنان بزرگان شعر و ادب (حافظ و سعدی) در هم تنیده است که گویی شاعر، شعر آن بزرگان را تضمین نکرده، بلکه خود تمام شعر را سروده است:
میخواند و سایههای گریزنده خیال
میتاخت در فروغ نگاهش به روشنی
<گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من>
<مهر از دلم چگونه میتوانی که برکنی>
۵) در این مجموعه شعرها بر تجربه شخصی شاعر استوار است، بهطوری که برخی از ویژگیهای شخصیت شاعر را با تکیه بر آن شعرها میتوان تمیز داد. مثلا در شعر <گنهکار> علاقه شاعر به موسیقی و آشنایی با ساز کاملا آشکار است:
دل من چنگ افسون است و هر عشق
در آن بنهاده از خود یادگاری
ز هر مهری در او افسرده یادی
ز هر مویی بر او پیچیده تاری
درونمایههای <رها> را به دو بخش عمده میتوان تقسیم کرد: الف- اشعاری که درونمایه آنها را اندوه، ناامیدی، ناکامی و بیزاری از زندگی و نظایر آن پدید میآورد. در اینگونه اشعار، بوی شکست و رنگ سیاه بدبینی، فضای اشعار را تیره میسازد. از ژرفای اینگونه اشعار رسا و شورانگیز، فریادهای دردناک انسانی به گوش میرسد که تا اعماق جان و روح و مغز استخوان رسوخ میکند. این اشعار با برخی از آثار هدایت و اندیشههای تلخ او همسایگی تنگاتنگی دارد، حتی کلماتی از قبیل مرگ، تابوت، استخوان، گور، جغد، ویرانه، شوم، کابوس و ... کلماتی هستند که در بخشی از آثار هدایت و اشعار فریدون منتشر شده و تاثیر یکسانی را در خواننده بهوجود میآورند. میگویند ضمن ملاقاتی که میان فریدون و صادق هدایت پیش میآید، فریدون دو شعر <باستانشناس> و <دخمه راز> را برای هدایت میخواند و هدایت شیوه کار <فریدون> را میپسندد و میگوید: <شیوه کار شاعران معاصر باید اینسان باشد.>
در ژرفنای خاک سیه، باستانشناس
در جستوجوی مشعل تاریک مردگان
در آرزوی اخگر گرمی به گور سرد
خاکستر قرون کهن را دهد به باد
از قطعه <باستانشناس>
▪ اشعاری که درونمایهآن بر شادی و نشاط و شور زندگی نهاد شده است.
▪ طبیعتگرایی از درونمایههای نمایان مجموعه <رها> است. وصف طبیعت در <رها> چشمگیر و خیالانگیز است. دور آنجا که مرغ خسته شب/ دم فرو میکشد ز ناله و سوز/ دور آنجا که بوسههایسحر/ میخورد بر جبین روشن روز/ اندر آنجا، در آن شکفته دیار/ در جهان فروغ و زیبایی/ با خیال تو میزنم پروبال/ از میان سکوت و تنهایی.
از قطعه <دور>
۱۲ سال پس از <رها> و در ادامه <رها>، <نافه> به چاپ میرسد. فرم و مضمون در قلمروی <رها> ادامه مییابد؛ برخی از اشعار <رها> عاشقانهاش در مقام مقایسه با اینگونه اشعار بچگانه و سطحی مینماید، اما در کمال زیبایی و مهارت سروده شده است. مضمون برخی اشعار عاشقانه بینهایت خصوصی است و تنها امتیاز آن صراحت و صمیمیت شاعر است که خود را در هالهای از تقدس نمیپوشاند و ریا نمیورزد، اما در اشعار غیرعاشقانه مجموعه <نافه>، ناامیدی، شکست و بوی مرگ آنچنان جاری است که آن را <کتاب مرگ> نامیدهاند. برای مثال در <کاخ گمان> تنها و تنها مرگ است و باقی هرچه هست دیوارههای دروازهنمایی بیش نیست و در غزل <فریب>، نیز از دیدگاه فریدون، <امید زوال> رشته استوار و عروهالوثقی شاعر است:
... مگر به زلف تو آویزم ای <امید زوال>
که رشتههای دگر استوار باید و نیست
از قطعه <فریب>
توللی در آخرین دفترهای شعرش <پویه> ۱۳۴۵۵) و <شگرف> ۱۳۵۳۳) قالبهای نو را به کناری مینهد و به قالبهای کهن میگراید و اشعارش از مضامین اجتماعی تهی میشود و در بسیاری از اشعارش به عوالم صرف عاشقانه و محدود میگراید. هرچند در این اشعار ترکیبهای زیبا و عبارات رسا کم نیستند، مضامین سطحی آنها شایسته شاعر بلندآوازهای چون او نیست
دکتر فرهاد گرگینپور
منبع : روزنامه اعتماد ملی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست