دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

تاریخ صفویه


تاریخ صفویه
«برای آنكه در تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران تحقیقی جامع و كامل و دقیق انجام بگیرد نخستین كار آن است كه مآخذ و مدارك مهم و معتبر در دسترس محققان واقع شود.»
این سرآغاز یادداشت كوتاهی است كه پرویز ناتل خانلری، دبیركل بنیاد فرهنگ ایران، بر كتاب تاریخ سلاطین صفویه، نوشته است و در واقع كوشیده در چند سطر اهمیت چاپ و انتشار منابع اصیل تاریخی را به خواننده خود بنمایاند. وی در ادامه به كمبودها و كاستی های نهفته در این عرصه نیز اشاره كرده و می افزاید: «بسیاری از این آثار كه در ادوار مختلف به زبان فارسی تالیف شده هنوز به چاپ نرسیده و چاپ بعضی دیگر با دقتی شایسته انجام نگرفته است...»
خانلری در ادامه به فعالیت های فرهنگی سودمند بنیاد فرهنگ اشاره كرده و اضافه می كند كه «برای رفع این مشكل بنیاد فرهنگ می كوشد كتاب های فارسی را كه از این جهت ارزش و اهمیت دارد و نسخه های خطی آنها از دسترس علاقه مندان دور است منتشر كند...»
البته باید افزود كه این تلاش برای معرفی منابع و مطالعات تاریخی برجسته تنها به نسخ خطی، منحصر و محدود نشده و كتاب ها و آثار تالیفی به زبان های بیگانه را نیز دربر گرفته است: «كتاب ها و رسالاتی كه به زبان های دیگر نوشته شده نیز فراوان است و البته هر پژوهنده ای نمی تواند با چندین زبان بیگانه آشنایی داشته باشد.»
در همین راستا و با توسل به همین آرمان است كه دكتر سیدامیرحسن عابدی، استاد برجسته دانشگاه دهلی هند، نسخه منحصر به فردی از كتاب تاریخ سلاطین صفویه را در موزه حیدر آباد دكن (واقع در هندوستان) پیدا كرده و به بررسی و چاپ و انتشارش اهتمام می ورزد. ظاهراً احمد نگر، شهری كه این نسخه در آن نگهداری می شده است، قبلاً پایتخت یكی از معتبرترین سلسله های تاریخ هند، یعنی نظامشاهیان بوده و در واقع در همان شهر نیز استنساخ شده است. مصحح در توصیف برجستگی این نسخه می نویسد: «نسخه نامبرده خیلی زیبا است و به خط نستعلیق خوب مایل به شكسته و ریز استنساخ شده و یك نمونه پر ارزش خطاطی است.» (رك مقدمه_ ص ۹) باید اشاره كنیم كه نسخ خطی معمولاً در گذشته توسط چندین كاتب مختلف و در نسخه های گونا گون تحریر و استنساخ می شده است. هركدام از این كاتبان نیز در استنساخ خود، اعمال سلیقه می كردند و بدین ترتیب معمولاً نسخ متعدد یك اثر مشترك تاریخی و ادبی كهن، كاملاً به هم شبیه نیست و در صفحه آرایی ظاهری و نوع خط و حتی در دل متن و محتوای اثر نیز تفاوت های برجسته ای مشهود است. این تفاوت ها اغلب برخاسته از تلاش كاتبان برای خودنمایی و ابراز عقاید شخصی است. آنها در واقع می كوشیدند با ابراز نظرات خود، از حالت یك رونویس كننده صرف كه وظیفه اش انتقال امانت دارانه یك اثر تاریخی به آیندگان است، فراتر روند و نقشی پررنگ تر و اساسی تر و شاید همپایه یك مولف، پیدا كنند. البته این دخل و تصرف ها گاهی هم به تشویق و سفارش و تاكید سلاطین و فرمانروایان وقت، به كاتبان دیكته می شده است. چرخش در سیاست ها و تغییر سران و فرمانروایان در این دخل و تصرف ها بی تردید نقش كلیدی و مهمی داشته است. به همین دلیل است كه نقد كامل و پذیرش صحت و سقم تاریخی این نسخ خطی، كاری است سهل ممتنع كه نیازمند مطالعات جدی و فراگیری در دل دیگر نسخ بازمانده از دوره تاریخی خاص مورد مطالعه است.
اما این كه چرا باید رد پای اثری درباره حیات سلاطین صفوی در سرزمین هندوستان پیدا شود، هم خود رمز و رازی از معمای تاریخ در این دوره و روزگار مشخص است. مصحح در ریشه یابی همین موضوع می نویسد: «مردمان و سلطنت های هند بالخصوص سلطنت هایی كه در قرن های دهم و یازدهم هجری (شانزدهم و هفدهم میلادی) در جنوب هند برپا بوده به پادشاهان صفوی نسبت به امپراتوران مغول هند معاصر خود، نه فقط علاقه روحانی مخصوص و مفرطی داشته و ابراز نموده، بلكه در خطبه نماز اسم پادشاهان صفوی را نیز می برده اند. به علاوه تحت حمایت ایشان زبان و فرهنگ ایران هر چه بیشتر رواج پیدا كرد و دانشمندان و هنرمندان ایران در دربار آنها تشویق می شدند.» (رك همان- ص۹)
این اثر را ظاهراً نگارنده گمنامی به نام میرزا محمد معصوم به دستور میرزا عمده الحجابی و در سال ۱۰۸۸ نگاشته است. گرچه نام نگارنده مشخص است و حتی این كه این اثر را به دستور چه كسی نوشته هم پیداست و نام كاتب را هم محمدحسین بهجت نامی ذكر كرده اند، اما با این همه درباره این مولف و ماهیت اصلی عمده الحجاب و كاتب این اثر، هیچ اطلاعات موثق تاریخی دیگری در دست نیست. عابدی البته با اطمینان می نویسد: «البته می توان گفت كه صاحب این رساله شخصی متین و سنجیده و دانشمند و ادیب و با ذوق و با تاریخ وقایع عهد صفویه با خبر و به آنها علاقه مفرطی داشته و مثل این كه ایرانی بوده است، و هر چه می نویسد با اعتماد كامل می نویسد.» اما نكته جالب توجهی كه عابدی در ادامه توصیف خود از خصال نگارنده اثر بدان می پردازد و با نگاهی گذرا در میان مطالب كتاب نیز آشكار خواهد شد، این است كه نویسنده گاه و بی گاه از اطلاعات تاریخی دیگر مورخان هم روزگار خود و از جمله ابوالفضل و اسكندر بیگ استفاده می كند و با حفظ امانت داری به این استفاده خود اشاره می كند. از جمله در صفحه ۳۳ بخش تواریخ چنین آمده است: «مجملاً در ضمن احوال هلاكت مآل شاهی بیگ خان بدسگال، صاحب «تاریخ عالم آرا» ذكر كرده... و بعد تر و در همین صفحه می نویسد: «و سر او را پوست كنده و پر كاه كرده به سلطان بایزید بن سلطان محمد غازی پادشاه روم فرستادند، و استخوان كاسه سر او را به طلا گرفته به قول مولف «احسن التواریخ» قدح مثال در بزم حریفان باده نشاط در گردش آوردند...» (رك- همان- ص ۳۳) البته عابدی، موشكافانه به سهل انگاری های مولف و انحرافش از مسیر امانت داری و نقل قول نیز پی برده و در نگاهی منتقدانه می نویسد: «در بعضی جاها مولف این تاریخ عین عبارت را از منابع دیگری گرفته، اما اسم آن منابع را ذكر ننموده است.» سنتی كه در تاریخ نگاری به تكرار بازتولید می شده است و تنها به نویسنده این اثر اختصاص ندارد؛ البته باید اضافه هم كرد كه این استفاده ها و استناد ها پراكنده و گذراست و نویسنده ظاهراً می كوشد بیشتر از نگاه خود به تاریخ و حوادثش بنگرد و شاید به همین دلیل است كه موفق نمی شود اثری موشكافانه و در خور مقایسه با دیگر آثار تاریخی نسبتاً مفصل دوره صفوی، خلق كند.
●تاریخی فشرده
واقعیت این است كه برجستگی و امتیاز این اثر شاید در شكل فشرده آن خلاصه شود؛ میرزا محمد معصوم، كتاب تاریخ سلاطین صفویه را به شكلی منحصر به فرد و كاملاً چكیده و خلاصه به رشته تحریر در آورده است. او اهتمام اصلی خود را صرفاً بر معرفی اجمالی و فشرده سلاطین صفوی قرار داده و در این معرفی تنها به تولد و وفاتشان اشاره كرده و برخی حوادث مهم روزگارشان را در بخشی مجزا تحت عنوان تواریخ بعضی از فتوحات آورده است؛ «این رساله اصلاً مجموعه تواریخ است كه از طرف شعرای تاریخ گو در ضمن وقایع گوناگون سروده شده است، از این رو می توانیم این رساله را تواریخ وقایع عهد صفوی بنامیم. مولف وقایع و تواریخ را مختصراً بیان و اشعار تاریخ گویان را نقل كرده و به قدر امكان از سرایندگان آن تواریخ اسم برده است. بعضی از این تواریخ در منابع دیگر هم موجود است، اما بیشتر از این ها در جای دیگر دیده نمی شود.» (ر ك همان- ص ۱۳)
از دیگر امتیازات این اثر قسمتی است به نام تعلیقات كه مباحث كتاب را تكمیل كرده است. در واقع در قسمت تعلیقات كتاب، به مجموعه ای نسبتاً كامل از دانستنی های تاریخی برجسته درباره واژگان و عبارات نهفته در كتاب و ماده تاریخ های اشاره شده از سوی نویسنده برمی خوریم كه بر ارزش و اهمیت این اثر افزوده است از سوی دیگر باید به نثر مطنطن و ادبی نویسنده نیز اشاره كنیم كه در واقع به تاسی از نثر و سبك تاریخ نگاری عصر صفویه، نگاشته شده است؛ واقعیت این است كه «نثر فارسی در عهد صفوی به نثری منشیانه و متكلف تبدیل می شود كه مملو از تكلفات شاعرانه و پیچیدگی های بیانی است. گویا قصد شاعر بیشتر اظهار فضل و فخرفروشی بوده تا بیان هنری و ادبی.»۱ این ویژگی در آثار تاریخ نگارانه این دوره نیز مشهود است ؛ كتاب تاریخ سلاطین صفویه نیز از این قاعده مستثنی نمانده است؛ نویسنده در توصیف به قدرت رسیدن شاه اسماعیل می نویسد: «و خروج آن آفتاب روح سروری و ترویج مذهب حق ائمه اثنا عشری در اوایل سال فرخنده مآل سنه ست و تسعمایه بود. چنانچه گویند در همان اوان كه صیت خروج آن حضرت در اطراف عالم منتشر گشت، و آوازه دولت حیدری و ملت جعفری از گنبد نیلوفری گذشت، خوندگار روم تاریخ سلطنت آن حضرت را مذهب ناحق یافته، نوشته، فرستاد.» (رك همان- ص ۸) از جمله اشعاری كه نویسنده به مناسبت از آنها استفاده كرده است عبارتند از: «شاه گیتی پناه اسماعیل/ آنكه چون مهر در نقاب شده/ رفته خورشید و ظل شده تاریخ/ سایه تاریخ آفتاب شده / نویسنده در این بخش نام همه سرایندگان را آورده است كه عبارتند از: حكیم ركنا، شاه طاهر، مولانا شرمی، میرحیدر معمایی، مولانا شعوری، مولانا كلب علی تبریزی، مولانا صائب و غیره اما در دیگر بخش ها اغلب از ذكر نام شاعر اجتناب ورزیده و تنها نوشته است: شاعری فرموده، یا یكی از شاعران گفته و غیره. نكته جالب این است كه خواننده در قسمت تعلیقات كتاب با شرح حال این شعرای نسبتاً كمتر شناخته شده آشنا می شود؛ از جمله در شرح حال و معرفی شاه طاهر می خوانیم: «شاه طاهر از نیكان عهد خود بوده. آبا و اجدادش در خدمت سلاطین وقت همیشه معزز و محترم بوده و در رودبار قزوین اقامت داشته اند. چون سلطانیه صورت ایجاد پذیرفت حسب الفرموده پادشاه وقت در سلطانیه اقامت گزید. شاه طاهر در سلطانیه متولد شده در مبادی سن رشد و تمیز جهت تحصیل به كاشان آمد. در اندك روزی جامع فنون صوری و حاوی انواع علوم معنوی گردید... چون حقیقت به واجبی معلوم معلوم باریافتگان شاه اسماعیل ماضی شد خواست كه قامت قابلیتش را به خلعت صدارت محلی گرداند كه جمعی حسد كرده به مذهب باطله اش متهم گردانیدند و خار. شاه مزبور به سخنان واهی غرض آمیز و اكاذیب فتنه انگیز متغیر شده در مقام نقص عزت وی در آمد...» (رك- همان- ص ۷۳) در جای دیگر درباره شرح حال و زندگی میر حیدر معمایی چنین آمده است: «میر حیدر از سادات طباطبایی حسینی صاحب سیورغال آنجا است، در شیوه معما بی مثل و در تاریخ گویی بی بدل. مدت عمرش از نود تجاوز نموده و هرگز از زمره عاشقی خالی نبوده. در زمان شاه جنت مكان در كاشان به میرزا جعفر ولد میرزا بدیع الزمان وزیر آنجا كه به حسن و جمال صوری و اخلاق معنوی آراسته بود مختلط و مصاحب بود...» (همان- ص ۷۵)
●نقش نگین شاه
از دیگر مشخصات این اثر توجه نگارنده به برخی مسائل نسبتاً بی اهمیت تر و ذكر آنها به جای بیان وقایع كلیدی تاریخ است. از جمله در معرفی شاه طهماسب به نقش نگین او اشاره كرده و می نویسد: «از اتفاقات حسنه و واردات مستحسنه، آنكه نقش نگین آن حضرت به تاریخ برابر گشته، چنانچه یكی از شاعران گفته: شرف بندگی شاه نجف/ یافته چون ز بدایت طهماسب/ نقش مهرش شده تاریخ جلوس/ بنده شاه ولایت طهماسب
نویسنده عمده مباحث و دانسته های تاریخی خود را در بخشی به نام تواریخ بعضی از فتوحات گرد آورده و در كنار هم قرار داده است. نویسنده در این بخش هر كدام از این حوادث را تحت عنوان تاریخی خاصی آورده است كه منحصر به فرد و جالب است. از جمله قتل جمعی از سرداران و اعیان تركان تكلو به فرمان شاه طهماسب را به عنوان «آفت تكلو» بیان می كند. یا مثلاً تاریخ مصالحه كردن سلطان سلیمان خوندگار با شاه طهماسب جم اقتدار را به عنوان «الصلح خیر» بیان می دارد.
از دیگر اتفاقات و حوادثی كه نویسنده بدان ها پرداخته است می توان به این موارد اشاره كرد: تاریخ ساخت چهارباغ اصفهان، تاریخ فتح ایروان، تاریخ فتح قلعه شماخی، تاریخ فتح تبریز، تاریخ گریختن طهمورث والی گرجستان و فتح آن، تاریخ فتح استرآباد و خراسان كه مولف آن را «فتح الفتح» لقب می دهد، تاریخ بنای مسجد جامع كبیر اصفهان و...
و این چند جمله، اختتامیه این نسخه خطی است:
«در احمد نگر
حسب الفرموده میرزای عمده الحجابی میرزا محمد معصوم به تصبیغ این سفینه مبادرت نمود. به تاریخ ۲۲ شهر محرم الحرام مرقوم گردید.حرره محمد حسین بهجت عفی ذنوبه و ستر عیوبه »
نسیم خلیلی
پی نوشت:
۱- ر. ك كتاب ایران: تاریخ ادب پارسی- احمد تمیم داری
منبع : روزنامه شرق