پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا


خبر و خبرنگاری در ایران


خبر و خبرنگاری در ایران
اغلب جامعه شناسان بر این باورند كه اخبار را خبرنگاران می سازند و این نظریه حتی ازسوی برخی صاحبنظران علوم ارتباطات نیز مطرح شده است. به طوری كه برخی از آنان در تعریف خبر، آن را دقیقاً چیزی می دانند كه خبرنگاران می سازند (۱).درمورد میزان واقعیت این مقوله كارشناسان علوم ارتباطات و جامعه شناسی بسیار بحث كرده اند اما فارغ از این بحثها، اكنون در اینكه گستره علم خبرنویسی، عرصه های علوم سیاسی، جامعه شناسی، روانشناسی، ادبیات و بسیاری از رشته های دیگر را درنوردیده شكی نیست و پیدایش مكاتب خاص خبری، اصول علم خبر و همچنین نظریات پرشور طرفداران هریك از سبكهای خبری نیز خودگواه گستردگی علم خبرنویسی به وسعت ذهن پویای علاقه مندان به این علم است.به لحاظ اصول علم خبر درمورد تأثیر و میزان دخل و تصرف خبرنگار درنگارش و تنظیم اخبار دو مكتب كاملاً متفاوت از یكدیگر را می توان نام برد؛ خبرنویسی عینی (روزنامه نگاری عینی) و خبر نویسی نوین (روزنامه نگاری نوین).خبر نویسی عینی كه بر گزارش عینی واقعیتها استوار است تلاش می كند تا ازمیزان تأثیر افكار خبرنگار درعناصر خبر بكاهد، اما خبرنویسی نوین سعی دارد برای یافتن «حقیقت ذهنی» تا حد امكان داشته های ذهنی خبرنگار را مبنای چالش برانگیزی خبر در ذهن مخاطب قراردهد. (۲)
بی طرفی و رعایت عینیت عناصر خبر در خبرنویسی، بیش از هرچیز دیگری شعار و موردتأكید سازمانهای خبری به ویژه خبرگزاری ها است و در اصول كار این سازمانها نیز همین موارد لحاظ شده اما بر آگاهان امر به ویژه دست اندركاران امور ارتباطات پوشیده نیست كه حتی در عینی ترین اخبار می توان زیركانه و با ظرافت واژه چینی در محورهای «همنشینی» و «جانشینی»، تأثیر دلخواه را بر افكار نهاد (۳). این امر تنها در واژه چینی خلاصه نمی شود و برخی سبكهای خبری - اطلاعاتی نیز دست خبرنویسان را در دیكته كردن افكار به مخاطبان بازگذاشته است.
خبرسازی در شرایط فقدان راهبرد منسجم خبری
اما آنچه كه این مقال جدای از اصول مدون كار سازمانهای خبری حرفه ای، سعی در پرداختن به آن دارد، مقوله ظریف شكل گیری «سازمانه های خبری مستقل اما پنهان» در درون سازمانهای خبری از قبیل خبرگزاریها، شبكه های تلویزیونی و نشریات است.اعضای این «سازمانه ها» كه عنصر اصلی و اولیه آن را خبرنگار تشكیل می دهد در شرایط فقدان سیاستهای مدون و مشخص در سازمانهای خبری كه مدعی تأثیرگذاری درجامعه اند، به طور مستقل و با روحیه شگفت انگیزی درحال فعالیت هستند و می توان ادعا كرد كه قادر به تأثیرگذاری مثبت و یا منفی بر كل عملكرد یك سازمان خبری نیز می باشند.اعضای این «سازمانه ها» متشكل از دبیران، ویراستاران و خبرنگارانی است كه جدای از یكدیگر بوده ولی نوع نگرش آنها به جامعه و مسائل آن و حتی پردازش اخبارتوسط آنها به نوعی با سیاستهای سازمان خبری كه در آن مشغول به فعالیت هستند همخوانی ندارد و ناگزیر خود با نوع نگرش خویش به جامعه در پردازش هایی خاص سعی در بروز خلاقیت و انعكاس ضرورتهای جامعه دارند.شاید آگاهان به علم ارتباطات با توجه به اصول پذیرفته شده این علم، شكل گیری این «سازمانه ها» را انتزاعی بدانند اما آنان كه از نزدیك در سازمانهای خبر فعالیت داشته اند به خوبی می دانند كه حتی بین دو دبیر نزدیك و همكار در یك منطقه خبری حتی در یك اتاق كار و بر پشت یك رایانه درنوع پردازش، ویرایش و دروازه بانی اخبار حتی به لحاظ سیاستهای سازمانی فاصله زیادی وجوددارد. برای روشن شدن موضوع كافی است كه در دو شیفت خبری یك سازمان خبری و یا در دو برنامه خبری شبكه های تلویزیونی، اخبارو گزارشهایی كه از دروازه دبیران گذشته، بررسی و فقدان جهت مشخص در پیامها را مشاهده كرد.به عقیده من، این «سازمانه ها» بیشتر در سازمانهایی شكل می گیرد كه سیاست و برنامه ای مشخص و هدف دار توسط مسؤولان آن به منظور جریان سازی خبری مؤثر بر افكارعمومی جامعه تدوین نمی شود و یا به صورت پراكنده و مقطعی این سیاستگذاری انجام می شود.این پراكندگی سیاستها و برنامه ها و همچنین بی توجهی به هزینه های یك سازمان عریض و طویل خبری علاوه بر آنكه موجب روزمرگی عناصر بی اثر و ماشینی سازمان و منفعل شدن بیش از پیش آنها می شود زمینه را برای نقش آفرینی صاحبان ذوق و خلاقیت حاضر در سازمان اما دور از تصمیم گیری، فراهم می كند و موجب می شود كه آنان در موقعیتهای زمانی و در بحبوحه التهاب افكارعمومی با استفاده از امكانات سخت افزاری موجود تنها براساس اصول پذیرفته خویش دست به كار شوند.
البته این امر همواره نتیجه مثبت ندارد و گاهی كل مجموعه را درنگاه ظریفان جامعه تنزل اعتبار می دهد.هنگامی كه فقدان برنامه های مدون ازسوی «سازمانهای خبری، فرصت نقش آفرینی مسازمانه های خبری» را فراهم می كند، دبیران صاحب ذوق و آگاهی با تصرف درمتون اخبارو گزارشها با استفاده از اختیارخویش در ویرایش واژگانی و محتوایی متون گزارشها و اخبار سعی در اظهارتفكر خویش در جامعه دارند و ازطرفی خبرنگاران نكته بین و بی قرار نیز در این وضعیت، مطالب خبری و تحلیلی را در قالبهای خاص به شكلی واژه می چینند كه از درز سلیقه دبیران بگذرد.
سردرگمی تولیدكنندگان پیام
در این امر كه هماهنگی بین سرعت، درستی و تازگی خبر، نمود عینی یك سازمان خبری حرفه ای است شكی نیست اما فقدان راهبرد خبری مشخص، بزرگترین انفعال برای سازمانهای خبری محسوب می شود. در شرایط فقدان «راهبرد مشخص سازمانی خبر»، خبرنگار واقعاً سیر و جهت تنظیم اخبار را نمی داند و تكلیفش مشخص نیست، نتیجه این می شود كه وی طوری خبر را تنظیم می كند و دبیر طوری دیگر و همین از هم گسیختگی جهت ها، شرایط را برای منفعل شدن خبرنگاران و دبیران خلاق و صاحب انگیزه، فراهم می كند. البته این موضوع در سازمانهای خبری كه از خروجی الكترونیكی از قبیل تلكس و سایت برخوردارند نسبت به روزنامه ها و نشریات نمود بیشتری دارد. دلیل آن هم سرعت ارسال پیام و دریافت بازخورد پیام است كه در خروجی های مخابراتی سرعت بالایی در حد حتی كمتر از دقیقه دارد اما در روزنامه ها و نشریات، دریافت یك بازخورد توسط خبرنگار و یا تولیدكننده پیام حداقل مستلزم گذشت ۲۴ساعت است.در دنیای امروز با توجه به شتاب روزافزون پیشرفت فناوری در حوزه های مختلف بویژه حوزه علوم ارتباطات اجتماعی می توان ادعا كرد كه علم خبرنویسی و تولید پیامهای ارتباطی به مراتب بیشتر از پیشرفت فناوری و با شتابی همسنگ با سرعت تفكر انسانهای خلاق حاضر در عرصه تولید پیام های ارتباطی برای وسایل ارتباط جمعی در حال پیشرفت است و لحظه به لحظه بر پیچیدگی های تنظیم اخبار افزوده می شود. در این زمینه نیازی به ارائه تكنیكهای تنظیم اطلاعات توسط متخصصان اطلاعاتی كنترل افكار و عملیات های روانی نیست، تنها كافی است به رسانه های پیشرو در گردش اطلاعات و تولید و انتشار پیام توسط آنها توجه داشته باشیم.توجه ویژه به سرعت و گردش حجم بالای اطلاعات و پیامهای ارتباطی و استفاده از قدرت خلاق خبرسازی خبرنگاران، از جمله سیاستهای شاخص وسایل ارتباط جمعی موفق در دنیا است. مدیران این رسانه ها با اهمیت دادن به استعدادهای خبرنگاران و دبیران حرفه ای و خلاق، پیام های خود را به روز و تنها چند لحظه پس از یك رویداد برای پخش جهانی آماده دارند. حتی سرعت تولید و پخش پیام های این رسانه ها پس از وقایع مهم و غیرقابل پیش بینی از قبیل ترور یك شخصیت سیاسی، اعجاب مخاطبان را برمی انگیزد. گویی كه این پیام ها از قبل تولید شده و آماده پخش بوده اند. وجود بخش هایی برای بررسی بازخوردهای پیام ها از قبیل سایت های متنوع و پنجره های دریافت حجم انبوه نظر مخاطبان از دیگر سیاستهای این سازمانهاست كه لحظه به لحظه منتظر چرخش نگاه و توجه مخاطبان هستند تا پیام های بعدی را در لحظه مناسب بر ذهن مخاطب بنشانند.با این اوصاف آیا هنوز هم زمان تدوین استراتژی هماهنگ رسانه ای در سازمانهای خبری كشورمان فرانرسیده است؟ آیا باید هنوز هم چند روز پس از رویداد یك واقعه مهم ملی و یا بین المللی شاهد ارسال بخشنامه برای تدوین و تولید پیام های ارتباطی باشیم، زمانی كه دیگر میدانی برای مانور خبری باقی نمی ماند.
* خبرنگار «ایران» در استان خراسان شمالی
پانوشت ها
۱- تعریف خبر از دیدگاه ویلیام گیبر .WGieber
۲- الف؛ روزنامه نگاری عینی كه بر گزارش عینی واقعیتها استوار است پس از جنگ جهانی اول تا دهه ۱۹۶۰ بر مبنای مفاهیم فكری دموكراسی آزادی گرا و نظام سیاسی اقتصادی جوامع سرمایه داری در غرب نمود پیدا كرد كه به روزنامه نگاری كلاسیك مسلط جوامع غربی نیز شهرت دارد. «والتر لیپمن» به عنوان پیشرو و از بنیانگذاران این سبك به شمار می رود.
ب؛ روزنامه نگاری نوین نیز پس از دهه ۱۹۶۰ در كنار دیدگاههای اعتراض گر و مدافعه گر روزنامه نگاران پدید آمد. مجله آمریكایی «اسكوایر» به عنوان آغازگر و «تام ولف» نیز از پیشگامان این سبك شناخته می شود. تكنیك های نگارشی معمول در داستانهای تخیلی برای بیان رویدادهای واقعی و ایجاد آمیزه ای واحد از واقعیتهای عینی روزنامه نگاری و واقعیتهای ذهنی داستان نویسی در این سبك كاربرد دارد. به عبارتی می توان این سبك خبرنویسی را باتكنیك «تنظیم تبخیری» در چینش اطلاعات برای جنگهای روانی تشابه داد. از آنجا كه روزنامه نگاری نوین در نهایت كار، مورد علاقه خبرنویسان حرفه ای و ظریف است لازم به این توضیح است كه توجه به شخصیت فردی بشر، بیان جزییات نمادی و توصیف صحنه به صحنه از ویژگی های این سبك به شمار می رود. این سبك به واقع به دنبال «حقیقت ذهنی» است و نوعی سبك ادبی امپرسیونیست در خبرنویسی محسوب می شود. برای مطالعه بیشتر می توانید به فصل «بازنگری روزنامه نگاری معاصر» در كتاب «روزنامه نگاری» تألیف دكتر كاظم معتمدنژاد، مراجعه كنید.
۳- نگاه كنید به «روشهای تحلیل رسانه ها» تألیف آرتور آسابرگر، ترجمه: پرویز اجلالی
بابك بهادری
منبع : روزنامه ایران