پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

آموزش فراگیر در مدارس


آموزش فراگیر در مدارس
آن چه در طی سالیان دیده شده است این است که تغییر و تحول از خصوصیات مهم فرهنگی اجتماعی و اقتصادی و فنآوری در هر کشور است که به نوبه خود بر تمامی ارکان آن کشور از جمله آموزش و پرورش اثر می گذارد. چه بسا که می بینیم آموزش و پرورش نسبت به قبل، از سطح کمی و کیفی بالا تری برخوردار شده است. در مورد کودکان معلول نیز این روند تکاملی طی شده است. در طول تاریخ آموزش و پرورش به تکرار طردو حذف این دانشآموزان را به علت رکود در امر آموزش و جامعه دیده است. از طرفی توجه ادیان به این گونه افراد و این که آنان مخلوق خداوند هستند در بین عموم باب شد و توجه اندیشمندان به دلیل رشد و ارتقای فنآوری باعث شد که آنها مستقل و جدا از دیگران مورد توجه قرار بگیرند و ابزارهای جدید در اختیار آنها قرار گرفت. مطالعات و پژوهش ها در این مورد به این نتایج رسید که سیر یادگیری آنها با افراد عادی تفاوت جدی ندارد و در واقع شباهت آن ها با افراد عادی بیشتر از تفاوت ها است. در واقع استثنا بودن نه، بلکه طرز عملکرد جامعه باعث عدم پیشرفت آنها می شود. در بسیاری موارد نداشتن توان عادی در افراد باعث پایین آمدن انتظارات اطرافیان می شود و این نکته فراموش می شود که آموزش های مداوم و اختصاصی گاهی می تواند آنها را به سطح عادی یا نزدیک به آن برساند. پایین آمدن انتظارات از کودک باعث پایین آمدن تلا ش او شده و از آن جا که در سنین کودکی مراجع قدرت، پدر، مادر و معلم او هستند احساس دیگران را نیز باور کرده و دست از تلا ش خود می کشد.
تحقیقات نشان داده است که روش های منعطف شده برای این افراد و درگیر کردنشان با اجتماع آنها را به افرادی عادی نزدیک تر می کند. شکایت های اولیای این دانشآموزان مبنی بر محدود کردن بچه هایشان در این مدارس و عدم ثبت نام آنها در مدارس عادی باعث شد که مدارس عادی جهت قبول این افراد به طور قانونی اقدام کنند. لذا سطح آموزشی معلمان بالا رفت و وسایل مورد نیاز برای این دانش آموزان نیز در این مدارس تهیه شد. سبک آموزش جدید و ساده تر برای افراد استثنایی باعث موفقیت بیشتر دانشآموزان عادی نیز شد لذا آموزش این افراد به صورت تلفیق در آموزش مطرح شد و این دانشآموزان در کنار افراد عادی آموزش دیدند. البته معلم عادی نیز آموزش هایی را دریافت می کند و در موارد خیلی شدید از مسوولین آموزش استثنایی در این امر کمک گرفته می شود. لذا متخصصین این امر به این نتایج رسیدند که امر تلفیق این بچه ها در مدارس عادی باعث صرفه جویی هزینه های آموزش و پرورش شده و زمینه و الگوهای مناسبی برای این دانشآموزان ایجاد می کند و باعث نگرش آسان تر و تسهیل در تفاوت ها شده و مهارت های معلم را نیز بالا می برد که این امر برای همه کودکان مفیدتر است.
کشور ما نیز متعهد شده که آموزش و پرورش را به سوی این معیارها و شاخص ها هدایت کند. فراگیرسازی آموزش و پرورش حرکتی بود برای بهره مند ساختن تمامی افراد جامعه از آموزشی که آنها را به پایه شهروندانی فعال برساند. لذا برای رسیدن به این امر توسعه آموزش برای دسترسی افراد به آن است آن هم آموزش کیفی و این آموزش، آموزشی است که به افراد معلول یا حتی فقیر نیز برمی گردد.
آموزش فراگیر می گوید هر کودک معلول حق دارد به همان مدرسه و همان آموزشی دست بیابد که اگر معلول نبود دست می یافت. در این آموزش والدین بچه ها در امر آموزش مشارکت نزدیک دارند و نظر آنها به عنوان مخاطب آموزش و پرورش باید خواسته شود.
امروزه تحقیقات به این نتیجه رسیده اند که شباهت این کودکان با کودکان عادی بیش از تفاوت آنهاست و معلم باید مبنای کارش را شباهت ها قرار دهد. لذا باید این کودکان به مدارس عادی سوق داده شوند چرا که به جز آنها، کودکان عادی هم هستند که در آموزش عمومی دچار مشکل هستند. کودکان فقیر، بی سرپرست، با بیماری های خاص یا حوادث پیش آمده و این ها نیز دارای نیازهای ویژه هستند.
به خودمان و اطرافیانمان که بنگریم هر کدام در یک زمینه خاص استعدادی بیشتر از دیگران داریم و با هم متفاوت هستیم اما شباهت ها بیش از تفاوت ها است. در کودکان استثنایی تفاوت ها کمی بیشتر است ولی در واقع شباهت ها بیش از تفاوت ها است. البته نه این است که آموزش و پرورش استثنایی تمامی دانشآموزانش را به مدارس عادی بفرستد، نه!
اما امر تلفیق یکی از مباحث در این امر است و اینکه معلم عادی با تغییر در نگرش و روش ها، زمینه موفقیت در این دانشآموزان را فراهم کرده و از تکرار پایه در آنها و هزینه های اضافی آموزش و پرورش جلوگیری گردد. البته مدارس استثنایی به عنوان پشتیبان مدارس عادی دایر می مانند و معلم استثنایی همچنان مهارت و انعطاف خود را برای این افراد در این مدارس به کار می گیرد.
آن چه مهم است این است که در بسیاری از موارد کودکان بهتر از بزرگسالا ن درک می کنند و در ضمن معلم را همه کاره می دانند. شخصیت کودک در مدرسه و کلا س نیز شکل می گیرد. ما وظیفه تربیت را به عهده داریم. تحمل کردن همدیگر در جامعه خیلی مهم است و این که بتوانیم به او بیاموزیم که چگونه همکلا سی معلولش را تحمل کند و با کمک کردن به او تفاوت ها را درک کند.
معلم نیز از این بابت باید در خودش تحول ایجاد کند. به کسی توهین نکند برای مثال نابینایی و ناشنوایی را به عنوان یک توهین با جملا ت مگر کور یا کر بودی که ندیدی و نشنیدی، عنوان نکنند تا بچه ها نیز راه درست را از او بیاموزند و این آن چیزی است که آموزش فراگیر از ما انتظار دارد.
نویسنده : مریم خسروی
منبع : روزنامه مردم سالاری