چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
کافی است خوب ببینی و بشنوی

▪ در بسیاری از خانواده ها ورود کودک بسان مهمان ناخوانده ای است که وقت زیادی را به خود اختصاص می دهد و متاسفانه این وقت هم به درستی صرف کودک نمی شود، به نظر شما اساسا جایگاه کودک در خانواده و جامعه کجاست و آیا واقعا تربیت کودک دشوار است؟
ـ به اعتقاد من اساسا بچه ها وارد زندگی بزرگترها می شوند تا دلیلی برای رشد و تعالی بزرگترها شوند. یعنی این نگاه فعلی حاکم باید برعکس شود. ببنید وقتی یک مهمان خیلی محترم وارد خانه ای می شود افراد خانه نکات اخلاقی زیادی را رعایت می کنند و به سمت تعالی خودشان حرکت می کنند. اعتقادم این است که خداوند به ما بچه می دهد تا ما مراقب خودمان باشیم نه مراقب آنها! اگر نقش درست تعبیر شود بعد وظیفه نهادهایی مثل خانواده و مدرسه هم کاملا روشن می شود به خصوص درباره مدرسه نظرم این است که مدرسه بهانه و فضایی است که هم کادر و هم اولیا» را مجددا به دوران گذشته خودشان بر می گرداند و یادآوری می کند که به چه نکاتی درباره رشد و تعالی خودشان باید بپردازند. اگر این گونه شود بچه ها به راحتی رشد خواهند کرد. ما کار خاصی در ارتباط با تربیت بچه ها انجام نمی دهیم. به نوعی آنچه هستند را دوباره به آنها هدیه می کنیم و آنچه که نیستند را از آنها دور می کنیم. لذا اگر به این ظرافت ها در تربیت کودک توجه شود تربیت کودک خیلی کار سختی جلوه نمی کند.
▪ یعنی واقعا تربیت کودک که بسیاری روان شناسان هم معتقدند در سنین مختلف رشد دچار بحران های خاصی می شوند کار راحتی است؟
ـ درست است که والدین مرتبا از سخت شدن برقراری ارتباط با فرزندانشان گلایه می کنند اما به نظر من تبیین مساله اشکال دارد. اما اگر ما بچه ها را معلم خود بدانیم بواسطه آنها خوب زندگی بکنیم. والدینی که به واسطه یک بچه ای که تازه وارد مدرسه شده است شوق یادگیری را در خود ایجاد می کنند طبیعتا موجب می شوند تا شوق یادگیری در درون کودک نیز ایجاد شود. اما خانواده ای که متوقف شده است و به دنبال رشد و یادگیری نمی رود و هر کاری که بکند نمی تواند اثر بگذارد و آنجاست که معترض هم می شود که چرا نمی تواند با کودک ارتباط برقرار کند. یا در مورد سایر مسایل اخلاقی.
▪ پدر و مادر چه باید یاد بگیرند که در برقراری ارتباط با فرزندشان دچار مشکل نشوند؟
ـ اصلاح خود را. در واقع کودک تا یک سن مشخصی پدر و مادر خود را بزرگ و بی عیب می بینند اما از یک دوره ای که کم کم اشکالات والدین هم برای فرزندان آشکار می شود، تاثیر بدی روی تربیت کودکان می گذارد.
▪ کودک اساسا چه چیزهایی را از والدین خود یاد می گیرد؟
ـ بچه ها به عنوان موجوداتی که به این دنیا پا نهاده اند باید شوق و امید به زندگی را یاد بگیرند. متاسفانه دیده می شود والدین پس از بچه دار شدن خودشان را فراموش می کنند و به ظاهر خودشان را وقف بچه ها می کنند و متاسفانه این را بارها در گوش بچه اعلام می کنند که من به خاطر تو از همه چیز گذشتم البته می خواهند تاثیر مثبت روی کودک بگذارند و انگیزه های کودک را بالا ببرند اما اثر مخرب می گذارد زیرا کودک نگاه می کند می بیند نسل قبلی به واسطه حضور او لذتی از زندگی اش نبرده است و به خاطر او از همه چیزش گذشته و سختی زیادی کشیده است و بعد درباره خودش احساس گناه می کند و فکر می کند چه حضور نامبارکی داشته است که موجب شده دو نفر را (مادر و پدر) از لذت زندگی محروم کند و با خود می گوید اگر بنا باشد من هم در آینده ازدواج کنم و بچه دار شوم و به این واسطه از زندگی ام غافل شوم پس چرا من اصلا زندگی بکنم و برای همین هم هست که مادر جامعه امروزی خود شاهدیم که در نوجوانان و جوانان امید به زندگی بسیار کم رنگ است زیرا پدران و مادران چندان پر شوق و انرژی در کنار خود نمی بینند.
▪ در چنین شرایطی چه باید کرد؟
ـ ضرورت دارد که ما در جامعه این فرهنگ را گسترش دهیم که وجود بچه ها فقط بهانه ای است که نسل قبلی خود را اصلاح کند. در واقع اگر چنین هم نباشد مثل این می ماند که هر نسلی سعی می کند خودش را در نسل بعدی کپی کند که اگر هم چنین چیزی میسر شود اولا کپی هرگز برابر اصل نمی شود ثانیا به مرتبا کیفیت کپی ها کمتر و کمتر می شود و نتیجه اینکه ما شاهد از بین رفتن، فراموش شدن و کمرنگ شدن یکسری ارزشها خواهیم شد.
▪ آیا صرفا اصلاح نسل قبل کافی است چه کاری برای خود کودکان می بایست انجام داد؟
ـ در کنار این مساله باید سعی کنیم گوهر وجود بچه ها را کشف کرد این مهم نیاز به دیده شدن و شنیده شدن بچه ها دارد که متاسفانه چه در خانواده ها و چه در مدرسه به آن کمتر توجه می شود.
▪ منظور از دیده شدن و شنیده شدن کودک چیست؟
ـ موجودیت بچه به عنوان ارزشی که وارد اجتماع شده، دیده شود. اگر بچه ها در سنینی که در مدرسه هستند توسط بزرگترها دیده نشوند و عملکردشان مورد توجه قرار نگیرد در آینده تصمیم می گیرند که حتی شده با زجر کشیدن، خود را به جامعه نشان بدهند به ویژه وقتی که در مدرسه به عنوان جامعه بزرگتر از خانه تلاش دیده نشده در آینده به هر دری می زند که دیده شود و زندگی پر رنجی را تجربه خواهد کرد در حالی که در محیط خانه و مدرسه اگر که تلاش های او دیده شود و فرایند زندگی کودک دیده شود و نه حاصل تلاش (نتیجه) ، آن وقت احساس ارزشمند بودن در وجود کودک نهادینه می شود و کودک نیازی پیدا نمی کند تا در آینده خودش را بکشد تا کسی شود و در جامعه دیده شود!
▪ پرهیز از ارزش گذاری روی نتیجه چه نتایجی به همراه خواهد داشت؟
ـ وقتی که شما از ارزش گذاری روی نتیجه پرهیز می کنید کودک را خیلی با عزت نفس و اعتماد به نفس بار می آورید تاکید می کنم که اگر فرد به واسطه نتایج شناسایی شود به شدت از خودش فاصله می گیرد و به سمت محصولات بیرونی می رود که این محصولات نیز مدام در حال تغییر هستند.
▪ شنیده شدن یا شنیده نشدن چه اثراتی بر کودک و آینده اش می گذارد؟
ـ درباره شنیده شدن هم باید گفت گاهی اوقات بچه ها احساساتی را تجربه می کنند که چون خودشان هنوز قدرت تجزیه و تحلیل آنها را ندارند با ما (والدین) در میان می گذارند و ما به خاطر و یا به اسم تربیت جلوی بروز احساسات آنها را می گیریم به عنوان مثال بچه ای از دوست، مدرسه یا جامعه گله ای دارد وقتی این گله را با والدین در میان می گذارد وقتی احساس می شود که این گله مناسبی نیست همان لحظه می خواهند بچه را تربیت کنند و جلوی ابراز احساساتش را می گیرند یا به او می گویند اشتباه می کند و یا سریعا راهکار ارائه می دهند و به گمان خود راه صحیح را به او نشان می دهند. اما اتفاقی که می افتد این است که بچه بعد از مدتی حس می کند که کسی او را نمی شنود و کسی او را نمی تواند بفهمد و بعد از مدتی تلاش می کند که خود را به جامعه اثبات بکند در حالی که اگر به او گفته می شود از اینکه تو ناراحت هستی ما می فهمیم و تو توانستی احساست را به من انتقال دهی برای کودک کافی خواهد بود زیرا می فهمد که شنیده می شود و این مساله برای او زمینه یک زندگی سالم را ایجاد می کند.
▪ در این بین مدرسه به عنوان مهمترین و نخستین نهادی که کودک بعد از خانواده تجربه می کند چه نقشی بر تربیت و آینده سازی او دارد؟
ـ مدرسه به عنوان یک نهاد تاثیرگذار بر سلامت روانی نسل جدید است اگر مدرسه اقلا بر تفاوت های فردی توجه داشته باشد و بداند که تمامی دانش آموزان با هم تفاوت داشته و نیاز به دیده شدن و شنیده شدن دارند صرف نظر از نتایجی که به دست می آورند بسیار مهم است . این دیگر هنر مدرسه است که برنامه هایی ایجاد کند که تک تک دانش آموزان احساس کنند که دیده و شنیده شده اند و این سبب می شود وقتی دانش آموزی احساس کرد که این اتفاق برایش افتاده است تلاش خود را بیشتر می کند که این تلاش موجب رشد و نهایتا اخذ نتایج بهتر می شود در غیر این صورت اگر دانش آموز تصور کند که جدای از محیط کوچک خانه در جمع چند نفره در آن فضای بزرگتر مدرسه هم دیده و شنیده نمی شود مدرسه منشا بدی برای تصمیم گیری های آینده زندگی او می شود و سعی می کند با تخریب افرادی دیگر به موقعیت و موفقیت دست پیدا کند.
بنابراین ما توصیه می کنیم علاوه بر برنامه هایی که به کیفیت مطالب آموزشی کمک می کند برنامه های حتی ساده هم ایجاد شود فقط برای دیدن و شنیدن بچه ها که و دانش آموزان یاد بگیرند که نمره هایشان باعث ارزش آنها نمی شود. باید به بچه گفت: صرف نظر از نمره هایی که توداری برای من خوبی اگر این نوع نگرش و گفت وگو بین مدرسه و دانش آموز باشد خود بچه هم تلاش خواهد کرد که توانمندی خود را کشف کرده و ارتقا» دهد. در غیر این صورت همه چیز نتیجه مدار خواهد شد و تلاش به صرف این صورت می گیرد که مطلوب واقع شود که حالا این تلاش ها می تواند از طریق تخریب دیگران استفاده و یا از شکل های ناصحیح برای کسب نمره باشد و تملق و دروغ گویی و ریا را در بچه ایجاد می کند حال آنکه وقتی این بار سنگین از روی بچه برداشته شود او می فهمد که برای کسی شدن لازم نیست کار خاصی انجام دهد برای کسی شدن فقط کافی است ما او را ببنیم و بشنویم. ولی در حال حاضر در مدارس شاهدیم که ملاک نمره است و متاسفانه به این تعداد غلط ها هستند که ارزش تلاش دانش آموز را تعیین می کند و نه تعداد جواب های درست به فعالیت ها هم که اساسا توجه چشم گیری نمی شود.
▪ به نظر شما یک سیستم آموزشی موثر و کارآمد باید چگونه باشد؟
ـ ما باید کارها را به دو دسته کارهای خوب و بد تقسیم کنیم چه در بحث پرورش و چه در بحث آموزش و علمی تمام توانمندی و ناتوانی های فرد را در آن نشان بدهیم زیرا وقتی توانایی های فرد هم نشان داده شود همین مساله خواهد توانست منشا انگیزه ای باشد برای اثرگذاری بیشتر والدین روی نقاط ضعیف و وقتی نقاط ضعیف را نشان می دهیم هم به خود دانش آموز و هم به خود ولی دید خواهید داد و هم به اولیا» مدرسه که روی کدام جهات بیشتر کار کند در عین حال این حس هم به بچه منتقل می شود که خودش از نتایجش جداست و این بالاترین ارزشی است که در مدرسه می تواند اتفاق بیفتد که اگر چنین شود می توان ادعا کرد که ریشه بسیاری از ناکامی ها در بزرگسالی حل خواهد شد در این صورت بسیاری از فشارها و استرس های دوره تحصیل به سمت ارتقا» کیفی علمی دانش آموز سوق پیدا می کند. نظام ارزشیابی که به ارزشیابی توصیفی در آموزش و پرورش شناخته می شود و توسعه آن در مدارس علاوه بر آنکه موجب خواهد شد ما دانش آموزان قوی به لحاظ علمی داشته باشیم سبب می شود جامعه سالمی هم در آینده داشته باشیم.
▪ گسترش نظام ارزش یابی توصیفی در آموزش و پرورش چگونه خواهد توانست در داشتن جامعه ای سالم موثر باشد؟
ـ ببینید اگر توجه به ضعف ها آن طور که گفته شد درست انجام شود فرض کنید در زندگی مشترکی که این دانش آموزان در آینده خواهند داشت وقتی همسر ایرادی می گیرد فرد دیگر فکر نمی کند که تمام ارزش هایش با گرفتن این ایراد زیر سوال رفته و نادیده گرفته شده است . راحت تر آن را می پذیرد و رفع می کند و فرد انتقادپذیر می شود. شما در محیط کاری هم متوجه این مسئله هستید که کسی جرات انتقاد از دیگری را ندارد زیرا طرف مورد نقد فکر می کند که شخصیتش زیر سوال رفته است تخریب می کند و کار نمی کند. در دنیا خیلی راحت به طرف گفته می شود کار تو افتضاح بود و طرف هم با لبخند می پذیرد زیرا اصلا فکر نمی کند که منظور شخصیت و وجود او مد نظر بوده و می پذیرد که کارش ضعیف و خوب نبوده ولی ما چون از کودکی به ویژه در نظام آموزشی با نمره سنجیده شده ایم نه تنها انتقاد پذیر نشده ایم بلکه جرات انتقاد کردن هم عموما نداریم و چون نمی خواهیم ایراد را بپذیریم تخطئه می کنیم و دروغ می گوئم و سلب مسئولیت می کنیم و گناه را بر گردن دیگران می اندازیم.
▪ و کلام آخر
ما باید اول خودمان را ببینیم و بعد بچه ها را. بچه ها می خواهند یک روزی به آینده ما برسند بنابراین اگر ما اشکالاتی را که در برخورد با زندگی داریم مد نظر قرار دهیم و تلاش کنیم که بچه ها به آن فضاها نرسند باید که ابتدا خودمان را اصلاح بکنیم. در این صورت هم هست که ما شاهد یک نسل سالم خواهیم شد.
مهتا حیاتی
علی محمد باقر متخصص روانشناسی بالینی و علوم تربیتی و مدیریت آموزش، سردبیر نشریه تخصصی مدارس کارآمد و سر دبیر سابق مجلات موفقیت و کودک، نویسنده ده ها مقاله است. او معتقد است به راحتی می توان داشتن آینده شاد را تضمین کرد اگر که یاد بگیریم کودکان (و حتی اطرافیان) خود را به خوبی دیده و بشنویم. او همچنین تاکید دارد که ندیدن و نشنیدن کودکان می تواند سلامت فرد و حتی جامعه را در آینده کشورها به خطر اندازد.
علی محمد باقر متخصص روانشناسی بالینی و علوم تربیتی و مدیریت آموزش، سردبیر نشریه تخصصی مدارس کارآمد و سر دبیر سابق مجلات موفقیت و کودک، نویسنده ده ها مقاله است. او معتقد است به راحتی می توان داشتن آینده شاد را تضمین کرد اگر که یاد بگیریم کودکان (و حتی اطرافیان) خود را به خوبی دیده و بشنویم. او همچنین تاکید دارد که ندیدن و نشنیدن کودکان می تواند سلامت فرد و حتی جامعه را در آینده کشورها به خطر اندازد.
منبع : روزنامه ابتکار
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست