شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

کدام اخلاق سیاسی؟!


کدام اخلاق سیاسی؟!
آقای خاتمی همانگونه که پیش بینی می شد از عرصه رقابت انتخاباتی و قرار دادن خود در معرض آراء عمومی کنار کشید. ایشان در متن بیانیه ای که برای اعلام انصراف خود از حضور در انتخابات صادر کرده است، چند بار از واژه هایی چون «وظیفه اخلاقی» و «اخلاق مداری»، بهره گرفته که مفاهیمی قابل تقدیر و ضروری در عرصه رقابتهای انتخاباتی است اما ابهاماتی نیز در رفتار سیاسی و انتخاباتی جناب خاتمی وجود دارد که نوعی تضاد میان گفتار سیاسی و رفتار سیاسی ایشان را تداعی می کند که امید است آقای خاتمی برای این پرسش ها پاسخی شفاف ارائه دهد؛
۱) آیا براستی آقای خاتمی، هنگام اعلام نامزدی خود نمی دانست که موسوی نیز خواهد آمد؟ اگر می دانست و آمد، پس چرا اینک آمدن موسوی را توجیهی برای کنار رفتن خود قلمداد می کند؟ آیا این حرکت یک عمل غیراخلاقی و سیاسی کاری نیست؟
و اما اگر نسبت به آمدن موسوی تردید داشت - چون موسوی قطعاً نگفته بود که نمی آید- چرا چند روز صبر نکرد تا موسوی تصمیم نهایی خود را اعلام کند؟ آیا شتاب ایشان در اعلام نامزدی خویش با این هدف نبوده است که موسوی را در برابر یک عمل انجام شده قرار دهد؟ اگر چنین بوده- که جز این نمی تواند باشد- این حرکت خاتمی نیز، عملی غیر اخلاقی بوده است. با این حساب، آقای خاتمی چه می دانست که موسوی خواهد آمد و چه درباره آمدن او تردید داشت، در هر دو صورت به یک عمل غیر اخلاقی، دست زده که با عرض پوزش باید گفت نوعی نارو زدن به دوست خود و حتی بی صداقتی در برابر افکار عمومی به نظر می رسد.
۲) آیا آقای خاتمی اساساً آقای کروبی را اصلاح طلب می داند یا نه؟ و آیا معتقد به یک نامزد واحد برای جبهه اصلاحات است و یا به حضور نامزدهای متعدد در این جبهه اعتقاد دارد؟ اگر کروبی را اصلاح طلب می داند و معتقد به حضور یک نامزد واحد در جبهه اصلاحات می باشد چرا با وجود آقای کروبی و اعلام نامزدی ایشان به صحنه آمد؟ و اگر آقای کروبی را اصلاح طلب نمی داند و معتقد به حضور نامزد واحد در جبهه اصلاحات نمی باشد، چرا در بیانیه انصراف خویش آقای کروبی را یک اصلاح طلب مخلص و شایسته می نامد و ایشان و آقای مهندس موسوی را به تفاهم دعوت می کند؟! آیا، این برخوردها اخلاقی است؟!
۳) آقای خاتمی مدتی از نامزد شدن امتناع می ورزید و در مقابل اصرار اطرافیان به علت ها و دلایلی اشاره می کرد. بنابراین چنانچه پذیرش نامزدی از سوی ایشان بعد از برطرف شدن موانع مورد اشاره وی بوده است چرا برای کنار کشیدن هم به همان موانع اشاره می کند. آیا نباید آنهمه نازهای اولیه و سپس پذیرش کاندیداتوری و انصراف ناگهانی بعد از آن را تماماً یک بازی سیاسی و ترفند انتخاباتی تلقی کرد؟ اگر چنین است، این حرکت غیر اخلاقی را چگونه توجیه می فرمایند؟
۴) خاتمی در پایان ۸ سال دوران حاکمیت خود، ناگهان سخن از تدارکاتچی بودن رئیس جمهور کرد و لوایح دو قلو را به مجلس داد و اعلام کرد که «نمی گذارند»! اما اینک دوباره به میدان آمده و سخن قبلی خود را تکذیب می کند. پرسش این است که اگر رئیس جمهور را تدارکاتچی می دانست چرا دوباره به میدان آمد و اگر نمی دانست چرا پس از ۸ سال برای توجیه کم کاری خود چنان عذری آورد؟ و اکنون چرا سخن خود را به جای تکذیب، انکار می کند؟ پس خاتمی چه اختیارات رئیس جمهور را کافی بداند و چه نداند، عمل غیر اخلاقی انجام داده است.
اما بهترین احتمال، و حمل بر صحت!!، آن است که آقای خاتمی می داند در انتخابات آینده، موفقیتی نخواهد داشت و از ابتدا هم حاضر نبود ریسک کند زیرا می دانست شکست در انتخابات، برای همیشه، ایشان را از اعتبار سیاسی، ساقط می کند و دست او را برای آینده خواهد بست. بنابراین، ایشان مسابقه ای را که نمی خواست بدان تن دهد، بجای واگذار کردن به رقیب، به موسوی و کروبی فروخت و شاید گرانفروشی نیز کرده باشد؟
گرچه آقای خاتمی احتمالاً برای انتخابات بعد، خود را از رقابتها کنار کشیده زیرا امیدی به پیروزی در این انتخابات نداشت و ترس از شکست سنگین، علت اصلی ترک صحنه بود، اما آنچه موضوع این نوشته بود، نه شکست و پیروزی انتخاباتی، بلکه شکست یا پیروزی اخلاقی بود و به نظر می رسد که آقای خاتمی نه در برابر کروبی و موسوی، نه در برابر طرفداران و دوستان خودش و نه در برابر افکار عمومی، امتحان اخلاقی خوبی نداده باشند و این پروژه که گامهای بعدی نیز در یکی دو ماه آینده دارد، مجموعاً بیش از آنکه اخلاقی باشد، سیاسی، بلکه سیاسی کارانه بوده است.
محسن صداقت
منبع : روزنامه کیهان