پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

حاج ملاهادی سبزواری


حاج ملاهادی سبزواری
حاج ملا هادی فرزند ملا مهدی معروف به حکیم سبزواری (حاجی سبزواری ـ صاحب اسرار) یکی از بزرگترین حکمای قرن سیزدهم هجری بود. سبزواری حکیمی معروف و عالمی مشهور و زاهدی بارع و خدا دوست بود. در جهان حکمت و فلسفه، منطق و کلام استاد و در فقه و اصول و حدیث و تفسیر نیز مهارت داشت. سبزواری در سال ۱۲۱۲ (سالی که بحر العلوم وفات نمود) در سبزوار به جهان چشم گشود، و در کودکی از خواندن و نوشتن فارغ گشت و در هشت سالگی به خواندن صرف و نحو و ادبیات عرب و دروس مختلف مشغول گشت. در سن ده سالگی پدر خویش را از دست داد و قبل از بلوغ در مشهد مقدس در منزل یکی از بستگان نزدیک خویش به تحصیلات خود ادامه داد. سبزواری در جوانی پس از تکمیل سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب از مشهد عازم اصفهان شد و از محضر حاج ملا علی نوری و حاج ملا اسماعیل حکیم به خواندن دروس حکمت و... ادامه داد و بعد از هشت سال (در سن ۲۸ سالگی) از اصفهان عازم مشهد شد و به تدریس فقه و اصول و حکمت و کلام و منطق مشغول شد و عده ای از علاقه مندان به این رشته در استان خراسان از محضرش بهره ها بردند و به درجه علمی ارتقاء یافتند.
حاجی سبزواری حکیمی پارسا و دانشمندی زاهد و قانع بود. او از اوایل زندگی سالیانی متمادی از مختصر ضیاع و آب و ملکی که به دست خود پرورش می داد امرار معاش می نمود. معظم له اغلب با نان و دوغی در کاسه چوبین و قاشقی چوبی و بر روی حصیر و گلیمی، در کمال شکر و سپاس و خرسندی از خالق متعال جلو می رفت. تا سرانجام به لب گور رسید. اما با سرمایه میلیاردها برابر شاهان عصر خویش به جهان ابد منتقل شد.
نوشته اند روزی ناصر الدین قاجار که در ظاهر سلطان عجم بود وارد سبزوار شد اکثر مردم حتی اغلب فضلا و... به دیدار او شتافتند. ناصر الدین شاه وقتی فهمید که آن حکیم ربانی به دیدن او نمی آید خود به اتفاق بعضی ندیمان و خواص علما، برای زیارت او به خانه حکیم وارد شد. ناصر مدتی از دریچه افکار خویش سخن میراند. چون ظهر شد به حکیم سبزواری گفت مرا نیز از سفره شفا دهنده شما غذائی. حکیم صدا زد و خواستار خوراکی شد. در باز شد و سینی نانی با قدری دوغ و نمک و با کاسه و قاشق در پیش نهاده شد. حکیم سبزواری قرص نان را به دیده شکر سائید و با نام خدا دوغ خوردو به خوردن مشغول شد. میهمانان نا خوانده (و جناب قدر قدرت به ظاهر شوکت) قدری به مائده ور رفتند و مختصری نان خشکین جهت تیمن به دستمال شاهانه ریختند و سپس جملاتی در حاشیه گفتند و از کنار سفره حکیم جستند، پس مبلغ پانصد تومان به سوی حکیم فرستادند که در جا پول بیت المال را بین بینوایان و فضلای اهل علم تقسیم نمود و برای خویش دیناری مصرف ننمود. حکیم سالها به تعلیم و تدریس حکمت اسلامی اشتغال داشت و اثری مشهور به نام اسرار الحکم از خویش به جا گذاشت. اسفار اربعه ملا صدرا و شواهد الربوبیه را حاشیه نمود و همچنین شرحی بر دعای صباح و حاشیه ای به زبدهٔ الاصول شیخ بهائی نوشت. کتاب اسرار او (در حکمت) مورد توجه فضلای اهل علم قرار گرفت و چندین سال است که جزء کتب درسی علما است و بارها تجدید چاپ شده است. حاجی سبزواری در سن ۷۷ سالگی در سنه ۱۲۸۹ جهان فانی را وداع نمود. خدایش درجات او را متعالی فرماید.
▪ از حکیم سبزواری به زبان فارسی و عربی آثاری بر جای مانده است:
۱) شرح منظومه حکمت که در بخش بعد در خصوص آن توضیح می دهیم.
۲) شرح منظومه منطق که حاوی دروس منطق به نظم است و پس از منظومه حکمت تالیف شده است.
۳) اسرار الحکیم: این کتاب به زبان فارسی و در مورد اصول دین نوشته شده است.
۴) شرح بعضی اشعار مغلقه مثنوی که چنانکه از نام آن هویدا است در مورد برخی سختی های نظری مثنوی مولانا جلال الدین بلخی است.
۵) دیوان اسرار: پیش از این گفته شد که حاجی "اسرار" تخلص می کرد و این کتاب حاوی اشعار اوست.
۶) حواشی بر "شواهد الربوبیهٔ" صدر الدین شیرازی.
۷) حواشی بر اسفار صدر الدین شیرازی.
۸) حواشی بر مفاتیح الغیب صدر الدین شیرازی.
۹) حواشی بر مبداء معاد صدر الدین شیرازی.
۱۰) شرح النبراس فی اسرار الاساس: این کتاب به شعر و حاوی شرح متن آن است و در موضوع طاعات و اشارات عبادات است.
۱۱) شرح الاسماء: شرح دعای جوشن کبیر.
۱۲) مفتاح الفلاح و مصباح النجاح: شرح دعای صباح.
۱۳) مجموعه رسائل: این مجموعه حاوی هفده رساله فارسی و عربی در مباحث مهم عرفانی و فلسفی و مسائل اعتقادی است و بیشتر پاسخ پرسش هایی است که به دانشمندان همزمان خود داده است.
منبع : شبکه جهانی جام جم