شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا

حذف از جام ملت ها چندان عجیب نبود


حذف از جام ملت ها چندان عجیب نبود
تیم ملی ایران مثل سال های ۱۹۹۲ و ،۲۰۰۰ از رسیدن به جمع ۴ تیم برتر مسابقات جام ملت های آسیا بازماند و این بار با انبوهی از ستاره های پرمدعا و لژیونرهای پرطمطراق، سر به زیر راه بازگشت به كشور را در پیش گرفت، در اینكه ملی پوشان ما در مالزی بد بازی كردند و مستحق رسیدن به عنوان نبودند، هیچ شكی نیست؛ در اینكه كادرفنی عملكرد قابل قبولی نداشت و نتوانست نقشی تأثیرگذار جهت نیل به اهداف موردنظر ایفا كند، شكی نیست؛ در اینكه فضای سرد حاكم بر رقابت ها و ایضاً آب و هوای پررطوبت مالزی در افت سطح كیفی مسابقات و نیز نوع نمایش بازیكنان تمام تیم ها مؤثر واقع شد، شكی نیست؛ در اینكه فدراسیون فوتبال بدون رئیس ایران نیز یكی از عوامل این ناكامی بود، شكی نیست؛ همه اینها یك طرف اما به نظر ما باخت بزرگ در كشور خودمان شكل گرفت.
جایی كه برخی مسئولان و غیرمسئولان ورزشی سخنانی بر زبان جاری ساخته و می سازند كه اولاً عذر بدتر از گناه است و درثانی فاقد دستمایه های فنی است. اینكه تیم ملی فوتبال ایران به جوانگرایی نیاز دارد را همگان قبل از اعزام ملی پوشان به مرحله نهایی جام ملت های ۲۰۰۷ آسیا می دانستیم؛ اینكه میدان دادن به بازیكنان مستعد لیگ های داخلی نتیجه بخش نیز از دل بستن به ساق های بی انگیزه و سنگین لژیونرها است را همگان اذعان داشتیم.اینكه اصرار امیر قلعه نویی براستفاده از برخی ملی پوشان در تركیب اصلی تیم ملی در نهایت منجر به نتیجه مطلوب نمی شد را كارشناسان امر متذكر شده بودند.
با تمام این دانسته ها، امروز دیگر عذری برای توجیه ناكامی ها باقی نمانده است. امیر قلعه نویی در پس جمله «تنها مقصر منم» نمی تواند پرونده بازی های جام ملت های ۲۰۰۷ را مختومه نمایش دهد. بی اعتنایی به رهنمودها و پیشنهادات اهالی فن، امروز جای هرگونه بحث علت و معلولی به منظور موجه جلوه دادن ناكامی در مالزی را مسدود كرده و فقط می توان گفت سرمربی تیم ملی به سهل انگاری خود باخت.
آن عده كه معتقدند قلعه نویی در ابتدای راه سرمربیگری در تیم ملی است و به تجربه اندوزی بیشتر برای ساختن تیمی قدرتمند نیاز دارد، باید این را هم مورد لحاظ قرار دهند كه گوش های ناشنوا در طول زمان هیچ گونه تحولی در طرز تفكرات خود نخواهند یافت و در یك دایره بسته حركت می كنند.
حذف تیم ملی از ادامه رقابت های جام ملت های ۲۰۰۷ آسیا با این همه بازیكن صاحبنام و حمایت های سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال، باید یك فاجعهملی تلقی شود. یادآور می شویم كه حذف ما به دست تیمی صورت گرفت كه با روزهای اوج خود فاصله بسیار داشت و به گفته اعضای كادرفنی كره جنوبی، این تیم برای پیكارهای جام جهانی ۲۰۱۰ مدنظر قرار گرفته است.
تساهل در امر بررسی علل ناكامی تیم ملی در چهاردهمین دوره بازی های جام ملت های آسیا، خیانت به فوتبالی است كه گویا بلاتكلیف بودن فدراسیون مرتبط با آن برای همگان امربی علی السویه تلقی شده و كسی هم نمی خواهد باور كند مشكل این فوتبال ریشه ای می باشد. آن روزها كه می گفتیم فدراسیون فوتبال رئیس می خواهد و باید متولی مسئول و پاسخگو داشته باشد، برای همین مواقع بود. الحمدلله امروز غیر از كادرفنی و بازیكنان تیم ملی، هیچ شخصی را به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال نمی توانید پیدا كنید كه به عنوان متولی رسمی جریانات فوتبال، در مقام پاسخگویی برآید و بتوان وی را استیضاح كرد.
كمیته انتقالی فدراسیون فوتبال نیز بعید است در این زمینه قبول مسئولیت كند. در چنین فضایی بهتر آن است كه حداقل با مردم روراست بوده و آنها را ساده لوح فرض نكنیم. سكوت معنادار فوتبالدوستان ایرانی گویای آن می باشد كه به اتفاقات اخیر فوتبال شدیداً معترض بوده و فقط با تغییر و تحولات اساسی آن است كه دوباره به این پدیده اجتماعی روی خوش نشان می دهند. در رأس این تغییرات، باید رئیس جدید فدراسیون انتخاب شود و متعاقب آن در سایر زیرشاخه های فوتبال (كه تیم های ملی نیز از آن جمله محسوب می شوند) نیز بازنگری صورت پذیرد.
ناكامی اخیر تیم ملی در بازی های جام ملت های آسیا، فوتبال رو به سكون ما را به عقب بازگرداند و حالا ما نیز مثل استرالیا، چین، امارات، بحرین، قطر و... یك كشور دارای منحنی نزولی در رشته فوتبال محسوب می شویم.
منبع : روزنامه ابرار ورزشی