شنبه, ۲ تیر, ۱۴۰۳ / 22 June, 2024
مجله ویستا


نوستالژی روزهای تلخ


نوستالژی روزهای تلخ
● درباره «زندگی دیگران» برنده جایزه اسكار برترین فیلم خارجی سال
هالیوود به فكر بازسازی كاری افتاده است كه نخستین تجربه یك كارگردان تازه كار آلمانی در زمینه ساخت آثار بلند به حساب می آید، اما یك موضوع جالب سیاسی و اجتماعی را در بر دارد.
تمایل و اقدام هالیوود برای ساخت نسخه دلخواه خود از روی «زندگی دیگران» یك رخداد طبیعی به نظر می رسد، زیرا از یك سو این فیلم آلمانی یك اثر سینمایی خوب به نظر می رسد و از جانب دیگر برنده جایزه اسكار برترین فیلم «خارجی» (غیر آمریكایی) سال شده است و این هم یك جاذبه اضافی برای استودیوهای مایل به كار بازسازی و توزیع فیلم است.
چنان استودیویی، همانا وین اشتاین است و تهیه كنندگان فیلم آدم هایی مثل سیدنی پولاك و آنتونی مینگلا هستند كه به نوبه خود كارگردانان مشهور و موفق دوران معاصر سینما بوده اند. شاید پیروزی «زندگی دیگران» در انتخابات اسكار امسال یك واقعه غیر منتظره به حساب آید، زیرا در محاسبات روزهای قبل از اهدای این جوایز، به نظر می آمد كه آكادمی علوم سینمایی و هنرهای تصویری، جایزه این رده را به «هزار توی پن» كار ویژه و غیر متعارف آخر گی یرمو دل توروی مكزیكی خواهد داد، اما غیر منتظره بودن آن پیروزی هم چیزی از ارزش های فیلم آلمانی نمی كاهد.
«زندگی دیگران» داستان زندگی و كارهای یك مأمور ارشد امنیتی آلمان شرقی سابق و عضوی از پلیس مخفی پیشین آن كشور (موسوم به استاسی) است كه به او مأموریت می دهند یكی از ناراضیان آلمان را كه یك نمایشنامه نویس معروف است و همچنین نامزد وی كه یك بازیگر تئاتر و سینما است را زیر نظر بگیرد و مانع اقدامات ایذایی احتمالی آنان شود، اما او هرچقدر بیشتر در كار آنان دقیق تر می گردد، فزون تر با آنان احساس قرابت می كند و به تبع آن پس از مدتی دیگر نمی تواند دشمن آنها باشد و قدمی را به ضرر آنها بردارد و از همین جا كار عیب بر می دارد و زندگی آنها و سرنوشت شان به یك سمت و سو و نقطه مشترك و خطرناك كشیده می شود و مأمور امنیتی به زیر سؤال می رود. از همه عجیب تر آن كه «زندگی دیگران» نه كار یك فیلمساز كهنه كار، بلكه نخستین ساخته بلند هنرمندی به نام فولوریان هنكل فون دونرز مارك است كه پیش از این هرگز یك فیلم سینمایی را كارگردانی نكرده بود.
خود «فون دونرزمارك» هم از توفیقش، كم به حیرت درنیامده است. او كه ۳۴ سال سن دارد، هفته ها پس از پیروزی اش در هفتاد و نهمین دوره اهدای جوایز اسكار در تالار كداك شهر لس آنجلس آمریكا می گوید: «حقیقت اش را بخواهید، به هیچ وجه باور نداشتم كه این جایزه را به من بدهند و گمان می كردم اسكار این رده را به فیلم «هزارتوی پن» اهدا كنند.
این فیلم حتی ۳ اسكار جنبی را هم برده و همه چیز برای اهدای چهارمین (و مهم ترین) اسكار به آن نیز آماده نشان می داد. با این وجود این برد دور از انتظار و مقدمه، مسئولیت های مرا دوچندان كرده است و با این كه سینمای آلمان بابت پیروزی من و فیلم من شادمان است و احساس غرور می كند، اما باور شخصی من این است كه از این پس هر یك از كارهای من بیش از آثار سایر كارگردانان هموطن من زیر ذره بین خواهد بود و این به خودی خود یك دردسر اضافی برای من است.»
با این وجود از نگاه و كلمات اكثر سینمایی نویسان جهان، «زندگی دیگران» یك روایت گویی جذاب و حقیقت جویانه از مشكلاتی است كه تا ۲۰ سال پیش در آلمان شرقی سابق وجود داشت و خیلی ها در آن زمان مایل نبودند درباره آن حرف بزنند.
نشریه نیویوركر نوشته است: «زندگی دیگران» به ما می گوید كه در كمونیسم اجرا شده به وسیله دولت آلمان شرقی سابق، آنچه اهمیت نداشت، عدالت و مساوات بود و آنها به اسم كمونیسم، هر كاری را كه برای حفظ امنیت كاذب و به واقع حفظ دولت آلمان شرقی لازم بود، انجام می دادند. حتی اگر چنین نبوده باشد و ما به جای آلمان شرقی سابق با یك جامعه خیالی روبه رو شده باشیم، داستان پردازی فون دونرزمارك واجد همه ویژگی هایی است كه باید در یك فیلم داستانی و اثر قابل قبول فیچر جست و جو كرد.»
در اواخر سال گذشته میلادی «زندگی دیگران» اغلب جوایز اصلی سالانه سینمای آلمان (موسوم به لولا) را به دست آورد، اما فون دونرزمارك هم معترف است بهترین رویدادی كه برای او و فیلمش و معرفی هرچه بیشتر آن در سطح جهان اتفاق افتاده، پیروزی آن در انتخابات اسكار بوده است. فون دونرزمارك به روزنامه پرتیراژ بیلد كشورش گفته است: «فتح اسكار، نهایت چیزی است كه شما می توانید در این حرفه برای خود متصور باشید.
پس از فتح آن، زندگی من عوض شده است و هرچند من به دنبال سوء استفاده از شرایط به وجود آمده پس از كسب این جایزه نبوده ام، اما قدر مسلم این كه حتی مشاغل و كارهای پیشنهاد شده به من، پس از آن توفیق چندبرابر بیشتر و بهتر از گذشته بوده و این چیزی است كه من از آغاز هم می خواستم و آن را می طلبیدم.
از لحظه ای كه وارد كار فیلمسازی شدم، آرزویم این بوده كه ابزار و وسایل اجرای كارهای مورد نظرم به من داده شود و مجبور نباشم، ضوابطی را اجرا كنم كه استودیوها می خواهند و خودم سنخیتی با آن نداشته باشم.»
با این وجود فون دونرزمارك زندگی عجیب و شلوغی را گذرانده است و اگر به گذشته او رجوع كنید، می بینید كه ایام نوجوانی و جوانی و سال های رشد تدریجی اش در شهرهای مختلف و متنوع نیویورك، برلین، فرانكفورت و بروكسل سپری شده است. البته عشق او به مسائل هنری و تلاش برای ترسیم دنیای كنونی از یك دیدگاه هنری از همان ایام نوجوانی در وجود وی شكل گرفت و تا این لحظه او را رها نكرده است.
حتی از یك دیدگاه هنری صرف و بدون توجه به بار اجتماعی قوی «زندگی دیگران» باید تأكید كرد كه این فیلم یك «تریلر» عاطفی با دربر داشتن حقایق تلخ سیاسی مربوط به گذشته ای نه چندان دور است. كار فون دونرزمارك به ما می گوید كه دولت آلمان شرقی عادت داشت و به خود حق داده بود كه به بدترین و وسیع ترین شكل در زندگی دیگران دخالت كند و حركات آنها را زیر نظر بگیرد و آرامش آنها را از میان ببرد، با این بهانه كه ممكن است برخی از آنها مخل آسایش و مأموران غرب در سیستم كمونیستی باشند.
با این حال فون دونرزمارك و همتاهای او معتقدند كه مردم آلمان شرقی سابق به دلیل مشكلات مالی آشكار سال های اخیر درباره مسائل زندگی گذشته خود احساس مساعدی دارند و بهتر بگوئیم دلشان برای آن ایام تنگ شده است و شاید به این برداشت رسیده باشند كه لا اقل شرایط اقتصادی شان در گذشته بهتر بوده است.
در این باره هم باید حرف های فون دونرزمارك را شنید. «لازم بود به این سوژه بپردازم. به این موضوع كه اكثر مردم آلمان شرقی سابق كه ۱۷ سال است كشورشان با آلمان غربی متحد و یكسان شده است، بارها به یاد شرایط سابق خود می افتند و یك نوع حس نوستالژیك در این ارتباط در وجودشان شكل گرفته است و نمی دانند كه در مورد امروز و آینده چه بگویند، ولی این را می دانند كه گذشته یك نوع اطمینان را به آنها می بخشید كه امروز و اینك فاقد آن حس است و چنان روال و احساسی را به آنها نمی بخشد. با این حال هر آن چه در این فیلم می بینید، در درجه نخست یك برداشت سینمایی و یك قصه اجتماعی است. قصه ای كه می تواند حقیقت داشته یا نداشته باشد و در همه حال یك تجربه تازه است.»
جالب تر این كه فون دونرزمارك با وجود تازه كار بودن در دنیای كارگردانی و فیلمسازی توانست شماری از حرفه ای ها و نامداران را جذب فیلم خود سازد و از مشاركت آنها بهره گیرد. از آن جمله بودند برترین هنرپیشه های چند سال اخیر آلمان برای ایفای رل های اصلی و گابریل یارد كه موسیقی متن فیلم را سروده است و سابقه فتح اسكار این رده و شاخه را در گذشته دارد. این كه پولاك و مینگلا و همكاران آنها در مقام تهیه كننده های بسیار محتمل نسخه هالیوودی این فیلم كدام اشخاص معروف را به سمت این پرونده خواهند كشید، مسأله ای است كه باید صبر كرد و دید، اما قدر مسلم این كه بازگویی مكرر و حتی چندباره قصه افسری امنیتی كه به سوژه های زیر نظر و آدم های هدف گرفته شده به وسیله سازمان متبوعش علاقه مند و به طور نامحسوس حامی آنها می شود، كسالتی را برنخواهد انگیخت.
وصال روحانی
منبع : روزنامه ایران