جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

سیاست حیوانی


سیاست حیوانی
ابتدا تعریف انواع سیاست را از دید امام خمینی تعریف می کنیم :
۱) سیاست شیطانی:
این نوع سیاست اشاره به بعد منفی و چگونگی اداره جامعه دارد که در آن خدعه و دروغ و استفاده از هر وسیله ممکن برای دستیابی به هدف مجاز شمرده میشود.
۲) سیاست حیوانی :
در این نوع از سیاست، حاکم برای تحقق نیازهای صرفا مادی جامعه اقدام میکند و از کاربرد خدعه و امور شیطانی پرهیز دارد.
۳) سیاست اسلامی :
در این نوع از سیاست به دو بعد مادی و معنوی انسان توجه شده است و حاکم اسلامی در جهت شکوفایی هر دو بعد از حیات انسانی کوشش میکند. در سیاست اسلامی جهت گیری سیاست بسوی نظام ارزشی است و طبعا اداره مدبرانه امور جامعه مستلزم آن است که کسانی که تربیت شده دین و دارای صلاحیتهای اخلاقی اند عهده دار اداره جامعه گردد.
اینجا یک سوال پیش می آید که نیازهای معنوی مردم چه چیزهایی هستند. آیا منظور از نیازهای معنوی، فعالیتهای مذهبی هستند یانه. فرهنگ، تمدن و اعتقادات و اندیشه هم جز نیازهای معنوی جامعه محسوب میشوند. البته این نکته را نباید از یاد برد که تمدن بیشتر جنبه علمی و عینی دارد و فرهنگ بیشتر جنبه ذهنی و معنوی.
هنرها، فلسفه و حکمت و ادبیات و اعتقادات (مذهبی و یا غیر مذهبی ) در قلمرو فرهنگ هستند در حالی که تمدن بیشتر ناظر به سطح حوائج مادی انسان در اجتماع است و به نظر دکتر اسلامی ندوشن، تمدن بیشتر جنبه اجتماعی دارد و فرهنگ جنبه فردی......
تمدن و فرهنگ با هم مرتبط اند ولی ملازمه ندارد همانگونه که متمدن بی فرهنگ وجود دارد با فرهنگ بی تمدن نیز وجود دارد. پس شاید بتوانیم بگوییم که نیازهای معنوی انسان شامل همان نیازهای فرهنگی او باشد.
همان طور که گفتیم موضوع بحث ما در مورد سیاست مادی است یعنی سیاستی که فقط به نیازهای مادی جامعه خود می پردازد.
برای افرادی که در یک اجتماع به عنوان مسئولین و صاحبان قدرت هستند قطعا سیاست چیزی بالاتر از مبارزه برای قدرت است به طور خلاصه جامعه سیاسی یک تکاپوی انسانی هدفمند است و صرفا یک واقعه و یا یک رویداد نیست. جامعه سیاسی مخلوق آگاهی بشر است که به منظور انجام رساندن اهداف مهم و عملی تشکیل و اداره می شود. اهداف نهایی سیاست از نیازهای زندگی بشری سرچشمه می گیرند حتی ادامه حیات در این دنیا به کوشش سازمان یافته نیازمند است. افراد بشر برای رهایی از مصایب طبیعی و تجاوزگری انسانهای دیگر امنیت می طلبند. آنان به خوراک، چوشاک و مسکن نیاز دارند.
آنان همچنین به درجهای کمتر از نیازهای ضروری، به ابزارهایی نیازمندند که از طریق آنها استعدادی اختصاصا انسانی خود را تحقق بخشند. به طور مثال آنان به شیوه هایی برای کسب هویت و دوست یابی نیازمند هیچ یک از نیازهای انسانی به صرف آرزو برآورده نمی شوند. بشر در بهشت عدن زندگی نمی کند که طبیعت تمام خواسته هایش را برآورده کند. بقا و پیشرفت بشر به کار و کوشش او بستگی دارد. انسان ها باید به یاری مغزها و دستهای خویش نهادهایی بنا کنند که به آنان امکان متمدن شدن را بدهد. بنابراین هدفها و کارکردهای جامعه سیاسی گوناگون و متعدد است. در اصل وظیفه نظام اجتماعی محافظت از افراد خویش است. امنیت جانی افراد باید تضمین شود. نظام اجتماعی همچنین باید به طریقی در حفظ ثمره کار و فعالیت افرادش کوشا باشد. محدودترین طرز تلقی از اهداف جامعه سیاسی باید در برگیرنده آن چیزی باشد که جان لاک حفظ جان و آزادی و حال میخواند. افزون بر آن در اکثر جوامع انسانی نظام انسانی نظام تولید اقتصادی-تولید خدمات و کالاها به کوشش سازمان یافته جمعی نیازمند است. به همین دلیل نهادهایی برای تولید و توزیع ثروت بایستی ایجاد شوند. تشکیل و تنظیم این گونه نهادهای اداری از وظایف عمده سیاسی است.
در سطحی بالاتر و پیچیده تر جامعه سیاسی چهارچوبی ارائه میدهد که به زندگی افرادش معنی و اعتبار می بخشد به تعبیر یکی از نظریه پردازان سیاسی معاصر جامعه سیسی عالم کوچک یا منظومه ای است که از درون به وسیله افراد همیشه خلاقش که جامعه سیاسی را وسیله ای برای تحقق بخشیدن به آرمانهای خود میدانند.معنی و روشنی می یابد.
به نظر ارسطو شهر یا کشور.اجتماعی از افراد همانند برای یافتن بهترین روش ممکن زندگی است چون شادی برترین خوبیهاست و از کارورزی و یا کاربرد کامل فضیلت پدید می آید.و چون برخی فضیلت را به کمال دارایند و برخی دیگر اندکی یا هیچ از آن را.میان مردمان اختلاف می افتد واین اختلاف مایه اختلاف در صدر حکومت است زیرا مردمان گوناگون از راهها و یا وسایل گوناگون در پی خیر و شادی میروند و از اینرو به شیوه های گوناگون زیست میکنند و در نتیجه حکومتهای گوناگون پدید می آورند. هم اکنون نه فقط اندیشه های تاریخ ساز اجتماعی و حتی دینی بلکه قوانین اساسی اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان تحت تاثیر جوهر و فرهنگ نوین یعنی اندیشه حقوق بشری قرار گرفته است. این تفکر خود را بصورت یک رویه مشخص بین المللی و یک ملاک و محک رفتاری در عرصه جهانی مطرح کرده است و میتوان گفت که به یک قاعده رفتار بین المللی بذل شده است. بدین ترتیب هم بازیگران و هم قواعد رفتاری بین المللی تحت تاثیر آن قرار گرفته اند و فرهنگ اینچنین موجب تحول و حرکت جهان بسوی هماهنگی شده است. انسان از ابتدای زندگی اجتماعی خود بدلیل برخورداری از ویزگیهای کمال طلبی و راحت طلبی سعی در پیشرفت و بهبود شرایط زندگی خود داشته است این تلاش مستمر منجر به اختراعات ایجاد مراکز تولیدی.رفاهی. آموزشی و غیره شده است. علاقه مندی به ارتقا وضعیت زندگی در دو بعد مادی و معنوی بوده است. این تلاش در دو بعد مادی منجر به پیشرفتهای مادی و رفاه و راحتی انسان و در دو بعد معنوی فرهنگ و معارف عمیق بشری محصول این حرکت میباشد.
یک اروپایی متعادل خواه دموکرات باشد یا فاشیست. بورزوا یا بلشوئیک.کارگر یا متفکر تنها دین مثبت واحدی را میشناسد و آن پیشرفت مادی و اعتقاد به اینکه در زندگی هیچ هدفی وجود ندارد جز آسان تر و راحت تر کردن همین زندگی و یا به تعبیر رایج ( استقلال زندگی از طبیعت). معابد این دین.کارخانه های عظیم و آزمایشگاههای مختلف و سالن های رقص و کارگاههای برق هستند و کشیشانش بانک داران و مهندسان و ستارگان سینما و مدیران صنایع و قهرمانان فضا. از نظر آنها برترین معیار تشخیص خیر از شر همان موفقیت مادی است. و به عقیده دکارت : او پیام آور این مفهوم پایه است که انسان به یاری اندیشه خود میتواند طریقه سعادت و شناخت را بیابد.
االبته شاید این زندگی کردن که در آن فقط مادیات مهم هستند از نظر ما زیاد مورد تائید نباشد ولی خیلی هم بد نیست.چون اولا ریشه در فرهنگ و باورهای آنها دارد و نگرش آنها نسبت به جهان با نگرش ما متفاوت است و به گفته دکتر علی مزروعی استاد دانشگاههای ایالتی میشیگان ونیویورک. یک آیت الله در ایران به گونه متفاوتی نسبت به هنری کسینجر به جهان پیرامون خود مینگرد. این ریشه در فرهنگهای آنها متفاوت آنها دارد. از این روست که تفکر و نحوه تصمیم گیری آنها در قبال جوامع خویش با یکدیگر متفاوت است.
ثانیا هیچگس از رفاه بدش نمی آید و هر کسی میخواهد در رفاه بیشتری باشد وهمه کشورهای جهان سعی میکنند برای رفاه مردم کشورشان گام بردارند چون علاوه براینکه باعث پیشرفت کشورشان میشوند مردم نیز اگر در رفاه باشند خیلی از مسائل دیگر را نادیده میگیرند و به آنها اهمیت چندانی نمیدهند مثلا نسبت به مسائل سیاسی کمتر حساسیت به خرج میدهند و به اینصورت مشروعیت حکومت بالا میرود. در شرایط دنیای کنونی و حاکمیت سرمایه داری. جهانی شدن و با توجه به قوانین کشورهای جهان و برنامه های اقتصادی آنها به این نتیجه میرسیم که ما کلا به سمت مادی شدن پیش میرویم و در این میان ایران هم مستثنی نیست و علیرغم حکومت اسلامی و برنامه های فرهنگی باز هم موئثر ترین عامل.عوامل اقتصاد یو مادی میباشند و اگر مردم در رفاه باشند خیلی از مسائل و مشکلات را نادیده میگیرند و یا برعکس. مثل معروفی است که میگوید آدم گرسنه دین و ایمان ندارد.
قرآن مجید در آیه ۴۱ سوره حج وظیفه کسانی را قدرت و حکومت را بدست می آورند چنین فرموده است:
ـ مفهوم آیه : اگر هر زمان و مکانی گروهی از مومنین به حکومت رسیدند وظیفه اقامه نماز که مهمترین و شاخص ترین عبادات است و اجرای اخذ و خرج زکات به عنوان مهمترین برنامه مالی و اقتصادی و امر به معروف و نهی از منکر را انجام میدهند.
از مفهوم این آیه متوجه میشویم که نظر اسلام این است که حکومت باید هم به جنبه معنوی مردم بپردازد و هم در جهت نیازهای مادی مردم.
دانلی به نقل از ادوارد سعید میگوید :اسلام نمی آموزد که دولت موظف به حفظ شان و منزلت انسان است بلکه باید شرایطی فراهم کند که افراد در آن به خوشبختی و سعادت برسد.
به نظر هانتیگتون نوسازی اقتصادی و تحول اجتماعی گسترده در جهان بنیادهای زیرین هویت ساز انسانها را سست میکند و آنها را از هویت بومی و حتی ملی شان جدا میکند و مذهب و تمدن مهمترین نقش را در پر کردن این خلا هویتی دارند. به نظر من درست است که با توسعه جوامع شاید خیلی از مسائل اخلاقی و دینی کمرنگ شود ولی با وجود اینکه اکثر مردم نسبت به مسائل اخلاقی بی تفاوت می شوند ولی در چهار چوب آزادی ممکن است عده کمی از مردم واقعا به اهمیت معنویت و دین پی ببرند و همان بهتر از این است که عده زیادی از مردم ظاهرا عقاید مذهبی داشته باشند ولی دلایل و معنی کارهای خود را ندانند و ندانند که بخاطر چه این عقاید را پذیرفته اند و نه این دنیا را داشته باشد و نه آن دنیای معنوی را. نکته قابل توجه اینکه اصلا فکر بشر مادی است و حتی وعده هایی که خداوند برای آخرت و بهشت و جهنم داده است بصورت وعده های مادی است.
این نکته را نباید فراموش کرد که اجرای سیاست مادی (حیوانی ) خیلی هم آسان نیست و خیلی از کشورها هستند که دوست دارند نیازهای جامعه خود را تامین کنند و این نوع سیاست را در پیش بگیرند ولی از عهده آن عاجزند و نمی توانند سیاست حیوانی را اجرا کنند.
در بیشتر موارد با پیشرفت مادی، معنویت کمرنگ میشود و در جوامع صنعتی بحران معنویت وجود دارد ولی در نقطه مقابل آن در جوامعی که اسم دینی روی آنهاست پیشرفت در زمینه مادی کمتر به چشم میخورد و این جوامع معمولا جوامعی عقب افتاده به شمار می آیند. جامعه ای هم که سیاستهای معنوی و مادیگری را همزمان دنبال کند درست است که ایده آل است ولی چنین جامعه ای هنوز بوجود نیامده.البته در زمان پیامبر در شهر مدینه یک حکومت ایده آل بوجود آمده است و میتواند مورد الگو قرار گیرد ولی در دنیای امروز نزدیکترین جامعه به این روش حکومت کشور مالزی است که در بین جوامع اسلامی کشوری است توسعه یافته و با رشد اقتصادی بیش از ۸ در صد در سال.در آینده نزدیک به کشور توسعه یافته ای در جهان تبدیل میشود و در عین حال مردم آن هم به اصول و آداب و رسوم سنتی و اسلامی خود پای بند مانده اند و با وجود اینکه جامعه آزاد است ولی می بینیم که حتی با وجود ابزارهایی که در جامعه ما به عنوان عامل تهاجم فرهنگی نام برده میشود نسل جوان و روشنفکر از آنها در جهت پیشرفت جامعه خودشان استفاده میکنند.
ـ مثال دیگر : سوئد قدرتمند ترین کشور اسکاندیناوی می باشد و یکی از اعضای بنیانگذار و فعال اتحادیه تجارت آزاد اروپا و شورای نوردیک می باشد و از لحاظ فرهنگی هم سوئد در کشورهای اسکاندیناوی نفوذ نسبتا زیادی دارد. همه می دانیم که کشور سوئد یک کشورتوسعه یافته. بافرهنگ.آزاد و بدون سابقه سیاست ماکیاولی (شیطانی) می باشد. ۹۲% مردم سوئد پیرو دین مسیحیت و مذهب پروتستان میباشند. آزادی مذهب در سوئد در قانون اساسی (ماده یک فصل مستندات حکومت ) تصریح گردیده است و هر فردی میتواند مراسم مذهبی مخصوص خود را اجرا کند. ولی با این شرایط تعداد شرکت کنندگان در مراسم مهم مذهبی کلیسا نسبتا" زیاد بوده و بیشتر مردم ترجیح می دهند حوادث مهم زندگی خود را با مهر و نشان مذهبی کلیسا ثبت نمایند.
در سال۱۹۸۹.%۷۵بچه های متولد شده در کلیسا غسل تعمید داده شده بودند.در همان سال %۶۰مزدوجین طی مراسمی در کلیسا چندان گسترده نمی باشد.
فحشا به صورت علنی در سوئد ممنوع است.(سوئد کشوری است که در آن فساد فراوانی وجود دارد).
در پایان به این نتیجه میرسیم که انسان معاصر در بعضی جوامع آن چه را که اریش فروم جهت گیری بازاری می خواند پذیرفته است. اریش فروم با منطقی همانند مارکس درباره از خود بیگانگی بحث میکند. به نظر او آدمی از اینکه خود را کالا میبیند رنج می برد. کیفیات انسانی مانند رفاقت و تواضع و مهربانی به کالاها و محصولات بسته بندی شده ای تبدیل شده اند که در بازار شخصیت با قیمت های خوب به فروش می رسند. اگر فردی نتواند خود را به سرمایه پر منفعتی تبدیل کند احساس ورشکستگی می کند. ولی اگر موفق به چنین کاری شد آدم موفقی است. به طور وضوح ارزش انسان امروزی به عوامل خارجی یعنی قضاوت متلون بازار که درباره او دقیقا مانند کالا تصمیم می گیرد بستگی دارد... این شخصیت از خود بیگانه که به حراج گذاشته شده.می بایست مقدار زیادی از مقام و ارزش انسانی را که خصیصه بارز انسان حتی در جوامع اولیه است.از دست بدهد. البته به گفته دکتر مزروعی اینکه چه چیز خوب وچه چیز بد است.چه پدیده ای زیبا و کدام زشت است؟ کدام عمل اخلاقی و کدام غیر اخلاقی است همگی توسط فرهنگ تعیین می شوند. این معیارها هستند که زمینه قضاوت درباره درستی یا نادرستی یک فعالیت و یک عمل اجتماعی یا بین الملل را تعیین می کند.
ز دانا بپرسید پس دادگر
که فرهنگ بهتر بود یا گهر؟
چنین داد پاسخ بدو رهنمون
که فرهنگ باشد ز گوهر فزون
که فرهنگ آرایش جان بود
ز گوهر سخن گفتن آسان بود
گهر بی هنر زار و خوار است وسست
به فرهنگ باشد روان تندرست
فردوسی
نویسنده: سید عبدالمجید زواری
منبع : اندیشکده روابط بین الملل
منابع :
۱-فرهنگ گرایی.جهانی شدن و حقوق بشر/ تالیف حسین سلیمی
۲-تفسیر تاریخ/ تالیف:عبدالحمید صدیقی- ترجمه جواد صالحی
۳-فرهنگ.استقلال و توسعه/ جواد منصوری
۴-نظام نوین جهانی/ شمس الدین رحمانی
۵- فهم نظریه های سیاسی/ توماس اسپریگنز-ترجمه فرهنگ رجایی
۶- سوئد (کتاب سبز)/ چاپ وزارت امور خارجه- دفتر مطالعات سیاسی
۷-cdاطلس کامل جهان/ شرکت کامپیوتری لاله