دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا


با توجه به سن بچه ها رفتارشان را تحلیل کنید


با توجه به سن بچه ها رفتارشان را تحلیل کنید
کمک به بچه ها برای داشتن رفتاری مناسب بخش مهمی از پرورش آنها به حساب می آید. متأسفانه بسیاری از والدین تعیین قوانین و مقررات را با تنبیه اشتباه می گیرند و به همین خاطر اصلا از این روش برای تربیت فرزندان خود استفاده نمی کنند در صورتی که بیشتر محققان معتقدند که در صورت بدرفتاری و یا شیطنت بچه ها استفاده از قوانین ضروری است.
زمانی که بچه ها را تنبیه می کنیم تنها تمرکز ما روی خود بچه است و در واقع به او مستقیما می گوییم که او را دوست داریم و یا نداریم. شاید تنبیه و کتک زدن روش مستقیمی برای کنترل رفتار بچه ها باشد اما به آنها یاد نمی دهد که چگونه رفتارهای زشت خود را اصلاح کنند. کتک زدن بچه های کوچکتر را به گریه می اندازد. بچه های بزرگتر هم با کتک خوردن یاد می گیرند که مشکلات خود را با کتک زدن بچه های همسن و سال خود حل کنند.
تنبیه بدنی موجب می شود که بچه ها به جای اینکه به بزرگتر های خود احترام بگذارند از آنها بترسند. این ترس باعث می شود تا زمانی که بزرگ ترها رفتار بچه ها را زیر نظر دارند دست از شیطنت بردارند اما به محض اینکه از آنها غافل شدند دوباره دست به خرابکاری می زنند. همه ما می دانیم که بچه ها باید یاد بگیرند که رفتارهای خود را کنترل کنند حتی زمانی که کسی مراقب رفتارشان نیست.
نظم و مقررات خوب بودن ذاتی بچه ها را از کارهای خوب و بدی که انجام می دهند جدا می کند. پیغامی که هنگام استفاده از قوانین و مقررات به بچه ها می دهیم اینچنین است؛ «تو بچه خوبی هستی حتی اگر رفتار نامناسبی انجام دهی».
مقررات با تعیین محدودیت هایی نه تنها به بچه ها در تصحیح رفتارهای نامناسب شان کمک می کند بلکه رفتارهای آنها را به راحتی تحت کنترل در می آورد. والدین با استفاده از قوانین و مقررات بچه ها را طوری راهنمایی می کنند که احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند.
جالب این است که والدین اغلب هرگاه بچه ها مناسب سن خود رفتار می کنند آزرده می شوند. البته این به آن معنا نیست که بدرفتاری های بچه ها را نادیده بگیرید اما هر بچه ای باید رفتار مناسب با سن خودش را داشته باشد. برای مثال بچه های کم سن و سال سرشار از انرژی هستند و دوست دارند جنب و جوش داشته باشند اما والدین دائما از آنها می خواهند که آرام و ساکت بنشینند و انرژی خود را به گونه دیگری تخلیه کنند که آنها را راضی نمی کند. متأسفانه آنها این حس استقلال طلبی و پرشور و شر بچه ها را رفتارهای نامناسب می دانند.
به عبارت دیگر والدین از بچه ها می خواهند که مثل یک نوزاد باقی بمانند تا آنها بتوانند رفتارهایشان را کنترل کنند.از سوی دیگر توجه به این نکته اهمیت دارد که بچه های پیش دبستانی واقعیت و تخیل را از یکدیگر تشخیص نمی دهند. مثلا اگر بچه ای در این سن و سال بگوید که من یک خرس دیدم در حالیکه هنوز تفاوت میان آنچه که واقعا دیده و آن که تصورش را کرده است تشخیص نمی دهد. در این حالت نباید به آنها بگویید که دروغگو هستند بلکه باید حرف آنها را باور و به گونه ای حس تخیل شان را تصدیق کنید.
پدر و مادر ها باید به این درک برسند که بچه ها کنجکاو هستند و دوست دارند دنیای ناشناخته اطراف خود را کشف کنند. کشف دنیای اطراف آنها اصلا به مفهوم اذیت و آزار و بدرفتاری با بچه ها نیست.
● بچه ها با توجه به سنشان رفتار می کنند
نوازادان برای چیزهایی که نیاز دارند گریه می کنند و به والدین خود وابسته هستند و همانطور که بزرگتر می شوند به تدریج کمتر می خوابند و از طریق حواس پنج گانه شان دنیای اطراف را کشف می کنند.
بچه های دوساله، با «نه» گفتن یاد می گیرند که مستقل باشند. در این سن حس مالکیت قوی است و آنها بسیار از وسایل خود مراقبت می کنند. آنها دوست دارند راه خودشان را بروند، حافظه کوتاه مدتی دارند، در تصمیم گیری ضعیف اند، کمی فضول و پر سروصدا هستند.
بچه های سه ساله، برای خوشحال کردن دیگران تلاش می کنند، وظایفشان را به خوبی انجام می دهند و پیشنهادهای دیگران را می پذیرند. آنها در این سن تصمیم می گیرند اما هنوز یاد نگرفته اند که چگونه باید وسایل خود را با دیگران قسمت کنند.
بچه های چهارساله، خواستار پیدا کردن دوست هستند، خیلی سؤال می پرسند و حرف می زنند، دوست دارند دستور بدهند، خودشان را در مرکز توجه والدین می بینند با جابه جا کردن کلمات بازی می کنند، حرف هایی می زنند که شما را به تعجب وا می دارد.
بچه های پنج ساله، با دوستان و والدین خود دوست هستند، از بزرگتر ها تقلید می کنند. از اینکه خودشان لباس بپوشند لذت می برند، اغلب آدرس و شمار تلفن خود را یاد گرفته اند و جدی و متوقع هستند. حال با دانستن رفتارهای مخصوص هر سن و سال دیگر می دانید که باید چه توقعاتی از فرزندانتان داشته باشید. هر گاه به نظرتان بدرفتاری کردند از خود بپرسید آیا خواست های من برای بچه ای با این سن و سال منطقی است؟
تا سن چهار سالگی والدین نه تنها باید برای رفتارهای فرزندان خود قوانین و مقرراتی تعیین کنند بلکه حتی باید برای طرز تفکر فرزندان خود هم حدودی مشخص کنند.
شکل دادن شخصیت بچه ها به نسبت هم می تواند مشکل و هم آسان باشد که البته درجه سختی و راحتی آن هم به پرورش بچه ها و رفتارهایی که والدین در ابتدا با آنها داشته اند باز می گردد. برخی از بچه ها خونگرم و دوست داشتنی و قابل اعتماد هستند و دوست دارند همه وسایلشان را با دیگران قسمت کنند در حالی که برخی دیگر متوقع و خودخواه هستند.
این دسته از بچه ها وقتی عصبانی و یا ناراحت می شوند شروع به پرخاشگری می کنند و ناخودآگاه حرف های زشت از دهانشان درمی آید و به اطرافیانشان دستور می دهند، اینها همه طرز تفکرات منفی و بدی است که والدین با درک صحیح از خواسته های فرزندان خود می توانند این احساسات منفی را از وجود آنها بیرون کرده و به جای آن عشق و محبت را جایگزین آن کنند.
البته برای تغییر تفکرات بچه ها الگوی خاصی وجود ندارد که ما آنها را به فرزندانمان آموزش دهیم. برای کمک بیشتر باید در درجه اول مراقب رفتارهای خودمان باشیم چون بچه ها رفتارهای ما را عینا تکرار می کنند. به عنوان مثال اگر خودخواه هستیم، نمی توانیم از آنها انتظار داشته باشیم دست و دلباز و مهربان باشند. اگر رفتارهای خود ما درست نباشد دیگر نمی توان انتظار داشت که با جمله خواهش می کنم و یا لطفا... آنها به دستورات شما عمل کنند.
اگر قوانین و مقرراتی را با توجه به سن فرزندان خود تعیین کردید و آنها سرپیچی کردند عصبانی نشوید و آرامش خود را حفظ کنید و پس از اینکه توانستید خود را کنترل کنید هر کاری که می دانید منصفانه است انجام دهید. بعضی وقت ها بچه ها خودشان به شما در این امر کمک خواهند کرد. سعی کنید به آنها نشان دهید که مشکل کارشان در چه چیزی بوده است. برای انجام این کار بگذارید تا اشتباهشان را شفاهی بر زبان آورند مثلا با خود تکرار کنند «من می خواهم در خانه توپ بازی کنم اما مامان می گوید که این کار من اشتباه است.»
سپس به او فرصت دهید تا به راه حل های مختلف بیندیشد و آنها را دوباره بر زبان آورد «من می توانم بیرون از خانه فوتبال بازی کنم و یا اصلا فوتبال را فراموش کرده و شطرنج بازی کنم.» دوباره راه حل ها را با فرزند خود مرور کنید و مطمئن شوید که این بار این راه حل برای هر دوی شما قابل قبول است.
ترجمه: آزاده هاشمی
منبع : روزنامه کارگزاران