شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

نظریه روانشناسی- فقهی از احضار روح


نظریه روانشناسی- فقهی از احضار روح
مسئله مرگ و از دست دادن اقوام و عزیزان از نکات بسیار مهمی بوده است که در طول هزاران سال بشر را به تفکر درباره حقیقت وجودی خویش واداشته است. کشف حقایق جهان پس از مرگ برای انبیا و اولیا و عرفا از راه اشراق و الهام و برای بسیاری از دانشمندان و محققین علوم روحی، از طریق تجزیه و تحقیق تا حدی فراهم شده است. اما توده عظیم انسان‌ها نسبت به جهان پس از مرگ و حقیقت انسان و رابطه انسان با هستی در تحیر و تردید، مسلما این عدم آگاهی اثرات مخرب و منحرف کننده بر اعمال و اندیشه‌های آنان می‌گذارد به همین دلیل پیشرفت تکنولوژی نتوانسته است از بعد باطنی انسان‌ها را به هم نزدیک‌تر کنند. پس محققین باید تمام تلاش خود را به کار ببرند تا مسائلی را که انسان را از ابهام دور می‌‌کند نزدیک کنند. ولی امروزه متاسفانه انسان به دلیل علل و عواملی دست به احضار روح می‌زند که این عوامل عبارتند از:
۱) کمبود علم درباره روح (طبق سوره اسرار در آیه ۸۵)
۲) حس کنجکاوی که فطرتا در انسان‌ها وجود دارد.
۳) مشکلات ناشی از مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و اخلاقی
شایان ذکر است که عمده عوامل ناشی از مشکلات اجتماعی، فرهنگی ... است که روانشناسان آنها را مورد فحص و بررسی قرار می‌دهند. روانشناسان معاصر عقیده دارند وقتی انسان در زندگی دچار یک مشکلی شود برای رهایی از آن دست به هر کاری می‌زند مثل جادوگری، دعانویسی و احضار روح. مثلا وقتی فرد یکی از عزیزان خود را از دست می‌دهد بعد از مدتی برای آنکه خود را از حالت غم خارج کند دوست دارد روح عزیز خود را احضار کند یا به طور کلی با او ارتباط برقرار کند.
ناگفته نماند که در اثر چنین مواردی آنان دچار اوهام مالیخولیایی می‌شوند که آثار و عواقب بدی در پیش خواهد داشت. برای چنین افرادی درد و ناراحتی برای آنها نوعی ضعف است که از مقاومت کمتری برخوردارند و افراد دیگر کسانی هستند که دچار افسردگی و مبتلایان به اسکیزوفرنی که از زندگی عملی فرار می‌کنند و در لاک خود فرو می‌روند و خوراک زندگی انفرادی و تنهایی خود را در عالم غیب جستجو می‌کنند و روی هم رفته انجام اعمال مربوط به احضار روح، استعداد و آمادگی ابتلا به اختلالات ذهنی را در فرد تقویت می‌کند. احضار روح را از نظر فقهی باید در آیات و روایات پیدا کرد. از آیات و روایات معتبری که مورد تائید عامه و خاصه از مسلمین است چنین استفاده می‌شود که ارتباط افراد یا کسانی که از دنیا رفته‌اند بدون توجه به بعد زمان مقدور و ممکن خواهد بود و انکار چنین حقایقی به خاطر پیش‌داوری‌های غلط که عقل قاصر قادر به درک این روابط نیست، مقبول عقل سلیم نخواهد بود. در روایت آمده که پیامبر بعد از جنگ بدر دستور داد که کشتگان کافران را در یک چاهی بریزند سپس سر در چاه کرد و فرمود:
«هل وجدتم ما وعدکم ربکم حقا فانی قد وجدت ما وعدنی ربی حقا» آیا وعده خدا را درباره خود محقق دیدید؟ من که وعده خدا را به حقیقت دریافت کردم. و در جواب پیروان که پرسیدند که با چه کسی حرف می‌زنید می‌فرمایند: آنها (ارواح) صحبت مرا می‌شنوند و از شما شنواترند.
و در قرآن نیز آیات زیادی نشان می‌دهد که انسان با ارواح در ارتباط می‌باشد.
(در سوره اعراف / ۷۷ -۷۹) که در مورد قوم حضرت صالح (ع) آمده است یک نوع ارتباط ارواح را درتفاسیر متعدد توضیح داده است.
از نظر علمی که دانشمندان روی آن تحقیق می‌‌کنند چگونگی ارتباط ارواح چنین است که غیر از رابطه‌‌های روحی قوی که دارای استعداد گسترده فطری برای ارتباط هستند، لازمه برقراری ارتباط برای دیگران در درجه اول کاتالیزه کردن ذهن و احساس است، امواج فکری و احساسی ما با طول موج و فرکانس گیرنده فرد مورد نظر باید تنظیم شود تا مطالبی که به صورت موج در فضا مبادله می‌شود متناسب با دریافت گیرنده و فرستنده شود.
در پایان باید گفت: در مجموع نظرات روانشناسی- فقهی- علمی به این نتیجه می‌رسیم که همه چیز در بقعه امکان قرار دارد هر نوع اعمال قدرت برای اینکه موجودی اعم از روح یا هر موجود ذی‌شعور دیگری را مجبور به حضور در مکان یا پاسخگویی به سوالاتی بنماید عملی حرام است.
منبع : روزنامه رسالت