جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا


از پرده سینما تا عرصه تبلیغات


از پرده سینما تا عرصه تبلیغات
بهرام رادان به جمع چهره های مشهوری پیوست كه در دو، سه سال اخیر تصاویرشان روی بیل بوردهای تبلیغاتی پایتخت نقش بسته است. این اتفاق، درست همزمان با اكران فیلم گیلانه اثر رخشان بنی اعتماد كه رادان در آن نقش یك جانباز جنگ را بازی می كند، این بازیگر را در جمع چهره های خبرساز قرار می دهد. اما خبر اول كه مانور تبلیغاتی چندانی هم روی آن داده نشده، در هفته های آینده احتمالا باز هم بحث قدیمی چگونگی حضور چهره ها در عرصه تبلیغات را مطرح می كند؛ داستانی قدیمی كه اصلی ترین سوالش یك چیز است؛ آیا افرادی كه نزد شهروندان عادی یك جامعه به عنوان چهره پذیرفته شده اند، حق دارند از این مقبولیت در عرصه تبلیغات استفاده كنند یا نه؟
تبلیغات؛ نگاه های موافق و مخالف
در بسیاری از كشورهای جهان این امری مرسوم است كه ستاره های سینما و ورزشكاران، بخشی از درآمدشان را از راه تبلیغات كسب كنند.
نگاهی گذرا به تیزرهای مختلف شركت ها و كمپانی های مطرح خارجی و همچنین تبلیغات چاپی آنها نشان می دهد كه این مسئله در جوامع غربی، امری كاملا پذیرفته شده است، اما در ایران به دلیل نوع نگاه ارزشی حاكم بر پدیده هایی كه ممكن است سبب شهرت چهره خاصی شود، این اتفاق چندان قدیمی نیست. به واقع، در سال های پس از پیروزی انقلاب بحث حضور چهره ها در عرصه تبلیغات به یك تابو بدل شد كه دلیل خاصی هم برایش مطرح نشده بود اما پس از گذشت حدود دو دهه، رفته رفته این نگاه تا حدی تعدیل شد. جمشید مشایخی به عنوان یكی از چهره های مهم سینمای ایران، نخستین كسی بود كه در این زمینه قدم جلو گذاشت. نوع حضور او در تبلیغات هم جالب بود. مشایخی در این سالها به عنوان پیر عرصه بازیگری در تئاتر، سینما و تلویزیون پذیرفته شده و در شعار تبلیغاتی آن كالای خاص هم تكیه بر همین ریش سفیدی گذاشته شده بود. حضور مشایخی در تبلیغات تجاری، با واكنش های متفاوتی همراه بود. عده ای بر این عقیده بودند كه مشایخی حق دارد از اعتبار چندین دهه فعالیتش در میان مردم بهره ببرد و با توجه به دستمزدهای نه چندان بالای بازیگری، با این كار، حاشیه امنیتی برای خود درست كند، اما مخالفان چنین عقیده داشتند كه حضور مشایخی در این عرصه، بی اعتبار كردن سال ها فعالیت و مخدوش كردن چهره مردمی اش است، ضمن اینكه چهره های جوان تری هم كه در سینما فعالیت می كنند، با دیدن چنین چراغ سبزی خیلی زود جذب عرصه تبلیغات می شوند و از ذات هنر فاصله می گیرند. این تحلیل ها ادامه یافت و موج موافقت و مخالفت ها هم پابرجا بود كه پیش بینی آخر گروه دوم به واقعیت پیوست؛ از میان چهره های سینمایی، تصویر محمدرضا گلزار به واسطه محبوبیتش در این زمینه و البته موسیقی، خیلی زود روی بیل بوردها رفت تا آن نتیجه گیری دوم، زودتر به واقعیت نزدیك شود. ورزشكاران هم در همین فرصت وارد بازی شدند. هرچند در سال های قبل تر یكی، دو فوتبالیست در برخی تبلیغات چاپی، حضوری از این دست داشتند، اما مهدی مهدوی كیا، ابراهیم میرزاپور، علی دایی، احمدرضا عابدزاده و علی كریمی از فوتبالیست هایی بودند كه در همین موج وارد كارهای تبلیغاتی شدند.
نگاهی دیگر
بحث ها اما از آنچه كه گمان می رفت زودتر پایان گرفت. از یك سو حضور پررنگ فوتبالیست ها كه گویی سخت گیری چندانی هم در نوع تبلیغات نداشتند با شكل كار در همین عرصه و جنجال های ورزشی سنجیده شد و از سوی دیگر در عرصه سینما هم فقط جمشید مشایخی بود كه تصویرش بر بیل بوردها ماندگار شد. روزی كه تصاویر بزرگ حسین رضازاده پهلوان ملی ایران- بر تابلوهای شهری رفت، دیگر شماری از مخالفان هم پذیرفتند كه این حضور، بخشی طبیعی از پروسه شهرت و محبوبیت است و سخت گیری ها كاهش یافت. اما حالا، حضور بهرام رادان در عرصه تبلیغات می تواند بار دیگر به آن بحث پیشین دامن بزند. رادان بازیگر جوانی است كه در چندسال اخیر به عنوان یكی از چهره های مشهور سینمای ایران نزد مخاطبان پذیرفته شده و همین می تواند موقعیت امروز او را در مقایسه با دیگر بازیگر جوانی كه پیش تر روی بیل بوردها رفته بود قرار دهد، اما تفاوت هایی هست كه می تواند این حضور را هم ارز با حركت مشایخی قرار دهد، نه در ردیف حضور پررنگ جوانان در این عرصه.
بهرام رادان پس از سپری كردن دو، سه سال نخست حضورش در سینما، توانست خود را به سینمای متفاوت ایران نزدیك كند و بسرعت بدل به چهره ای شد كه با اكثر كارگردانان مطرح سینمای ایران كار كرد. او از معدود بازیگران جوانی بود كه جدا از چهره، در بازیگری هم حرف هایی برای گفتن داشت و همین تلاش، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره بیست و دوم فجر را برایش به همراه آورد. رادان، هم از سوی سینمایی ها و هم از سوی بخش رسمی سینما كه متولی جشنواره فجر است، به عنوان یك بازیگر توانا پذیرفته شد و برای همین است كه حضورش در عرصه تبلیغات نشان می دهد كه او برای داشتن چنین جایگاهی هم تلاش خود را كرده و تنها به واسطه چهره اش، روی بیل بوردهای پایتخت نرفته است.
بازی در نقش یك جانباز
اما همانطور كه گفته شد حضور در عرصه تبلیغات، یكی از دلایلی است كه نام بهرام رادان را در جمع چهره های خبرساز قرار داده. او كه تا همین چندهفته پیش فیلم رستگاری در هشت و بیست دقیقه را به كارگردانی سیروس الوند روی پرده سینماها داشت، این روزها گیلانه را روی پرده دارد. این اثر رخشان بنی اعتماد یكی از همان چهارفیلمی است كه در جشنواره بیست و دوم فجر، برای رادان سیمرغ بلورین را به ارمغان آورد، هرچند این نسخه بخش هایی دیگر را هم اضافه بر آن فیلم دارد. بنی اعتماد سال قبل یك نیمه به اپیزود ننه گیلانه كه بخشی از یك سه گانه بود افزود و فیلم تازه، حالا با نام گیلانه روی پرده رفته است. رادان در این فیلم نقش عباس یك جانباز جنگ تحمیلی را دارد كه به واسطه صدمات جدی واردشده بر بدنش نمی تواند از جایش تكان بخورد یا حتی درست حرف بزند. در واقع تنها امكان رادان در این فیلم برای بازی، استفاده از اجزای صورتش بوده كه او توانسته از پس این مهم برآید. او در این نخستین فیلم جنگی بنی اعتماد، تصویری تازه از یك جانباز ارائه می دهد كه تاكنون در سینمای ایران نمونه ای نداشته است. بهرام رادان بازیگر جوانی است كه تا اینجا به نظر می رسد مسیرش را در سینما درست انتخاب كرده است. كار با كارگردانان معتبر، حضور نه چندان پررنگ در محصولات صرفا تجاری سینمای ایران و انتخاب های درست او نشان می دهد كه او دوست دارد در این سینما و میان مخاطبان، ماندگار شود؛ اتفاقی كه در طولانی مدت مشخص خواهد شد او چقدر در تحقق آن موفق بوده است.
منبع : روزنامه همشهری