سه شنبه, ۱ مرداد, ۱۳۹۸ / 23 July, 2019
مجله ویستا

برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری


برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری    کجا یادآوری از من؟ که از من بهتری داری
چه محتاجی به آرایش؟ که پیش نقش روی تو    کس از حیرت نمی‌داند که بر تن زیوری داری
من مسکین سری دارم، فدای مهرتست، ار چه    تو صد چون من به هر جایی و هر جایی سری داری
نشاید پر نظر کردن به رویت، کان سعادت را    مبارک ناظری باید، که نیکو منظری داری
نثار تست سیم اشک من، لیکن کجا باشد؟    بر توسیم را قدری، که خود سیمین بری داری
شکایت کردم از جور تو یاران را و گفتندم:    برو بارش به جان می‌کش، که نازک دلبری داری
چو فرهاد، اوحدی، دانم که روزی بر سر کویت    ببازد جان شیرین را، که شیرین شکری داری
همچنین مشاهده کنید

 وبگردی
 مرور روزنامه‌ها


 گزارش / تحلیل

 از میان خبرها

 وبگردی


خبرگزاری تسنیمسایت اعتماد آنلاینخبرگزاری ایلناخبرگزاری اسپوتنیکسایت همشهری‌آنلاین