پنجشنبه, ۶ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 25 April, 2024
مجله ویستا

ای یار شگرف در همه کار


ای یار شگرف در همه کار    عیاره و عاشق تو عیار
تو روز قیامتی که از تو    زیر و زبرست شهر و بازار
من زاری عاشقان چه گویم    ای معشوقان ز عشق تو زار
در روز اجل چو من بمیرم    در گور مکن مرا نگهدار
ور می‌خواهی که زنده گردیم    ما را به نسیم وصل بسپار
آخر تو کجا و ما کجاییم    ای بی‌تو حیات و عیش بی‌کار
از من رگ جان بریده بادا    گر بی‌تو رگیم هست هشیار
اندر ره تو دو صد کمین بود    نزدیک نمود راه و هموار
از گلشن روی تو شدم مست    بنهادم مست پای بر خار
رفتم سوی دانه تو چون مرغ    پرخون دیدم جناح و منقار
این طرفه که خوشترست زخمت    از هر دانه که دارد انبار
ای بی‌تو حرام زندگانی    ای بی‌تو نگشته بخت بیدار
خود بخت تویی و زندگی تو    باقی نامی و لاف و آزار
ای کرده ز دل مرا فراموش    آخر چه شود مرا به یاد آر
یک بار چو رفت آب در جوی    کی گردد چرخ طمع یک بار
خامش که ستیزه می‌فزاید    آن خواجه عشق را ز گفتار


همچنین مشاهده کنید