شنبه, ۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 20 April, 2024
مجله ویستا

عشق تو مست جاودانم کرد


عشق تو مست جاودانم کرد    ناکس جمله‌ی جهانم کرد
گر سبک‌دل شوم عجب نبود    که می عشق سر گرانم کرد
چون هویدا شد آفتاب رخت    راست چون سایه‌ای نهانم کرد
چون نشان جویم از تو در ره تو    که غم عشق بی‌نشانم کرد
شیر عشقت به خشم پنجه گشاد    پس به صد روی امتحانم کرد
دردیم داد و درد من بفزود    دل من برد و قصد جانم کرد
گفت ای دلشده چه خواهی کرد    گفتمش من کیم چه دانم کرد
تا ز پیشم چو آفتاب برفت    همچو سایه ز پس دوانم کرد
سایه هرگز در آفتاب رسد    آه کین کار چون توانم کرد
چند گویی نگه کن ای عطار    که یقین‌ها همه گمانم کرد


همچنین مشاهده کنید