دوشنبه, ۳۰ دی, ۱۳۹۸ / 20 January, 2020
مجله ویستا

مطلع دوم


ای صفت زلف تو غارت ایمان ما    عشق جهان سوز تو بر دل ما پادشا
بر در ایوان توست پای شکسته خرد    بر سر میدان توست دست گشاده هوا
صد لطف از کردگار وز لب تو یک سخن    صد ستم از روزگار وز دل تو یک جفا
از رخ تو کس نداد هیچ نشانی تمام    وز مژه‌ی تو نکرد هیچ خدنگی خطا
ای تو ز ما بیخبر ما به تمنای تو    بس که بپیموده‌ایم عالم خوف و رجا
گاه بدزدیم چشم از تو ز بیم رقیب    گه به نظر بشکنیم چشم رقیب تو را
لعل تو طرف زر است بر کمر آفتاب    وصل تو مهر تب است در دهن اژدها
بر سر کوی تو من نایب خاقانیم    بو که به دیوان عشق نام برآید مرا
صبح امید منی طاب علیک الصبوح    گرچه به شب‌های هجر طال علی البلا
موی شکافم به شعر موی شدستم ز غم    لیک نگنجم همی در حرم مقتدا
صدر براهیم نام راد سلیمان جلال    خواجه‌ی موسی سخن مهتر احمد سخا
یافت ز الطاف او عالم فرتوت، فر    برد ز انصاف او فصل بهاران، بها

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




سایت انتخابروزنامه رسالتروزنامه خراسانسایت خبرآنلاینسایت عصرایرانروزنامه آفتاب یزدخبرگزاری برناسایت الفخبرگزاری ایرناخبرگزاری تسنیم