
آخرین خبر/چراغ کوچکی کنار بسترش میسوخت و سایهی کتابها روی دیوار میلرزید. مادرش گفت: «حسین جان، فردا هم میتوانی کتابهایت را بخوانی». اما ذهن حسین جای خواب نبود.
تمام روز به سؤالی فکر کرده بود که حتی معلم هم جواب روشنی برایش نداشت. خسته بود. چشمهایش را بست، اما میل رسیدن به پاسخ از ذهنش بیرون نمیرفت.
آهسته از جا بلند شد، وضو گرفت و دعا کرد. بعد کنار چراغ برگشت، کتاب را باز کرد و دوباره خواندن را شروع کرد؛ با شوق بیشتر.
سالها بعد، همین پسر را همه با نام ابوعلیسینا میشناختند. او میگفت: «بسیاری از دانستههایم، نتیجهی شبهایی بود که به جای خواب، دنبال فهمیدن رفتم.»
آن شب، حسین فقط درس نخواند؛ او فهمید اگر دست از پرسیدن برندارد، جوابها پیدایش میکنند. امروزه جهان ابنسینا که مقبرهاش در همدان است را یکی از برترین پزشکان و فلاسفه تمام تاریخ میداند و این داستان با الهام از زندگی او نوشته شده است.
منبع : آخرین خبر

















































