
آخرین خبر/روزیروزگاری، در مردی بود به نام نایب غلام؛ قویهیکل با شانههایی پهن و ریشی سیاه و پرپشت. ظاهرش ترسناک بود، اما یک عیب کوچک داشت که حسابی آزارش میداد: سبیلهایش تا به تا بود؛ یعنی یک طرف پُر و طرف دیگر سبیلش کمپشت بود. روزی حاکم از جلوی نایبها رد میشد که چشمش به سبیل نایب غلام افتاد و با خنده گفت: «نایب! سبیلت چرا نصفه است؟»
همه خندیدند و نایب غلام از خجالت آب شد. فوری به سلمانیِ دوستش رفت و گفت: «هر طور شده این طرف سبیلم را درست کن!» سلمانی گفت: «آخر چطور؟ سبیل که یکشبه درنمیآید!» همانجا نایب فکری عجیب به سرش زد: «از ریشم ببر و به سبیلم بچسبان!» سلمانی از ترس قبول کرد. سبیل نایب غلام پر شد، اما یک طرف ریشش خالی ماند. وقتی حاکم دوباره آمد، با دیدن او زد زیر خنده و گفت:
«این بار معلوم است از ریشت گرفتهای و به سبیلت زدهای!» نایب غلام تازه فهمید اشتباهش چه بوده است.
از آن زمان، هر وقت کسی برای حل یک مشکل، چیز سالم و درستِ دیگری را خراب کند، میگویند:
«از ریشش گرفته و به سبیلش زده.»
منبع : آخرین خبر

















































