
آخرین خبر/فقیری به خانه خسیسی رفت؛ خسیس خانهای بزرگ با چند غلام و کنیز داشت و هیچوقت هم به مستمندان کمک نمیکرد. فقیر که اولینبار بود به در خانه خسیس میرفت از او تقاضای کمی آب و نان کرد.
خسیس به غلامش گفت: «مبارک به قنبر بگو که به یاقوت بگوید که به بلال بگوید که به گدا بگوید که چیزی نداریم»!
فقیر شنید و پیش خودش گفت عجب مرد خسیس و ناخن خشکی، پس رو به آسمان کرد و با صدای بلند گفت: «خدایا! به جبرئیل بگو که به میکائیل بگوید که به عزرائیل بگوید زودتر سراغ این مرد خسیس بیاید.
منبع : آخرین خبر

















































