
ایرنا/ تهران-ایرنا- در هفتهای که گذشت، پهنه آسیا و اقیانوسیه صحنه همزمان ناآرامیهای داخلی، چالشهای امنیتی و تحرکات دیپلماتیک بود؛ از اعتراضات خیابانی و تهدیدهای تروریستی گرفته تا پیامهای سیاسی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و ابتکارهای اقتصادی که نشان میدهد این منطقه در مقطعی حساس قرار دارد و تصمیمهای امروز میتواند مسیر تحولات فردای آن را رقم بزند.
به گزارش روز یکشنبه ایرنا، این روزها منطقه آسیا-اقیانوسیه بیشتر شبیه صفحهای زنده از تحولات پیدرپی است؛ جایی که آرامش جای خود را به خبرهای متراکم داده و فاصله میان بحران و دیپلماسی کوتاهتر از همیشه شده است. از تحرکات سیاسی در قلب قاره تا ناامنیها و تنشها در شرق و جنوبشرق، نشانهها حکایت از دورهای دارند که تصمیمها و حوادث، همزمان مسیر آینده منطقه را شکل میدهند.
«بندرعباس»؛ شاهرگ جدید همکاری اقتصادی ایران و ازبکستان
خبرگزاری ترند جمهوری آذربایجان همزمان با برگزاری نشستهای بازرگانی ایران و ازبکستان در تاشکند، نوشت : بندرعباس در سالهای اخیر به یکی از نقاط کلیدی در راهبرد ترانزیتی و اقتصادی ایران تبدیل شده و جایگاه آن در همکاری با کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه ازبکستان، بیش از پیش برجسته شده است. دسترسی این بندر به آبهای آزاد و اتصال آن به شبکههای حملونقل زمینی و ریلی، فرصتی راهبردی برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی فراهم کرده تا مسیرهای تجاری خود را متنوعتر و کمهزینهتر کنند.
در همین چارچوب، نگاه تاشکند به بندرعباس بهعنوان دروازه اصلی اتصال به بازارهای منطقهای و فرامنطقهای، نشاندهنده تغییر رویکرد ازبکستان به سمت استفاده از ظرفیتهای لجستیکی ایران است. این رویکرد، علاوه بر تقویت مناسبات دوجانبه، میتواند نقش ایران را در کریدورهای ترانزیتی شمال–جنوب و شرق–غرب پررنگتر کند.
تاکید مقامهای دو کشور بر توسعه همکاریهای بندری، حملونقلی و لجستیکی، بیانگر آن است که بندرعباس دیگر صرفا یک بندر تجاری نیست، بلکه به شاهرگی راهبردی در پیوند اقتصاد ایران با آسیای مرکزی تبدیل شده؛ شاهرگی که میتواند زمینهساز گسترش تجارت، افزایش تبادلات و تعمیق همکاریهای اقتصادی بلندمدت میان تهران و تاشکند باشد.
در همین حال، اعلام برنامه جدید سهمیهبندی برق در ازبکستان بهدلیل کمبود شدید انرژی، بار دیگرآسیبپذیر بودن زیرساختهای انرژی این کشور را برجسته کرده است.
مقامهای تاشکند با اشاره به افزایش مصرف داخلی و محدودیتهای تولید، از اجرای محدودیتهای برنامهریزیشده در تأمین برق خبر دادهاند؛ موضوعی که میتواند بر بخش صنعت و زنجیره تأمین این کشور نیز اثرگذار باشد.
این شرایط، اهمیت دسترسی ازبکستان به مسیرهای مطمئن ترانزیتی و همکاریهای منطقهای را دوچندان میکند؛ بهویژه آنکه توسعه همکاری با ایران و استفاده از ظرفیتهایی مانند بندرعباس، میتواند به تنوعبخشی مسیرهای واردات انرژی، تجهیزات و کالاهای راهبردی کمک کند. از این منظر، پیوند همکاریهای بندری و ترانزیتی با چالشهای انرژی ازبکستان، نشان میدهد مناسبات اقتصادی تهران و ازبکستان تنها به تجارت کالا محدود نیست، بلکه در حال حرکت بهسوی پاسخگویی به نیازهای راهبردی و بلندمدت دو طرف است.
پیام سیاسی اسلامآباد به تهران
تحولات یک هفته گذشته در آسیای جنوبی نشان میدهد این منطقه بار دیگر در نقطه تلاقی دیپلماسی، ناامنی و ناآرامیهای اجتماعی قرار گرفته است؛ جایی که همزمان پیامهای سیاسی در سطح عالی رد و بدل میشود و در میدان، خشونت، ترور و اعتراض مسیر تحولات را پیچیدهتر میکند.
در آغاز این هفته، آصف علی زرداری رئیس جمهور پاکستان در حین سفر به عراق پس از ورود به حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران با ارسال پیام ارادت و احترام به رهبر معظم انقلاب اسلامی و رئیس جمهوری اسلامی ایران، همبستگی خود را با ملت ایران ابراز کرد.
همچنین، رسانهها این خبر را بهعنوان نشانهای از تلاش اسلامآباد برای حفظ و تقویت روابط سیاسی با تهران ارزیابی کردند.
بنابراین، این پیام در شرایطی ارسال شد که منطقه با مجموعهای از بحرانهای امنیتی و سیاسی روبهروست و پاکستان میکوشد با تأکید بر همگرایی منطقهای، جایگاه خود را در معادلات پیرامونی تثبیت کند.
همزمان با این تحرک دیپلماتیک اسلامآباد، تحولات امنیتی در داخل پاکستان بار دیگر نگرانیها را تشدید کرد، بطوری که حمله انتحاری و تیراندازی به یک پایگاه نظامی که به کشته و زخمی شدن شماری از نیروهای پاکستانی انجامید و نشان داد که چالشهای امنیتی همچنان یکی از اصلیترین مسائل دولت اسلامآباد است.
در ادامه تحولات امنیتی، مقامهای پاکستانی از دستگیری سلطان عزیز عزام سخنگوی شاخه «داعش خراسان» خبر دادند؛ اقدامی که از سوی اسلامآباد بهعنوان موفقیتی در مقابله با تهدیدات تروریستی معرفی شد. این اعلام، تلاشی برای ارسال پیام کنترل اوضاع به افکار عمومی داخلی و نیز شرکای منطقهای پاکستان تلقی میشود، هرچند تداوم حملات نشان میدهد مقابله با افراطگرایی همچنان مسیر دشواری پیشروی اسلامآباد دارد.
بنگلادش؛ اعتراضات خیابانی و حمله به رسانهها
در سوی دیگر آسیای جنوبی، بنگلادش روزهای ناآرامی را پشت سر گذاشت و معترضان خشمگین در جریان اعتراضات خیابانی به دفاتر ۲ روزنامه حمله کردند؛ رخدادی که نگرانیها درباره محدود شدن فضای رسانهای و افزایش خشونت سیاسی را تشدید کرد.
این اعتراضات در ادامه ناآرامیهایی شکل گرفت که بهدنبال قتل یک فعال سیاسی آغاز شده بود و بهتدریج ابعاد گستردهتری به خود گرفت.
بنابراین، تحلیلها نشان میدهد بحران بنگلادش تنها به تحولات داخلی محدود نمانده و به سطح روابط خارجی نیز کشیده شده است. در گزارشها از «آشوب در داکا و تنش با دهلینو» سخن گفته میشود؛ وضعیتی که در آن، افزایش فضای ضدهندی و اختلافات سیاسی، چشمانداز روابط دو کشور را با ابهام مواجه کرده است. برخی ناظران معتقدند تداوم این روند میتواند بنگلادش را وارد مرحلهای تازه از بیثباتی سیاسی کند.
پیامدهای جنگ غزه در استرالیا؛ از تیراندازی سیدنی تا جنگ روایتها
در یک هفته گذشته، حادثه تیراندازی مرگبار در سیدنی به کانونی برای بروز و تشدید تنشهای سیاسی، اجتماعی و رسانهای در استرالیا تبدیل شد؛ رخدادی که فراتر از یک جنایت داخلی، بهسرعت با تحولات جاری در نوار غزه و فضای ملتهب ناشی از جنگ، پیوند خورد و موجی از واکنشها و روایتهای متضاد را در داخل و خارج از این کشور برانگیخت.
پس از وقوع تیراندازی مرگبار در سیدنی، مقامهای امنیتی و سیاسی استرالیا در نخستین واکنشها تلاش کردند ابعاد حادثه را روشن کنند.
آنتونی آلبانیز نخستوزیر استرالیا با محکوم کردن این حمله، آن را «یک اقدام تروریستی یهودستیزانه» توصیف کرد و تاکید داشت که دولت با هرگونه نفرتپراکنی و خشونت مبتنی بر انگیزههای ایدئولوژیک یا مذهبی برخورد قاطع خواهد کرد. این موضعگیری، در شرایطی مطرح شد که جامعه استرالیا بهشدت تحتتأثیر اخبار مربوط به جنگ غزه قرار دارد و فضای افکار عمومی ملتهب است.
همزمان با اظهارات سیاسی، پلیس استرالیا اعلام کرد که تحقیقات اولیه نشان میدهد عاملان این جنایت با شاخههایی از گروه داعش در ارتباط بودهاند.
این اعلام، بعد امنیتی ماجرا را پررنگتر کرد و بار دیگر نگرانیها درباره نفوذ شبکههای افراطی و تهدید تروریسم فرامرزی را در استرالیا افزایش داد. مقامهای امنیتی تأکید کردند که بررسی ارتباطات، منابع الهام فکری و مسیرهای احتمالی پشتیبانی عاملان حمله همچنان ادامه دارد.
در این میان، رسانهها و محافل نزدیک به رژیم صهیونیستی تلاش کردند حادثه سیدنی را بهگونهای روایت کنند که اعتراضات گسترده به جنایات غزه را به «یهودستیزی» تقلیل دهد. این رویکرد با واکنش برخی تحلیلگران و فعالان اجتماعی همراه شد که تاکید داشتند که انتقاد از صهیونیسم و سیاستهای رژیم اسرائیل نباید با نفرت مذهبی یا قومی خلط شود.
به باور آنان، نادیده گرفتن ریشههای سیاسی و انسانی خشم عمومی نسبت به جنگ غزه، میتواند به تعمیق شکافهای اجتماعی بیانجامد.
از هشدار آمریکا تا بازی اقتصادی ژاپن در آسیای مرکزی
در هفتههای اخیر، تحولات شرق و مرکز آسیا بار دیگر نشان داده است که رقابتهای ژئوپلیتیکی در این پهنه، تنها به ابزارهای سخت نظامی محدود نیست و شکلهای تازهتری از فشار، هشدار و نفوذ غیرمستقیم در حال ظهور است؛ روندی که برخی ناظران از آن با عنوان «نظامی نرم» یاد میکنند.
ایالات متحده در چارچوب راهبرد مهار چین و مدیریت توازن قوا در آسیا، تلاش کرد با ارسال پیامهای غیرعلنی اما هدفمند به متحدان خود از جمله ژاپن و کره جنوبی، مسیر همسویی امنیتی و سیاسی آنان را تثبیت کند. این هشدارهای «نرم»، بیش از آنکه ماهیتی آشکارا نظامی داشته باشد، متکی بر همکاریهای دفاعی، رزمایشهای مشترک، هماهنگیهای اطلاعاتی و فشارهای دیپلماتیک است؛ پیامی که همزمان کشورهای آسیای مرکزی را نیز در محاسبات جدید واشنگتن وارد میکند.
آسیای مرکزی؛ میدان تازه رقابت قدرتها
همزمان با این تحولات، ژاپن با میزبانی سران آسیای مرکزی تلاش کرد که نقش فعالتری در اقتصاد این منطقه مهم که میان چین و روسیه قرار دارد، ایفا کند. همچنین توکیو با ابتکارهای جدید برای سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها و همکاریهای مالی با کشورهای آسیای مرکزی نشان داد که به دنبال تغییر رویکرد سیاسی خود برای حضور اقتصادی هدفمند در این منطقه است.
بنابراین، این مسیر برای سیاستمدارانی مانند سانائه تاکایچی نخست وزیر ژاپن به آزمونی مهم در حوزه دیپلماسی تبدیل شده است؛ آزمونی که باید میان الزامات همپیمانی با آمریکا و منافع اقتصادی ژاپن در آسیای میانه توازن برقرار کند.
در واقع، آسیای مرکزی کنونی طی سالهای اخیر به عرصهای مهم برای رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده و موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و نقش این منطقه در کریدورهای ترانزیتی باعث شده بازیگرانی مانند آمریکا، چین، روسیه و ژاپن، بهدنبال تثبیت جای پای خود باشند.
در مجموع تحولات یک هفته گذشته نشان میدهد که منطقه آسیا–اقیانوسیه در مرحلهای قرار گرفته که دیپلماسی، ناامنی، رقابت اقتصادی و بحرانهای اجتماعی بهطور همزمان و درهمتنیده پیش میروند.
بنابراین از پیامهای سیاسی اسلامآباد به تهران، ناآرامیهای بنگلادش، پیامدهای جنگ غزه در استرالیا و رقابت نرم قدرتها در شرق و مرکز آسیا، همگی بیانگر فضایی سیال و پرچالش است که در آن تصمیمهای سیاسی میتواند آثار فرامنطقهای داشته باشد.
در چنین شرایطی، بازیگرانی که بتوانند همزمان از ابزار گفتوگو، همکاری اقتصادی و مدیریت بحران بهره بگیرند، شانس بیشتری برای تأثیرگذاری و حفظ ثبات نسبی در این پهنه پرتنش خواهند داشت.
منبع : آخرین خبر

















































