
هفت صبح/ متهمی که با رای غیابی به قصاص محکوم شده بود، خودش را معرفی کرد و گفت من قاتل نیستم.
اواسط سال 99 مرد جوانی به نام کامران در حالی که در نزدیکی خانه خودش واقع در قلعه حسنخان در حال عبور بود، در تاریکی شبانگاهی متوجه خودرویی شد که با سرعت به او نزدیک میشد. کامران فقط چند ثانیه مجال پیدا کرد که پشت سرش را نگاه کند و همین که به سمت خودروی در حال نزدیک شدن چرخید، سرنشین خودرو که روی صندلی جلو کنار راننده نشسته بود با اسلحهای که در دست داشت، به او شلیک کرد و متواری شدند.
این در حالی بود که تعدادی از اهالی محل که از قضا از اقوام دور و نزدیک کامران هم بودند این تیراندازی به سمت کامران را دیدند و فورا به سمت او دویدند. کامران غرق در خون روی زمین افتاده بود و بلافاصله توسط شاهدان ماجرا به بیمارستان منتقل شد اما شدت جراحت به حدی بود که بهرغم تلاش کادر درمان این جوان جان خود را از دست داد. به این ترتیب با اعلام از سوی پزشکان بیمارستان، گزارش قتل مسلحانه در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت و تحقیقات برای رازگشایی از جنایت کلید خورد.
دومین جنایت
خانواده کامران از همان ابتدا جوانی از اقوام دورشان که با آنها هممحلهای هم بود را به عنوان مظنون ماجرا معرفیکردند و گفتند این جوان به نام بهنام از مدتی قبل با کامران اختلاف و درگیری داشته و چند باری برای هم خط و نشان کشیده بودند.در ادامه ماجرا خانواده کامران که داغ این جوان برایشان سخت و طاقتفرسا بود، با پیغامهای پی در پی برای خانواده بهنام شاخ و شانه کشیدند.
در همین حین در حالی که این خانواده در جریان برگزاری مراسم عزاداری کامران در شهرستان محل سکونت خود بودند؛ خانواده بهنام به شهرستان رفته و خودشان را مقابل در خانه پدر کامران رساندند و به خاطر این پیغامهایی که به آنها رسیده بود، با این خانواده درگیر شدند.
در جریان درگیری یکی از اعضای این خانواده با اسلحهای که همراه داشت، به سمت پدر کامران شلیک کرد و او نیز درست چند روز بعد از قتل پسرش و در مراسم عزاداری او به قتل رسید.
با توجه به اینکه محل وقوع دومین جنایت در شهرستانی دور از تهران بود، رسیدگی به این پرونده در مراجع قضایی همان شهر انجام شد.
در همین حال بررسیهای جنایی برای رازگشایی از قتل کامران ادامه پیدا کرد و با ادله به دست آمده و اظهارات شهود، بهنام به عنوان عامل اصلی جنایت و یکی از بستگان او به نام فرخ به عنوان همدستش تحت تعقیب قرار گرفتند.
رای غیابی
ردیابیها در حالی ادامه پیدا کرد که مشخص شد بهنام بعد از جنایت به محل نامعلومی گریخته است و هیچ رد و نشانی از او در دست نبود اما در ادامه ردزنیهای ماموران انتظامی فرخ به دام افتاد و به همدستی با بهنام در جنایت اقرار کرد.او همچنین اعتراف کرد که در شب حادثه پشت فرمان خودرو بوده و بهنام روی صندلی راننده نشسته بود و به سمت کامران شلیک کرد.
در ادامه مشخص شد که دو فرد دیگر نیز همراه فرخ و کامران در خودرو بودند که آنها نیز بازداشت شده و متهم به معاونت در قتل عمدی شدند.
تلاشهای پلیس برای دستگیری متهمان بینتیجه مانده بود اما سه متهم دستگیر شده در دادگاه کیفری محاکمه شدند و همچنین به اتهام بهنام به صورت غیابی رسیدگی شد.
در جلسه اول رسیدگی فرخ در دفاع از خود گفت:«مدتی بود که کامران با بهنام اختلاف پیدا کرده و به خاطر مسائل پیش پا افتاده با همدیگر درگیر شده بودند.همه اقوام و بستگان ما از این اختلاف و درگیری آنها با خبر بودند و میدانستند که آنها چندین مرتبه به جان همدیگر افتادهاند.تا اینکه چند روز قبل از حادثه بهنام سراغم آمد و از من کمک خواست.
او میگفت کامران برای انتقامجویی به او تجاوز و فیلم سیاه تهیه کرده است.بهنام میگفت در همه محل فیلم لحظه تجاوز منتشر شده و دیگر آبرویی برایش نمانده است.او از من خواست همراهش بروم تا از کامران انتقام بگیرد اما من نمیدانستم که او نقشه قتل کامران را درسر دارد.»
متهم ادامه داد:«من و دو نفر دیگر از بستگان من و بهنام با هم به نزدیکی محله کامران رفتیم.من رانندگی میکردم و بهنام روی صندلی کنار راننده نشسته بود.بهنام با خودش یک اسلحه همراه داشت.وقتی از دور چشمش به کامران افتاد، از من خواست که سرعتم را کم کنم و ناگهان به سمت او شلیک کرد.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم، او را به 15 سال حبس محکوم کردند و همچنین بهنام با توجه به ادله و مستندات موجود در پرونده به اتهام مباشرت در قتل عمدی با رای غیابی به قصاص محکوم شد. دو متهم دیگر پرونده هم به تحمل حبس محکوم شدند.
همچنین رسیدگی به قتل پدر کامران نیز در مرجع قضایی ذیصلاح انجام و به پرداخت دیه منجر شد.
بازداشت متهم اصلی
در همین حال و در شرایطی که حدود شش سال از وقوع جنایتها میگذشت، بهنام در اواسط سال جاری خودش را به ماموران قضایی معرفی کرد و تسلیم قانون شد اما قتل کامران را گردن نگرفت و ادعا کرد فرخ قاتل کامران است و در برابر رای غیابی صادر شده واخواهی کرد.
به این ترتیب رسیدگی به این پرونده بار دیگر در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به جریان افتاد و متهمان پای میز محاکمه رفتند.این در حالی بود که بهنام و فرخ شاهدانی را به دادگاه معرفی کردند.
در جلسه رسیدگی بهنام در دفاع از خود گفت:«من و کامران با همدیگر اختلاف داشتیم تا اینکه یک روز فرخ به من گفت که او نیز از کامران کینه دارد.فرخ میگفت کامران با همسر او رابطه برقرار کرده و برای همین از او کینه به دل گرفته بود.او از من خواست که برای انتقامجویی از کامران همراهش بروم و من به خاطر کینهای که خودم از کامران داشتم قبول کردم اما اسلحه در دست فرخ بود و او بود که به سمت کامران شلیک کرد.»
سپس یکی از شاهدان پشت تریبون قرار گرفت و گفت:«گلوله توسط فردی که کنار راننده نشسته بود شلیک شد.ضارب سر و صورتش را بسته بود اما قد و هیکل او شبیه فرخ نبود.»
شاهد بعدی نیز گفت:«من مطمئنم که عامل تیراندازی مرگبار بهنام بوده است.من سالهاست او را میشناستم و حتی اگر او را نبینم و فقط حرف بزند از روی صدایش با اطمینان او را شناسایی میکنم.آن شب هم مطمئنم بهنام روی صندلی کمک راننده نشسته بود و شلیک کرد.»
سومین شاهد نیز گفت:«ضارب با دستمال صورت خود را پوشانده بود اما من مطمئنم که او کسی جز بهنام نبود.»
با توجه به عدم حضور دو تن از شاکیان در جلسه دادگاه، قضات رسیدگی به این پرونده را به جلسه بعد موکول کردند.
منبع : آخرین خبر

















































