
شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهسا مژدهی| تنش میان امارات و عربستان که ممکن بود بهسرعت بالا گرفته و به یک رویارویی سیاسی جدی در خاورمیانه تبدیل شود، با تصمیم امارات متحده عربی برای پایان حضور نظامی این کشور در یمن، بار دیگر به کنترل درآمد. اما این خط پایانی بر رقابتهای دو قدرت مطرح عربی در منطقه خاورمیانه نخواهد بود. حمله عربستان سعودی به یک کاروان تسلیحاتی امارات، بحرانی را که به نظر میرسید برای مدتی آتشی زیر خاکستر بوده، جدیتر کرد. امارات و عربستان یک دهه قبل با آغاز جنگ یمن و ایجاد ائتلاف عربی علیه حوثیها، اتحادی را رقم زدند که کمتر از یک دهه دوام آورد و سپس به رقابتی جدی بدل شد. محمد بن سلمان و محمد بن زاید که پیش از این همچون دو برادر، هوای یکدیگر را داشته و متحدانی واقعی به نظر میآمدند، پس از تغییر اوضاع در یمن و وقتی ابوظبی رسما پای خود را از ائتلاف عقبی پس کشید، به رقیب تبدیل شدند.
بنا بر نوشته تلگراف، امارات پس از مقابله با حوثیها، از یمن خارج نشد، بلکه به افزایش حضور خود در جنوب این کشور، که منطقهای نفتخیز است، ادامه داد. این منطقه نهتنها مسیر حیاتی کانال سوئز را تحت پوشش قرار میدهد، بلکه مرز جنوبی عربستان را نیز تهدید میکند و به امارات امکان فشار مستقیم بر ریاض را میدهد. حضور پررنگ امارات در جنوب یمن، احتمال ازبینرفتن تمامیت ارضی را در این کشور بالا برد و همزمان دست اماراتیها را نسبت به منافع اقتصادی باز کرد. برای عربستان که روی پروژه نئوم در ساحل دریای سرخ حساب ویژه باز کرده است، زیادهخواهی اماراتیها گستاخانه بهنظر میرسید.
بازیگرانی که دنیایشان متفاوت شده است
عربستان و امارات در سالهای گذشته متحدانی همسو به نظر میرسیدند. اما حالا امارات تلاش دارد تا از گذشته خود فاصله بگیرد. این کشور در جنوب یمن ابایی از حمایت از گروههایی که بازیگرانی غیرمعمول به حساب میآیند و شائبه همکاری با القاعده و گروههای تندرو درمورد آنها مطرح است، ندارد. عربستان بالعکس تلاش دارد تا هم جایگاه خود را به صورت قدرتی اثرگذار در میان کشوهای اسلامی و عربی حفظ کند و از سوی دیگر کماکان متحدی قابل اعتماد برای ایالات متحده باشد. در این مسیر عربستان فرصت آن را ندارد که به ماجراجوییهای بیشتر بپردازد. هر دو کشور بلندپروازیهای اقتصادی بزرگی دارند و خود را برای تبدیلشدن به ابرقدرتهای اقتصادی و حتی تکنولوژیک آماده میکنند، عربستان معتقد است در این مسیر باید با حفظ شأن خود بهعنوان بازیگری معقول عمل کند؛ اما امارات چنین احتیاطی را به خرج نمیدهد. ابوظبی در سالهای اخیر به رشدی دست پیدا کرده که پیش از آن نداشته است؛ اما ریاض برای اینکه بتواند به رشدی که انتظارش را دارد برسد، به هیچچیز دیگری به اندازه ثبات و امنیت نیازی ندارد.
امارات از آب گلآلود ماهی میگیرد
در حال حاضر یمن تنها زمین بازی امارات متحده عربی نیست. این کشور در سودان جنگزده، از نیروهای غیردولتی حمایت میکند که متهم به اعمال خشونت علیه شهروندان و قتلعام آنها هستند. وقتی محمد بن سلمان برای دیدار ترامپ به واشنگتن رفت، ظاهرا یکی از موضوعات مطرحشده همین دخالت ابوظبی در موضوع سودان بود. امری که ریاض به عنوان متحد ارتش این کشور، از آن ضرر کرده و مخالف جدیاش است.
از سوی دیگر امارات متهم است که در میان هیاهو در کشورهای بیثبات در آٰفریقا و غرب آسیا به دنبال تسخیر منابع آنهاست.
مسئله دیگر این است که امارات ابایی از برقراری ارتباط با اسرائیل ندارد. آن گروهی از ناظران که بدبینتر هستند معتقدند ابوظبی قصد دارد تا با کمک تلآویو دست عربستان را در خاورمیانه و شمال آفریقا ببندد. امارات حتی در طول جنگ غزه، موضعی سخت علیه اسرائیل به خرج نداد و مواضعش را با تمایل خود به برقراری ارتباط با نتانیاهو تنظیم کرد. در مقابل عربستان نه به اندازه ایران یا ترکیه یا حتی قطر، اما بیش از امارات تلاش کرد تا در مسئله غزه نقشآفرینی کند. در اصل بن سلمان، تلاش کرد تا کماکان نقش سنتی خود را ایفا کرده و حامی فلسطینیها باقی بماند.
این یک جنگ پنهان است
تا پیش از حمله عربستان به محموله نظامی اماراتی، تنش میان ابوظبی و ریاض چندان جدی تلقی نمیشد. با اینکه وضعیت از سال ۲۰۱۹ روز به روز در میان دو پایتخت عربی دشوارتر شده است، اما آنها مانند پسرعموهایی که از آشکارشدن اختلافاتشان هراس دارند، تلاش کردند مشکل را بیسروصدا حلوفصل کنند. صبوری اما در نهایت جواب نداد و عربستان پس از آنکه امارات دست به ماجراجویی تازه در جنوب و شرق یمن زد، عکسالعملی تند از خود نشان داد. از آنجا که عربستان و امارات هر دو از بازیگران اصلی بازار انرژی در جهاناند، ایالات متحده به عنوان ناظر رقابت جانانه دو پادشاهی عربی، نگران بهنظر میرسد. در حقیقت بسیاری از ناظران معتقدند شکاف میان ابوظبی و ریاض میتواند به ضرر بخش بزرگی از جهان تمام شود. این مورد از معدود مواردی است که چین هم با جهان غرب همداستان است. پکن برای رسیدن به اهداف خود از هیچگونه تنشی در خاورمیانه استقبال نمیکند. برای آنها حتی ماندن در وضعیت کجدار و مریز هم به افزایش تنشها ارجحیت دارد. غرب همچنین از افزایش نفوذ روسها در این نابسامانی نگران است. روسیه مدتهاست که از هیچ فرصت و تنشی در خاورمیانه بدون آنکه به فکر منافع خود باشد و به افزایش نفوذ فکر کند، نگذشته است. فرصت تنش میان دو کشور عربی میتواند بازیگری روسها را عمق بیشتری ببخشد.
اولتیماتوم روز سهشنبه عربستان به امارات برای خروج نیروها از یمن، در نهایت به عقبنشینی اماراتیها منجر شد. آنها البته در ظاهر چنین تصمیمی را بدون توجه به فشارهای همسایه قدرتمند خود اتخاذ کردهاند؛ اما کمتر کسی میتواند ادعا کند که ابوظبی برای آنکه تقابل با ریاض بالا نگیرد، دست به چنین اقدامی زده است. عربستان سعودی همچنین از امارات خواسته است حمایت نظامی یا مالی از شورای انتقالی جنوب یا هر طرف دیگر را در یمن متوقف کند. شورای انتقالی جنوب اما با خروج امارات از یمن همدل نیست. اتفاقی که به معنای آن است که هرچند سطح تنش کمی پایین خواهد آمد؛ اما پایان زودهنگامی نخواهد داشت.
منبع : آخرین خبر

















































