
ایرنا/ اصفهان-ایرنا- جامعه شناسان بر این باورند رخدادهای شتابان و ناباورانهای که در خلال حوادث تلخ دی ۱۴۰۴ به وقوع پیوست؛ چالههای روانی عمیق در ذهن اقشار جامعه ایجاد کرده که چارهیابی، ترمیم و درمانگری آنها نباید به فراموشی سپرده شود.
آنچه در روزهای ابتدایی دی اتفاق افتاد صدای رسا و شفاف گروه هایی از جامعه برای مطالبه بدیهی ترین نیازهایشان بود؛ موضوعی که در ادامه ( ۱۸ و ۱۹ دی) در غبار بلوا و آشوب رنگ باخت و داغ شمار زیادی از هموطنان را بر سینه ایرانیان نشاند.
با وجود سپری شدن چهل روز از آن اتفاق؛ وضعیت روحی بسیاری از هم میهنان حتی آنانکه عزیزی را در این حوادث از دست ندادهاند نیز مطلوب نیست و عامه مردم به نوعی بی انگیزگی دچار شده اند.
جامعه و لایه های مختلف آن در گذار از اعتراضات دی؛ همچنان در«سوگ جمعی» به سر می برد. پایش ها نشان می دهد طبقات مختلف اجتماعی صرف نظر از تفکر و عقیده به دنبال انتشار گسترده صحنه های درگیری و شهادت هم وطنان به نوعی از خشم و ناامیدی دچار شده اند. موضوعی که نمی توان از آن بسادگی گذشت.

پژوهشگران اجتماعی بر این باورند به دنبال حوادث اخیر، موج احساسات منفی، جامعه را فرا گرفته که تداوم این وضعیت بدون چاره یابی های سطح کلان و میانی پیامدهای تلخ تری به دنبال خواهد داشت.
این روزها، اندوه مشترک مردم در گفتار عمومی، روابط روزمره و حتی تصمیمهای جمعی آن ها نمود و ظهور دارد. کارشناسان هشدار می دهند این احساس اگرچه نوعی همدلی اجتماعی قلمداد می شود اما چنانچه التیام آن مورد غفلت واقع شود به فرسودگی روانی و بیاعتمادی مزمن دامن می زند.
در همین پیوند، ایرنا در گفت و گو با امان الله باطنی جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی اصفهان، به واکاوی این مساله و ضرورت بازتوانی روانی جامعه پرداخته است:
ایرنا: در سوگ جمعی، التیام بخشی زخم اعتراضات ۱۴۰۴ را از کجا باید شروع کنیم؟
از منظر جامعه شناسی، راهبرد کلان برای ترمیم روان جامعه در «بازخوردهای مربوط به فرد»، «بازخوردهای دیگران» و «بازخوردهای مربوط به زندگی» طبقه بندی می شوند.
بازخوردهای مربوط به خود شامل تسلط بر هیجان، آگاهی از ضعف ها و رضایت از خوشی های فردی است.
بازخوردهای مربوط به دیگران، علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی، احساس تعلق به یک گروه و احساس مسوولیت در مقابل محیط انسانی و مادی را در بر می گیرد.
بازخوردهای مربوط به زندگی نیز به پذیرش مسوولیت ها، انگیزه و نشاط برای علایق خود و همچنین توانایی اخذ تصمیم های شخصی و ذوقِ خوب کار کردن اطلاق می شود.
این مولفه ها در تعریف سلامت روان که در سال های اخیر از سوی «انجمن کانادایی بهداشت روانی» ارائه شده می گنجند.
ایرنا: رخدادهای دی ماه منجر به تولید چه نوع هیجان ها برای لایه های جامعه شده است؟
می توان گفت طیف گسترده ای از هیجان ها در این مدت بازتولید شد. بخش هایی از جامعه پس از اعتراضات ۱۴۰۴ امید خود را از دست داده است. بخش هایی از جامعه دچار اضطراب شده است. برخی پس از اعتراضات ۱۴۰۴ نسبت به همه چیز دچار تردید شده اند. بخش هایی از جامعه همه چیز را گردن حاکمیت می اندازد و از مسوولیت هر اشتباهی سر باز می زند. برخی دچار منفی گرایی اجتماعی شده و احساس می کنند به هیچ وجه نمی توانند سرنوشت خود را تغییر دهند.
بخش هایی از جامعه پس از اعتراضات ۱۴۰۴، دچار انزوا شده و علاقه ای به برقراری دوستی صمیمی و طولانی با دیگران ندارند. برخی احساس تعلق به گروه و جامعه ندارند و به مهاجرت تمایل پیدا کرده اند.

بخشی از جامعه، احساس مسوولیت ندارد و به دنبال عافیت طلبی است. برخی پس از اعتراضات ۱۴۰۴ انگیزه ای برای پیشرفت ندارند؛ به تعبیر عامیانه قفل شده و توانایی اخذ تصمیمات شخصی به ویژه در عرصه اقتصادی را ندارند.
بررسی ها حاکیست بخش بزرگی از جامعه پس از اعتراضات ۱۴۰۴ دل و دماغ کار کردن ندارد.

ایرنا: با تاکید بر اینکه چاره یابی ها برای این مساله اجتماعی باید ملموس باشد به نظر شما مداخلات و الزامات مدیریت این هیجان ها کدام است؟
در گام نخست باید تکنیک های فردی مدیریت خشم و آرام سازی فراگیر شود. سپس با توجه به اینکه جامعه درگیر سوگ پیچیده و ابراز نشده بخاطر شرایط است باید روی التیام این مساله در میان آسیب دیدگان کار ویژه و منطقی انجام شود. امیدوارسازی و بازسازی شناختی جامعه؛ شامل بررسی افکار مرتبط با انزجار، بررسی واقع بینانه یا غیر واقع بینانه بودن انزجار و تفسیرهای جایگزین ضروریست.
باید کاری کرد که با پیدا کردن نگاه متعادل تر افراد در گذشته گیر نکنند زیرا استمرار این وضعیت، موج حسرت و افسردگی ایجاد می کند و مانع حرکت به جلو می شود. در این میان، همدلی بیش از حد در افراد، غرق شدن در درد دیگران و فراموشی خود نیز باید مدیریت شود.
امید اجتماعی با مولفه های هدف گذاری، آرزومندی، مسوولیت پذیری، میل به تغییر، علاقه به پیشرفت، تلاشگری و برنامه ریزی نیز باید در بلند مدت احیا شود.
همچنین به طور ویژه باید روی مقوله اختلال اضطراب اجتماعی به دنبال مواجهه مستقیم افراد با صحنه های دلخراش اخیر کار کرد. از طرفی اختلال وسواس فکری به دلیل فکر کردن بیش از حد بر روی شرایط کشور و خود قربانی پنداری نیز باید مدیریت شود.
تکنولوژی فکر شامل شناخت افکار منفی، تقویت تمرکز، مدیریت احساسات، آگاهانه تر کردن تصمیمات و تحول ذهن از حالت واکنشی به حالت خالق و سازنده ضروریست. مسوولیت پذیری جمعی و مشارکت جویی نیز از راهکارهایی است که باید روی آن کار شود.
ایرنا: چه چشم انداز عملیاتی کوتاه مدت از منظر جامعه شناسی، برای ترمیم این زخم اجتماعی به تفکیک نهادهای اجرایی پیشنهاد می دهید؟
در برخی کشورهای دنیا المان های شهری مثل کیسه بوکس به شکل گرافیک محیطی برای ابراز و تخلیه خشم تعبیه شده است. همچنین رویدادهایی مانند«تالنت فریاد» دارند که در آن بلندترین صدای افراد به وسیله دستگاه دسی بل سنج سنجش شده و برنده اعلام می شود. مشابه این برنامه ها می تواند در کشور ما نیز امکان سنجی و اجرا شود. برگزاری رویدادهای مناسبت محور نیز به منظور برون ریزی جامعه راهکار موثری به نظر می رسد.

برگزاری رویدادهایی با مضمون مهرورزی (مقارن با پنج اسفند روز عشق ایرانی یا سپندارمذگان)، رونق بخشی به گردشگری در نوروز و مناسب سازی گسترده تسهیلات سفر نوروزی برای مردم، گره گشایی ملموس شرایط ازدواج و فرهنگ سازی ازدواج آسان، برگزاری دوره های توسعه فردی برای شهروندان، کار بر روی افزایش رضایت شغلی کارکنان، برگزاری باشکوه شب های قدر در ماه رمضان با تمرکز بر شکوه نامه ها و واگویه های شکایت آمیز مومنانه از جمله برنامه های کلانی است که از سوی شهرداری، سازمان تبلیغات اسلامی، اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی و اداره ورزش و جوانان می تواند برنامه ریزی و عملیاتی شود.
ایرنا: با توجه به شرایط فعلی، جامعه شناسی در سطح خُرد برای بازتوانی روانی جامعه چه تئوری را ارائه می دهد؟
در نگاه خرد، پس از اعتراضات ۱۴۰۴ برای بهبود سلامت روان و بازتوانی روانی جامعه نیازمند نوعی «ذهن آگاهی جمعی» هستیم که یک مفهوم جذاب و نسبتاً نو در روانشناسی اجتماعی و علوم رفتاری است.
در مقابل ذهن آگاهی فردی به معنای آگاهی از افکار، احساسات و بدن خود در لحظه اکنون، ذهنآگاهی جمعی به آگاهی یک گروه از وضعیت مشترک، احساسات مشترک و تأثیر متقابل افراد بر یکدیگر اطلاق می شود. به زبان ساده تر، ذهن آگاهی جمعی یعنی اینکه یک گروه، خانواده، تیم یا جامعه بتوانند با حضور ذهن، همدلی و آگاهی مشترک عمل کنند.
ایرنا: چرا این مفهوم مهم است؟
ذهن آگاهی جمعی؛ یعنی گروه بتواند تفاوت ها را ببیند بدون اینکه از هم جدا شود. اهمیت این مفهوم را وقتی می توان درک کرد که بدانیم بسیاری از مشکلات انسانی از دعواهای خانوادگی تا بحران های اجتماعی به خاطر نبود آگاهی جمعی رخ می دهد. در گروه های «ذهن آگاه»، واکنش ها کمتر هیجانی و تصمیم ها منطقی تر می شود. همچنین روابط عمیق تر شده و احساس امنیت روانی بالا می رود.

ایرنا: برای پیاده سازی عملیاتی تئوری ذهن آگاهی در کف جامعه با هدف بیشترین تاثیرگذاری چه باید کرد؟
در این زمینه لازم است یک شبکه توزیع نقش با برنامه های ابتکاری ایجاد شود. به عنوان پیشنهاد، برگزاری پویش هایی برای اینکه افراد جامعه راحت حرف بزنند می تواند مفید باشد.

تریبون های آزاد گفت و شنود درباره اعتراضات ۱۴۰۴ با هدف چرایی ، واکاوی و آسیب شناسی آن، برگزاری پویش سواد رسانه ای، آرام سازی جامعه با مجموعه متنوع تکنیک های تنفسی در رواشناسی، تبیین توسعه و پیشرفت ایران و ملزومات آن برای جامعه به عنوان نیت مشترک در قالب پویش های رسانه ای و برگزاری پویش های موثر برای بازتاب دادن احساسات جامعه از اعتراضات ۱۴۰۴ از جمله ایده هایی است که می تواند با مشارکت سازمان های متولی به ترمیم روان جامعه در گذار از رخدادهای تلخ اخیر کمک کند.
به گزارش ایرنا، سوگ جمعی یا اندوه جمعی، تجربهای روانی یک گروه از افراد یا یک جامعه است که در معرض حادثهای تلخ یا شوکآور قرار میگیرند.
در پی حوادث دیماه ۱۴۰۴، جامعه ایرانی با موجی از اندوه جمعی روبهرو شد که بازتاب آن نهتنها در گفتوگوهای روزمره، بلکه بهطور گسترده در رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز نمایان شد.
شکلگیری سوگسرودهها، یادداشتها، روایتهای شخصی و آیینهای مجازی سوگواری نشان میدهد که این احساس از سطح یک تجربه فردی فراتر رفته و به پدیدهای اجتماعی تبدیل شده است.
منبع : آخرین خبر

















































