
ایلنا/ یک فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به اعتراضات ماه گذشته گفت: عدهای ناراضیاند، اما عدهای هم میخواهند این نارضایتی را بیشتر کنند و باید صفوف اینها را از هم جدا کنیم، باید پذیرفت قطعاً در ساختار جمهوری اسلامی لغزشهایی هست، خطاهایی هست، قطعاً باید کاستیهایی که وجود دارد برطرف شود اما باید حتماً ما در برابر تحرکات بیرونی هم با هم همصدا باشیم.
عباس سلیمی نمین در گفتوگو با ایلنا، در پاسخ به این سوال که در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، چه عواملی باعث شده است که امروز، بعد از گذشت چهلوهفت سال از پیروزی انقلاب، شاهد شکاف میان مردم و حاکمیت باشیم، گفت: ما انقلاب اسلامی را یک تحول عمیق در رشد انسانها میبینیم. طبیعتاً این رشد، دوستان و دشمنانی دارد. مسائل نظری را در این باره می گویم و جدا از بحث مسائل اجرایی صحبت میکنم؛ در بحث اجراییات، انسانهایی میتوانند اقداماتی انجام دهند که موجب اعتراض، ناراحتی یا خشم شود و آن بحث دیگری است.
انقلاب اسلامی اتفاقی بود که برای هیچ کسی قابل تصور نبود
وی ادامه داد: آنچه من میگویم، نفس انقلاب اسلامی به عنوان تحولی در ارتقاء شأن بشری است. برای اولین بار، انقلاب اسلامی «قدرت نرم» را مطرح کرد؛ پیش از آن در جهان فقط «قدرت سخت» مطرح بود. قدرت نرم یعنی تغییر در انسانها که منجر به تغییر در قدرت سخت شود. انقلاب اسلامی اتفاقی بود که اصلاً قابل تصور برای هیچکس نبود؛ اینکه تغییری در یک کشور صورت گیرد که تغییردهندگان هیچ قدرت سختی نداشته باشند، نه سلاح داشته باشند، نه ابزار سختی، و نه از شیوههای قهرآمیز برای ایجاد تغییر بهره ببرند، این امر از طریق تحول در باورهای انسان صورت گرفت.
این استاد دانشگاه گفت: بنابراین، اگر امروز بخواهیم دربارهی انقلاب اسلامی سخن بگوییم، به نظر من تحول انقلاب اسلامی همچنان ادامه دارد؛ یعنی تحول در انسانها بر اساس بازگشت به خویشتن. هر انسانی باید احساس کند خود دارای شأن و منزلتی است و اجازه ندهد دیگران این شأن را لگدمال کنند.
برخی از اعتراضات جامعه ناشی از ضعف ها و ایرادات است
سلیمی نمین در پاسخ به این سوال که در این چهلوهفت سالی که از انقلاب گذشته است، چه اتفاقاتی رخ داده که باعث شده بین بخشی از مردم و حاکمیت شکاف ایجاد شود، گفت: این مسئله به جمهوری اسلامی بازمیگردد. جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی و متکفل امور جامعه است. حال این سوال مطرح میشود که آیا توفیقات جمهوری اسلامی در ارتباط با جلب نظر و رضایت مردم کامل بوده است؟ خیر، به هیچ وجه. در این زمینه ایرادات اساسی و ضعفهای جدی دارد. قطعاً باید این ضعفها برطرف شود و برخی از اعتراضات جامعه نیز در این زمینه سخن درستی دارند. باید تلاش کنیم تا بر مبنای اندیشهی انقلاب اسلامی، عزت و شأن مردم را هر روز ارتقاء دهیم.
وی ادامه داد: با این حال باید پیوند دو مطلب را با هم درک کنیم. انقلاب اسلامی دشمنانی دارد، ما امروزه در جهان با پدیدههایی مواجه هستیم که از رشد انسانها رضایت ندارند؛ از اینکه انسانها برای خودشان شأنیت پیدا کنند، خشنود نیستند؛ چراکه اندیشههای نژادپرستانه را ترویج میکنند. امروز فردی با اندیشهی نژادپرستی در آمریکا روی کار آمده و از طریق نژادپرستی میخواهد قدرت آمریکا را بسط دهد. البته قبلاً هم وجود داشته، اما به این صراحت و وقاحت سابقه نداشته است. این امر معلوم است که آشکارا در تقابل با انقلاب اسلامی قرار میگیرد؛ زیرا انقلاب اسلامی میخواهد به انسانها شأن بدهد و به هر انسانی بگوید: «تو میتوانی سرنوشت خودت را تعیین کنی، هیچکس شأنش از تو بالاتر نیست که در برابر او سرِ تعظیم فرود آوری.» این پیام انقلاب اسلامی است.
امروز ارادهی ملت است که سخن میگوید
این استاد دانشگاه گفت: در مقابل، نظام سرمایهداری که بر جهان حاکم است، دقیقاً نقطهی مقابل این پیام را برای بشریت عرضه میدارد. همین امر باعث پیدایش دشمنی میشود. این دشمنی برای آنکه بتواند انقلاب اسلامی را مخدوش کند، بر جمهوری اسلامی فشار میآورد؛ تحریمهایی علیه آن اعمال میکند و کشور را دچار سختی و تنگنا میسازد تا انقلاب را زیر سؤال ببرد، بهگونهای که وانمود کند این انقلاب نتوانسته تحولی در جامعهی ایران ایجاد کند. در حالی که تحول بزرگی رخ داده است.
سلیمی نمین با بیان اینکه اگر بیگانگان نمیتوانند در ایران کودتا انجام دهند، این خود نشانهی مهمی است، گفت: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، دو فرد با کودتا روی کار آمدند؛ آن هم کودتای بیگانه، این یعنی لهکردن ارادهی ملت. هم رضاخان با کودتای بیگانه بر قدرت نشست و هم محمدرضا و هر دو کودتا اسناد مشخصی دارند که همگان میتوانند در این زمینه مراجعه و تحقیق کنند. اما برای اولین بار، امروز ارادهی ملت است که سخن میگوید و چون دشمنان نمیتوانند این را تحمل کنند، به جمهوری اسلامی فشار میآورند تا آن را ناکارآمد جلوه دهند.
آنچه امروز بیش از هر چیز جامعه را آزار میدهد، فشارهای اقتصادی است
وی ادامه داد: البته من نمیگویم جمهوری اسلامی هیچ ضعفی نداشته است؛ قطعاً ضعفهایی وجود داشته، اما آنچه امروز بیش از هر چیز جامعه را آزار میدهد، فشارهای اقتصادی است که آمریکا علیه ملت ما اعمال میکند. قطعاً اگر ما حتی به اندازهی نصف دوران محمدرضا پهلوی که حدود شش میلیون بشکه نفت صادر میکرد امروز مثلاً یکسوم آن را بتوانیم صحیح صادر کنیم، میتوانیم جامعهی ایران را به سوی پیشرفت بیشتری سوق دهیم. در دوران پهلوی، کسریهای فراوانی وجود داشت؛ ما در هیچ شهری مترو نداشتیم، لولهکشی گاز نداشتیم، هیچ زیرساخت اساسی وجود نداشت. اما باوجود تمام این مشکلات، امروز بخش مهمی از آن ضعفها برطرف شده است.
تنها کشوری هستیم که زیر بار به رسمیت شناختن نظامی که بر پایهی نژادپرستی بنا شده نمیرویم
این فعال سیاسی در پاسخ به این سوال که چه رویکردهایی با اصل انقلاب و جمهوری اسلامی مغایرت داشته است که امروز باعث ایجاد اعتراض شده است، گفت: معترضان واقعی چه میگویند؟ میگویند کار نداریم، بی عدالتی است، فساد است. این موارد فساد چگونه به وجود میآیند؟ با چندگانه بودن قیمت دلار. این چندگانه بودن قیمت دلار برای چه ایجاد میشود؟ جز از طریق تحریمها؟ یعنی ما نمیتوانیم نفت بفروشیم؛ و اگر بفروشیم، نمیتوانیم پول آن را وارد کشور کنیم. ما اکنون مثلاً نود میلیارد دلار پول در عراق داریم که آمریکاییها اجازه نمیدهند وارد ایران شود. بخش قابل توجهی از این مسائل به ضدیت صهیونیستها برمیگردد
سلیمی نمین با طرح این پرسش که چرا صهیونیستها با ایران مشکل دارند؟ گفت: ما تنها کشوری هستیم که زیر بار به رسمیت شناختن نظامی که بر پایهی نژادپرستی بنا شده نمیرویم. ما برای خودمان شأنی قائلیم و هرگز نژادپرستی را به رسمیت نمیشناسیم. این شأن ماست، عزتی است که انقلاب اسلامی به ما داده؛ اینکه نباید زیر بار نژادپرستی کسانی برویم که خودشان را برتر میدانند. بنابراین، بسیاری از مشکلاتی که امروز داریم و موجب دلخوری برخی از جوانان شده که حق هم دارند ناراحت باشند و به نظر من باید ناراحتی آنها را درک کرد؛ به ضدیت آمریکاییها و پایگاه منطقهایشان، یعنی صهیونیستها در خاورمیانه برمیگردد. اگر امروز این پایگاه نژادپرستی برچیده شود و ما بتوانیم همانطور که گفتم حتی نصف دوران پهلوی نفت بفروشیم، به لحاظ آبادانی، کشور بسیار جلوتر خواهد رفت. البته علیرغم تحریمها، گامهای بلندی در ایران امروز برداشته شده است.
آمریکایی ها هدف اصلی تحریمهای خودشان را ایجاد دوپارچگی و درگیری بین مردم و نظام سیاسی بیان می کنند
وی با اشاره به اعتراضات گفت: من میخواهم بگویم ما یک نوع اعتراض خیابانی نسبت به تحریمها داریم؛ آمریکاییها خودشان صراحتاً میگویند: «ما فشار وارد میکنیم تا مردم به فغان بیایند و به خیابان بریزند.» یعنی هدف اصلی تحریمهای خودشان را به صراحت بیان میکنند که تحریم میکنند که بین مردم و نظام سیاسی دوپارچگی یا درگیری ایجاد کنند. ما دو راه داریم، یکی اینکه خودمان نسبت به برخی از مسائل که ناصواب میبینیم، اعتراض کنیم و سعی کنیم شرایط جامعهی خود را بهتر سازیم؛ این یک پدیده است.
این استاد دانشگاه گفت: پدیدهی دیگر اما برعکس است؛ میخواهد شرایط جامعهی ما را دشوارتر کند. اگر ما توانستهایم تحریمها را دور بزنیم و تا حدی کار آنان را در این زمینه خنثی کنیم، آنان تلاش میکنند با تداوم فشارها امکانات موجود ایران را تخریب کرده و از بین ببرند. مثلاً فرض کنید اگر امروز توانستهایم نظام اورژانسی ایجاد کنیم که در پنج دقیقه سر صحنه حاضر میشود، کاری کنند که این فاصله به بیست دقیقه برسد تا بیماری که سکته کرده، نتواند بهموقع به بیمارستان برسد؛ برای این که به طور مثال هزار و پانصد دستگاه آمبولانس ما را آتش زدهاند. این کار را چه کسانی انجام دادهاند؟ آیا واقعاً معترض بودهاند؟ یا کسانی که از طریق اینترنت با عوامل صهیونیستی در پیوند قرار گرفتهاند و برای هر آتشزدنی یا اقدامی، وجهی به آنها پرداخت میشود؛ یعنی از طریق اینترنت میگویند: «اگر این بیلبورد را آتش بزنی، ما این مقدار دلار به تو میدهیم.» هر کسی میتواند با مراجعه به فضای اینترنت، به این پیوندها پی ببرد.
عدهای میخواهند نارضایتی را بیشتر کنند
سلیمی نمین با بیان اینکه باید بین این دو موضوع تفکیک قائل شد، گفت: متأسفانه برخی از روزنامهها یا برخی از رسانههای داخلی این موضوع را از هم تفکیک نمی کنند. برخی از افراد به دلیل اینکه شغل ندارند یا بیعدالتی را میبینند، ناراحت هستند و در مقابل یک سری افراد میخواهند حتماً بیکاری در ایران بیشتر شود، کمبود امکانات بیشتر شود، یعنی اگر امروز خدماتی عمومی ارائه می شود وضعیت این خدمات عمومی بهم بریزد.
وی در ادامه گفت: این دو خاستگاه است. اما متاسفانه خیلی از روزنامهها و رسانههای غربگرا که نمیخواهند جوانان ما چهرهی واقعی نژادپرست غرب را بشناسند، حاضر نیستند این دو را از هم تفکیک کرده و آن را محکوم کنند. صرفا اشاره میکنند که عدهای ناراضیاند. بله، ما هم قبول داریم عدهای ناراضیاند، اما عدهای هم میخواهند این نارضایتی را بیشتر کنند و باید صفوف اینها را از هم جدا کنیم، اما یک کلام از برخی از روزنامهها در انتقاد به دخالت صریح در مسائل داخلی نمیبینید. این شایسته نیست. باید پذیرفت قطعاً در ساختار جمهوری اسلامی لغزشهایی هست، خطاهایی هست، قطعاً باید کاستیهایی که وجود دارد برطرف شود اما باید حتماً ما در برابر تحرکات بیرونی هم با هم همصدا باشیم.
این فعال سیاسی اصولگرا گفت: همزمانی که به یکدیگر تذکر میدهیم و این ایرادات را به رخ هم می کشانیم اما در عین حال باید صفوف واحد باشیم در برابر دشمنی که میخواهد ما را ضعیفتر کند و در در برابر آن ضدیتهایی که علیه ما صورت میگیرد تا ما را مستاصل تر کند.
اعتراض قانونمند باید حتماً توسط یک نهاد مدنی رهبری شود
سلیمی نمین در پاسخ به این سوال که پیش از اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی دولت اعلام کرد که اعتراض را به رسمیت می شناسد، آیا صرفا اینکه گفته صدای اعتراض را به رسمیت میشناسیم کافی است، یا نیازمند یک اقدام عملی برای شنیدن صدای معترضان است، گفت: همه بخشهای حاکمیتی اعلام کردند که ما باید حتماً زمینهی بروز اعتراض را فراهم کنیم، اما یک کار دیگری بیشتر از اعلام چنین موضعی باید صورت بگیرد. اعتراض قانونمند باید حتماً توسط یک دستگاهی رهبری شود که نهاد مدنی باشد. فرض کنید یک نهاد رسمی دولتی، مانند وزارت کشور اعلام میکند که باید برای اعتراض مجوز اخذ شود اما یک فرد میتواند مجوز بگیرد؟ قطعاً پاسخ منفی است. اما حزبی که به طور مثال هزار عضو دارد می تواند این کار را انجام دهد، اینها می توانند اعتراضات را مدیریت کنند و تعهد بدهند که افرادی که به خیابان می آیند اقدامی علیه مصالح ملی انجام نمی دهند و از تخریب اموال عمومی نظیر شکستن شیشه یا آتش زدن خودروها ممانعت به عمل می آورند و قویاً از هرگونه تحرک فرصتطلبانه جلوگیری میکنند.
وی ادامه داد: آیا ساختار حزبی کنونی ایران توانایی پذیرش چنین مسئولیتی را دارد؟ آیا اصلاً انگیزهای برای انجام این امر در ساختار حزبی وجود دارد؟ نهادهای قانونی اعلام آمادگی میکنند: «ما حاضریم؛ بیایید مجوز بگیرید و صدای خود یا صدای بخشی از جامعه که از نظر فکری به شما نزدیک است را بلندتر اعلام کنید.» اما آیا یک حزب واقعی امروز اقدام به امضا کردن تعهدی در وزارت کشور میکند که طی آن مسئولیت مدیریت ۱۰۰ هزار نفر را بر عهده گرفته و خسارت وارده از سوی معترضان را تقبل کند؟ پاسخ منفی است. زیرا احزاب فاقد سطح لازم از استحکام و قاطعیت لازم برای پذیرش چنین تعهد سنگینی هستند.
سابقه فعالیت حزبی در ایران منفی است
این فعال سیاسی با اشاره به سابقه احزاب در ایران گفت: سابقه فعالیت حزبی در ایران تا حدودی منفی است. احزابی که تاکنون تشکیل شدهاند، یا وابسته به قدرتهای خارجی (مانند گرایش به غرب یا شرق) بودهاند نظیر حزب توده که وابسته به اتحاد جماهیر شوروی بود، یا احزابی مانند حزب ایران نوین که وابسته به آمریکا بودند. این وابستگیها منجر به نوعی بدنامی و عدم اعتماد عمومی به مفهوم حزبسازی شده است. علاوه بر این، نوعی سستی و رخوت در ساختار احزاب مشاهده میشود. احزاب صرفاً به دنبال کسب منفعت هستند؛ به این معنا که هدف اصلی، قرار دادن افراد در قالب لیستهای انتخاباتی برای ورود به مجلس یا کسب پست ریاست جمهوری است، بدون آنکه مسئولیتی در قبال عملکرد نمایندگان منتخب خود بپذیرند.
سلیمی نمین با اشاره به عملکرد احزاب گفت: برای مثال، اگر نمایندهای که حزب وی را به مجلس فرستاده است، پس از ورود دچار فساد یا فرصتطلبی شود و وظایف خود را رها کند، اینجا حزب باید با نظارت دقیق این موضوع را بررسی کرده و دریابد و به جامعه اعلام کند که این فرد دیگر مورد تایید حزب نیست، علت آن این است که احزاب می خواهند از مزایای حزب استفاده کنند و زحمت آن را بردوش نکشند.
این فعال سیاسی اصولگرا گفت: وظیفه ذاتی حزب این است که اندیشه و راه حلهای عملی برای مسائل و پیشرفت جامعه ارائه دهد، که این امر نیز در ساختار فعلی مشاهده نمیشود. بنابراین، مشکل اساسی اینجاست که باید تمهیدات جدی برای اجرای صحیح این سازوکارها اندیشیده شود و کار مستمری در این زمینه صورت گیرد.
دولت باید جامعه را به لحاظ آگاهیبخشی چند گام به جلو ببرد
وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه احزاب قوی در کشور وجود ندارد برای اینکه صدای اعتراض مردم شنیده شود چه اقدامی باید صورت بگیرد؟ گفت: به نظر من دولت در زمینه تقویت و کنترل این اقدام میتواند نقش جدی را ایفا کند. وقتی ما میتوانیم روز به روز توسعه سیاسی را در کشور شاهد باشیم که ابزارهای کنترلکننده در این زمینه تقویت شود. یعنی فرض کنید وزارت کشور فضایی را که در آن اعتراض صورت میگیرد به خوبی مدیریت کند، اما عوامل بیگانه و آدمهای شرور نتوانند سوءاستفاده کنند.
سلیمینمین گفت: ما در جامعه یک سری آدمهای شرور داریم که اینها اصلاً خوششان میآید که کارهای شرارتآمیز انجام دهند. این را جزو افتخاراتشان میدانند. بنابراین باید وزارت کشوری داشته باشیم که کاملاً بتواند کنترل کند. اگر نتواند کنترل کند، عملاً این توسعه سیاسی ناکام میماند. ما مجبوریم یک گام به عقب برداریم، بگوییم حالا چون ما دشمن داریم این گام در مسیر توسعه سیاسی را نمی توانیم برداریم.
این فعال سیاسی اصولگرا گفت: همچنین دولت در زمینه تبیین تصمیماتش باید اوج فعالیتهایش را صورت دهد به طور مثال میخواهد همین تصمیم یکسانسازی قیمت ارز را عملیاتی کند، تصمیمی که در گذشته هم چند بار ناکام بوده. در دولت شهید رئیسی این تصمیم گرفته شد، ناکام شد، حتی در دولت آقای هاشمی هم این تصمیم گرفته شد و ناکام شد. بنابراین دولت باید اعلام کند که به چه دلایلی در گذشته این تصمیم نتوانست مفید واقع شود و ما را دچار مشکلاتی کرد و ما چه تمهیداتی این بار اندیشیدهایم که بعد از مدتی باز دوباره چند نرخی بودن ارز بروز پیدا نکند.
این فعال سیاسی اصولگرا گفت: دولت باید جامعه را به لحاظ آگاهیبخشی چند گام به جلو ببرد تا جامعه اطلاعاتش در این زمینه خوب باشد و اگر باز هم عدهای خواستند اعتراض کنند، مدیریتشان سادهتر است و افرادی هم که معترض هستند کاملا بدانند به چه چیزی میخواهند اعتراض کنند و چه چیزی مطابق با فهم اقتصادی یا فهم اجتماعیشان نیست.
در زمان انقلاب همه مردم به این نتیجه رسیدند که پهلویها عامل تحقیر آنها هستند
تطهیر پهلویها حاصل کمکاری ما در حوزه فرهنگی است
وی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره اینکه بعد از اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی ماه و اعلام آمار جانباختگان از سوی دولت شاهد عدم اعتمادبخشی میان جامعه و حاکمیت و دولت هستیم چرا این عدم اعتماد ایجاد شده است و چرا علیرغم تلاش دولت این بی اعتمادی همچنان از سوی بخشی از جامعه وجود دارد، گفت: ما در سالهای اخیر وقتی دچار تحریم شدیم، اولین واکنشمان در ارتباط با تحریم، کاستن از بودجههای فرهنگی بوده است؛ یعنی اولین جایی که راحتتر توانستند تأثیر تحریم را در آنجاها بگذارند، این بود که از بودجههای فرهنگی کم کنند و بر بودجههای جاری جامعه اضافه کنند. واقعیت این است که امروز ما در زمینه فرهنگ کمکاریهای جدی داریم و در حق جامعه جفا کرده ایم.
این فعال سیاسی با اشاره به وقوع انقلاب اسلامی در ایران گفت: انقلاب اسلامی به این دلیل که همه مردم به این رسیدند که پهلویها عامل تحقیر آنها هستند؛ در ایران رخ داد. یعنی بیگانه آمده یک آدم بیسوادی را گذاشته که اصلاً شایسته نیست، اصلاً با فرهنگ ملت ایران تطبیق ندارد؛ محمدرضایی که دیپلم نداشته؛ یعنی در سالهایی که در سوئیس بوده عیاشی کرده و بعد مشخص شد که اصلاً دیپلم نگرفته است و خوشگذرانی را فقط پی گرفته است. طبیعی است که این آدم مورد تحقیر جامعه بوده است. امکان نداشت که انقلابی در ایران بدون سلاح و بدون ابزار سخت انجام شود، مگر اینکه اکثریت جامعه، اکثری قریب به اتفاق جامعه در این زمینه به میدان آمده باشند و چرخ استبداد و استعمار در ایران زمینگیر شده باشد.
وی با بیان اینکه مردم پهلویها را عامل تحقیر خودشان میدانستند، گفت: ملت ایران همه به یک جمعبندی رسیده بودند که پهلویها عامل حقارت بر آنها هستند؛ اما چه شده است که امروز برخی از جوانهای ۱۴ الی ۱۵ ساله، پهلوی را یک پدیده مثبت تلقی میکنند؟ این موضوع به کمکاری ما برمی گردد؛ یعنی ما سرمایهگذاری در زمینه فرهنگ جامعه نداشتیم. آثار مستند، آثار قوی که محققین را تغذیه کنیم و محققین از این طریق بتوانند جامعه را تغذیه کنند، تولید نکردیم و حاصلش این است که یک تصور غلطی را رسانههای وابسته به غرب ایجاد کردهاند. پهلوی ها را غربیها با کودتا روی کار آوردند؛ طبیعتاً امروز هم سرمایهگذاری میکنند تا هم چهره خودشان یعنی سابقه حضورشان در ایران را تطهیر کنند و هم عوامل خود را تطهیر کنند. این حاصل کمکاری ما در عرصه فرهنگ است چراکه ما فکر میکردیم حالا که تحریم شده ایم اگر بودجه را کم کنیم، مشکلی ایجاد نخواهد شد. تصور می شد که اگر مردم مرغ نداشته باشند مشکل ایجاد می شود اما اگر مردم اطلاعات فرهنگی نداشته باشند بلااشکال است. این تصور کاملا غلط بودو باید حتما اصلاح شود.
نباید جامعهمان را از تجربیات گذشتهاش دور کنیم
این فعال سیاسی اصولگرا گفت: ما نباید جامعهمان را از تجربیات گذشتهاش دور کنیم. اگر دور کردیم، یعنی این آدم دیگر تجربیاتی ندارد. ما ملت بزرگی هستیم، به این دلیل که تجربیات تاریخی فراوانی داریم؛ اگر ما را از گذشته خودمان منقطع کنند، ما میشویم شبیه آدمهای بدون پشتوانه تمدنی. بنابراین، علت عمدهای که امروز ما با این پدیده بیاعتمادی مواجهیم این است که خود این فرد اطلاعاتی ندارد. اطلاعاتی هم که به او میدهند از تولیدات بیگانه است به طور مثال از فلان شبکه تلویزیونی که صهیونیستها در لندن راهاندازی کرده اند.
سلیمی نمین گفت: این مخاطبان از این رسانهها نمیخواهند الان که مدعی هستند که لیستشان از لیست اسامی جانباختگانی که دولت اعلام کرده است بیشتر است، شماره یا اسم آن افراد را بگویند، در حالی که دولت در لیست خود لیست مشخصات گفته است. اگر واقعاً افراد دیگری هستند که شما میگویید بیایید اعلام کنید، این روزها خیلی از آدمهایی را که در تصادف مردهاند بین این افراد گذاشتند تا بتوانند تعداد لیستشان را بیشتر کنند؛ معلوم است که این ساختگی است.
باید بتوانیم رسانههایی را که مربوط به بیگانهاند، مورد تردید جامعه قرار دهیم
وی تاکید کرد: بیاعتمادی وجود دارد، به دلیل این که برخی خودشان دارای یک پایه اطلاعاتی به لحاظ تاریخی نیستند. طبیعی است که تحت تأثیر رسانهای قرار میگیرند که اولاً جنبه انتقادی دارد، در حالی که فکر نمیکنند که این انتقادی که این رسانه دارد به این دلیل است که مصالح ملی ایران را دنبال میکند یا مصالح بیگانه را؟ هر کسی انتقاد کرد، قطعاً اینطور نیست که حرف درستی میزند، یا از موضع درستی انتقاد میکند. منتقد میتواند از موضع تخریبی انتقاد کند، میتواند از موضع اصلاحی نقد کند. متأسفانه این افراد که اعتماد ندارند از رسانههایی مطلب میگیرد که از موضع تخریبی اطلاعات به جامعه میدهند. به نظر من این بخش عمده این بیاعتمادی است؛ البته ما سطح آگاهیهای جامعه را نسبت به گذشته خودشان بالا نبردهایم، همچنین در مسائلی که علیه ما مطرح میشود واقعاً کار درستی صورت نمیدهیم. البته الان رسانه ملی کمی درباره ادعاهایی که مطرح می کنند بررسی می کند و مشخص میشود که ادعاهایشان درست نیست.
وی ادامه داد: ما باید بتوانیم رسانههایی را که مربوط به بیگانهاند، مورد تردید جامعه قرار دهیم. این تردید هم ایجاد نخواهد شد مگر اینکه آن فرد یک پایه فکری داشته باشد؛ خودش ملاکی برای سنجش داشته باشد. وقتی ذهن خالی از سابقه تاریخی است، هر کسی میتواند قشنگتر با پول بیشتر آن را پر کند. ما باید حتماً پول خرج کنیم در این زمینه، چون آنها آدمهای قوی را به خدمت میگیرند و در واقع با پول زیاد میتوانند متاع دروغشان را آراستهتر عرضه کنند. این هم به نظر من یکی از مسائلی است که ما باید به فکرش باشیم.
ما فکر کردیم هر کسی چند کلام توانست حرف بزند، کارشناس است
این فعال سیاسی در پاسخ به این سوال که درست است که اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از طریق رسانه صورت بگیرد اما در روزهای اخیر شاهد بودیم که برنامههایی از برخی از شبکههای صدا و سیما پخش شد که به جان باختگان توهین و باعث ناراحتی جامعه شد، چرا به جای اینکه آگاهی رسانی صورت بگیرد ما شاهد ایجاد شکاف بیشتر از طریق برخی از برنامههای صدا و سیما هستیم، گفت: اشتباهشان این است که هر کسی را به عنوان کارشناس می آورند، در واقع این اشتباه صورت میگیرد.
وی گفت: ما فکر کردیم که اگر هر کسی چند کلام توانست حرف بزند، این کارشناس است. در حالی که یک کارشناس قطعاً مسائل مختلف را در نظر میگیرد. فقط این نیست که مثلاً من چند اطلاعات داشته باشم؛ من خیلی از حرفها را نباید بزنم، خیلی حرفها را باید بزنم. حرفهایی که نباید بزنم آن چیزی است که به زیان جامعه است؛ نه اینکه غلط باشد، بعضا حرفهای درستی است، اما آیا به عنوان کارشناس باید بیان کنند؟ کارشناس باید درک این را هم داشته باشد که امروز چه چیزی برای جامعه ضروری است؛ یعنی این مسئله اصلی جامعه است همچنین باید بداند چگونه بیان شود. اینها لازمه یک کارشناس است که حالا متأسفانه بعضیها را میآورند که اصلاً کارشناسی تلقی میشوند و حرفهایی می زنند که اصلاً به دور از یک کار کارشناسی است.
منبع : آخرین خبر

















































