
خراسان/ نگاهی روانشناختی به باورهایی که مردان را از ابراز احساسات و درخواست کمک بازمیدارند
از دیرباز، در فرهنگها و جوامع مختلف، تعریفهایی از مردانگی شکل گرفته که بسیاری از آنها نه تنها با واقعیتهای روانشناختی انسان در تضادند، بلکه میتوانند آسیبهای جدی به سلامت روان و روابط اجتماعی مردان وارد کنند. این مجموعه از باورها و رفتارهای آسیبزا که به عنوان «مردانگی سمی» شناخته میشوند، اغلب بر سرکوب احساسات، خشونت، سلطهگری و عدم درخواست کمک تأکید دارند. اما به راستی، آیا این تعاریف، جوهره واقعی مرد بودن را نشان میدهند یا صرفاً قفسهایی نامرئی هستند که مردان را در آن به بند میکشند؟
وقتی احساسات انباشته میشوند
یکی از رایجترین و مخربترین کلیشهها این است که «مرد گریه نمیکند» یا «مرد باید قوی باشد و احساساتش را بروز ندهد». این باور، از همان دوران کودکی، به پسران آموزش میدهد که ابراز غم، ترس، یا حتی شادیهای عمیق، نشانهای از ضعف است. در نتیجه، بسیاری از مردان یاد میگیرند که احساسات خود را سرکوب کنند، آنها را نادیده بگیرند و حتی از خود پنهان کنند. از منظر روانشناسی، سرکوب طولانیمدت احساسات، میتواند به انباشت استرس، اضطراب مزمن، افسردگی و حتی بروز رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود. این سرکوب هیجانی، نه تنها به سلامت روان فرد آسیب میزند، بلکه توانایی او را در برقراری ارتباط عمیق و معنادار با دیگران، از جمله همسر، فرزندان و دوستان، مختل میکند. چگونه میتوان انتظار داشت یک فرد به دیگری نزدیک شود و ارتباط عاطفی برقرار کند، در حالی که خودش با دنیای درونی احساساتش بیگانه است؟
تابوی کمکخواستن؛ آسیبپذیری یا شجاعت؟
کلیشه دیگری که در چارچوب مردانگی سمی قرار میگیرد، این است که «مرد باید همیشه مستقل و خودکفا باشد و هرگز درخواست کمک نکند». این باور، مردان را از جستوجوی حمایت حرفهای در زمانهای نیاز، مانند مراجعه به روانشناس یا مشاور، بازمیدارد. در جامعهای که مردانگی با قوی بودن مطلق و بینیاز از هرگونه کمک تعریف میشود، اعتراف به آسیبپذیری یا نیاز به کمک، میتواند به عنوان شکست شخصی تلقی شود. این نگرش، به ویژه در مواجهه با مشکلات سلامت روان، میتواند فاجعهبار باشد و به تشدید بیماریها و طولانی شدن روند بهبود بینجامد.
ضرورت بازتعریف مردانگی
اما راه برونرفت از این چرخه معیوب چیست؟ اولین گام، بازنگری در تعریف ما از «مردانگی» است. مردانگی واقعی، در توانایی ابراز احساسات، همدلی، مسئولیتپذیری، احترام به خود و دیگران، و شجاعت در درخواست کمک نهفته است. یک مرد واقعی، کسی است که میتواند با تمام ابعاد وجودی خود، از جمله بخشهای آسیبپذیر و عاطفی، آشتی کند. او کسی است که در کنار قدرت جسمی و ذهنی، از هوش هیجانی بالایی برخوردار است و میتواند روابطی سالم و پایدار بر اساس اعتماد و احترام متقابل بنا کند.
مردانگی سالم چه ویژگیهایی دارد؟
برای رسیدن به یک «مردانگی سالم»، نیاز به تغییرات فرهنگی عمیق داریم. باید از کودکی به پسرانمان آموزش دهیم که گریه کردن طبیعی است، ابراز احساسات نشانه شجاعت است نه ضعف، و درخواست کمک نه تنها ایرادی ندارد بلکه نشانه درایت و خودآگاهی است. مدارس، خانوادهها و رسانهها نقش حیاتی در این بازتعریف ایفا میکنند. رهایی از قفسهای مردانگی سمی، نه تنها به نفع مردان است، بلکه به سلامت و پویایی کل جامعه کمک میکند. با ترویج مردانگی سالم، میتوانیم جامعهای بسازیم که در آن، همه افراد، فارغ از جنسیت، بتوانند توانمندیهای واقعی خود را شکوفا کنند و زندگیای سرشار از اصالت، ارتباط و رضایت را تجربه کنند.
منبع : آخرین خبر

















































