
کیهان/متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
همصدایی آشکار مقامات آمریکایی و صهیونیستی با آشوبگران و حتی اذعان به نقش میدانی موساد، نشان داد آنچه در روزهای اخیر رخ داد، نه یک اعتراض، بلکه پروژهای طراحیشده برای آشوب بود.
از دوشنبه هفته گذشته، همزمان با نوسانات بازار ارز در برخی شهرهای کشور تجمعات محدود و پراکندهای شکل گرفت. این تجمعات، بهویژه در میان بازاریان و اصناف، ریشه در مطالبات اقتصادی داشت و در چارچوب نارضایتیهای صنفی قابل ارزیابی بود؛ نارضایتیهایی که اصل آن نهتنها انکارشدنی نیست، بلکه بارها از سوی رهبر انقلاب نیز به رسمیت شناخته شده و مورد تأکید قرار گرفته است.
اما این واقعیت، تنها یکسوی ماجرا بود. در سوی دیگر، جریانی فعال شد که سابقه آن برای ملت ایران ناآشنا نیست؛ جریانی که همواره تلاش میکند مطالبات بحق مردم را به سکویی برای بیثباتسازی امنیت کشور تبدیل کند. شواهد میدانی، گزارشهای امنیتی و مهمتر از همه، موضعگیریهای علنی مقامات آمریکایی و صهیونیستی، بهوضوح نشان داد که از همان ساعات اولیه، «پادوهای دشمن» در داخل مأموریت یافتند اعتراضات را از مسیر طبیعی خود خارج کرده و آن را به سمت اغتشاش، خشونت و ناامنی سوق دهند.
وقتی خط اغتشاش لو رفت...
برخلاف فضاسازی رسانههای معاند، تجمعات اخیر هرگز به یک حرکت فراگیر تبدیل نشد. بررسیهای میدانی نشان میدهد که بدنه اصلی مردم، از جمله بازاریان، نهتنها با اقدامات خشونتآمیز همراهی نکردند، بلکه صراحتاً خود را از اغتشاشگران جدا کردند. همین عدم همراهی اجتماعی، پروژه آشوب را از درون تهی کرد.
در عوض، آنچه در صحنه دیده شد، فعالیت هستههای کوچک، منسجم و آموزشدیدهای بود که نقش «محرک» را ایفا میکردند؛ گروههایی محدود، عمدتاً چهره پوشیده و ناشناس که آغازگر شعارهای ساختارشکنانه بودند، اولین سنگ یا کوکتل را پرتاب میکردند، مسیر تجمع را به سمت مراکز حساس تغییر میدادند و پس از ایجاد تنش، بهسرعت از صحنه خارج میشدند.برآوردها نشان میدهد این هستهها در بهترین حالت، از نظر تعداد به ۵۰ نفر هم نمیرسیدند. همین مسئله موجب شد که آشوبها دچار «طرد اجتماعی» شوند و توان یارگیری جدید نداشته باشند. در این نقطه، کارگردانان خارجی پروژه، تصمیم گرفتند شخصاً وارد میدان شوند.
اما آنچه در ناآرامیهای دیماه ۱۴۰۴ بهروشنی خود را نشان داد، تفاوتی جدی با اعتراضات سالهای گذشته است؛ این بار دیگر خبری از پوشش اعتراضی مردمی گسترده نبود و به جای آن، هستههای سازمانیافته و آموزشدیده، بیپرده وارد میدان شدند و در همان روزهای نخست، مستقیماً به کلانتریها و مراکز نظامی حمله کردند.
بسیاری از این عناصر، طی سالهای اخیر و در سایه غفلت برخی مسئولان، آموزشهای خرابکارانه دیدهاند و حتی در جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی، مأموریتهای عملیاتی بر عهده داشتهاند. اعترافات مستقیم و غیرمستقیم مقامات آمریکایی و صهیونیستی نیز نشان میدهد که نفوذ عوامل دشمن در ایران، بخشی از پروژهای حسابشده بوده است.
هدف اصلی این جریان، کشاندن کشور به سمت جنگ شهری با گروههای سازمانیافته است. تمرکز ویژه بر شهرهای کوچک به جای تهران و کلانشهرها نیز دقیقاً از همین منطق ناشی میشود؛ چرا که دستیابی به اهداف در این مناطق برای دشمن آسانتر به نظر میرسد. نمونه بارز این سناریو در ایلام و سرابله رخ داد؛ جایی که اعتراضات اولیه مردمی، خیلی زود به اقدامات تروریستی و مسلحانه بدل شد و ماهیت واقعی پروژه آشوب را برملا کرد. تا جایی که گزارشهای میدانی مراجع امنیتی از «کشف نارنجک اسرائیلی از تروریستهای مسلح در ملکشاهی ایلام» حکایت دارد.
ورود مستقیم ترامپ
در شرایطی که اغتشاشات نهتنها گسترش نیافت، بلکه در بسیاری از نقاط فروکش کرد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مستقیماً وارد صحنه شد؛ پیامی که بیش از هر چیز، به یک اعتراف آشکار شباهت داشت.
«اگر ایران به روی معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکشد، ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملاً برای اقدام آمادهایم.»
این پیام، دربردارنده چند لایه مهم است. ترامپ، بدون ارائه هیچ شاهدی، پیشاپیش سناریوی «شلیک و کشتار» را طراحی میکند؛ سناریویی که سالهاست در پروژههای جنگ ترکیبی آمریکا علیه ملتها تکرار میشود. او سپس بهصراحت از آمادگی آمریکا برای «اقدام» سخن میگوید؛ اقدامی که نهتنها نقض آشکار حقوق بینالملل است، بلکه نشان میدهد واشنگتن خود را ذیحق در هدایت تحولات داخلی ایران میداند. نکته مهمتر آن است که مخاطب واقعی این پیام، مردم ایران نبودند؛ بلکه همان هستههای محدود و مأیوس آشوب بودند که برای ادامه حیات، نیازمند تزریق روحیه خارجی بودند.
تحلیل تحولات میدانی نشان میدهد ورود ترامپ به صحنه، چهار هدف مشخص را دنبال میکرد:
نجات روانی آشوبگران از فروپاشی؛ وقتی پروژه آشوب نگرفت، ترامپ تلاش کرد با حمایت علنی، به عناصر میدانی القا کند که تنها نیستند.
عبور از اعتراض به سمت آشوب؛ پیام ترامپ، عملاً چراغ سبزی برای تشدید آشوب و حتی مسلحانه شدن اغتشاشات بود.
سازماندهی و هویتبخشی به هستههای آشوب؛ این پیام، تلاشی برای تبدیل تجمعات پراکنده به یک پروژه سیاسی قابل نامگذاری بود.
تحریک واکنش و بهرهبرداری تبلیغاتی؛ هدف نهائی، ایجاد صحنهای برای مظلومنمایی و فشار بینالمللی علیه ایران بود.
اعتراف بیسابقه پمپئو؛ موساد در خیابانهای ایران!
پس از ترامپ، نوبت به مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا رسید تا پرده را کنار بزند. اظهارات او، یکی از صریحترین اعترافات مقامات آمریکایی درباره نقش رژیم صهیونیستی در اغتشاشات ایران است.
«ما در کنار مردمی که در خیابانها در ایران حضور یافتهاند ایستادهایم؛ مأموران موساد اسرائیل هم در کنار آنها هستند.»
این جمله، بهتنهائی برای اثبات ماهیت پروژه اغتشاش کافی است. سالها جمهوری اسلامی ایران از نقش موساد و آمریکا در ناامنیها سخن گفته بود و حالا، خودِ طراحان، بدون واسطه به آن اذعان میکنند.
همصدایی تلآویو و واشنگتن با اغتشاشگران
همزمان با این اعتراف، سایر مقامات صهیونیستی و آمریکایی نیز به صف شدند.
نفتالی بنت، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی، با انتشار ویدئویی، «تکتک ایرانیان» را به حضور در تجمعات دعوت کرد.
ولید گدبان، مشاور نماینده اسرائیل در سازمان ملل، در چندین توئیت فارسی، مردم ایران را به ادامه اعتراضات فراخواند.
مایک والتز، نماینده آمریکا، نوشت:«ما در کنار ایرانیان در خیابانهای تهران و سراسر کشور ایستادهایم.»
این حجم از هماهنگی، نشان میدهد که موضوع نه اعتراض اقتصادی، بلکه پروژهای امنیتی با طراحی خارجی است.
در نقطه مقابل این فضاسازی، توماس مَسی، نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا، پرده از واقعیت برداشت و نوشت:
«این تهدید درباره آزادی بیان در ایران نیست؛ بلکه درباره دلار، نفت و اسرائیل است.»
اظهارنظری که نشان میدهد حتی در ساختار سیاسی آمریکا نیز، بسیاری از ماهیت واقعی این ماجرا آگاهاند.
پاسخ قاطع
در واکنش به این مداخلات، مقامات عالیرتبه ایران مواضعی قاطعانه اتخاذ کردند.
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در واکنش به مداخلات ترامپ در امور داخلی ایران در پیامی نوشت: «با موضعگیری مقامات اسرائیلی و ترامپ، پشت صحنه ماجرا روشن شد. ما مواضع کسبه معترض را از عوامل تخریبگر جدا میدانیم و ترامپ بداند دخالت آمریکا در این مسئله داخلی برابر است با به همریختگی کل منطقه و هدم منافع آمریکا. مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند.»
همچنین علی شمخانی، مشاور رهبر انقلاب با انتشار پیامی در یکی از شبکههای اجتماعی تأکید کرد: «مردم ایران تجربه «نجات دادن» آمریکاییها را خوب میشناسند؛ از عراق و افغانستان تا غزه. هر دست مداخلهگری که با بهانهجویی به امنیت ایران نزدیک شود، پیش از رسیدن با پاسخ پشیمانکننده، قطع خواهد شد. امنیت ملی ایران خط قرمز است، نه سوژه توئیتهای ماجراجویانه.»
عزیزی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در توئیتر در پاسخ به تهدید نظامی ترامپ نوشت: «رئیسجمهور متوهم آمریکا مانند همیشه به دنبال سوءاستفاده از گلایههای بهحق مردم است. ترامپ غلط کرد پاسخی درست و دقیق به خیالپردازان آمریکایی است.»
اعتراض با اغتشاش فرق دارد
رهبر معظم انقلاب روز شنبه (۱۳ دیماه) با ترسیم مرزی شفاف میان مطالبهگری و پروژه اغتشاش، صحنه واقعی تحولات اخیر را تبیین کردند. ایشان با تأکید بر اینکه اعتراض بازاریها به وضع موجود، مطلب درستی است، بار دیگر نشان دادند که مطالبات اقتصادی مردم نه انکار میشود و نه نادیده گرفته میشود.
اما در ادامه، رهبر انقلاب به نقطه انحراف اشاره کردند و هشدار دادند: «اما آنچه غیرقابل قبول است ایستادن عدهای تحریکشده یا مزدور دشمن پشت بازاریها و طرح شعارهای ضد اسلام و ضد ایران و جمهوری اسلامی است.» این بیان، افشای همان سناریوی آشنایی است که در آن دشمن تلاش میکند با پنهان شدن پشت مطالبات واقعی، دستورکار امنیتی خود را پیش ببرد.
ایشان با تأکید بر این مرزبندی تصریح کردند: «اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است.» مرزی که بیتوجهی به آن، دقیقاً همان چیزی است که طراحان خارجی آشوب به دنبال آن هستند.
رهبر انقلاب همچنین وظیفه مسئولان را روشن کردند و فرمودند:
«مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایدهای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند.»
این تأکید، ناظر بر ضرورت گفتوگو با مردم و در عین حال، برخورد قاطع با عناصر آشوبطلب است. در همین چارچوب، تأکید ایشان بر وفاداری تاریخی بازار به انقلاب، تلاشی آگاهانه برای خنثیسازی پروژه مصادره نام بازار توسط اغتشاشگران است؛ پروژهای که هدف آن مشروعنمایی آشوب با استفاده از پوشش مطالبات مردمی بود. در این نگاه، برخورد با اغتشاشگر نه مقابله با مردم، بلکه دفاع از امنیت عمومی و صیانت از اعتراض مشروع است.
تفکیک معترض و آشوبگر و مقابله با آشوبگران
همزمان با تحولات میدانی، دستگاه قضائی و نیروهای انتظامی در استانهای مختلف کشور با تأکید بر تفکیک روشن میان معترض و اغتشاشگر، برخورد قاطع با عناصر ناامنکننده را در دستور کار قرار دادند و اعلام کردند که اقدامات خشونتآمیز هیچ نسبتی با مطالبات بحق مردم ندارد.
برای نمونه در استان ایلام، سهرابزاده، دادستان چرداول با اشاره به ناآرامیهای اخیر در سرابله اعلام کرد که تعدادی از عوامل اصلی اغتشاشات شناسایی و دستگیر شدهاند و عملیات برای دستگیری سایر افراد دخیل همچنان ادامه دارد. وی تصریح کرد که تیراندازی، مجروح کردن مأموران و آتشزدن بانکها کار عدهای آشوبطلب بوده و این اقدامات از سوی شهروندان نیز مورد انزجار قرار گرفته است.
در کوهدشت لرستان، کاظم نظری، دادستان عمومی و انقلاب این شهرستان، از بازداشت ۲۰ نفر در جریان اغتشاشات اخیر خبر داد و گفت: در این حوادث، ۱۳ نفر از مأموران انتظامی مجروح شدند و یک بسیجی بر اثر جراحات شدید به شهادت رسید. وی با اشاره به تشکیل پرونده قضائی پیرامون قتل بسیجی شهید، تأکید کرد که تحقیقات قضائی با جدیت ادامه دارد و اوضاع شهرستان هماکنون آرام است.
در همدان، عباس نجفی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان، با اشاره به تجمعات اخیر، اعلام کرد که برای افراد دستگیرشده پروندههای قضائی تشکیل شده و رسیدگی به اتهامات آنان با رعایت کامل موازین قانونی و حقوق شهروندی در حال انجام است. وی از بازداشت تعدادی از سرشبکهها و هستههای آموزشدیده خبر داد و تصریح کرد که این افراد بهصورت سازمانیافته مأموریت داشتهاند با نزدیک شدن به مراکز حساس مانند مساجد و کلانتریها، فضا را ملتهب کنند.
در لرستان (شهرستانهای ازنا و دلفان) نیز حجتالاسلام والمسلمین سعید شهواری، رئیسکل دادگستری استان، طی دستوری رسمی به رؤسای دادگستری و دادستانهای این شهرستانها، بر برخورد قانونی، قضائی و قاطع با اغتشاشگران و مخلان امنیت عمومی تأکید کرد. وی با تصریح بر اینکه امنیت اجتماعی از حقوق اساسی مردم است، خاطرنشان کرد که در عین برخورد قاطع با عناصر قانونشکن، حقوق قانونی معترضان و متهمان نیز باید بهطور کامل رعایت شود.
این موضعگیریها نشان میدهد که دستگاه قضائی کشور، ضمن بهرسمیت شناختن اعتراضات قانونی، با هرگونه تلاش برای تبدیل مطالبات مردمی به ناامنی و آشوب، برخوردی قاطع، هدفمند و تفکیکشده در پیش گرفته است.
در همین راستا، سردار رضا شجاعی، فرمانده مرزبانی استان سیستان و بلوچستان، از درگیری مرزبانان در نوار مرزی سراوان با یک تیم تروریستی خبر داد که قصد ورود به خاک ایران و انجام اقدامات خرابکارانه را داشتند.
وی اعلام کرد پس از دریافت اطلاعات دقیق از تحرکات گروهکهای تروریستی و ضدانقلاب، موضوع بهویژه با توجه به همزمانی با ولادت امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، در دستور کار نیروهای اطلاعاتی و عملیاتی مرزبانی قرار گرفت. به گفته سردار شجاعی، مرزبانان پس از درگیری سنگین و تبادل آتش شدید، با برتری قاطع آتش، خسارات سنگینی به این تیم تروریستی وارد کردند و عناصر مسلح با برجا گذاشتن تجهیزات از منطقه متواری شدند.
در جریان پاکسازی محل درگیری، مقادیر قابل توجهی سلاح و مهمات جنگی شامل انواع کلاشینکف، نارنجک، آر پی جی، گلولههای سنگین و خشاب کشف شد. این درگیری مرزی، در کنار اعترافات صریح مقامات آمریکایی و صهیونیستی، بار دیگر نشان داد پروژه اغتشاشات اخیر، تنها محدود به خیابانها نبوده و طراحی آن در پیوند مستقیم با تحرکات تروریستی و خارجی دنبال شده است.
حرف حساب؛ گفتوگو با معترض، برخورد با آشوبگر
برآیند تحولات میدانی، موضعگیریهای رسمی و مهمتر از همه، اعترافات صریح مقامات آمریکایی و صهیونیستی نشان میدهد آنچه در روزهای اخیر رخ داد، صرفاً واکنشی خودجوش به نوسانات اقتصادی نبود، بلکه تلاشی حسابشده برای تبدیل یک مطالبه به آشوب و اغتشاش بود. ورود مستقیم ترامپ، همصدایی مقامات تلآویو و واشنگتن و حتی اذعان به حضور میدانی موساد، پرده از پروژهای برداشت که از ابتدا با طراحی اتاق فکرهای دشمن کلید خورده بود.
در این میان، تأکید رهبر معظم انقلاب بر جایگاه بازار، نقشه مصادره نام بازاریان را نقش بر آب کرد. بازار، بهعنوان یکی از وفادارترین اقشار به انقلاب، بستر اغتشاش نبوده و نیست، بلکه دشمن به دنبال بهانهتراشی برای پنهانسازی آشوب در پوشش اعتراض بود. همانگونه که ایشان تصریح کردند، اعتراض بحق قابل پذیرش است، اما هنگامی که هستههای آموزشدیده با شعارهای ساختارشکنانه وارد میدان میشوند، موضوع دیگر مطالبه اقتصادی نیست، بلکه آشوب سازمانیافته است.
عملکرد همزمان دستگاه قضائی، نیروهای انتظامی و امنیتی نیز نشان داد نظام در این معادله دچار سردرگمی نیست؛ گفتوگو با معترض در یکسو و برخورد قاطع با اغتشاشگر در سوی دیگر. واقعیت این است که اغتشاشگران اخیر، نه نماینده مطالبات و گلایههای مردم، بلکه پیادهنظام پروژهای بودند که طراحی آن در واشنگتن و تلآویو انجام شد؛ پروژهای که پیش از آنکه به هدف برسد، با هوشیاری اجتماعی و اقتدار امنیتی،
ناکام مانده است.
منبع : آخرین خبر

















































