
شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فریدون مجلسی-دیپلمات پیشین| تحولات ونزوئلا و سقوط نیکلاس مادورو حامل این پیام روشن است که منطق حاکم بر رفتار ایالات متحده در دوره جدید، مبتنی بر نمایش حداکثری قدرت و ارسال این سیگنال است که اگر طرف مقابل رفتاری غیرقابل پیشبینی دارد، آمریکا میتواند رفتاری رادیکالتر و بیپرواتر از آن نشان دهد. از این منظر، دستگیری مادورو نهتنها یک اقدام سیاسی، بلکه یک پیام بازدارنده برای دیگر بازیگران محسوب میشود. مادورو سالها مردم کشور خود را در وضعیت فشار، فقر و انسداد سیاسی نگه داشت و به همین دلیل نیز بعید است بخش بزرگی از جامعه ونزوئلا از کناررفتن او احساس تأسف عمیقی داشته باشد. اکنون باید دید جامعهای که میلیونها نفر از آن آواره شده و به سمت مرزها گریختهاند و مردمی که در داخل باقی ماندهاند، در برابر تحولات جدید چه واکنشی نشان خواهند داد. از نگاه آمریکا، این اقدام دارای پوشش حقوقی نیز هست؛ چراکه واشنگتن، رئیسجمهور منتخب مخالف مادورو را که پیشتر به رسمیت شناخته بود، رئیسجمهور قانونی میداند و مادورو را غاصب قدرت تلقی میکند. به همین دلیل، احتمالا با کسب رضایت و همراهی آن دولت جایگزین، نوعی مشروعیت حقوقی برای اقدام خود ایجاد خواهد کرد. در عین حال، بعید به نظر میرسد آمریکا به دنبال اشغال مستقیم ونزوئلا باشد؛ چراکه نیازی به چنین اقدامی ندارد و میتواند با ابزارهای سیاسی، اقتصادی و حمایتی، دولت جدید را مستقر و فعال کند. ونزوئلا کشوری با ظرفیتهای عظیم است؛ از حیث منابع نفتی، بالقوه ثروتمندترین کشور جهان بهشمار میرود و از نظر طبیعی نیز دارای یکی از غنیترین و زیباترین اقلیمهاست.
این کشور پیشتر تجربه رفاه و توسعه را داشته و مشکلاتی نظیر شکاف طبقاتی، با چنین سطحی از ثروت، میتوانست از مسیر تولید، توسعه زیرساخت و افزایش ظرفیتهای صنعتی حل شود، نه با ملیسازیهای شتابزده، درگیریهای ایدئولوژیک و تشدید تنش با جهان. آنچه بر ونزوئلا گذشت، بیشتر حاصل تندروی، شعارزدگی و سوءمدیریت بود؛ کابوسی که مانند نمونههای تاریخی در اروپای شرقی، سرانجام پایان یافت و این کشور به احتمال زیاد بار دیگر به جایگاه پیشین خود بازخواهد گشت. درباره ایران، اگرچه برخی این تحولات را نشانه احتمال مداخله جدیتر آمریکا تلقی میکنند، اما تفاوتهای مهمی وجود دارد. در ونزوئلا، آمریکا از ابتدا یک جایگزین سیاسی به رسمیت شناختهشده داشت و فضای منطقهای و نظامی برای اقدام فراهم بود. در مورد ایران، میزان حمایت داخلی، واکنش همسایگان که تمایلی به بیثباتی و جنگ در منطقه ندارند و میزان مقبولیت هر گزینه جایگزین در جامعه ایران، متغیرهایی تعیینکنندهاند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
منبع : آخرین خبر

















































