
زومیت/ در فضا که خبری از جنگ نیست، پس چرا روسها یک اسلحه ۳ لول اختصاصی برای فضانوردانشان طراحی کردند تا با خودشان به فضا ببرند؟
وقتی به تجهیزات یک فضانورد فکر میکنید، احتمالا تصویر ابزارهای دقیق علمی و کامپیوترهای پیشرفته در ذهنتان نقش میبندد، نه یک شاتگان لوله کوتاه و خشن که انگار از دل فیلمهای اکشن بیرون آمده است. اما در برنامهی فضایی شوروی، ماجرا کاملاً متفاوت بود. همه چیز از بازگشت دلهرهآور الکسی لئونوف در سال ۱۹۶۵ شروع شد؛ تجربهای چنان ترسناک که باعث شد مهندسان روس به این نتیجه برسند که فضانوردانشان باید تا دندان مسلح به فضا بروند.
اما واقعا چه خطری در انتظار فضانوردان بود که برای مقابله با آن به اسلحه نیاز داشتند؟
سال ۱۹۶۵ الکسی لئونوف کیهاننورد افسانهای شوروی، پس از انجام مأموریتی دلهرهآور و تاریخی با کپسول وسخود ۲، به آغوش زمین بازگشت؛ اما بهجای فرش قرمز و دوربینهای خبری، او و همکارش خود را در محاصرهی سکوتی مرگبار یافتند.
سیستم فرود کپسول دچار نقص فنی شده بود و آنها را حدود هزار کیلومتر دورتر از محل پیشبینیشده، در دل جنگلهای انبوه و پوشیده از برف کوههای اورال غربی رها کرد.
هوا بسیار سرد بود و فضای اطراف کاملاً تاریک، اما سرما تنها دشمن آنها بهشمار نمیرفت. لئونوف میدانست که این جنگلها قلمرو گرگها و خرسهای سیبری است. او دستش را به سمت کیت بقای خود برد؛ تنها سلاحی که برای دفاع از خود و همراهش در اختیار داشت، یک کلت کمری ماکاروف ۹ میلیمتری بود:
استفاده از کلت کمری ماکاروف در مقابل خرس بزرگ سیبری به شوخی شباهت داشت.
اسلحهای که شاید برای نیروی پلیس در شهر مناسب باشد، اما در برابر پوست ضخیم و خشم یک خرس قهوهای سیبری، بیشتر به یک اسباببازی شباهت داشت تا ابزار نجات.
آن شب، لئونوف با این دلهرهی عمیق دستوپنجه نرم کرد که اگر حیوان درندهای به آنها حمله کند، تکنولوژی پیشرفتهی فضایی هیچ کمکی به او نخواهد کرد.
خوشبختانه شب بدون درگیری خونین به صبح رسید و تیم نجات بالاخره آنها را پیدا کرد، اما وحشت آن لحظات و حس بیپناهی در برابر طبیعت وحشی، چیزی نبود که لئونوف بتواند فراموش کند. به گزارش کانال Simple History، این تجربه جرقهای شد برای یکی از عجیبترین پروژههای نظامی شوروی: طراحی سلاحی اختصاصی برای مسافران فضا، ولی برای جنگیدن روی زمین.
معضل فرود: اقیانوس آرام در برابر تایگای وحشی
پیش از اینکه ببینیم چرا روسها به فکر ارسال سلاح سنگین به فضا افتادند، باید تفاوت فلسفهی فرود دو ابرقدرت فضایی آن زمان را بشناسیم:
در آنسوی کره زمین، ناسا استراتژی متفاوتی داشت؛ کپسولهای آمریکایی در اقیانوس آرام فرود میآمدند. آبهای اقیانوس همچون بالشتکی عظیم عمل میکرد و نیروی دریایی آمریکا میتوانست در کمترین زمان ممکن خود را به فضانوردان برساند. بزرگترین هراسِ آمریکاییها غرقشدن بود، نه دریده شدن توسط حیوانات.
بزرگترین هراس آمریکاییها غرق شدن در اقیانوس بود، درحالیکه روسها نمیخواستند غذای حیوانات درنده شوند
اما شوروی باید برای چالشهای دیگری آماده میشد و پیش از همه جغرافیای پهناور و خشنش را در برنامهها لحاظ میکرد. کپسولهای سایوز و وسخود برای فرود روی خشکی طراحی میشدند، برای استپهای وسیع قزاقستان یا جنگلهای دورافتاده و برفی سیبری. در چنین محیطی، احتمالاً تیمهای نجات به ساعتها یا حتی روزها زمان نیاز داشتند تا به محل فرود برسند.
در این فاصله فضانورد دیگر نقش دانشمند و قهرمان علمی را بازی نمیکرد؛ او انسانی تنها در برابر طبیعت بیرحم محسوب میشد که باید تا رسیدن کمک زنده میماند. تجربهی لئونوف ثابت کرد که در چنین شرایطی صرف تپانچهای معمولی کافی نیست.
ترسی که لئونوف در آن شب سرد تجربه کرد، با بازگشت به پایگاه تمام نشد. او میدانست که شانس با آنها یار بوده و ممکن است همکاران بعدیاش تا این حد خوشاقبال نباشند، به همین دلیل بارها نگرانی خود را به گوش مقامات رساند: «ماکاروف برای شلیک به دشمنان انسانی ساخته شده، نه متوقف کردن یک خرس پانصد کیلویی خشمگین.»
بااینحال چرخهای بوروکراسی در شوروی بهکندی میچرخیدند. اگرچه ایدهی ساخت سلاح اختصاصی در سال ۱۹۶۵ مطرح شد، اما سالها طول کشید تا این طرح از روی کاغذ به مرحلهی اجرا برسد.
سرانجام در سال ۱۹۸۱، پس از بررسی طرحهای مختلف توسط خود لئونوف که حالا نفوذ زیادی در سازمان فضایی داشت، چراغ سبز نهایی صادر شد. وظیفهی ساخت این ابزار حیاتی را نیز به کارخانهی اسلحهسازی مشهور Tula سپردند.
نتیجهی کار، چیزی فراتر از یک تپانچهی معمولی بود: مهندسان تولا، هیولایی کوچک اما همهکاره به نام TP-82 خلق کردند.
وقتی برای اولینبار به TP-82 نگاه میکنید، متوجه میشوید که این سلاح با هیچ استاندارد معمولیای جور در نمیآید. این تفنگ نه به کلت کمری شباهت داشت و نه به شاتگان شکاری؛ بلکه ترکیبی هوشمندانه از هر دو محسوب میشد.
TP-82 بهصورت کمرشکن طراحی شد که یادآور تفنگهای شکاری کلاسیک است، اما با سه لولهی مجزا که هر کدام که هر کدام مأموریت خاصی داشتند. همچنین سیستم شلیک متفاوتی نیز در آن به چشم میخورد:
فضانورد نباید شروعکنندهی جنگ باشد، اما اگر طبیعت به او اعلان جنگ داد، باید برندهی میدان باشد.
مهندسان برای کاهش پیچیدگی و وزن، از مکانیزم ماشهی واحدی استفاده کردند که با دو چکش بیرونی کنترل میشد. همین طراحی ساده میتوانست عملکرد سلاح را در شرایط سخت یخبندان تضمین کند.
دو لولهی بالایی، لولههای صاف و بدون خان بودند که برای شلیک فشنگهای ساچمهای کالیبر ۳۲ طراحی شدند و دو کاربرد حیاتی داشتند: شکار پرندگان و حیوانات کوچک برای تأمین غذا، و شلیک منورهای اضطراری برای علامت دادن به تیمهای جستجو.
اما اگر خطری جدیتر مثل یک درندهی بزرگ فضانورد را تهدید میکرد، نوبت به لولهی سوم میرسید. لولهی پایینی یک لولهی خاندار بود که گلولههای جنگی کالیبر ۵٫۴۵ در ۳۹ میلیمتری شلیک میکرد؛ همان کالیبری که در کلاشینکفهای مدرن (AK-74) استفاده میشد.
با این حساب فضانورد در مشت خود قدرتی داشت که میتوانست یک گرگ یا خرس را از فاصلهی دور از پای درآورد. فلسفهی طراحان تولا در این اسلحه مشخص بود: فضانورد نباید وارد جنگ شود، اما اگر طبیعت به او اعلانجنگ داد، باید برندهی میدان باشد.
قنداقی که قمه میشود
اما داستان TP-82 فقط به لولههای آتشین آن ختم نمیشد. طراحان شوروی بهخوبی میدانستند که در فضا، هر گرم وزن و هر سانتیمتر فضا ارزشی طلایی دارد. آنها نمیتوانستند چندین ابزار جداگانه را در کپسول کوچک سایوز جای دهند. پس به این فکر افتادند که چگونه میتوان کارایی را به حداکثر رساند. در این مرحله به قنداق تفنگ میرسیم.
در نگاه اول قنداق TP-82 قطعهای معمولی به نظر میرسید، از جنس پلیمر یا چوب که میشد آن را به شانه تکیه داد و با دقت بالا تیراندازی کرد. اما این قطعه با یک ضامن ساده قابلجداشدن بود و بهمحض باز شدن، ماهیت اصلی خود را آشکار میکرد: یک قمهی تیز، پهن و مستحکم.
قنداق این تفنگ تکه چوبی ساده نبود؛ با یک ضامن به قمهای تیز تبدیل میشد
اگر فضانوردی در جنگل گرفتار میشد، میتوانست با این تیغهی فولادی برای خود پناهگاهی بسازد یا مسیرش را در میان بوتههای متراکم باز کند.
وزن کل مجموعه یعنی تفنگ سهلول و قنداقِ قمهای به حدود ۲٫۴ کیلوگرم میرسید، پکیجی جمعوجور و مرگبار که روح مهندسی شوروی را منعکس میکرد: زشت، خشن، اما بهشدت کاربردی و قابلاعتماد.
این سلاح سرانجام در ژوئن ۱۹۸۲، در مأموریت سایوز T-6 اولین سفر فضایی خود را تجربه کرد. از آن زمان به بعد، TP-82 به عضو ثابت و بیسروصدای تمام پروازهای فضایی شوروی و بعداً روسیه تبدیل شد.
تا سالها، هر فضانوردی که برای سفر به مدار زمین آماده میشد، میدانست که اسلحهای غیرمعمول در کیت بقای نارنجیرنگش دارد که میتواند در صورت لزوم جانش را نجات دهد.
پایان یک دوران؛ وقتی تکنولوژی بر غریزه پیروز شد
سرگذشت TP-82 و همزیستی عجیب انسان، فضا و اسلحه تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت. اما جالب اینجاست که پایان دوران TP-82 نه بهخاطر ناکارآمدی آن، بلکه به دلیلی بسیار پیشپاافتاده رقم خورد: انقضای تاریخ مصرف مهمات.
پس از فروپاشی شوروی و تغییر اولویتها، تولید مهمات خاص این سلاح متوقف شد و ذخایر موجود دیگر قابلاعتماد نبودند.
روح مهندسی شوروی در این سلاح خلاصه میشد: زشت و خشن، اما بهشدت کاربردی
بازنشستگی TP-82، پایانی بود بر عصری خاص از اکتشافات فضایی، دورانی که در آن، فضانوردان شبیه کاشفان قرن نوزدهمی بودند که باید برای هر اتفاق پیشبینینشدهای، از نبرد تنبهتن با خرس تا بریدن درختان برای ساخت کلبه، آماده میشدند.
امروزه، فضانوردان روسی در کیتهای مدرن خود سلاحهای کمری نیمهاتوماتیک استاندارد مانند MP-443 را حمل میکنند، اما آن توپخانه دستی سه لول دیگر جایی در کپسولهای مدرن ندارد.
حالا سیستمهای GPS و ارتباطات ماهوارهای آنقدر دقیق شدهاند که تیمهای نجات میتوانند محل فرود کپسول را با خطای ناچیزِ چند متر شناسایی کنند. احتمال اینکه فضانوردی مثل الکسی لئونوف روزها در جنگل گم شود و مجبور باشد برای بقا بجنگد، بهشدت کاهشیافته است.
این تفنگ عجیب که حالا در ویترین موزههای فضایی آرامگرفته، نمادی از واقعگرایی سختگیرانهی شوروی بود، پیامی فلزی که میگفت: «به ستارهها نگاه کن، اما فراموش نکن که پاهایت هنوز روی زمینی پرخطر راه میرود.»
منبع : آخرین خبر

















































