برنامه سازی برای رسانه ای چون تلویزیون، تابع قواعد و نظم و انضباطی ست که بخشی از آن از ذات کنش رسانه ای اخذ می شود و بخش دیگر آن، از اصول و هنجارهای تربیتی، اخلاقی و نظام معرفتی دست اندرکار آن، تاثیر می پذیرد و مآلا، چارچوبی هدفمند، عقلانی و مبتنی بر تعالی مخاطب (در یک فرآیند رفت و برگشتی) برای خود تدوین می کند و به عنوان چراغ راه، از آن بهره می برد. متأسفانه برنامه هفت، برنامه به برنامه، از قواعد و ترتیبات فوق در امر برنامه سازی، دورتر و دورتر افتاده و به محفلی برای گپ و گفت هایی که بیشتر برای بولتن نویسی بکار می روند، تبدیل شده است. دست اندرکاران برنامه هفت، آنقدر در شیوه ی رفتاری نامناسب خود، ذوق زده و خودانگارند که حتی نیاز نمی بینند که در دعوت از مهمانان، به اصل مهم حضور موافق و مخالف، بویژه برای موضوعات و مفاهیم چالش برانگیز و به شدت مناقشه پذیر، توجه کنند. در نتیجه، میزگردهای این برنامه، صرفا با حضور میهمانان موافق با سردبیر و کارشناس/ مجری ها شکل می گیرد. خودشان می گویند و حرف های خود را تایید می کنند و سر ذوق می آیند و با آسودگی سر بالین می گذارند که تکلیف خود را به انجام رسانده اند. این سخن تلخ است، اما باید این شرنگ تلخ را بپذیریم که این وضعیت، برنامه ی هفت را در ورطه ای ضد رسانه، ضد مخاطب، ضد نقد و ضد سینما گرفتار کرده است.  انگار در میان مسوولان تصمیم گیر در باره ی چنین برنامه هایی، هیچکس متوجه نیست که حتی اگر می خواهند اهدافی خاص را تعقیب کنند، باید آن هدف ها را با استفاده از زبان و ادبیات و مبتنی بر منطق رسانه محقق سازند. روش های محفلی و شیوه های بولتن نگاری، جز نفاق، نفرت و دشمنی، چندپارگی فرهنگی و اجتماعی و در نتیجه، تعارض با منافع ملی، برآیندی در پی نخواهد داشت.