
به گزارش برنا، ررسی نمودارهای تاریخی نشان میدهد که این شاخص در دهههای اخیر، نوساناتی شدید داشته و در نهایت به رقمی تکاندهنده رسیده است که فاصله میان «درآمد» و «قیمت مسکن» را بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد.
دوران گذار: دولت آقای خاتمی (میانگین ۹.۴ سال)
در این بازه زمانی، شاخص انتظار برای خرید خانه در پایینترین سطح خود (زیر ۱۰ سال) قرار داشت. با این حال، در همین دوران بود که ماهیت مسکن در ایران شروع به تغییر کرد؛ خانه از یک «پناهگاه و نیاز اولیه» به سمتی حرکت کرد که به عنوان یک «سرمایهگذاری» شناخته شود.
دوران جهش و بیماری هلندی: دولت آقای احمدینژاد (میانگین ۱۴.۱ سال)
در این دوره، شاهد یک جهش محسوس در سالهای انتظار هستیم. دلیل اصلی این اتفاق را میتوان در «بیماری هلندی» جستوجو کرد. افزایش شدید درآمدهای نفتی و تزریق نقدینگی گسترده به بازار، باعث شد تورم در بخش داراییها (بهویژه مسکن) شدت یابد. در این دوران، قیمت خانهها با سرعتی بسیار بیشتر از رشد دستمزدها بالا رفت و خرید خانه برای اقشار متوسط و پایین به دشواری هرچه بیشتر تبدیل شد.

دوران اصلاحی و امیدهای برجام: دولت آقای روحانی (میانگین ۱۰.۷ سال)
در دولت اول آقای روحانی، شاهد یک کاهش نسبی در سالهای انتظار بودیم. این کاهش تا حدودی به دلیل تغییر در سیاستهای بانکی و افزایش نسبت «وام به قیمت» اتفاق افتاد. یعنی تسهیلات بانکی به گونهای پرداخت میشد که بخشی از فشار قیمتها را از دوش خریدار برمیداشت. همچنین فضای امید به دلیل توافق برجام، باعث شد نوسانات شدید بازار مسکن برای مدتی مهار شود.
دوران رکود : دولت فعلی (اوج ۲۲ سال)
تکاندهندهترین بخش نمودار مربوط به سالهای اخیر است. در این بازه، شاخص انتظار برای خرید خانه جهشی بیسابقه داشت و در نقطهای به ۲۲ سال رسید. این یعنی یک فرد باید بیش از دو دهه تمام درآمد خود را بدون خرج کردن، پسانداز کند تا صاحب خانه شود.
عوامل اصلی این جهش:
انتظارات تورمی: ترس مردم از کاهش ارزش پول، آنها را به سمت خرید مسکن برای حفظ سرمایه سوق داد که باعث ایجاد «حباب» شد.
تورم افسارگسیخته: فاصله گرفتن شدید قیمتها از واقعیتهای اقتصادی.
کاهش قدرت خرید: در حالی که قیمتها صعودی بود، اما رشد درآمدها بسیار پایینتر از نرخ تورم بود.
اگرچه در سالهای اخیر (۱۴۰۳ و ۱۴۰۴) این عدد تا حدودی کاهش یافته و به حدود ۱۵.۷ سال رسیده است، اما همچنان بسیار بالاتر از میانگینهای تاریخی است و نشان میدهد که بازار مسکن هنوز در وضعیت بحرانی قرار دارد.
نگاهی کلی به روند این نمودار نشان میدهد که دسترسی به مسکن در ایران از یک «هدف قابل دستیابی» (۹ سال انتظار) به یک «رویای دوردست» (۲۲ سال انتظار) تبدیل شده است. نوسانات این شاخص ثابت میکند که مسکن در ایران دیگر صرفاً تابع نیاز نیست، بلکه به شدت تحت تأثیر سیاستهای پولی، نقدینگی بانکها و انتظارات تورمی جامعه است.
تا زمانی که سیاستهای مسکن از حالت «سرمایهای» به حالت «رفاهی» تغییر نکند و فاصله میان تورم و درآمد کاهش نیابد، سالهای انتظار برای خرید خانه همچنان برای نسل جوان ایران یک چالش جدی باقی خواهد ماند.
منبع : خبرگزاری برنا

















































