بلبرينگ انصاريهلدینگ بازرگانمیکسرمستغرق واجیتاتورواردات و پخش شمع های اینترنشنال …

تهران با رد پیشنهاد مذاکره فرصت سوزی نکرد
دیپلماسی ایرانی – روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال دیروز یکشنبه در گزارشی به نقل از دو دیپلمات ارشد غربی اعلام کرد که ایران پیشنهاد مذاکره هسته‌ای مستقیم با حضور آمریکا و اروپایی‌ها را رد کرده است. در همین راستا سعید خطیب زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران شب گذشته (یکشنبه شب) در مواضعی که موید این خبر بود اعلام کرد که با توجه به مواضع و اقدامات اخیر آمریکا و سه کشور اروپایی، جمهوری اسلامی ایران زمان را برای برگزاری جلسه غیررسمی پیشنهادی توسط هماهنگ‌کننده اروپایی برجام مناسب نمی‌داند. پیرو این موضع گیری رسمی دستگاه سیاست خارجی، برخی از تحلیلگران، کارشناسان و ناظران معتقدند پاسخ رد تهران به این مذاکرات به نوعی فرصت سوزی برای تعامل هر چه بیشتر، تعدیل تنش ها و کاهش حساسیت ها در رابطه با پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران است، به خصوص اینکه امروز دوشنبه احتمال صدور قطعنامه‌ای علیه پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران در نشست شورای حکام آژانس به دلیل اقدام دوشنبه شب هفته گذشته ایران در توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی وجود دارد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر چرایی رد این پیشنهاد مذاکره از سوی ایران و ارزیابی تبعات آن، گفت وگویی را با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس و تحلیلگر مسائل آمریکا پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید: به دنبال پاسخ منفی دیشب (یکشنبه شب) ایران به پیشنهاد اتحادیه اروپا در خصوص مذاکره مستقیم با آمریکا بسیاری معتقدند که تهران در شرایط حساس کنونی فرصت مهمی را برای تعدیل تنش ها و کاهش حساسیت ها از دست داد. آیا شما رد درخواست اروپایی ها را فرصت سوزی ایران تلقی می کنید؟ به هیچ وجه چرا که عملاً پذیرش پیشنهاد اروپاییی ها توسط جو بایدن برای حضور در مذاکرات غیر رسمی برجامی عملا یک فرصت نبود کما اینکه اقدام پنجشنبه ۲ هفته پیش دولت ایالات متحده آمریکا برای بازپس گیری نامه دولت سابق این کشور مبنی بر فعال شدن مکانیسم ماشه و احیای تحریم های سازمان ملل و شورای امنیت نیز یک فرصت نبود. چون نه شورای امنیت و نه سازمان ملل تصمیم دولت دونالد ترامپ برای فعال کردن مکانیسم ماشه و احیای تحریم های سازمان ملل را قبول نکردند. پس بازپس گیری این نامه توسط دولت بایدن پذیرش رسمی شکست دیپلماتیک دولت پیشین بود. مضافا افزایش حوزه تردد های دیپلمات های ایرانی حاضر در نیویورک نیز به هیچ وجه یک اقدام مثبت نیست، بلکه اتّفاقاً جزو وظایف و تعهدات ایالات متحده آمریکا در قبال سازمان ملل است. هر چند که همین محدودیت ها فعلی دولت بایدن هم عملا نقض قوانین حقوقی و دیپلماتیک برای دیپلمات ها کشورمان در نیویورک محسوب می شود، اما به هر حال این اقدام دولت بایدن ارتباطی به ایران و برجام ندارد که بخواهیم آن را یک فرصت قلمداد کنیم.   آیا همین پاسخ رد تهران به پیشنهاد مذاکره، معادله سیاسی و دیپلماتیک کنونی در حوزه پرونده فعالیت های هسته ای و برجام را تحت الشعاع قرار نداده است؟ آیا تهران با رد فرصت مذاکره دست به تخریب چهره دیپلماتیک خود نزده است؟ مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مذاکره کاملا روشن است، خصوصاً اینکه مقام معظم رهبری به صراحت عنوان کرده اند تنها معیار برای بازگشت ایران از اقدامات کاهش تعهدات برجامی و احتمالا مذاکرات آتی، اقدامات عملی آمریکا در لغو تحریم هاست. بنابراین تهران بنایی برای مذاکره برای مذاکره ندارد. چون شرایط و اقتضائات سیاسی، دیپلماتیک و به خصوص اقتصادی و معیشتی ایران به نحوی است که تهران تنها با هدف مشخص لغو تحریم‌ها حاضر به گفت وگو و مذاکره است. پس هدف مشخص، روشن و قاطع جمهوری اسلامی ایران لغو تحریم ها و کنار گذاشتن سیاست فشار حداکثری ایالات متحده آمریکاست، در آن سو دولت بایدن هم هدف مشخص خود را برنداشتن تحریم‌ها تا زمان بازگشت ایران به شرایط قبل از ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ قرار داده است. لذا فاصله کنونی بین مواضع تهران و واشنگتن به قدری زیاد است که رسیدن به یک نقطه تعادل بین دو کشور در شرایط کنونی تقریبا غیر ممکن است. چرا که تیم سیاست خارجی و امنیتی دولت بایدن بارها به صراحت عنوان کردند که تحریم های ایران برداشته نخواهد شد تا زمانی که ایران به تمام تعهدات بین‌المللی خود ذیل برجام عمل کند و بپذیرد که در آینده نیز مذاکراتی فرابرجامی در خصوص توان موشکی و نفوذ منطقه ای خواهد داشت، در آن صورت امکان لغو بخشی از تحریم‌ها وجود دارد. بنابراین مذاکره در این شرایط چیزی را عوض نمی کند. پیرو این نکات حتی اگر ایران شب گذشته پاسخ مثبتی به این مذاکرات می داد و پای میز مذاکره هم حاضر می شد اتفاق خاصی نمی افتاد و نهایتا خروجی این مذاکرات بازگشت به همین نقطه کنونی بود. زمانی مذاکره معنا پیدا می‌کند که دو طرف آماده رسیدن به یک مصالحه سیاسی و دیپلماتیک باشند، نه اکنون که آمریکا پیش شرط خود برای لغو تحریم ها را بازگشت ایران به تعهدات برجامی می‌داند و در آن سو ایران هم تنها در صورت لغو تحریم ها حاضر به بازگشت از اقدامات خود خواهد بود. با این وجود برخی از کارشناسان بر این باورند که به موازات تلاش ایالات متحده آمریکا برای صدور و تصویب قطعنامه‌ای در جلسه امروز دوشنبه شورای حکام، پاسخ مثبت جمهوری اسلامی ایران به پیشنهاد اروپایی ها می‌توانست باعث عقب نشینی کاخ سفید از این اقدام در شورای حکام شود. از این رو رد پیشنهاد مذاکره اروپایی توسط ایران یک فرصت سوزی قلمداد می شود. آیا به باور شما پاسخ مثبت ایران به این مذاکرات می توانست در نشست امروز شورای حکام اثرگذار باشد؟ نکته مهمی که در پاسخ به سوال شما باید مد نظر قرار داد این است که تلاش ایالات متحده آمریکا برای صدور و تصویب قطعنامه‌ای در نشست امروز دوشنبه شورای حکام ارتباطی به این مسایل ندارد، بلکه واکنشی به اقدام دوشنبه هفته گذشته کشورمان در توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی است. بنابراین اگر دیشب (یکشنبه شب) ایران پاسخ مثبتی به حضور در مذاکرات می داد هم تفاوتی در عملکرد و تحرکات دیپلماتیک آمریکا در شورای حکام نداشت. دولت بایدن به فکر تقابل جدی در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران و توقف اقدامات کاهش تعهدات برجامی تهران است. پیش از اقدام شب گذشته ایران در رد پیشنهادی مذاکره اروپایی ها، تهران تهدید کرده است اگر در نشست امروز دوشنبه شورای حکام، آمریکا نهایتا قطعنامه ای علیه پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران تصویب کند، جمهوری اسلامی نیز در مقام واکنش بیانیه و توافق یکشنبه هفته گذشته خود با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را ملغی خواهد کرد. آیا در این شرایط ایران عملاً با دست خود احیای اجماع جهانی را علیه برجام و پرونده فعالیت های هسته ایش رقم خواهد زد؟  بله امکان دارد که در یک سناریوی بدبینانه امروز در نشست شورای حکام قطعنامه ای علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران تصویب شود و تهران هم توافق هفته گذشته با آژانس را کنار بگذارد، اما جمهوری اسلامی ایران به صراحت عنوان کرده است که آماده تقابل با هرگونه سناریویی را دارد، حتی اگر در بدترین سناریوی ممکن نهایتاً با صدور قطعنامه و لغو بیانیه آژانس کار به ارجاع پرونده فعالیت هسته ای ایران به شورای امنیت کشیده شود و نهایتاً تحریم‌های این سازمان احیا شوند. در این شرایط باز تهران خود را آماده برای تقابل با این تحریم‌ها کرده است. اما در آن سو امکان دارد ایران واکنش های انتحاری بیشتری مانند خروج از ان پی تی را در دستور کار داشته باشد که شرایط را به شدت حاد، پیچیده و بغرنج خواهد کرد. البته من معتقدم که هیچ کدام از طرفین یعنی نه ایران و نه آمریکا تمایلی ندارند که شرایط به این سو کشیده شود، اما اینکه در آینده چه اتفاقی رقم خواهد خورد باید منتظر ماند و دید. علیرغم این مسئله فعلاً در این جنگ اراده ها، ایران و ایالات متحده آمریکا حاضر به عقب نشینی از مواضع خود نیستند. حال این که تهران و واشنگتن تا کجا پیش روند، چه اقداماتی را انجام دهند و چه اتفاقاتی رقم خواهد خورد، هنوز مشخص نیست. ولی آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که ایران دلیلی برای عقب نشینی، تسلیم در برابر آمریکا و دادن امتیاز به واشنگتن، بدون آنکه امتیاز مشخص و هم وزنی را به دست آورد را ندارد. حال که به احتمال بغرنج تر شدن شرایط اشاره داشتید و این که دو طرف هم تمایلی به عقب نشینی از مواضع خود ندارند، نشان می هد که امکان تعمیم این وضعیت به دیگر حوزه های تنس تهران - واشنگتن وجود دارد. خصوصا که با اقدام پنج‌شنبه هفته گذشته جو بایدن در صدور اولین فرمان حمله نظامی به سوریه با هدف نابودی مواضع، اهداف و نیروهای همسو با ایران در منطقه به نظر می رسد که امکان وقوع درگیری و تنش نظامی در دولت جو‌ بایدن چندان دور از ذهن نیست، به ویژه که وی در تگزاس صراحتا عنوان داشته است که واشنگتن در برابر هر اقدام تهران سکوت نخواهد کرد. آیا در این شرایط رد هرگونه پیشنهاد مذاکره بستر و فضا را برای تقابل نظامی افزایش نمی دهد؟ بله، به هر مقدار که تحرکات دیپلماتیک کم رنگ شود بستر برای تقابل و تنش افزایش پیدا می کند. در این شکی وجود ندارد. اما لزوماً این تنش مستقیماً به درگیری و جنگ نظامی منجر نخواهد شد. از طرف دیگر اساساً استراتژی ایالات متحده آمریکا در قبال منطقه خاورمیانه کاملاً مشخص است. لذا با تغییر روسای جمهور این راهبردهای تغییر پیدا نمی کند، بلکه تنها شاهد تفاوت عملکرد و رفتار روسای جمهور در پیگیری این استراتژی ها خواهیم بود. پس چه دونالد ترامپ، چه باراک اوباما، چه بایدن و چه هر رئیس جمهور دیگری که در کاخ سفید روی کار بیاید بر اساس راهبرد مشخص ایالات متحده در قبال منطقه خاورمیانه عمل می کند. اما با تمام این تفاسیر من وقوع جنگ نظامی تمام عیار بین ایران و آمریکا را در دوره بایدن دور از دهن می‌دانم. به هر حال باید پذیرفت که معنی جنگ نظامی با تعریف کلاسیک و قدیمی آن برای آمریکایی ها تغییر پیدا کرده است. ایالات متحده دیگر بنایی برای لشکرکشی، بمباران‌های گسترده و صرف هزینه های گزاف مالی، تسلیحاتی و انسانی در جنگ با دیگر کشورها ندارد، آن هم با جمهوری اسلامی ایران که یکی از قدرت های مهم خاورمیانه است. ضمن این که اکنون آمریکا با مشکلات بسیار گسترده‌ای در داخل مواجه است که سبب خواهد شد بایدن بیشترین تمرکز و انرژی خود را بر رفع چالش ها، بحران ها و مشکلات داخلی بگذارد. اینها علاوه بر آن است که طی سال های اخیر ایالات متحده آمریکا مهمترین ابزار برای رسیدن به منافعش و تقابل با رقبای خود را در به کارگیری تحریم ها قرار داده است. یعنی اکنون وزارت خزانه داری، بانک ها و موسسات تجاری آمریکا به عنوان اتاق های جنگ عمل می کنند. چرا که واشنگتن با ابزار تحریم و به کارگیری جنگ اقتصادی بیشترین آسیب و ضربه را به کشورهای هدف خواهد زد؛ ضربات و آسیب هایی که شاید به مراتب زیانبارتر از جنگ نظامی تمام عیار با کشورها باشد. لذا تا زمانی که آمریکا ابزاری به نام تحریم را در اختیار دارد دلیل و توجیهی برای جنگ نظامی با دیگر کشورها ندارد.