
به گزارش همشهری آنلاین، تصمیم گان برای ساخت این نسخه مستقل همزمان با ادامه پروژه مت ریوز، کارگردان و نویسنده «بتمن» (۲۰۲۲) که اکران آن برای سال ۲۰۲۷ برنامهریزی شده، از ابتدا بهعنوان یک ریسک تجاری و خلاقانه محسوب میشد. انتخاب اندی موسکیتی، فیلمساز آرژانتینی، بهعنوان کارگردان نیز یکی از این تصمیمات پرچالش بود؛ موسکیتی پیشتر فیلم «فلش» را کارگردانی کرده بود که با استقبال سرد منتقدان مواجه شد و بیش از ۱۵۰ میلیون دلار برای وارنر برادرز ضرر مالی به همراه داشت.
اکنون و در تازهترین بهروزرسانیها، مشخص شده که نویسندگی «بتمن: شجاع و جسور» نیز به هادسون سپرده شده است؛ فیلمنامهنویسی که آثاری مانند «فلش»، «پرندگان شکاری»، «بامبلبی» و پروژه لغو شده «بتگرل» را در کارنامه دارد. هادسون در مراحل اولیه شکلگیری دیسی یونیورس بخشی از تیم فکری گان بوده، اما سابقه نهچندان باثبات او باعث شده است که برخی طرفداران نسبت به این انتخاب با تردید و واکنشهای منفی روبهرو شوند.
به گفته منابع، گان تلاش کرده بود نام هادسون را محرمانه نگه دارد تا فشار افکار عمومی بر نویسنده وارد نشود. بااینحال، افشای این اطلاعات اکنون توجهها را به چالش اصلی پروژه جلب کرده است: معرفی نسخهای تازه از «بتمن» در بازاری که پیشازاین از بازآفرینیهای متعدد این شخصیت اشباع شده است.
گان پیشتر در مصاحبهها گفته بود که برای این نسخه «زاویه دید تازهای» یافته که در عین احترام به هسته اصلی شخصیت «بتمن»، از بازگوکردن کلیشههای پیشین فاصله میگیرد. رویکردی که موفقیت آن، به اجرای دقیق آن و هماهنگی میان کارگردان و نویسنده وابسته است.
همزمان، هادسون مشغول کار روی دو پروژه دیگر نیز هست؛ از جمله فیلمی درباره آتشنشانان به کارگردانی ران هاوارد و «سریع و خشمگین ۱۰: قسمت دوم».
در نهایت به نظر میرسد «بتمن: شجاع و جسور» به یکی از پرریسکترین پروژههای خلاقانه در دنیای دیسی تبدیل شده است؛ تلاشی برای بازآفرینی شخصیتی که بارها بازآفرینی شده و نسخه جدید باید توجیه هنری و تجاری قانعکنندهای ارائه دهد. این فیلم میتواند فصل تازهای در تاریخ دیسی یونیورس باشد و نشان دهد که چگونه یک قهرمان کلاسیک میتواند با دیدگاههای نوآورانه دوباره زنده شود.
شخصیت «بتمن» در طول تاریخ سینما بارها بازآفرینی شده است؛ تیم برتون، با فیلم «بتمن» (۱۹۸۹)، نهتنها نخستین برداشت مدرن و جدی از این شخصیت را ارائه کرد، بلکه دورانی را در سینما گشود که هنوز سایه سنگین و باشکوه آن بر هر اقتباسی از این شخصیت احساس میشود.
قلب تپنده این نسخه از «بتمن» مایکل کیتون در نقش بروس وین / بتمن بود. بسیاری در ابتدا به این انتخاب شک کردند، اما کیتون با ظرافتی خارقالعاده، دوگانگی شخصیت را زنده کرد: از یک سو، مردی میلیاردر با اضطرابی ملایم و گوشهگیر، و از سوی دیگر، شبحی خشمگین و مصمم در زیر لباسی مشکی که نگاه نافذ او از پشت نقاب نیز اقتدار این ابرقهرمان را منتقل میکرد.
این بتمن در شهری به نام گاتهام زندگی میکرد که خود یکی از بزرگترین شخصیتهای فیلم بود. برتون، گاتهام را نه بهعنوان یک شهر معمولی، بلکه بهمثابه یک کابوس اکسپرسیونیستی، ترکیبی از معماری آرت دکو، دودهای همیشگی و زشتی باشکوه، خلق کرد.
این بستر بصری بینظیر، فضای کاملی برای تقابل دو نیروی آشوب و نظم فراهم میآورد: از یک سو «بتمن»، نماد نظم افراطی و انتقامجویانه، و از سوی دیگر «جوکر» با بازی هیپنوتیزمکننده جک نیکلسون. نیکلسون در نقشی که گویی برایش ساخته شده بود، با خنده دیوانهوار و بیپروا، تصویری فراموشنشدنی از شرارت خالص ارائه داد.
میراث این فیلم فراتر از موفقیت گیشهای آن است. «بتمن» ۱۹۸۹ ثابت کرد که یک کتاب کمیک میتواند به یک درام سینمایی تاریک، پیچیده و باارزش هنری بالا تبدیل شود و راه را برای برداشتهای جسورانهتر مانند سهگانه کریستوفر نولان هموار ساخت و استانداردی تعیین کرد که هر فیلم «بتمن» پس از آن، خواهناخواه با آن سنجیده میشود.
حال باید منتظر ماند و دید دو «بتمن» جدید، یکی ساخته ریوز و دیگری ساخته موسکیتی که قرار است بار دیگر گاتهام را نجات دهد، تا چه اندازه میراث این ابرقهرمان محبوب را با سربلندی حفظ کرده و توانایی خلق تجربهای تازه و هیجانانگیز برای طرفداران قدیمی و جدید این شخصیت را خواهند داشت.
این دو پروژه در عین رقابت، آزمونی برای بازآفرینی یک نماد کلاسیک سینما محسوب میشوند و نشان خواهند داد که آیا داستانهای تاریک و پیچیده بتمن همچنان میتوانند در دنیای پر از بازآفرینیهای مکرر، تازگی و جذابیت خود را حفظ کنند.

















































