
در عرصه اجتماع و سیاست، مطالبات بر زمین مانده مردم به شکل اعتراضات و رفتارهای انتقادی ظهور و بروز پیدا می کند و تا زمانی که این مطالبات پاسخ داده نشوند هرگز از میان نمیروند. رخدادهای اعتراضی اخیر، یکبار دیگر نشان داد که راهحل عبور از مشکلات پاسخ دهی به مطالبات مردم و نه پس زدن آنهاست.
به گزارش ایسنا، در علم روانشناسی مبحث مهمی درخصوص «عقدهها» و «بغضهای فروخورده» وجود دارد که عالمان علوم اجتماعی و سیاسی از آن برای تفسیر مطالبات مردم و نحوه پاسخگویی به آن بهره میگیرند. مبتنی بر این نظریه گفته میشود زخمهای درمان نشده در روان آدمی در صورتی که درمان نشوند از میان نمیروند بلکه به ناخودآگاه پس زده میشوند تا در موقعیت مناسب دوباره به سطح خودآگاه بازگردانده شود. در عرصه اجتماع و سیاست هم مطالبات بر زمین مانده مردم به شکل اعتراضات و رفتارهای انتقادی ظهور و بروز پیدا کرده و تا زمانی که این مطالبات پاسخ داده نشوند هرگز از میان نمیروند. رخدادهای اعتراضی اخیر، یکبار دیگر نشان داد که راهحل عبور از مشکلات پاسخ دهی به مطالبات مردم و نه پس زدن آنهاست.
مقصود فراستخواه، تحلیلگر اجتماعی و استاد دانشگاه در گفتوگو با «اعتماد» ضمن واکاوی ریشههای بحران اخیر به زیر پوست تحولات سرک کشیده و تلاش میکند راهکاری برای عبور از مشکلات ارایه کند. مسیر گفتوگو با فراستخواه از ریشههای اعتراضات اخیر آغاز و به بحث اپوزیسیون ایرانی تداوم یافت و نهایتا با عبور از ایستگاههایی چون تحولات جهانی و منطقهای و بایدها و نبایدهای داخلی به راهحلها رسید. این تحلیلگر معتقد است، بدون مشارکت مردم و ایجاد رضایتمندی مردم، هرگز نمیتوان ادعای عبور از مشکلات را داشت. حتی اگر اعتراضات در ظاهر جمع شوند و برای مدتی آرامش حاکم شود.
یکبار دیگر ایران آبستن حوادث تازهای شد. به دلیل مشکلات اقتصادی مردم اعتراضاتی را آغاز کردند اما در ادامه این اعتراضات به خشونت کشیده شد. درباره رخدادهای اخیر چه میتوان گفت؟
اعتراض البته که حق مردم است، اما باید شرایطی را فراهم کرد که مردم تنها در شرایط خاص و ناگزیر از این حق استفاده کنند. معتقدم کشور باید به گونهای اداره شود که اصولا کار به اعتراضات خیابانی کشیده نشود چون اگر سازمان اجتماعی و نهادهای مدنی کارآمدی برای مردم و گروههای اجتماعی وجود داشته باشد، این نهادهای اجتماعی و مدنی میتوانند ظرفیتهای قانونمند و مسالمتآمیز را فراهم سازند تا به موقع و بهنگام و قبل از اینکه کار به جاهای باریک برسد، مشکلاتی که در جامعه وجود دارد در نهایت آرامش، ابراز شده و بستههای مطالباتی مردم به حاکمان منتقل شود. حکومت نیز کار درست را باید انجام دهد، یعنی اداره کشور را بهبود بخشیده و مطالبات مردم را محقق کند. اگر از این نقطه بحثم را آغاز کردم به این دلیل است که فکر میکنم نقشه بزرگ اداره کشور، با ایرادات بسیاری همراه است. به عنوان نمونه طی چند دهه اخیر اپوزیسیون شریف و با کیفیت کشور نه تنها ارج ندیدهاند بلکه کنار گذاشته شدند. این روند باعث شده به جای اپوزیسیون ایران دوست و عاقل، طیفهای ضد ملی، ضد ایرانی و خشونتطلب عنان کار را به دست بگیرند. اپوزیسیون مدنی که ایران را دوست میدارد و معتقد به رفتارهای مدنی است از دایره کنشگری خارج شد و پوپولیستها و فرصتطلبان در جایگاه شریف اپوزیسیون نشستهاند. اساسا اپوزیسیون بخشی از منافع عمومی و مصالح عالیه یک سرزمین محسوب میشود. اپوزیسیون بخشی از امنیت و حاکمیت ملت است. اگر این اپوزیسیون شریف تضعیف نشده و به انحای مختلف حذف نشده بودند، خلأ فعلی هم ایجاد نمیشد. این روند باعث شده تا الگوی اداره ایران پر تشنج و پر مساله شود.
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که فروکش کردن اعتراضات مردم به معنای از بین رفتن آن نیست. سیستم چگونه میتواند به گونهای رفتار کند که اعتراضات مردم به شکل واقعی فروکش کند؟
مولانا میگوید«گندم انبار 40ساله کجاست؟»یعنی اگر در انبار ما یک موش مزدور وجود ندارد، پس چرا اثری از گندمهای انبار شده وجود ندارد؟ باید دید چرا اعتراضات در ایران هر از گاهی ظهور و بروز دارد؟ روزی به شکل اعتراضات سال 96، در ادامه به شکل اعتراضات بنزینی سال 98، سپس جنبش زن، زندگی و آزادی سال 1401 تار و پود جامعه را در مینوردد و نهایتا در قالب اعتراضات دی 1404 نمایان میشود؟ معتقدم باید زخم اصلی را درمان کرد تا اعتراضات کاهش یابد.
تا چه اندازه تحولات بینالمللی و جهانی در بروز این رخدادها نقشآفرین هستند؟ به هر حال امریکا و اسراییل رسما اعلام کردهاند برای متشنج کردن ایران برنامهریزی کردهاند.
ما در یک جهان بد و همراه با شرارت زیست میکنیم. یک نظام جهانی بسیار شرارتبار وجود دارد که تنها به زبان قدرت تکلم میکند. اداره کردن کشور، همچنین حفظ ارتباط دولت-ملت در یک چنین جهانی عقلانیت بسیاری میخواهد. در یک چنین جهان پر شر و شوری، کشوری با 91 میلیون جمعیت با دیدگاههای متکثر و متنوع و کثرت آرا، عقاید، اقوام، زبانهای مختلف (که نقطه قوت جامعه ایرانی است) به یک ارتباط قوی میان دولت- ملت نیاز دارد. گزارشهای صندوق بینالمللی پول (IMF) حاکی است که تولید ناخالص داخلی کشورهای بزرگ مثل امریکا و اروپا و کانادا سیر نزولی جدی داشته است. این سیر نزولی تا 7درصد کاهش هم ثبت شده. این نزول باعث افزایش رویکردهای تهاجمی توسط غربیها و جهان سرمایهداری علیه کشورهای دارای منابع شده است. غربیها میخواهند از این طریق با بحرانهای مالی خود روبهرو شوند. ترامپی شدن سیاست و تحرکات تهاجمی امریکا و اسراییل زاییده یک چنین جهانی است. امریکا از خرید و فروش سرزمینهای آزاد صحبت میکند و اسراییل به کشورهای مختلف حمله میکند. در جهانی که تا همین چند سال قبل از دموکراسی صحبت میشد از القاعده و داعش حمایت میشود تا کشور سوریه را در دست بگیرند. در جهانی اینگونه که حق به حقدار نمیرسد، روشن است اداره کشوری مانند ایران چقدر دشوار است. اداره این کشور به نهایت عقلانیت، قدرت و مشارکت مردم نیاز دارد. وگرنه ایران بلعیده میشود. در یک چنین جهانی آشوبناک و چنین منطقه پر التهابی نمیتوان با ایدئولوژیهای تکبعدی ایران را اداره کرد. ایران به عقلانیت، همچنین رضایت عمومی نیاز دارد تا بتواند گلیم خود را از آب تحولات جهانی و منطقهای بیرون بکشد. همه ایرانیان باید در تصمیمات کشور مشارکت داشته باشند. انتخابات باید معنای واقعی خود را داشته باشد. اینکه نماینده مجلس کشوری مانند ایران، 5 الی 6 درصد رای واجدین شرایط را کسب کند یا دولتی روی کار باشد که 50درصد واجدین شرایط در انتخابات آن شرکت کرده باشند، نمایانگر واقعیت ایران نیست. وزیر خارجه دولتی در حد و اندازه ایران باید منادی صلح، تعامل و مدارا باشد و با همه طرفها در حال گفتوگو و مذاکره باشد. باید زمینههای مدنی، ارتباطی و عقلانیت در این کشور فراهم شود. وقتی این عقلانیت و مشارکت وجود نداشته باشد یا کمرنگ باشد کار به بحرانهای پی در پی میرسد. یک روز به نام حجاب و مهسا امینی، یک روز به نام بنزین و روز دیگر به نام ارز کشور دچار بحران میشود و آرام و قرار را از جامعه و مسوولان میگیرد. دولت هم در این شرایط نمیتواند مطالبات مردم را به صورت حداکثری محقق کند. چرا که هم ثبات در کشور وجود ندارد و هم طیفهایی در این کشور چوب لای چرخ دولت میگذارند.
شما از ضرورت پویا کردن بخش دیپلماسی صحبت کردید. در این شرایط دیپلماسی ایرانی چه میتواند بکند و چگونه میتواند از حجم مشکلات بکاهد؟
دولت و وزیر خارجه دولت به اختیارات ویژه نیاز دارند. رییسجمهور و دولتیها باید بدون نگرانی از برخوردهای سلبی افراطیها بتوانند در بزنگاهها به نفع مردم تصمیمسازی و سیاستگذاری کنند. وزیر خارجه دولت هم این روزها باید به کشورهای مختلف گسیل شود و با ابتکارات و خلاقیت روابطی با برخی کشورهای میانجی ایجاد کند تا ایران بتواند از مخاطراتی که گرفتار آن شده، رها شود. از طریق عقلانیت دیپلماتیک ممکن است برخی مسیرهای جایگزین برای ایران، باز و امکانی برای تولید بیشتر ثروت و فروش بیشتر نفت و کاهش تحریمها فراهم شود. این ثروت ملی هم نه برای تراستیها و ذینفعان بلکه باید در اختیار توسعه پایدار کشور قرار گیرد. نابرابریها باید کاهش یابد تا حق دهکهای محروم که به دلیل تحریمها و تورم و فساد آسیب دیدهاند، بیشتر از این پایمال نشود. کسانی که میخواهند کسب و کاری راه بیندازند با تورم فعلی نمیتوانند کاسبی کنند. خود شما به عنوان روزنامهنگار و همکاران شما آیا میتوانید صدای مردم دردمند را به گوش مسوولان برسانید؟ نه تنها تورم و گرانی بیداد میکند بلکه اینترنت هم شرایط نامناسبی دارد و مردمی که از طریق مشاغل آنلاین کار میکردند بیکار شدهاند. خلأ نهادهای حزبی، انتخاباتی و حکمرانی سیاسی کارآمد باعث شده تا کشور به سمت بحران های فزاینده و مستمر پیش برود. حتی اجازه داده نمیشود سازمانهای مردمنهاد و مدنی با یک قانون منصفانه و دموکراتیک و آزادمنشانه کار کنند. فرصتهایی برای گفتمان اجتماعی آنها فراهم نشده است تا صدای بیصدایان باشند و زبانبخشی کنند. وقتی صدای مردمان شنیده نمیشود و نهادهای مدنی به عقب رانده میشود شرایط به سمت و سویی میرود که بحرانها از پی هم از راه میرسند، خسارت میآفرینند و دوباره به ناخودآگاه جمعی جامعه رانده میشوند تا روزی دوباره که به شکل بحران و اعتراض و تجمع اعتراضی ظهور و بروز یابند.
آیا مشخص است که مردم در اعتراضات دیماه برای چه مطالباتی راهی خیابان شدند. آیا پای مطالبات اقتصادی در میان بود یا مطالبات اجتماعی و فرهنگی ؟ یا ترکیبی از همه؟
تفکیک مطالبات مردم به مطالبات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و...، نوعی مغلطه است. مردم مطالبات خاموش و آشکار متعددی دارند که به یک کمپلکس و وضعیت پیچیده از مطالبات فرهنگی، محلی، مدنی، اجتماعی و سیاسی بدل شده است. مانند کوه یخی که بخش اعظمی از آن زیر آب است و نوک آن هر بار به شکل یک مطالبه بروز میکند. این مطالبات هم به این دولت ارتباطی ندارد، طی سالها این ناترازیها و مشکلات شکل گرفته و دولت چهاردهم وارث آن شده است. آیا حق مردم است که با تورم چند ده درصدی زندگی کنند؟ آیا یکسوم مردم ایران باید زیر خط فقر باشند؟ آیا انصاف است که طبقه متوسط ایران با فقر دست و پنجه نرم کنند؟ مجموعه مطالبات مزمن، تامین نشده و بغضهای فروخورده مردم به شکل اعتراضات بروز و ظهور کرده. به دلیل مشکلات ارزی و اقتصادی، وجه اقتصادی این مطالبات بیشتر ظهور و بروز یافته، اما سایر مطالبات مردم هم در زیر سطح ناخودآگاه جمعی جامعه وجود دارد و در انتظار فرصت است. باید این مطالبات را شناسایی کرد و به آنها پاسخ گفت. هرچند مسائل رفاهی و اقتصادی این روزها پررنگتر هستند اما در پس آن سایر مطالبات اجتماعی و فرهنگی و... جولان میدهد. همین امروز در جامعه ایران مشکل به رسمیت شناختن سبک زندگی، مشارکت طبقه متوسط، حذف عقلا و منتقدان نخبه و... وجود دارد.
یکی از ابهامات مهم در فضای عمومی کشورمان، همین مساله اپوزیسیون ایران است. برخی رفتارهای ضد ملی از سوی بخشهایی از اپوزیسیون بروز میکند که باعث تعجب عقلا و تحلیلگران میشود. کنشگری اپوزیسیون ایرانی را چطور میبینید؟
چند روز پیش دیدم که دکتر عبدالکریم سروش به نتانیاهو نامهای نوشته و تذکار داده که مردم ایران خودشان به خوبی میدانند که چطور مطالبات خود را پیگیری کنند و دولت و حاکمیت خود را نقد کنند. این اپوزیسیون و منتقد شریف ایرانی است که طی دهههای گذشته آنقدر به او سخت گرفته شده که جلای وطن کرده است. در محیطهای آکادمیک کار میکند اما دلش همواره با کشور و مردمش است. وظایف خود را در بحرانها، جنگ 12 روزه و... ایفا میکند و ایرانیت خود را به رخ میکشد. منظورم شخص خاصی نیست، حرفم اپوزیسیونی است که دلسوز این کشور و مردم است. باید این اپوزیسیون را ارج نهاد و حرفش را شنید. در کنار این گروه، طیفهای دیگری که بدخواه کشور و ملتند وجود دارند که مدام بر آتش بحرانها میدمند و تمامیت ارضی برای آنها فاقد اهمیت است. حاضرند به قیمت کسب قدرت کل ایران را فدا سازند. ما نیازمند یک الگوی سیاسی کارآمد هستیم که هدف نهاییاش اعتلای ایران و ایرانی باشد. امروز تمام دستگاههای تبلیغاتی، اطلاعیهها، صدا و سیما و... همگی تلاش میکنند تا بحران را جمع کنند. تصور میکنند با این تصمیمات مشکل کاملا حل میشود. اما من به شما میگویم برای حل این مشکل باید به مطالبات مردم پاسخ داد. این عقدههای اجتماعی هرچند در کوتاهمدت پس زده میشوند اما بدون درمان این مشکلات دوباره در بزنگاه دیگری به سطح میرسند و نمایان میشوند.
اگر قرار باشد خطاب به حاکمیت، راهبردی برای حل مشکلات بدهید چه پیشنهاداتی را مطرح میکنید؟
همه میدانند اسراییل چه سیستم آلودهای است. روشن است که ترامپ هم چه فرد پوپولیست و فاسدی است اما ایران باید بهانه به دست این بدمستها ندهد. خاطرم هست در زمان کودکی ما، افرادی در شهرها بد مست و قدارهکش بودند. پدران و مادران ما به ما توصیه میکردند با این افراد درگیر نشویم. ما نیازمند یک تجدید نظر اساسی در حکمرانی هستیم. مردم باید احساس کنند حرفهایشان توسط حاکمیت شنیده شده. باید یک اتاق گفتوگو ایجاد شود. نخبگان مستقل و منتقد کشور از اقوام و استانهای دوردست تا پایتخت و... گرد هم آیند. در واقع نمایندگان مورد اعتماد جامعه در این مجمع گفتوگو حضور یابند و راههایی برای اصلاحات ساختاری ارایه شود. ایران به تنفس تازه در حوزه دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ و...نیاز دارد. حتی به نظرم میتوان برای موضوعات اساسی، رفراندومی با حضور دولت- ملت برگزار کرد و درباره معادلات اساسی از مردم طرح پرسش کرد. ما به یک وحدت تازه، توافق تازه و رویکرد تازه بین دولت- ملت نیاز داریم. در سیاستهای خارجی، رفاهی و اجتماعی و... به بازاندیشی و اجماع نخبگانی نیاز داریم. البته همه این اصلاحات در گروی حل ابرمعادله کشور در حوزه دیپلماسی و پایان دادن به تحریمهاست. امیدوارم این احساس میان حاکمان شکل نگیرد که با جمع کردن مقطعی اعتراضات مطالبات مردم پایان یافته است. این مطالبات تا زمان رفع کامل آنها باقی خواهد بود. دولت باید شرف سیاسی خود را گرو بگذارد و برای حل معادلات اساسی اقدام کند. این زخم وارد شده به پیکره کشور و ملت نیازمند مرهم و درمان است. اگر بدانند...
منبع : ایسنا

















































