
«مَی الیاس زیاده»، نویسنده و متفکر جامعه عرب، سرنوشت عجیبی داشت، کارش را برای در امان ماندن از طعنه با نام مستعار شروع کرد و در نهایت او را به تیمارستان فرستادند. غادةالسمان شرح میدهد که او چگونه از زیستن در میان کسانی که زیباییاش را تحسین میکردند، اما دستاوردهایش را نه، رنج میبرد.
به گزارش ایسنا، ایزیس کوپیا، نام مستعاری است که «مَی الیاس زیاده» برای خود برگزیده بود و اولین کتاب شعرش را با همین نام منتشر کرد؛ نامی که در واقع ترجمه نام و نام خانوادگیاش به لاتین است و به گفته خودش برای در امان ماندن از طعنه و طرد کسانی که حضور یک زن نویسنده و متفکر را در جامعه آن روزِ عرب تاب نمیآوردند، تصمیم گرفت نخستین آثارش را با نام مستعار منتشر کند.
مَی خاطرات روزانهاش را در دوران بستری بودنش در بیمارستان اعصاب و روان عصفوریه بیروت در «دستنوشتههای شبهای عصفوریه» ثبت کرده بود. یاداشتهای مَی، داستان روند حذف زنی نویسنده و متفکر است که به دست نزدیکترین کسانش و با نقشه پسرعمویش ژوزف که مَی او را بهترین دوست و عشقِ زندگی خود میدانسته، به تیمارستان فرستاده میشود نا اموالش را مصادره کنند و نام و نشان خودش را نیز محو کنند، اما ماجرای تراژیک طرد و حذف مَی به دشمنی نزدیکانش برای تصاحب ثروت او محدود نمیشود، این بخشی از پروژهای بود که خیلی پیشتر، یعنی در زمان فعالیتهای ادبی و فرهنگی مَی زیاده و در دوران اوج فعالیت و درخشش او در جامعه روشنفکری عرب آغاز شده است.
مَی در همان سالهایی که در خانهاش محفلهای ادبی هفتگی برگزار میکرد و توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود، به خوبی از بیتفاوتی مردانِ همعصرش به آثارش آگاه بود؛ مردانی که به جامعه نویسندگان و روشنفکران عرب تعلق داشتند. غادةالسمان در نوشتاری با عنوانِ «قربانیِ زیبایی؛ اِحیایِ میراثِ ادبیِ مَی زیاده» که در سال ۱۹۹۷ به عنوان مقدمهای بر کتاب آثار منتشرنشده مَی زیاده نوشته است، شرح میدهد که چگونه از زیستن در میان کسانی که زیباییاش را تحسین میکردند، اما دستاوردهایش را نه، رنج میبرد. عباس محمود العقّاد، نویسنده مصری (۱۹۶۴-۱۸۸۹) از نمونههای بارز کسانی بود که از ظرافت و زیبایی مَی مینوشت، اما نقش مهم او در جریانهای ادبی را نادیده میگرفت.
مَی خود در کتاب باحثهالبادیه که دربارۀ ملک حفنی ناصف، ادیب و فمینیست مصری (۱۹۱۸-۱۸۸۶) نوشته است، با بررسی زندگی و آثار ناصف و بهخصوص با بررسی متن «النسائیات» که شامل جستارها و سخنرانیهای ناصف است، به وضعیت زنان عرب و رنجی که آنها از نادیده گرفته شدن میبرند میپردازد. او نوشتههای ناصف درباره آزادی زنان، در جامعهای را که در آن زن اگر ضعیف باشد مورد ترحم مرد واقع میشود و اگر قوی باشد، نادیده گرفته میشود، و هرگز از احترام و ارزشی همتراز مردان برخوردار نیست، تفسیر و تحلیل میکند و تلاش میکند با آگاهیبخشی با جامعه زنان، ادامهدهنده راه کسانی چون حنفی ناصف باشد.
غادةالسمان با اشاره به اینکه مَی در روزگاری به نویسندگی، شاعری و فعالیتهای ادبی میپرداخت که میان نویسندگان زن و خدمتکاران خوشسخن و دلربا تفاوتی قائل نبودند بر این باور است که این کمانگاری نسبت به مَی، حتی پس از مرگش نیز ادامه یافت و تنها اندکی از منتقدان از او دفاع کردند. روند طردِ زنِ نویسنده و روشنفکر که در مورد مَی زیاده با نادیده گرفتن آثارش، کم شمردن آنها و بیاعتنایی نسبت به نقش مهم او در جریانهای ادبی روزگارش آغاز شده بود و در دوران طلایی فعالیت او با برجستهکردن زیبایی ظاهری او توسط مردان روشنفکر و نویسندگان همعصرش به جای پرداختن جدی به آثارش او را منزوی ساخته بود، با انتقال او به دارالمجانین عصفوریه توسط نزدیکترین کسانش ادامه یافت؛ روندی که تنها به طرد او و نادیده گرفتن استعلای فکری او بسنده نمیکرد بلکه تنِ او و موجودیت او را نشانه گرفته بود. فرآیندی که میخواست زنی نویسنده را به جرم متفاوت بودن به مجنونی بدل سازد که خود به جنونش اقرار کند.
مَی در یادداشتهایش چنین مینویسد؛ «در این اوضاع نابسامان زن باید برای موفقیت به پشت سرش نگاه نکند، زیرا به محض نگاه کردن به پشت سرش کسی را میبیند که پشت سرش چاه حفر میکند و اصلا ممکن است چاهِ مرگی باشد که در آن سقوط کند... مردم کلا به زنی که از دایرۀ مسائل عادی خارج میشود یا سیل تهمتهای سنگین اهانت میکنند.»
مَی و آثارش علیرغم تمام نادیده گرفتنهای همعصرانش باقی ماندند. هرچند مَی پس از خلاص شدن از عصفوریه هرگز نتوانست دوباره به دوران طلاییِ خود بازگردد و تا پایان عمر کوتاهش در انزوا و سختی گذشت، اما ژوزف و دیگرانی که به او آسیب رسانده بودند و حتی عصفوریه که دوران تاریکی را در زندگی او رقم زد از میان رفتند و مَی حالا که بیش از هشتاد سال از مرگش میگذرد همچنان خودش و آثارش مورد بحث هستند و پژوهشگرانی به بازخوانی و نقد آثارش میپردازند.
مطالب بالا بخشی از یادداشت نفیسه مرادی، نویسنده و پژوهشگر بر کتاب «مَی؛ شبهای ایزیس کوپیا» واسینی اعرج است که با عنوان «عبور از دروازده طرد و جنون» در مجله «فردان» منتشر شده است.

سیزدهمین شماره مجله «فردان» با صاحب امتیازی، مدیرمسئولی و سردبیری مرتضی هاشمیپور در ۲۲۳ صفحه با قیمت ۳۵۰ هزار تومان منتشر شده است.
در این شماره بعد از بخش ارمغان مینوی که محمد دهقانی به هنرنماییهای مینوی پرداخته، در بخش قال و مقال این مطالب را میخوانیم: «زندگی دلپذیر با نقاشی: گفتوگو با علی خسروی»، «معنای دقیق یک آرتیست» از داریوش فرهنگ، «دوست چراغ است و چراغ برای تاریکی» نوشته مهندس هوشنگ مهراردلان، «پیامآور صلح و آزادی و مهر» نوشته بیژن بیژنی و «علی خسروی و طغیان علیه فراموشی» نوشته امیر سقراطی.
«کانت منشأ ناشناخته ناسیونالیسم» از آیزایا برلین با ترجمه محمود حبیبی مطلبی است که در بخش «فلسفه» منتتشر شده است، همچنین «شیءوارگی و آرمانشهر در فرهنگ تودهای» نوشته فردیک جیمسون ترجمه ماهان مباشر و «ناخودآگاه سیاسی در نظر فردیک جیمسون» با ترجمه ماهان مباشر نیز در بخش ادبیات جهان منتشر شده است.
زبان و ادبیات هم با این مطالب همراه است: «ایران هفتگی» نوشته سیدفرید قاسمی، «ساقی دلبر، ساقی کوثر: ادبیات غنایی و مذهب تشیع» از فرزاد مروجی و «عبور از دروازه طرد و جنون» از نفیسه مرادی.
در بخش اقلیم شعر نیز شعرهایی از رابرت فراست با ترجمه فرزاد مروجی، تقی پورنامداریان، سعید محمدیان سمنانی، عاطفه طیّه، وحید عیدگاه طرقبهای، زهیر نادعلیزاده و ناصر رحیمی منتشر شده است.
«گرم و تازه» نوشته همایون جمشیدیان و «رؤیا» نوشته ویلیام سامرست موام با ترجمه محمدمهدی مرزی در بخش داستان و «قصه عشق» نوشته علی خزاعیفر در بخش طنز منتشر شده است.
دنیای هنر نیز با این مطالب همراه است: «غیاب در حضور دیگران» از فرشاد حسنی، «زن در آثار ناصر تقوایی» از نازنین اردوبازارچی، «استاد سینمای مستقل: حیات حرفهای و زندگی درخشان رابرت ردفورد» از بورلی واکر با ترجمه رحیم قاسمیان و «کتابی با سرمایه نداری: دیرینهشناسی سینما به روایت بهرام بیضایی» از مرتضی سیدینژاد.
«بوطیقای عشق رمانتیک» از مریم حسینی، «بهرام بیضایی: فیلمساز اندیشهمند» نوشته حمیده نوروزیان، «گشایش جامعهشناسی ادبیات ایران» از علیرضا فتاح، «۱+۱۰۰ روایت از اسکلتهای محوطههای باستانی فلات ایران» از علی مولودی، «اکنون... اینجا: در غیاب مترجم» از آتوسا عطریان، «شهید ثالث: سینماگری جداافتاده» نوشته مرتضی هاشمیپور و «تازهها کتاب» از روزبه شکیبا مطالب بخش معرفی و نقد کتاب هستند.
منبع : ایسنا

















































