
رئیس هیات رئیسه خانه سینما همزمان با سالروز حکم انحلال خانه سینما از «ثمرات یک نگاه نامیمون» که همچنان وجود دارد، سخن گفت و تاکید کرد: برای ساختار و ثبت صنوف فرهنگی هنری، مشکل قدیمی اساسنامهای هنوز پابرجاست.
محمد مهدی عسگرپور رییس هیات رئیسه خانه سینما همزمان با ۱۴ دی ماه سالگرد حکم انحلال خانه سینما، در گفتگویی با ایسنا از آن روزها یاد کرد و مطالباتی صنفی سینما را تشریح کرد.
این مدیر فرهنگی و کارگردان سینما که با خبرنگار ایسنا گفتگو میکرد، گفت: اگر به آن مقطع اشاره میکنم فقط محض یادآوری نیست، میخواهم این موضوع تاریخی را بهانهای کنم تا برسم به اینکه در مقطع فعلی، این مباحث به چه درد ما می خورد.
هیجوقت اعتقادی به تعطیلی خانه سینما نداشتم
مدیر عامل سابق خانه سینما در پاسخ به این اظهارنظر که آن حکم در آن مقطع باعث تعطیلی خانه سینما شد، گفت: هیچ وقت اعتقادی به تعطیلی خانه سینما نداشتم و بارها هم به این موضوع اشاره کردم، چون حکمی که وزارت ارشاد وقت در ۱۴ دی ماه ۱۳۹۰ ابلاغ کرد، بحث انحلال خانه سینما به استناد بندی اتفاق افتاد که مربوط به آموزشگاههای سینمایی میشد. حتی وجه قانونی ان اعلامیه هم مشکل داشت، کما اینکه در دیوان عدالت هم توانستیم رای دیگری را بگیریم که آن حکم انحلال را باطل کرد. به هرحال طبیعی بود که یک وزارت ارشاد در دولت دهم که به شدت ساختار را در کشور قطبی کرده بود و دامنه خودیها و غیرخودیهای آن گسترده شده بود، سوگمندانه سایر بخشهای امنیتی و قضایی هم نمیآمدند با آن وزارت که خودش را متولی اصلی ماجرا میدانست، درگیر کنند.
به همین دلیل دیوان عدالت هم سر این ماجرا سعی کرد، یک جوری و نه قاطعانه، میانداری بکند. باز هم تاکید می کنم من تعطیلی را هیچ وقت قبول نداشتم، کما اینکه حسابهای خانه سینما مسدود نشده بود، البته که چیزی هم در حسابها نداشتیم و اگر به خاطر داشته باشید، ساختمان شماره ۲ فعال بود، حتی جلساتمون در خیابان وصال برگزار میشد. بنابراین گویا به شکل نمادین با همراهی اندکی از سینماگران خام اندیش، در اصل آمده بودند، سراغ ساختمان شماره ۱ در کوچه سمنان.

ما فقط وارد جنگ سیاسی نشده بودیم
عسگرپور با اشاره به برخی اظهارنظرها ادامه داد: بعضی از همکاران سینماییمان در آن تاریخ و بعضا در این تاریخ فکر میکنند که ما فقط وارد یک جنگ سیاسی شده بودیم، بنابراین میخواهم به برخی از نکات به شکل برجسته اشاره کنم. ریشه ماجرای انحلال خانه سینما به قبلتر بر میگشت. یعنی ما در سال ۸۷ درخواستی را برای راهاندازی صندوق بیمه بیکاری به ریاست جمهوری ارسال کردیم. این موضوع برمیگشت به جلسهای که در پایان دولت نهم آقای احمدی نژاد با سینماگران داشت.
سینماگران طیفهای مختلفی هم در آن جلسه بودند، من هم تازه مدیرعامل خانه سینما شده بودم. طرحی را براساس مطالبات سینماگران در راستای امنیت شغلی و به پیشنهاد آقای احمدینژاد (رییس جمهور وقت) درآن جلسه آماده کردیم که ظاهراً نباید آن پیشنهاد را جدی میگرفتیم، چون بعدا متوجه شدیم ریشه برخی مسایل به این طرح برمیگشت، به هرحال در آن طرح خانه سینما محوریت پیدا میکرد و آن صندوق بیمه بیکاری که آرزوی سینماگران بود، خارج از صندوقهای مرسوم دولتی تشکیل میشد. این نامهها در ریاست جمهوری، تامین اجتماعی و وزارت ارشاد چرخید و برخلاف وعدهای که در آن جلسه داده شده بود، همچنان به عنوان یک مساله اجرا نشده باقی مانده است.
رئیس هیات رئیسه خانه سینما یادآور شد: سال ۸۸ بعد از اتفاقاتی که در جامعه افتاد، مدیران جدید وزارت ارشاد که حالا آقای حسینی وزیر ارشاد شده بود وآقای شمقدری معاون سینمایی و اقای سجادپور که خدا رحمتشان بکند، مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی ، آمدند شورای پروانه ساخت را دستکاری کردند و اعضای آن را از ۵ نفر عضو رساندن به ۷ نفر در حالیکه آیین نامه مصوب آن شورا همین الان همان ۵ نفر است، به هرحال آنها دو نفر را اضافه کردند و تعداد نمایندگان خانه سینما خیلی در اقلیت قرار گرفت. بحثهای در آن شورا مطرح میشد که فقط آمال و آرزو نبود، مثلا اقای سجادپور در آن شورا گفته بود، تولیدات سینمای ایران را ظرف یک سال می خواهیم به ۲۰۰ فیلم برسانیم. در صورتی که زیرساخت تولید و نمایش ما در آن زمان ۶۵-۸۰ فیلم بود، اینها معلوم بود که حرفهای بیبنیانی است که میتوانست بابت آن رانتهای جدیدی ایجاد بشود.
بعد سر نوع ممیزیها، یکی از اعضاء خانه سینما در شورای پروانه ساخت، آقای برزیده استعفا داد اما نماینده دیگرمان آقای شاهسواری ماندند. چند نامه برای معاونت سینمایی در اعتراض نوشتیم اما بدون پاسخ ماند، تا اینکه فکر میکنم بهمن همان ۸۸ بود که از اقای شمقدری معاون وقت وزارت ارشاد دعوت کردیم به عنوان معاون سینمایی به خانه سینما آمدند که در آن جلسه هم بحث صندوق بیمه بیکاری مطرح شد و هم بحثهای مربوط به شورای پروانه ساخت و ایشان هم وعدههایی دادند ولی عملیاتی نشد، بنابراین ما دیدیم که وعدهها عملیاتی نشد و آن ۵ نفر از اعضا ء شورای پروانه ساخت همچنان ۷ نفر شده بودند و تغییری ایجاد نشده است. در نهایت از نماینده دیگرمان یعنی آقای شاهسواری درخواست کردیم که از شورای پروانه ساخت خارج بشود. تاکید میکنم که این نکات را به این دلیل می گویم که برخی از دوستان فکر میکنند، این دعواها شخصی بوده است، در حالیکه سر مسالههایی بود که بدان اشاره کردم. به هر حال اقای شمقدری، خاستگاهش از هیات اسلامی هنرمندان بود و اقای سجادپور هم همین طور و اینها اساسا از قدیم با خانه سینما مساله داشتند.
میخواستند با قطع بودجه، خانه سینما را زمینگیر کنند
عسگرپور گفت: آن دوستان همان طور که در گفتارشان همواره دیده میشد، خانه سینما را به عنوان مجموعه غیر خودی و به تعبیر خودشان شاه نشین میدانستند و به محض اینکه بر سر کار آمدند، بودجه خانه سینما را هم قطع کردند. آنها بودجه مشخص خانه سینما را پرداخت نمیکردند مثلا به بنیاد سینمایی فارابی میگفتند که شما به خانه سینما پول قرض بدهید و یکی دو نوبت این کار را انجام دادند و می گفتند، چک بابت آن بگیرید که معنایش این بود که اگر ما در خانه سینما نمی توانستیم، پول را برگردانیم باید به زندان میرفتیم. به هر حال ماجرای بودجه خانه سینما از ریل اصلی اش در آن مقطع خارج شده بود و چند ماه بعد کلا قطع شد. بنابراین خانه سینما برای اداره خودش یعنی نگهداری ساختمانها و پرداخت حقوق کارمندان باید به راههای دیگری دست پیدا می کرد. اینجا بود که تعداد زیادی از همکاران ما امدند، کمک کردند. در ابتدا شمار اندکی کمک کردند و بعدتر همکاران بیشتری پیوستند، البته این را بگویم که بعدا در طول زمان به انها کمکهایشان بازپرداخت شد.
مدیرعامل فعلی خانه هنرمندان با بیان اینکه در آن مقطع وضعیت ماجرای بودجه خانه سینما پیچیده شد، ادامه داد: تصورشان هم این بود که با قطع بودجه میتوانند خانه سینما را زمین گیر بکنند و خانه سینما به این تن خواهد داد که کلیدش را تحویل این آقایان بدهد و هیات مدیرهای که آنها مایل هستند، مستقر بشود. این وسط اندک سینماگرانی هم بودند که با آنها همکاری جدی داشتند و بعضیها سعی میکردند که نقش واسطهگری هم داشته باشند مثلا از معاونت سینمایی حرفها را برای ما بیاورند و حرفهای ما را برای آنها ببرند، یکی از طرحهای واسطهها این بود که بیاید همه هیات مدیره استعفا بدهید تا یک هیات مدیره دیگر بیاید، تا مسایل حل شود.
او خاطرنشان کرد: منتهی وظیفه کلی هیات مدیره در آن مقطع مساله امنیت شغلی بود و ما نمایندگان صنوف بودیم و قرار نبود با حرف دولت بیایم و با حرف آنها برویم، چون پیشتر خانه سینما این آزمونها را پشت سرگذاشته بود، مثلا در مقطعی برای جشن خانه سینما اتفاق افتاده بود که کل هیات مدیره درگیر شده بود و دولت آمده بود وسط تا مشکل را حل بکند. لابد باز فکر میکردند از همان طریق باید عمل بکنند.
رئیس هیات رئیسه خانه سینما به یک نقطه عطف تاریخی مهم دیگر اشاره کرد و افزود: ما یک نقطه عطف دیگری داشتیم که خیلی مهم بود، پس از آن که مکاتبات ما با مقامات ارشد دولت و وزارت ارشاد در این باره به نتیجه نرسید، در مرداد ۸۹ بود که یک فراخوانی برای امنیت شغلی با چند پارامتر مشخص دادیم (که در کتابچه امنیت شغلی خانه سینما مستند هم شده است،) و اتفاقا از مسولین خود دولت هم دعوت کردیم که در گردهمایی اصناف حضور پیدا کنند.
اول قرار بود این گردهمایی در موزه سینما تشکیل شود اما بعدتر مقرر شد به ساختمان وصال منتقل شود و با بخشهای امنیتی هم هماهنگ کرده بودیم، اما یکی دو نفر از سینماگرانی که تریبون حاکمیتی جدی در آن مقطع داشتند و خود معاون وقت سینمایی، در مصاحبههایی نکاتی را مطرح کردند که فضا را امنیتی کردند. بنابراین آن گردهمایی با مشکل روبرو شد و در نهایت هیات مدیره تصمیم گرفت، آن گردهمایی را برگزار نکند چون فضا به سمت مباحث سیاسی رفت، در حالیکه ما اساسا بحث مان امنیت شغلی و صنفی بود. بعدتر در شهریور ماه ۸۹ جشن خانه سینما را که داشتیم، آنجا اقای اصغر فرهادی برای همکارانشون آرزویهای داشتند که ای کاش بتوانند بیایند و فیلم بسازند. در پی آن اقای شمقدری آن بیانیه معروف انا لله و انا الیه راجعون را منتشر کردند.
انجا هم ما اساسا وارد فضای دیگری شدیم. فکر کنم اوایل مهر ماه سال ۹۰ وزارت ارشاد شکایتهای در دادگستری مطرح کرد که مجموعا به نفع خانه سینما رای صادر شد و ما میتوانستیم ادامه فعالیت بدهیم. اما به ۱۴ دی ماه معروف که رسیدیم به استناد بندی که مربوط به آموزشگاههای سینمایی بود، نامه انحلال خانه سینما به فرمان وزیر توسط دبیرخانه رسیدگی به مراکز فرهنگی هنری را صادر کردند.
عسگرپور گفت: من این نکات را که یک بخشی از آن تاریخی بود، مطرح کردم. و می خواستم تاکید کنم که سیر تاریخی آن به مباحثی چون آماده کردن لایحه نظام صنفی تا طرح امنیت شغلی و فعالیت های دیگری همچون آمدن اعضا ء اکادمی اسکار به ایران و ... برمی گردد که این اتفاقات برای برخی مقامات وقت خوشایند نبود. البته در آن مقطع همه میدانستند که عزم دولت دهم، یکجوری مقابل با تمام نهادهای صنفی در حوزه فرهنگ و هنر بود که مهم ترینش خانه سینما میتوانست تلقی بشود که اگر از این بخش عبور میکردند، می توانستند به بخشهای بعدی هم برسند.
همچنان برای ساختار و ثبت صنوف فرهنگی،مشکل قدیمی اساسنامهای وجود دارد
وی تاکید کرد: همین امروز که ما داریم با هم صحبت میکنیم، هنوز ثمرات نامیمون آن نگاه وجود دارد، به خاطر اینکه همچنان برای ساختار و ثبت صنوف فرهنگی هنری، مشکل قدیمی اساسنامهای وجود دارد. با وجود اینکه برخی تکالیف در دورهای به وزارت ارشاد محول شده است. اما وزارت ارشاد از آن دوره به وظیفه اصلیاش عمل نکرده است. من جمله فکر میکنم این اتفاق باید برای دهه ۸۰ و دولت اقای خاتمی باشد که وزارت ارشاد یک سال فرصت داشت که ایین نامه ثبت صنوف را به تصویب برساند و سامانه خودش را متناسب سازی بکند، ولی این کار را نکرده است یعنی همچنان صنوف در قاعده موسسات فرهنگی ثبت میشوند. البته بخشهای تصحیح شده و بخش های تصحیح نشده است. بنابراین همچنان مشکل قدیمی که سالها با آن درگیر هستیم، سرجاش هست که صنوف بین وزارت کار و ارشاد سرگردان هستند.
به نظرم همین سهل انگاری که در وزارت ارشاد در این سالها هست و ما اسمش را میگذاریم سهل انگاری، که از نظر من پشت آن ممکن است، عزمی وجود داشته باشد که نهادها صنفی استقرار کامل به عنوان آنچه در دنیا رایج هست، نداشته باشند و هیچ وقت نتوانند مستقر بشوند، این روند میتواند دلایل مختلفی داشته باشد.
یادی از بهرام بیضایی در ماجرای امنیت شغلی
او با اشاره به کتابچه امنیت شغلی ادامه داد: اسامی سینماگران با دیدگاههای مختلف از نسلهای متفاوت در کتابچه امنیت شغلی برای ثبت تاریخی هست که اعلام آمادگی کرده بودند که در این گردهمایی حاضر شوند و صحبت کنند. اتفاقا یادی کنم از مرحوم بیضایی که به تازگی از دنیا رفتند، به یاد دارم در انتهای آن کتابچه نامه من به بیضایی امده است. به عنوان کسی که در رابطه با گردهمایی اعلام حمایت و موضع مشخص کرده بود. نامه ایشان در این کتابچه چاپ شد و به عنوان سند هنوز هست که در آن به سیر دعوت برای گردهمایی و علل عدم برگزاری گردهمایی اشاره شده است.
وی ادامه داد: به نظرم خانه سینما یک عرض و طول و عمقی از خودش در ماجرای سال ۹۰ تا ۹۲ نشان داد که می تواند همچنان مورد توجه باشد، هم از سوی خودمان هم از سوی دولتمردان. بعد از آن دولتمردان و هم نهادهای صنفی متوجه شدند که میتوانند قدرتمند حضور داشته باشند و نهادهای صنفی که بعد خانه سینما قرار بود دولت دهم به سراغ شان برود، درک کردند که به هرحال می توانند از خانه سینما یک الگوبرداری بکنند و همچنین دولتهای بعدی هم متوجه شدند که نباید با نهادهای صنفی که برآمده از مطالبات مردم هستند، وارد چالش بشوند.
بحث من این است که باید با نهاد صنفی تعامل و گفتگو داشته باشند، البته حاکمیت باید یک تلقی جدیدی پیدا می کرد، تا این لحظه که ما با هم صحبت میکنیم، اتفاق جدی نیفتاده است که کرسیهای مشخص برای نهاد صنفی در شوراهای تصمیم ساز و تصمیمگیر، ایجاد بشود، البته نه تنها در سینما بلکه در کل حوزههای فرهنگ. اگر دقت بکنید در شوراهای عالی فضای مجازی وانواع و اقسام شوراهای عالی و میانی، بیحضور نهادهای صنفی برای کسب و کار یک نهاد صنفی تصمیمگیری میکنند، در صورتیکه اینها باید در آن شوراها جایگاه حقوقی موثر داشته باشند، چرا در شورای عالی انقلاب فرهنگی و خیلی شوراهای دیگر نماینده صنوف هنری حضور ندارند؟ واقعیت این است که دولتها و مجلس در دورههای مختلف هیچ وقت روی خوش به نهاد صنفی نشان ندادند و این مدعا را در مجموع مصوبات و ایین نامههایشان می توانید،مشاهده کنید.
عسگرپور با اشاره به ماجرای انحلال خانه سینما گفت: به نظرم اتفاق انحلال خانه سینما می توانست یک درس برای نهاد صنفی داشته باشد که به بلوغ خودش بیشتر فکر بکند و هم دولت و هم مجلس متوجه بشوند که نهاد صنفی را در این معادلات باید درست ببینند و نباید با آن وارد مخاصمه بشوند و مصوبات حذفی شبانه داشته باشند.
مدیرعامل خانه هنرمندان ایران تاکید کرد که اگر نقش درستی برای نهاد صنفی تعریف نشود، خودش نقش خودش را پیدا می کند و ادامه داد: الان مشکل اصلی در مملکت ما خیلی به خانه سینما بر نمیگردد. نهادهای صنفی در حوزه هنر امکان استقرار به عنوان نهاد صنفی مستقل را در قانون ندارند مثلا استقلالی برای نهاد صنفی در نظر نمیگیرند مثلا هیات مدیره نهاد صنفی هم باید استعلام شود، انگار در جایگاه حساس حکومتی هستند با انحلال نهاد صنفی هنری دست وزارت ارشاد است. در اثر تجربهای که در این سالها داشتم،حاکمیت نگاه سازنده را به صنفهای فرهنکی هنری ندارد که اگر داشت، ما الان بلاتکلیف نبودیم که باید در وزارت ارشاد خودمان را ثبت کنیم یا وزارت کار.
رئیس هیات رئیسه خانه سینما تاکید کرد: بنابراین اصل مشکل خانه سینما همچنان همین است که ما به عنوان شاغلان سینما باید در مجامع تصمیم گیری درباره چگونگی کسب و کارمان حضور و جایگاه حقوقی موثر داشته باشیم و ربطی به این دوره دولت یا دولت های قبلی ندارد. ما ممکن است در دوره فعلی با وزیر مربوطه به دلیل اخلاق حسنه ایشان رابطه دوستانه و مسالمت آمیزی داشته باشیم، اما معلوم نیست تا کی ادامه پیدا کند و هم چنان مطالباتمان بر زمین باشد.
مشکل اصلی خانه سینما و اساسا نهادی صنفی در حوزه فرهنگی هنری برمی گردد به ساختارهای حقوقی که در سطح کلان کشور باید حل بشود، اگر در وزارت ارشاد کسانی را داشتیم که محکم بایستند و از این فکر که اصناف باید در نظام های تنظیم گری شریک و موثر باشند، دفاع بکنند، میتوانستیم از پس این ماجرا بر بیایم و سازمانهای صنفی خودمان را تشکیل بدهیم اما الان واقعیت این است که مدتهاست، ما در مقطع حساس کنونی هستیم و هر زمان بخواهیم از حقوقمان حرف ها بزنیم، فوری میگویند فلان اتفاق افتاده است و ما باید امروز و فردا را بگذارنیم تا بعد، تلاش های فردی ما هم کافی نیست، و آنگاه هم که ما تلاش زیاد میکنیم و فریاد می زنیم تا صدای مان را بشنوند، از آن تعبیر سیاسی میکنند.

منبع : ایسنا

















































