
خبرگزاری مهر،یادداشت مهمان، امیر عباس صادقی: در روزگاری که سرعت انتشار خبر از سرعت تحلیل پیشی گرفته، رسانهها در مواقع بحرانی میتوانند هم نقش مرهم را ایفا کنند و هم به عاملی برای تشدید اضطراب، تحریف ذهن و آشفتگی روانی جامعه تبدیل شوند؛ مسیری که انتخاب آن، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند مسئولیتپذیری رسانهای و ارتقای سواد رسانهای عمومی است.
در شرایط بحرانی، جامعه بیش از هر زمان دیگری تشنه اطلاعات است. بحرانها,اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا امنیتی،فضایی ایجاد میکنند که افکار عمومی به شدت آسیبپذیر میشود. در چنین بزنگاههایی، رسانهها نهتنها انتقالدهنده خبر، بلکه شکلدهنده ذهن و احساس جمعی مردم هستند. همین جایگاه، نقش رسانه را از یک ابزار اطلاعرسانی صرف، به یک بازیگر مؤثر در سلامت روان جامعه ارتقا میدهد.
یکی از مهمترین آسیبهایی که در پوشش رسانهای بحرانها مشاهده میشود، تحریف واقعیت از طریق بزرگنمایی، تکرار هیجانی و روایتهای ناقص است. تیترهای اضطرابآفرین، بازنشر بدون تحلیل اخبار منفی و تأکید افراطی بر جنبههای تلخ ماجرا، ذهن مخاطب را بهمرور در وضعیت اضطراب مزمن قرار میدهد. در چنین فضایی، ترس و ناامیدی جای عقلانیت و تحلیل را میگیرد و جامعه پیش از مواجهه واقعی با بحران، دچار فرسودگی روانی میشود.
در کنار مسئولیت رسانهها، نباید از نقش تعیینکننده سواد رسانهای مردم غافل شد. مخاطبی که از مهارت تشخیص منبع معتبر، تفکیک خبر از تحلیل، شناخت شایعه و بررسی صحت اطلاعات برخوردار نباشد، بهراحتی قربانی اخبار جعلی، روایتهای تحریفشده و فضاسازیهای هدفمند میشود. نبود سواد رسانهای، جامعه را به بازنشرکننده ناآگاه اخبار نادرست تبدیل میکند؛ چرخهای که خود به تشدید بحران دامن میزند.
سواد رسانهای به مردم میآموزد که هر خبر فوری الزاماً خبر درست نیست، هر تصویر منتشرشده واقعیت کامل را نشان نمیدهد و هر روایت پرهیجان، قابل اعتماد نیست. این آگاهی، مخاطب را از مصرفکننده منفعل خبر به تحلیلگر فعال تبدیل میکند و مانع از آن میشود که ذهن و روان جامعه، ملعبه جنگهای رسانهای و موجسازیهای هدفمند قرار گیرد.
از سوی دیگر، رقابت رسانهای برای «اول بودن» باعث میشود دقت، صحت و اخلاق حرفهای قربانی سرعت شود. در چنین شرایطی، رسانه مسئول باید در کنار اطلاعرسانی، به آموزش غیرمستقیم مخاطب نیز توجه کند؛ با شفافیت، تصحیح خطاها، ارجاع به منابع معتبر و پرهیز از القای هیجان کاذب.
در نهایت، باید پذیرفت که مدیریت روانی جامعه در بحرانها، حاصل همافزایی رسانههای مسئول و مخاطبان آگاه است. رسانه بدون اخلاق حرفهای خطرناک است و مخاطب بدون سواد رسانهای آسیبپذیر. آینده آرامتر جامعه، در گرو انتخاب آگاهانه هر دو ضلع این رابطه است؛ انتخابی میان آگاهی یا آشفتگی، حقیقت یا تحریف.




















![[ زاهدالدین سلگی ] شروطی برای نپذیرفتن!](/news/u/2026-01-31/ettelaat-q1g2e.jpg)




























