
بیش از ۴۵۷ هزار شهروند اروپایی طوماری را امضا کردهاند که خواستار تعلیق کامل توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا با رژیم صهیونیستی در ماه اول این طرح است.
این دادخواست که در ۱۳ ژانویه (۲۳ دی) بهعنوان یک ابتکار عمل رسمی شهروندان اروپایی آغاز شد، باید تا ۱۳ ژانویه سال آینده به یک میلیون امضا از دستکم ۷ کشور عضو اتحادیه اروپا برسد تا بررسی رسمی آن توسط کمیسیون اروپا آغاز شود.
این یک درخواست نمادین نیست؛ این سازوکاری است که در چارچوب دموکراتیک اتحادیه اروپا تعبیه شده و برای تبدیل اراده عمومی به بررسی نهادی طراحی شده است.
سرعت و گسترش جغرافیایی این هماهنگی اهمیت دارد؛ درخواست تعلیق توافقنامه انجمن اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی دیگر محدود به تظاهرات خیابانی یا محافل فعالان نیست؛ این درخواست وارد معماری دموکراتیک رسمی اتحادیه اروپا شده است.
این دادخواست خواستار تعلیق به این دلیل است که رژیم صهیونیستی ماده ۲ توافقنامه همکاری را نقض میکند، توافقنامهای که شراکت را به احترام به حقوق بشر و قوانین بینالمللی مشروط میکند؛ همان طور که در این طرح آمده است: شهروندان اتحادیه اروپا نمیتوانند تحمل کنند که اتحادیه اروپا توافقنامهای را حفظ کند که به مشروعیت بخشیدن و تامین مالی دولتی که مرتکب جنایتهای علیه بشریت و جنایتهای جنگی میشود، کمک میکند.
در متن این طرح همچنین به کشتار گسترده غیرنظامیان، آوارگی، تخریب بیمارستانها و زیرساختهای پزشکی در غزه، محاصره کمکهای بشردوستانه و عدم رعایت دستورات دیوان بینالمللی دادگستری ICJ اشاره شده است.
تا روز دوشنبه، این طرح ۴۵۷ هزار و ۹۵۰ امضا جمعآوری کرده که بیش از ۴۵ درصد از کل امضاهای مورد نیاز تنها در یک ماه است؛ امضاکنندگان از هر ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا بدون استثنا هستند؛ این یک افزایش منطقهای نیست، بلکه قارهای است.
توزیع امضاها چیزی بیش از اعداد خام را نشان میدهد؛ فرانسه به تنهایی ۳۰۲ هزار و ۱۸۲ امضاکننده دارد که تقریبا ۴۵ درصد از کل امضاها را تشکیل میدهد؛ این رقم نشاندهنده سنت دیرینه بسیج همبستگی این کشور، تظاهرات گسترده پایدار در طول جنگ نسلکشی غزه و موضعگیری روشن بازیگران سیاسی اصلی، مانند حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» است؛ فرانسه بهعنوان موتور اصلی این تلاش نهادی ظهور کرده است.
اسپانیا با ۶۰ هزار و ۸۷ امضا در رتبه بعدی قرار دارد، در حالی که ایتالیا با ۵۴ هزار و ۸۲۱ امضا در رتبه بعدی قرار دارد که با توجه به حضور یک دولت راستگرا که آشکارا از رژیم صهیونیستی حمایت میکند، رقمی به ویژه قابل توجه است.
بلژیک ۲۰ هزار و ۳۳۰ امضا از جمعیتی تقریبا ۱۲ میلیونی ثبت کرده که نشان دهنده مشارکت نسبی بالا است؛ در منطقه نوردیک، فنلاند با ۱۲ هزار و ۶۴۹ امضا، سوئد با ۱۵ هزار و ۲۶۷ امضا و دانمارک با ۸ هزار و ۲۹۵ امضا، مشارکت پایدار را نشان میدهند.
ایرلند به ۱۱ هزار و ۲۸۱ امضا از جمعیتی کمی بیش از ۵ میلیون نفر رسیده است.
چندین کشور از این کشورها پیش از این از آستانههای ملی مورد نیاز خود طبق قوانین اتحادیه اروپا فراتر رفتهاند؛ فرانسه، اسپانیا، بلژیک، فنلاند، ایرلند، ایتالیا و سوئد همگی از دستکم تعداد امضاهای مورد نیاز برای محاسبه بهعنوان عضو ۷ کشور، فراتر رفتهاند.
این یک تحول حیاتی است؛ این بدان معناست که این ابتکار نه تنها در حال افزایش حجم امضاها است، بلکه در حال حاضر معیارهای مشروعیت جغرافیایی تعبیهشده در سازوکار ابتکار شهروندان اروپایی را نیز برآورده میکند.
هلند با ۲۰ هزار و ۳۰۴ امضا به آستانه ملی خود نزدیک میشود؛ لهستان با ۲۲ هزار و ۳۰۸ امضا، نشاندهنده مشارکتی است که فراتر از اروپای غربی گسترش مییابد؛ حتی در کشورهای کوچکتر مانند اسلوونی با هزار و ۷۰۳ امضا، لوکزامبورگ با ۹۰۰ امضا و پرتغال با ۴ هزار و ۹۴۵ امضا، مشارکت قابل مشاهده و قابل اندازهگیری است.
آلمان تضاد آشکاری را نشان میدهد؛ با وجود اینکه پرجمعیتترین کشور عضو اتحادیه اروپا و محل برخی از بزرگترین تظاهرات علیه کارزار نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه است، این طومار ۱۱ هزار و ۴۶۱ امضای آلمانی را جمعآوری کرده است که فقط ۱۷ درصد از آستانه ملی آلمان یعنی ۶۹ هزار و ۱۲۰ امضا است.
این شکاف بین حضور خیابانی مشهود و مشارکت رسمی نهادی، فضای سیاسی و حقوقی خاص در آلمان را برجسته میکند، جایی که ابراز حمایت از فلسطین با محدودیتها و موانعی روبهرو بوده است.
دولتهای متوالی در آلمان حمایت تقریبا بیقید و شرط خود را از رژیم صهیونیستی بهعنوان یک سیاست دولتی حفظ کردهاند؛ درصد نسبتا پایین، نشاندهنده عدم وجود مخالفت نیست، بلکه نشاندهنده محدودیتهای ساختاری است که مخالفت در چارچوب آن عمل میکند.
اینکه بیش از ۱۱ هزار شهروند آلمانی با این وجود رسما حمایت خود را ثبت کردهاند، نشان میدهد که حتی در شرایط فشار سیاسی، مشارکت نهادی در حال وقوع است.
رویهم رفته، این الگوها چیزی عمیقتر از شتاب یک دادخواست را نشان میدهند؛ در طول بیش از ۲ سال جنگ نسلکشی، پاکسازی قومی و نابودی نظاممند زندگی غیرنظامیان در غزه، همبستگی در سراسر اروپا از بین نرفته است.
این همبستگی از شعارهای اعتراضی و حضور گسترده خیابانی به یک ابزار رسمی تبدیل شده که مستلزم پاسخ نهادی است.
دادخواستها بهطور خودکار سیاست را تغییر نمیدهند؛ کمیسیون اروپا از نظر قانونی موظف به تعلیق توافقنامه همکاری نیست، حتی اگر این ابتکار در نهایت به یک میلیون امضا برسد، اما پیامدهای سیاسی آن قابل توجه است.
یک ابتکار موفق، کمیسیون را رسما مجبور میکند تا به خواستهای که ریشه در بند حقوق بشر خود اتحادیه اروپا دارد، پاسخ دهد؛ این نشان میدهد که درخواست تعلیق، ریشه در حمایت عمومی گسترده و قابل اندازهگیری در میان کشورهای عضو متعدد دارد.
اتحادیه اروپا مدتهاست که خود را بهعنوان یک قدرت هنجاری متعهد به قوانین بینالمللی و حقوق بشر معرفی کرده است؛ ماده ۲ توافقنامههای مشارکت آن بنیادی است؛ اگر صدها هزار و بهطور بالقوه بیش از یک میلیون، شهروند اروپایی اصرار داشته باشند که این اصل بهطور مداوم اعمال شود، نهادهای اتحادیه اروپا با آزمون اعتبار روبهرو خواهند شد.
این طومار صرفا تعداد امضاها نیست؛ این شاخصی از اراده سیاسی است؛ این نشان میدهد که در سراسر فرانسه، اسپانیا، بلژیک، ایتالیا، ایرلند، کشورهای شمال اروپا و فراتر از آن، شهروندان از سازوکارهای دموکراتیک خود اتحادیه اروپا برای مطالبه پاسخگویی استفاده میکنند.
چه این ابتکار در نهایت به یک میلیون امضا برسد چه نرسد، یک واقعیت از قبل تثبیت شده است؛ درخواست تعلیق مشارکت اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی وارد جریان خون نهادی اروپا شده است؛ دیگر نمیتوان آن را بهعنوان لفاظیهای حاشیهای رد کرد؛ این نشاندهنده پیشرفت قابل توجهی در واکنش اروپا به نسلکشی در غزه است.
منبع : خبرگزاری میزان

















































