
۱۷ دیماه، برای کشتی ایران تنها یک تاریخ نیست؛ روزی است که پهلوانی از قاب مدالها عبور کرد و به حافظه جمعی یک ملت پناه برد. غلامرضا تختی رفت، اما آنچه ماند، وزنهای بود سنگینتر از طلا؛ اخلاق، مردمداری و شرافتی که هنوز هم روی شانههای ورزش ایران سنگینی میکند.
در تقویم کشتی، نامهای بزرگی آمده و رفتهاند؛ قهرمانان جهان، المپیکیها، اسطورهها. اما تنها یک نام است که کنار واژه «پهلوان» بینیاز از توضیح میایستد؛ غلامرضا تختی، جهانپهلوانی که قهرمانی را بلد بود، اما پهلوانی را زندگی کرد.
تختی روی تشک، جنگندهای کمنظیر بود؛ با ۳ مدال المپیک و چندین نشان جهانی، نامش در تاریخ کشتی جهان ثبت شد. اما آنچه تختی را ماندگار کرد، نه فن «پل شکسته» بود و نه تشویق سکوها؛ دلبستگیاش به مردم بود. او قهرمان روزهای سخت بود؛ زمانی که نه فقط ایستادن روی سکو بلکه دیدن درد مردم دغدغه مهم در زندگیاش بود.
در سالهایی که بسیاری قهرمانی را پایان راه میدانستند، تختی تازه شروع میکرد؛ از کمک به زلزلهزدگان بوئینزهرا تا ایستادن کنار مردمی که صدایشان شنیده نمیشد. او نشان داد پهلوان، فقط برنده مسابقه نیست؛ پهلوان کسی است که بلد است ببازد، اما انسانیت را هرگز.
تختی؛ معیار، نه خاطره
با گذشت دههها از رفتنش، تختی هنوز معیار است. معیار سنجش اخلاق ورزشکاران، معیار رفتار قهرمانان، معیار نسبت قدرت و انسانیت. هر بار که کشتیگیری دست حریف مصدومش را بالا میبرد، هر جا که مدالی فروتنانه بر گردن آویخته میشود، نام تختی بیصدا زمزمه میشود.
شاید به همین دلیل است که تختی هرگز «گذشته» نمیشود. او نه در موزهها جا میگیرد، نه در قاب عکسها خلاصه میشود. تختی در سوالهای بیپاسخ ما زنده است؛ اینکه آیا هنوز میشود قهرمان بود و مردمی ماند؟
پهلوانی که هنوز نفس میکشد
۱۷ دی، سالروز درگذشت غلامرضا تختی است؛ اما برای کشتی ایران، این روز بیش از آنکه یادآور مرگ باشد، یادآور مسئولیت است. مسئولیت اینکه ورزش، بدون اخلاق، فقط رقابت است و قهرمانی، بدون مردم، فقط عدد.
تختی رفت، اما راهش ادامه دارد؛ هنوز روی تشک ایستاده است، بیمدال و بیسکو، فقط برای آنکه بگوید قهرمانی میآید و میرود، اما انسانیت، اخلاق و مردمداری برای همیشه تاریخ ماندگار است.
منبع : خبرگزاری میزان







































![[مصطفی داننده] فقط میخواهیم فقیرتر نشویم!](/news/u/2026-01-06/ettelaat-73ahb.jpg)









