
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، با آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران از یک ماه پیش، قیمت نفت برنت که پیش از آن در محدوده ۷۰ دلار قرار داشت، به سرعت به ۱۱۰ دلار افزایش یافت. این جهش ناگهانی، زنگ خطر را برای اقتصادهای وابسته به انرژی منطقه خلیج فارس به صدا درآورد. اما جمهوری اسلامی ایران در اقدامی هوشمندانه و راهبردی، با آزادسازی حرکت برخی شناورهای نفتکش و اعطای مجوزهای محدود عبور، موفق شد قیمت نفت را تا محدوده ۱۰۰ دلار کاهش داده و ثبات نسبی را به بازار بازگرداند.
این اقدام که در چارچوب مدیریت "تابآوری" اقتصاد جهانی تعریف میشود، نشاندهنده درک عمیق تهران از معادلات پیچیده بازار انرژی و توانایی آن در تنظیم فشارهای وارداتی بود.
اما آنچه در روزهای اخیر رخ داده، حاکی از آن است که گمانهزنیها درباره اقدامات حسابنشده آمریکا - از جمله احتمال عملیات تهاجمی زمینی و تشدید تنشهای نظامی در منطقه - بار دیگر آرامش نسبی بازار را بر هم زده است. قیمت نفت که با مدیریت ایران تا محدوده ۱۰۰ دلار کاهش یافته بود، مجدداً ظرف مدت کوتاهی به محدوده ۱۱۰ دلار بازگشت.
کارشناسان معتقدند این نوسانات نشان میدهد که هرگونه محاسبه اشتباه از سوی واشنگتن میتواند زمینهساز جهش دوباره و افسارگسیخته قیمتها و به هم ریختگی کامل بازارهای جهانی شود. البتهاین ابر یک نکته حائز اهمیت برای اقتصاد امریکا نیز وجود دارد که به جزئیات آن خواهیم پرداخت.
در شرایط کنونی، آمریکا در معادله نفت ۱۰۰ دلاری توانسته است متحدان سابق اروپایی خود و رقیب اصلی خودش یعنی چین را تحت فشار قرار دهد. نفت ۱۰۰ دلاری اگرچه برای اقتصاد اروپا گران محسوب میشود، اما هنوز برای اقتصاد آمریکا که از انعطاف بیشتری برخوردار است، تهدیدی فوری به شمار نمیآید.
اما نکته حائز اهمیت آن است که این وضعیت پایدار نخواهد بود.
تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که هرچند هنوز اقتصاد آمریکا تحت تأثیر جدی موج نفت ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلاری قرار نگرفته است، اما قیمت ۱۵۰ دلاری نفت، قطعاً تابآوری اجتماعی و اقتصادی حتی بزرگترین اقتصاد جهان را نیز در هم خواهد شکست.
تنگه هرمز که محل عبور ۲۰ درصد انرژی جهان است، با اقدام هوشمندانه ایران به سمت مدیریت قیمت نفت در مرز ۱۰۰ دلار حرکت کرد. این رویکرد نشان داد که تهران خواهان ثبات نسبی در بازارهای جهانی است و توانایی تنظیم فشارها را در دست دارد.
اما هرگونه اقدام حسابنشده از سوی آمریکا - خواه تشدید تنشهای نظامی، خواه اتخاذ سناریوهای تهاجمی جدید - میتواند آغازگر موجی از تنشهای اقتصادی و حتی بحرانهای اجتماعی در خود آمریکا باشد. این نکته مشخص است که همین امروز نیز تیم ترامپ در مقابل پرسشهای رسانههای فراگیر منتقد پاسخ منطقی و قابل قبول ندارد، حال آنکه باید منتظر باشد تا با شوک نفت ۱۵۰ دلاری تنشهای اجتماعی واقیعت تصمیمهای حساب نشده را به دولت مستقر امریکا نشان دهد.
یک ماه از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران میگذرد. در این مدت، تهران نشان داده است که نه تنها توانایی مدیریت معادلات میدانی، بلکه ظرفیت تنظیم بازار انرژی جهان را نیز در اختیار دارد. اما آنچه امروز به عنوان تهدید جدی مطرح میشود، رفتارهای غیرقابل پیشبینی و اقدامات حسابنشده واشنگتن است که میتواند قیمت نفت را از محدوده مدیریتشده ۱۰۰ دلار به محدوده شکننده ۱۵۰ دلار برساند.
در چنین سناریویی، نه تنها اقتصادهای اروپایی و چین که اکنون تحت فشار هستند، بلکه خود آمریکا نیز با موج بیسابقه بحرانهای اجتماعی و اقتصادی مواجه خواهد شد. هزینه جدید حداقل ۳۰۰ دلاری ماهانه برای هر خانوار، تورم سرسامآور اقلام مصرفی و نارضایتیهای گسترده اجتماعی به خصوص در میان منتقدان ترامپ، تنها بخشی از پیامدهای قابل پیشبینی این مسیر نادرست است.
تنگه هرمز امروز به گلوگاهی تبدیل شده که هرگونه حرکت نسنجیده میتواند متزلزلکننده ثبات نه تنها در منطقه، که در قلب اقتصاد آمریکا باشد. اکنون نوبت واشنگتن است که میان "مدیریت عقلانی" و "ماجراجویی حسابنشده" یکی را انتخاب کند.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































