
باشگاه خبرنگاران جوان - وقایع تلخ دی ماه ۱۴۰۴ را باید همه جانبه و از منظرهای مختلفی مورد ارزیابی قرار داد. یکی از مهمترین جنبههای این ماجرا، بعد امنیّتی آن است. دشمنان مردم ایران در یک طراحی چند لایه و پیچیده و با استفاده از برخی زمینهها و بسترهای اقتصادی و اجتماعی، سعی کردند یک بار دیگر رؤیای ۴۷ ساله خود درباره جمهوری اسلامی ایران را دنبال کنند و البته این بار هم مثل گذشته، دچار خطای محاسباتی شده و نشناختن مردم ایران به عنوان عاملی کلیدی، طرح آنان را ناتمام و ناکام کرد.
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار روز گذشته مردم آذربایجان شرقی با تشریح ابعاد فتنه آمریکایی دی ماه ۱۴۰۴ و تأکید بر ضرورت تحلیل ابعاد این فتنه توسط اهل فکر و تحلیل فرمودند: «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد... دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با اینهمه زحمت، با اینهمه خرج، با اینهمه پیشبینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّهی مهمّی است، قضیّهی کوچکی نیست.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
رسانه KHAMENEI.IR برهمین اساس، برای بررسی زمینهها، ابعاد، چگونگی شکست فتنه آمریکایی-صهیونی دی ماه ۱۴۰۴ و برنامههای احتمالی دشمن برای آینده، با سردار سرتیپ پاسدار مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفتوگو کرده است که به شرح زیر است:
* سردار! آیا در فتنه اخیر، دستگاه امنیّتی غافلگیر شد؟
بروز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و شکست خفتبار رژیمصهیونیستی که متأثر از تصمیم حکیمانه و سریع رهبر معظم انقلاب در انتصاب فرماندهان، انسجام ملّی حول محور رهبری و ایران عزیز، هماهنگی تمامی شئون حاکمیت، بیگانهستیزی تاریخی مردم و برخورد قاطع و دشمنشکن نیروهای مسلح با تجاوز دشمن بود، برآوردها از میزان انسجام داخلی کشور نزد سرویسهای اطلاعاتی را تغییر داد؛ چه اینکه آنها براساس خطای محاسباتی، فکر میکردند که با آغاز حمله به ایران، مردم ناراضی به خیابانها آمده و نظام را سرنگون میکنند. حتی نخستوزیر رژیم هم در روز دوم جنگ، صراحتاً از مردم ایران خواست که به خیابانها بیایند.
این خطای برآوردی و شکست ناشی از آن، نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ نظامی به ایجاد آشوب در کشور با هدف تضعیف انسجام ملّی تغییر داد. حتی برخی سرویسهای امنیّتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. آنها به صراحت به ما میگفتند که «دشمن برنامههای خود را برای ضربه نظامی به ایران کنار نگذاشته و در حال حاضر تلاشهای خود را نه برای حمله نظامی مستقیم، بلکه ایجاد آَشوب داخلی و بیثباتی در ایران معطوف داشته است.»
برای عملیاتیسازی این پروژه دشمن به چند ماه برنامهریزی و زمینهسازی نیاز داشت. تلاشهای دشمن برای ایجاد و تثبیت حالت انتظار «نه جنگ و نه صلح» و معتبرسازی سایه جنگ در کنار ایجاد تکانهها و فشار اقتصادی به کشور برای بهرهگیری از زمینههای موجود در کشور، در همین راستا تحلیل میشود. همزمان از سویی عملیات شناختی چند لایه و بالا بردن سطح خشونت در محیط فضای مجازی و از سوی دیگر، شبکهسازی گسترده در شبکههای اجتماعی در دستور کار سرویسهای اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان «ضربه بزرگ» فراهم شود.
برای همین هم از همان روزهای ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاشها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکههای ضدّامنیّتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیبپذیر، آگاهسازی اقشار، اصناف و جمعیتهای در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیر مجاز و شناسایی ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویسهای بیگانه، بخشی از تلاشهای صورت گرفته، فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. با این توصیف، قطعاً اگر تلاشهای صورت گرفته توسط نهادهای امنیّتی و انتظامی نبود، آشوب اخیر به مراتب بزرگتر و خشونتبارتر از وضعیت رخ داده بود.
در خصوص غافلگیری هم باید بدانیم که این موضوع را میتوان به ابعاد مختلفی همچون غافلگیری اطلاعاتی، غافلگیری عملیاتی، غافلگیری در «باور» به احتمال بروز آشوب، غافلگیری در زمانبندی و نوع مواجهه با خیابان و... تقسیم کرد. در خصوص این آشوب نیز از حدود ۳ ماه قبل، گزارشات متعددی ناظر به بررسی راهبردی و بروز هشدار در خصوص برنامه ۷ مرحلهای دشمن برای پروژه براندازی در کشور به مقامات تصمیمگیر در لایه اطلاعاتی تهیه و ارسال شد. اقدامات متعددی هم در خصوص اشراف و پیشگیری از بروز اغتشاش در کشور انجام پذیرفت. بخشی از تصور غافلگیری هم به دلیل تصمیم دشمن مبنی بر استفاده از خشونت افسارگسیخته است. شاید اگر سوء استفاده آشوبگران از صفوف معترضین، حمایت و ورود مستقیم دشمن به حمایت سیاسی و امنیّتی، استفاده افراطی از روشهای خشونتآمیز توسط آشوبگران آموزش دیده و احتیاط نیروهای حافظ امنیّت برای مدیریت پروژه کشتهسازی نبود، آشوب رخ داده خیلی زودتر از این مهار میشد.
* آیا ارزیابی خاصی از هدف استراتژیک نهایی این عملیات ترکیبی (تغییر نظام، بیثباتی گسترده، ایجاد تروریسم شهری، تخریب اعتماد عمومی) از نظر نهادهای امنیّتی وجود دارد؟
برای درک مقصد نهایی آشوب رخ داده در دی ماه، اول باید بدانیم که راهبرد قطعی دشمن، نه تضعیف یا مهار، بلکه «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» است که آشوب داخلی و مداخله نظامی خارجی، وظیفه تسهیل و به نتیجه رساندن این راهبرد را بر عهده دارند. در واقع این راهبرد ضدّ ایرانی در ادامه راهبرد مقاومتزدایی از منطقه و مرجعیت بخشی به رژیمصهیونیستی در منطقه تعریف میشود. به شکلی که آمریکاییها معتقدند، متأثر از عملیات طوفانالاقصیٰ و کاهش چشمگیر مشروعیت رژیمصهیونیستی در افکار عمومی دنیا، تمامی تلاشها باید معطوف به تضعیف همه جانبه دشمنان و حتی رقبای این رژیم باشد و به تعبیر دیگر آمریکاییها میخواهند همه را قربانی منافع رژیمصهیونیستی کنند.
اما شکست رژیم از ایران در جنگ ۱۲ روزه، پیروزی متّحدان جریان مقاومت در انتخابات پارلمانی عراق، شکست در پروژه خلع سلاح حزبالله در لبنان و عدم تسلیم انصارالله در یمن، از نشانههای شکست آمریکا در قدرت بخشی به رژیم در منطقه است. با فهم دقیق این وضعیت، جایگاه و اهمیت آشوب دی ماه در تلاش برای تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران و مقاومت، بهتر تحلیل میشود. دشمن میداند که اگر نتواند مقابل تقویت مؤلفههای قدرتآفرین مقاومت و مخصوصاً جمهوری اسلامی ایران بایستد، به زودی باید شاهد افول نفوذ و قدرت متّحد راهبردی خود در منطقه باشد.
از سوی دیگر، همانطوری که در پاسخ به سؤال قبل اشاره شد، این آشوب، مقدمه و پیشزمینه حمله نظامی مجدد به کشور و تداوم تلاش برای تسلیمسازی ملّت ایران ذیل راهبرد فوق به شمار میرفت که با هوشیاری مردم و تلاش تمامی نهادهای انتظامی و امنیّتی ناکام ماند.
* برخی فتنه دی ماه ۱۴۰۴ را بزرگترین اقدام تروریستی طراحی شده توسط دشمن پس از انقلاب میدانند. در سؤال اول به برنامه ۷ مرحلهای دشمن در خصوص براندازی نظام اسلامی اشاره کردهاید. در صورت امکان، جزئیات بیشتری از این ۷ گام را ارائه بفرمایید.
در این آشوب دشمن تلاش کرد با استفاده از زمینههای اقتصادی، شناختی، سیاسی، امنیّتی و خارجی موجود، تمامی تجارب اندوخته از فتنههای پیشین را برای اثربخشی سریع و گسترده بهکار گیرد. به طور کلّی دشمن برای به نتیجه رساندن پروژه اصلی خود در این آشوب، ۷ مرحله را طراحی و برنامهریزی کرده بود:
۱. بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب به عنوان سلاح نامرئی در تحت فشار قرار دادن نظام؛ برای همین در مقاطع مختلف و در موارد متعدد (پیش از این مقطع) تلاش کرده بود تا با شکلبخشی به اعتراضات و اعتصابات مصنوعی، چنین وضعیتی را ایجاد کند. در آشوب اخیر نیز با سوء استفاده از اعتراض اقتصادی برخی صنوف، مسیر مدنی و مسالمتآمیز اعتراضات صنفی را به سمت خشونت هرچه بیشتر هدایت کرد تا به اهدافش برسد.
۲. حمله به اماکن و مقرها با هدف تخریب رینگ امنیّتی کشور که مسئولیت تأمین امنیّت عمومی جامعه را بر عهده دارند؛ همانطوری که در جنگ ۱۲ روزه نیز دشمن تلاش کرده بود با بمباران این مراکز نظیر قرارگاه ثارالله، یگان فاتب، سازمان بسیج و... به توان امنیّتی کشور آسیب بزند.
۳. کشتهسازی و بروز اقدامات خشن با هدف سوءاستفاده از عواطف و احساسات داخلی و بهرهبرداری از فشار خارجی.
۴. القای ناتوانی و ناکارآمدی نظام در مدیریت چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیّتی کشور با هدف تحریک گروهکهای ضدّانقلاب برای امکانپذیری براندازی و ایجاد ناامیدی در آحاد ملّت.
۵. عملیات سایبری و خرابکارانه علیه زیرساختهای خدماتی و متهمسازی نظام به ناکارآمدی با هدف ضربه زدن به زیست عادی جامعه و ایجاد نارضایتی در بین مردم که طبق معمول، حملات متعددی به توان زیرساختی کشور در حوزههای مالی، مخابراتی و ... صورت پذیرفت و با تلاشهای صورت گرفته در مجموعههای فنّی کشور، ناکام ماند.
۶. اتصال هسته اعتراضی به هسته تروریستی با به میدان آوردن گروهکهای تروریستی در عمق و جدار مرزی.
۷. پشتیبانی خارجی و انجام عملیات ویژه و حمله نظامی توسط آمریکا که بارها توسط مقامات رسمی این کشور اعلام و مقدمات میدانی آن فراهم شد.
در واقع دشمن، تمامی ابزارها و امکانات در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی خود را برای بالا بردن میزان اثربخشی این آشوب بهکار گرفته بود؛ تا حدّی که باز هم، مقامات رسمی غربی، برای حمایت و تحریک آشوبگران آشکارا به صحنه آمدند. براساس اظهارنظر یکی از دیپلماتهای اروپایی در یک نشست محرمانه، قرار بود «در گام اول نتیجه بخشی این مراحل، شاهد اشتعال اعتراضات، اغتشاشات و جنگ به صورت غیرمتمرکز و خارج از پایتخت، در گام دوم چرخش بحران به مرکز و پیرامون مرکز و در گام سوم، پیشروی نهایی به سمت بیرون از پایتخت باشیم. همچنین اینگونه طرحریزی شده بود که انواع دودستگی و انشقاق بین ساختاری و دستگاههای امنیّتی و ارکان حاکمیت شکل گیرد» که باز هم تیر آنها به سنگ خورد.
اگر بخواهیم این آشوب را از منظر کوتاهی زمان و گستردگی هزینهها، اعم از انسانی و غیر آن، شبکهسازی، آموزش آنلاین و پشتیبانی اطلاعاتی و رسانهای بررسی کنیم، شاید بتوانیم فرضیه مطرح شده را بپذیریم. همچنین استفاده حدأکثری دشمن از ابزار جنگ شناختی و فضای مجازی در اغفال برخی جوانان و اخلال شناختی در اذهان جامعه مبنی بر ناتوانی نظام در مدیریت امور، نقطه متمایز کننده این آشوب نسبت به موارد مشابه پیشین بود.
*رهبر انقلاب از وقایع اخیر به عنوان کودتا و شبه کودتا یاد کردند. نظر شما در این مورد چیست و تفاوتها و شباهتهای ماجرای اخیر با کودتا چیست؟
اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی (نیمه سخت و سخت) با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که اتفاقاً فتنه و آشوب دی ماه، واقعاً چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه که قبلاً در سال ۱۳۳۲ و در کودتای ۲۸ مرداد یا در چند دهه اخیر در کشورهای مختلف آسیایی و آمریکای لاتین دیدهایم. یکی از مشاوران و نزدیکان رئیسجمهور آمریکا در یک نشست به صراحت بیان داشته که «هدف کلی این است که آمریکا به جای مداخله نظامی مستقیم، روندی را تسهیل کند که به گذار به یک ایران حامی غرب بینجامد. اقدامات غیرنظامی برای نیل به این هدف با محوریت؛ ۱. تزریق منابع مالی و اطلاعاتی به نیروهای ضدّ جمهوری اسلامی ایران در داخل ایران توسط آمریکا، ۲. کمک آمریکا به سازماندهی و توانمندسازی گروههای مخالف، ۳. قراردادن قابلیتهای ارتباطی امن و حمایت لجستیکی در اختیار مخالفین توسط آمریکا، ۴. حفظ و تشدید فشار اقتصادی و ۵. همکاری بین اروپا و رژیم صهیونی برای تشکیل یک ائتلاف گذار ایران، باید سازماندهی شود.»
شواهد میدانی آشوب دی ماه هم به ما نشان میدهد که دشمن در این پروژه هم هزینههای مادّی زیادی از طریق رمز ارزها صرف کرد؛ هم تلاشهای گستردهای برای سازماندهی، شبکهسازی و هدایت نیروهای میدانی اعم از گروهکهای تروریستی و سیاسی در بستر شبکههای اجتماعی و محکومین جرائم خشن و اراذل و اوباش داخلی، مثل شعبان بیمخهای سال ۱۳۳۲ انجام داد؛ هم فشارها و تکانههای اقتصادی زیادی بر ما وارد کرد و همه اضلاع مخالف جمهوری اسلامی را نیز برای تحت فشار قرار دادن ایران متقاعد کرد.
بررسیهای اطلاعاتی نشان میدهد که دشمن مراحل زیر را برای به سرانجام رساندن چیزی شبیه کودتا در نظر گرفته بود:
۱. همزمان با اعتراضات مردمی و در لحظهای که اصناف و اقشار معترض در خیابانها هستند، شبکه رزم خیابانی سازمانیافته، با حمایت و پشتیبانی سرویسهای اطلاعاتی وارد صحنه میشوند تا با تحمیل آشوب خشن و گسترده، خارج شدن کنترل امنیّت از دست نظام را نشان دهند.
۲. یک حمله نظامی غافلگیرانه با حمایت مستقیم آمریکا، ثبات سیاسی کشور را دچار اختلال میکرد.
۳. گروهکهای تروریستی با هدف تجزیهطلبی، اقدامات ضدّامنیّتی در جدار مرزها را تشدید میکردند.
۴. پس از آن، جریان اپوزیسیون در داخل و خارج، اعلام موجودیت میکردند تا شرایط را برای به رسمیت شناختن بینالمللی آنها فراهم کنند. عرصه شناختی هم این توهم را برای برخی گروههای مخالف خارج از کشور ایجاد کرده بود که گویا آنها بدیل جمهوری اسلامی خواهند بود.
در عین حال، این شبه کودتا به دلایل زیر، امکان بروز عملیاتی نیافت و شکست خورد:
۱. تعجیل دشمن در سوء استفاده از فرصت اصلاح ارز ترجیحی و لایحه بودجه به نحوی که برخی از شبکهها و ظرفیتهای دشمن، نتوانستند آمادگی عملیاتی پیدا کنند.
۲. تنفر تاریخی ملّت ایران از چهرههای اپوزیسیون مطرح شده و بیاعتمادی عمیق به مقامات آمریکا و رژیمصهیونیستی و خشم از مواضع صریح مداخلهگرانه با کلیدواژههایی مثل «کمک در راه است».
۳. اختلاف نظر درون گروهکهای ضدّانقلاب سنتی در خصوص نحوه و زمان ورود به آشوب و عدم پذیرش محوریت سلطنتطلبها.
۴. عدم بروز شکاف سیاسی در داخل به ویژه در دولت و مجلس و نیروهای سیاسی داخلی علیرغم مواضع برخی از سران فتنه و گروههای منفور سیاسی.
۵. فاصلهگذاری نظام اسلامی میان معترضین و آشوبگران.
۶. برخورد قاطع و هوشمند دستگاههای امنیّتی و انتظامی با آشوبگران.
۷. ایستادگی جدّی دستگاههای نظامی و دیپلماتیک در مقابل زیاده خواهیها و تهدیدات نظامی روزافزون آمریکاییها.
* تحلیل شما از نقش سرویسهای امنیّتی دشمن در فتنه اخیر چیست؟ چند سرویس درگیر بودند و طرح و شیوه عمل آنان چگونه بود؟ آیا در میان دستگیرشدگان، افرادی با تابعیت دوگانه یا ارتباط سازمان یافته با سرویسهای خارجی شناسایی شدهاند؟
در این آشوب، سرویسهای اطلاعاتی، نقشی بارز و البته مؤثرتر از همه داشتند. طراحی، توزیع نقش، شبکهسازی، آموزش، پشتیبانی اطلاعاتی و حتی هدایت میدانی آشوبگران عمدتاً از طریق فضای مجازی بر عهده اینها بود. همانطوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات سپاه اشاره شد، حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی بهطور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق بهکارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیونها ربات در بستر فضای مجازی قابل توجه است.
در این رابطه یکی از مقامات امنیّتی رژیمصهیونیستی، صراحتاً به بخشهایی از برنامههای عملیاتی برای پشتیبانی اطلاعاتی و میدانی از آشوبگران در مسلح کردن برای انجام ترورهای هدفمند اشاره کرده و میگوید: «ما باید به مردم ایران کمک کنیم. به آنها اطلاعات بدهیم. بگوییم بسیج کجاست، فرماندهان کجا میخوابند. خانوادههای آنها کجا هستند. ما باید حتی به مردم اسلحه بدهیم.»
فارغ از تغییر مدل شبکهسازی سرویسها و عبور از روشهای سنتی به شکل مدرن آن در استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی که سرویس اطلاعاتی را در لایهای از امنیّت فیزیکی قرار میدهد، طبیعتاً منتسبان به سرویسها با کسب آموزشهای ویژه، کمتر به دام نیروهای امنیّتی دچار میشوند، اما در عین حال، همانطوری که پیشتر اشاره کردم، قبل از شروع بحران، روند برخورد با مرتبطین با سرویسهای امنیّتی دشمن شروع شد و تا زمان بروز آشوب هم ادامه داشت که به برخی از آنها اشاره میکنم: شناسایی، دستگیری یا بهکارگیری حدود ۴۶ نفر از افراد وابسته به سرویسهای جاسوسی دشمن، برخورد با شبکه برانداز مرتبط با خانوادههای کشتهشدگان اغتشاشات گذشته در ۹ استان، کشف حجم قابل توجهی از تجهیزات فنّی و ارتباطی و سلاحهای سرد و گرم که به زودی جزئیات آن به اطلاع مردم عزیزمان خواهد رسید، دستگیری تعدادی از آشوبگران که از طریق شبکههای مجازی، توسط سرویسهای اطلاعاتی جذب و به کارگیری شده بودند و ...
* چه شباهتها و تفاوتهایی بین روشهای خشونتآمیز این گروهها و روشهای داعش وجود دارد؟ آیا گروههای داخلی از همان ساختارهای لجستیکی یا ایدئولوژیک داعش استفاده کردهاند؟
آنچه در این ایام توسط آشوبگران تروریستی با هدایت سرویسهای غربی به وقوع پیوست، بیانگر بازتولید گونه جدید از رفتارهای داعشگونه بود. آمریکاییها به خیال موفقیت روشهای خشونتبار و رعبآور در سوریه که تأثیر آن در ایجاد هراس و هرج و مرج و رفتن یک کشور تا لبه فروپاشی عیان شد، میخواستند مجدداً به این روش متوسل شوند که متأسفانه تعدادی از شهدای مردمی و امنیّتی در این ایام، قربانی این خشونت تمام عیار شدند. از سویی دیگر مترصد بودند تا با ایجاد فضای خشن گسترده در کشور، این تلقی را ایجاد کنند که برقراری امنیّت، از کنترل خارج شده است. همچنین با توسعه نقاط درگیری و حمله به مقرهای نظامی و اماکن بیپناه مثل مساجد، حسینیهها، حتی مراکز درمانی توان نیروهای انتظامی و امنیّتی را مشغول کرده تا شرایط برای ضربه ترکیبی خارجی فراهم شود.
در این آشوب، سرویسهای غربی مشابه بهرهبرداری داعش در شستشوی مغزی برخی جوانان و وادارسازی آنان به انجام اقدامات خشن حتی با استفاده از مواد مخدر و داروهای روانگردان از جمله سوزاندن افراد، سر بریدن، مثله کردن و... وارد عمل شدند.
نکته قابل توجه اینکه اگر در سوریه و عراق، داعش با تابلو دفاع از دین، مردم را میکشت، در آشوب اخیر، به تعبیر رهبر معظم انقلاب ما با داعشی نو مواجه بودیم که اتفاقاً مردم را به جرم دینداری سر میبرید. حمله به حدود ۳۵۰ مسجد، ۲۰ حسینیه و مصلی، ۹۰ حوزه علمیه، ۶۰ دفتر امام جمعه و مراجع تقلید و... گوشهای از رفتار ضدّدین آشوبگران به شمار میرود. در کنار این موارد، آتش زدن و تخریب مغازهها، بانکها، فروشگاههای زنجیرهای، مراکز درمانی و... نشان میدهد که دشمن با بهکارگیری آشوبگران نوداعشی، در پی تسویه حساب و انتقام از مردم عزیز ایران اسلامی بود.
* به نظر میرسد کشتهسازی یکی از اهداف اصلی ماجرا بود و متأسفانه تعداد قابل توجهی نیز جان خود را از دست دادند. درباره چرایی و چگونگی اجرای این هدف توسط طراحان و عوامل میدانی توضیح بفرمایید. چه روشهایی برای افزایش تعداد کشتهها بهکار گرفته شد و چه دستورات و برنامهریزیهای خاصی برای این کار وجود داشته است؟
موضوع کشتهسازی در همه فتنههای پیشین هم مورد توجه دشمن بود، اما در این آشوب، دشمن حساب ویژهای برای کشتهسازی و کشتهگیری باز کرده بود؛ تا حدّی که موضوع «فتح تهران» و «حمله به ایران به شرط کشتار معترضین» توسط رئیسجمهور آمریکا به عنوان نوعی «اسم رمز» اعلام شد. در این باره سر پل یکی از گروهکها به یکی از عناصر میدانی خود دستور داده بود که هرچه بیشتر، نیروهای امنیّتی را تحریک به تیراندازی کنند تا تعداد کشتهها بیشتر شود و میگوید: «حتی اگر آنها این کار را نکردند، خودت اطرافیانت را بکش.»
با نگاهی اجمالی میتوان اینگونه فهمید که آشوبگران، در پروژه کشتهسازی به دنبال اهداف زیر بودند:
* جریحهدار کردن احساسات داخلی و خارجی
* ایجاد محرّکِ مشروع برای مداخله خارجی
* ایجاد رعب و واگرایی در نیروهای طرفدار نظام اعم از مردم و نیروهای انتظامی و امنیّتی
* مقابل هم قرار دادن مردم و نظام
بر اساس همین طراحی نیز، از همان ابتدا، موضوع به اصطلاح «کشتار مردم» بهعنوان ترجیعبند سخنان مقامات رسمی و رسانههای منتسب به دشمن مطرح و پیگیری شد. در میدان هم «نیروهای آشوبگر ارزان قیمت، امّا خشن» با حمله به مقرهای انتظامی و نظامی و آگاهی از تبعات این تصمیم، برخی از معترضین را قربانی این دستور سرویسی کردند. شلیک نزدیک از پشت و با استفاده از صدا خفهکن، کشتار با سلاحهای نامتعارف مانند سلاح شکاری و سلاح سرد از این نمونه است. حتی در موارد متعددی، این کشتار توسط خود آشوبگران با سنگ، قمه و حتی سلاح جنگی و بعضاً در مناطقی غیر از محل آشوب صورت گرفته است که علیرغم خویشتنداری نیروهای انتظامی و امنیّتی در استفاده از سلاح گرم (حتی به قیمت شهادت و زخمی شدن نیروها) و تیراندازی صرفاً با هدف حفاظت و صیانت از مقرهای نظامی و انتظامی، تعدادی از شهروندان عزیزمان، قربانی مطامع دشمن و پیاده نظامش در خیابانها شدند.
منبع : باشگاه خبرنگاران

















































